به گزارش ایسنا، به انگیزه ایام سوگواری تاسوعا و عاشورا، بخشی از مشکلات تعزیه و گرفتاریهای فعالان این شاخه هنری را مرور میکنیم.
اهل فن، تعزیه را ترکیبی از سه هنر ادبیات، موسیقی و نمایش میدانند که در بستر معماری تکیهها به یک هنر مستقل تبدیل شده است اما نکتهای که بخش بزرگی از تعزیهخوانان حرفهای به آن اشاره دارند، وجود بعضی تحریفهاست که هم اصالت تعزیه را خدشهدار میکند و هم موجبات دوری نسل جوان را از این هنر فراهم میآورد. جالب اینجاست که به باور بعضی پژوهشگران، تعزیه خود برای مقابله با برخی فرقهگراییها رشد و گسترش یافت و حال آنکه همین هنر، خود، گاهی قربانی تحریفها میشود.

خرافات، به تعزیه آسیب میزند
اسماعیل مجللی، مولف کتاب «شبیهنامه» و از تعزیهخوانان خطه لرستان پیشتر یادآوری کرده که یکی از مهمترین اهداف تعزیه، ترویج و تثبیت مذهب تشیع بود. در آن دوران (قاجاریه)، مذهب شیعه با چالشها و تهدیدهایی از جمله فعالیت فرقههای انحرافی و جریانهای مذهبی مخالف مواجه بود و تعزیه به عنوان ابزاری فرهنگی و هنری برای مقابله با این تهدیدها مورد استفاده قرار گرفت.
به گفته او، تعزیه نقش مهمی به عنوان یک رسانه عمومی ایفا میکرد. در دورهای که رسانههای جمعی به معنای امروزی وجود نداشتند و سطح سواد عمومی پایین بود، تعزیه بهترین ابزار برای انتقال پیامها، ارزشها، رویدادها و حتی نقدهای اجتماعی به شمار میرفت. بسیاری از مسائل و دغدغههای جامعه آن روزگار را میتوان در متن نسخههای تعزیه مشاهده کرد.
اما غلامحسین شهری، پیشکسوت موسیقی تعزیه در خراسان رضوی، سالها پیش با تاسف از راهیابی بعضی خرافهگراییها به تعزیه گفته بود: متأسفانه گاهی خرافات به این هنر مقدس رخنه میکند که آسیبزاست. تعزیه باید آیینه تمامنمای واقعیت باشد و ما نباید چیزی را که با شأن اهلبیت(ع) همخوانی ندارد، به این هنر فاخر نسبت دهیم. مهمترین وظیفه ما این است که دروغ به ساحت اهلبیت(ع) بسته نشود. ما ذاکر امام حسین(ع) هستیم و این جامه، حرمت و مسئولیت دارد. اگر تعزیه تنها به ظواهر محدود شود و پیامی در آن نهفته نباشد، تأثیر معنوی خود را از دست خواهد داد.
او، راهکار احیای این سنت را در کارهای فرهنگی عمیق دانسته و گفته بود: اگر میخواهیم فرهنگ عاشورا به درستی به نسلهای آینده منتقل شود، باید در خوانندگی، موسیقی و نحوه اجرا، وسواس و دقت به خرج دهیم. نسل جوان باید با اصالت تعزیه آشنا شود تا این هنر مقدس را دستمایه سطحینگری قرار ندهد. ما همواره کوشیدهایم تعزیه فراتر از یک نمایش باقی بماند و حامل پیامی عمیق باشد. امیدوارم این خدمت ناچیز، مقبول درگاه حق و مورد رضایت سیدالشهدا (ع) قرار گیرد.

محمد بخشینیا دیگر تعزیهخوان پیشکسوت نیز سالها پیش در این زمینه هشدار داده بود که شاعران و میرزاهای قدیم گاهی مطالبی دربارهی واقعهی عاشورا نوشتهاند که صحت ندارد و بیشتر برای درآوردن گریه شنونده خوانده میشود. متاسفانه در برخی نسخههایی که برای تعزیه یا مداحی در ایام محرم استفاده میشود، شعرهایی نوشته شده که واقعیت ندارد، با این حال تلاش میشود این اشتباهات تصحیح شود.
نبود مکانی برای نگهداری وسایل تعزیه
نبود مکانی برای نگهداری وسایل و ادوات تعزیه، دیگر مشکلی است که هم تعزیهخوانان بارها نسبت به آن هشدار دادهاند و هم به دلیل بیتوجهیها، بخشی از این میراث ارزشمند که در خانههای شخصی تعزیهخوانان نگهداری میشود، در معرض آسیب جدی است.
زندهیاد هاشم فیاض، یکی از بزرگان تعزیه، وسایل و نسخههای ارزشمندی از این هنر دست داشت که مانند بسیاری دیگر از وسایل و لباسهای تعزیه، جایی برای نگهداری آنها وجود نداشت.

ناصر تقوایی که به واسطهی ساخت مستند «تعزیه حر» برای ثبت این هنر در یونسکو با او آشنا شده بود، پس از درگذشت وی در گفتوگویی با ایسنا گفته بود: فیاض علاوه بر تخصص خاصی که درهنر تعزیهخوانی داشت، مجموعهی گرانبهایی از وسایل تعزیه را هم جمعآوری کرده بود که خیلی ارزشمند بود و من هم خیلی دوست داشتم از این مجموعه در فیلم خود استفاده کنم، هر چند که واقعا حیفم میآمد که این مجموعه باارزش به مرور از بین برود. به همین دلیل هم به پیشنهاد خودش به میراث فرهنگی مراجعه کردم تا این وسایل را از فیاض خریداری کنند، ولی درنهایت به دلیل علاقه و عشقی که این پیرمرد به مجموعه وسایلش داشت از این کار چشم پوشی کردیم، چون واقعا دلم نمیخواست که در این سن وسال او را از علایقش و وسایلی که طی سالیان سال با آنها مانوس شده است دور کنم.»

هاشم فیاض به عنوان یکی از بزرