۱۴۰۵-۰۴-۰۴ | ۰۸:۵۹
اصلاح از نگاه امام حسین(ع)؛ بازگرداندن امت به مسیر رسول خدا(ص) + ویدئو

عضو هیئت علمی دانشگاه قم بیان کرد

اصلاح از نگاه امام حسین(ع)؛ بازگرداندن امت به مسیر رسول خدا(ص) + ویدئو

قم (ایسنا) - عضو هیئت علمی دانشگاه قم گفت: از نگاه امام حسین (ع)، بزرگ‌ترین انحراف، انحراف امت از مسیر رسول خدا (ص) است؛ بنابراین اصلاح این وضعیت را وظیفه خود می‌دانند. وقتی امت در مسیر اشتباه قرار بگیرد، امام باید وارد میدان شود و جامعه را به مسیر صحیح بازگرداند.

محرم، ماه بازخوانی بزرگ‌ترین حماسه تاریخ اسلام است؛ ماهی که هر سال بار دیگر پرسش از چرایی قیام امام حسین(ع) و پیام‌های ماندگار عاشورا را پیش روی جامعه قرار می‌دهد. در این ایام، تحلیل اهداف نهضت حسینی و نسبت آن با مفاهیمی چون اصلاح، امر به معروف و حفظ دین، بیش از هر زمان دیگری مورد توجه پژوهشگران و اندیشمندان قرار می‌گیرد.

در بخش نخست این گفت‌وگو، احمد بهشتی‌مهر با تبیین تفاوت میان اهداف غایی و اهداف میانی نهضت عاشورا، تأکید کرد که قیام امام حسین(ع) را باید در چارچوب تحقق غرض الهی و حفظ مسیر دین تحلیل کرد.

وی با بیان اینکه تشکیل حکومت، امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت، اهدافی میانی در این مسیر به شمار می‌روند، بر ضرورت فهم نگاه کلان امام حسین(ع) تأکید داشت. در ادامه این گفت‌وگو، عضو هیئت علمی دانشگاه قم به نسبت میان اصلاح‌گری و نهضت حسینی، تفاوت شرایط عصر معاویه و یزید و معیار تشخیص اصلاح از انحراف در اندیشه اسلامی می‌پردازد که متن آن را می‌خوانیم:

ایسنا: امام حسین(ع) در دوران معاویه قیام نکردند، اما در برابر یزید دست به قیام زدند. تفاوت شرایط این دو دوره چه بود که چنین تصمیم متفاوتی را رقم زد؟

اگر امام حسین (ع) در مدینه می‌ماندند، مشغول تبلیغ دین، آموزش قرآن و تربیت شاگردان می‌شدند که همگی کارهای بسیار ارزشمندی بودند. اما زمانی که هدف کلان توسط جریانی مثل یزید در حال نابودی و آسیب ریشه‌ای بود، دیگر با آن اقدامات میانی نمی‌شد آن هدف کلان را نجات داد. در چنین شرایطی، تنها راه برای صیانت از دین و بازگرداندن جامعه به مسیر حق، قیام بود.

تمام اقدامات امام حسین در راستای تحقق هدف واحد الهی است و این‌ها را نباید رسالت اصلی تلقی کرد، بلکه رسالت‌های میانی‌اند؛ هرچند در ظاهر، افعال بدی هم نیستند. عین همین ماجرا را ما در مسیر حرکت اباعبدالله الحسین (ع) از ناحیه دیگران نیز می‌بینیم. برای مثال، در مکه عده‌ای از حاجیان می‌خواهند اعمال حج خود را انجام دهند، اما امام حسین (ع) مسیرشان را از آن‌ها جدا می‌کند و به‌سوی کربلا حرکت می‌کنند. کسانی هم که با امام حسین (ع) همراه نمی‌شوند، الزاماً دنبال فسق و فجور نمی‌روند؛ بلکه مشغول انجام حج‌اند.

اگر همین حج در راستای آن رسالت اصلی قرار نگیرد، دیگر ارزش حقیقی خود را از دست می‌دهد. یا وقتی امام از انسان چیزی می‌خواهد، اما او به بهانه انجام ندادن آن، برود و بنشیند نماز بخواند، روزه بگیرد یا قرآن تلاوت کند، کاری که انجام می‌دهد در ظاهر کار بدی نیست؛ اما چون در راستای هدف اصلی آن ولیّ خدا قرار نمی‌گیرد، از ارزش تهی می‌شود. این نماز خواندن، این حج انجام دادن، دیگر ارزش واقعی ندارد؛ چون انسان به بهانه یک هدف فرعی، هدف اصلی را قربانی کرده است.

امام حسین (ع) نمی‌خواهد هدف اصلی خلقت قربانی شود؛ و این هدف، امروز با حکومت فردی مانند یزید در حال قربانی شدن است. گرچه پیش از این معاویه حکومت می‌کرد، اما هنوز امکان جریان داشتن هدف اصلی خلقت وجود داشت؛ از همین رو امام حسن (ع) قیام نکردند و خود امام حسین (ع) نیز در زمان معاویه قیام نکردند.

در صلح امام حسن(ع) با معاویه، دین خدا به رسمیت شناخته شده بود، رفتارهای دینی تعیین شده بود و کسی حق نداشت برخلاف سنت پیامبر (ص) رفتار کند. این‌ها همان چارچوب‌ها و دستورهای کلی بود. اما با آمدن یزید، همه این پایه‌ها سست شد؛ گویی ستون‌ها فرو ریخت و دیگر آن بنیان باقی نماند. از این‌رو امام حسین (ع) باید حرکتی تازه را آغاز می‌کرد و اصلاح را در محور دین پدید می‌آورد.

ایسنا: آیا صرف ادعای اصلاح‌گری می‌تواند یک حرکت را مشروع کند یا اینکه اصلاح در مکتب امام حسین(ع) دارای شاخص‌ها و معیارهای مشخصی است؟

طبیعتا یزید خود را مصلح می‌دانست. کسانی هم که در سپاه یزید بودند، گمان می‌کردند برای اصلاح آمده‌اند. در مقابل، کسانی که در سپاه امام حسین (ع) قرار داشتند نیز خود را در مسیر اصلاح می‌دیدند. حتی کسانی که در آن زمان به حج می‌رفتند، در پی اصلاح خود بودند. آن‌هایی هم که حج را رها کردند و به سپاه امام حسین (ع) پیوستند، در حقیقت به دنبال نوعی اصلاح بودند.

هر کدام از این جریان‌ها اصلاح را در راستای هدفی تعریف می‌کنند که خود برای زندگی و جامعه طراحی کرده‌اند، و چون اهداف کلان آن‌ها با یکدیگر متفاوت است، حرکت‌های اصلاحی‌شان نیز با هم تعارض پیدا می‌کند. برای مثال، اگر شما هدف خود را «الف» بدانید، هر چیزی که شما را از «الف» دور کند انحراف است و هر چیزی که شما را به آن نزدیک کند اصلاح محسوب می‌شود. اما اگر فرد دیگری هدف خود را «ب» بداند، برای او هر چیزی که از «ب» دورش کند انحراف است و هر چیزی که او را به «ب» نزدیک کند اصلاح خواهد بود.

اصلاحی که در راستای اهداف امام حسین(ع) باشد، اصلاح حسینی است، در جهان اندیشه‌های مختلفی وجود دارد. برخی اصلاحات را در چارچوب مارکسیسم تعریف می‌کنند، برخی در چارچوب لیبرالیسم؛ کسانی که به لیبرالیسم معتقدند، اگر احساس کنند جامعه از مسیر لیبرالی دور شده، تلاش می‌کنند آن را دوباره به همان مسیر بازگردانند و خود را اصلاح‌گر می‌دانند. در مقابل، کسانی نیز هستند که جامعه را از اهداف دینی منحرف می‌بینند و تلاش می‌کنند آن را به مسیر دین بازگردانند؛ این‌ها اصلاح‌گران دینی‌اند.

بنابراین، هر کسی می‌تواند بر اساس اندیشه و مبنای فکری خود اصلاح‌گر باشد. برای نمونه، گاندی نیز اصلاح‌گر بود، اما اصلاح‌گر اسلامی نبود؛ زیرا هدف او تحقق اسلام در هند نبود، بلکه به دنبال آزادی و رهایی از استعمار و ستم بود. اصلاحات او در راستای آزادی و استقلال سیاسی کشورش تعریف می‌شد. پس اصلاح، کاملاً وابسته به آن هدف و طرح کلانی است که انسان برای زندگی و فعالیت‌های خود تعریف می‌کند. هر چیزی که انسان را به آن هدف نزدیک کند اصلاح است و هر چیزی که او را از آن دور کند انحراف است.

برای فهم سخن از اصلاح، ابتدا باید مشخص شود که چه چیزی انحراف تلقی می‌شود و طبیعتا چه چیزی اصلاح به شمار می‌آید. از نگاه امام حسین (ع)، بزرگ‌ترین انحراف، انحراف امت از مسیر رسول خدا (ص) است؛ بنابراین اصلاح این وضعیت را وظیفه خود می‌دانند. وقتی امت در مسیر اشتباه قرار بگیرد، امام باید وارد میدان شود و جامعه را به مسیر صحیح بازگرداند.

اگر جامعه در مسیر درست باشد و تنها چند نفر دچار خطا شوند، در آن صورت امام قیام عمومی نمی‌کند، بلکه همان افراد را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و تلاش می‌کند آنان را هدایت کند. از این منظر، در رسالت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ابتدا ادامه رسالت پیامبر و نبوت را می‌بینیم، و سپس رسالت الهی امامت را؛ امام حسین (ع) نه فقط قیام خود، بلکه همه رفتارها و حرکت‌های خود را در چارچوب همان هدف کلی تحلیل می‌کند. جریان امامت پس از ایشان نیز در همین مسیر ادامه می‌یابد؛ از امام سجاد (ع) تا امام باقر (ع)، امام صادق (ع) و دیگر ائمه یک حقیقت نهایی را دنبال می‌کنند.

گاهی آن حقیقت دچار انحراف سیاسی می‌شود و امام اقدام سیاسی می‌کند؛ گاهی جامعه دچار انحراف اخلاقی می‌شود و اصلاح اخلاقی در دستور کار قرار می‌گیرد؛ و گاهی جامعه نیازمند بنیان‌های معرفتی و علمی است. در چنین شرایطی، امامانی مانند امام صادق (ع)، امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) به تبیین معارف دین و تقویت پایه‌های معرفتی جامعه می‌پردازند؛ همان چیزی که امروز  مقام معظم رهبری شهید آن را جهاد تبیین نامیدند.  

حتی ممکن است در دوره‌ای مردم جامعه به این نتیجه برسند که آسیبی که آن هدف اصلی را تهدید می‌کند، مثلاً مسائل اقتصادی است؛ در این صورت اصلاحات اقتصادی اهمیت پیدا می‌کند. اگر جامعه گرفتار اسراف، مصرف‌گرایی یا تجمل‌گرایی شود، وظیفه اصلاح‌گر آن است که در برابر این انحراف‌ها بایستد و جامعه را به مسیر صحیح بازگرداند.

در زمان امام حسین (ع) نیز انحراف جامعه از جهات مختلف رخ داده بود و حضرت در سخنان مختلف خود به ابعاد گوناگون آن اشاره کردند. اما در یک جمع‌بندی نهایی، شاید بتوان همه این مطالب را در همان جمله معروف خلاصه کرد که در آخرین سخنرانی رهبر شهیدمان نقل شد مثلِ من با مثلِ یزید جمع نمی‌شود، زیرا هدف من با هدف یزید کاملاً متفاوت است.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها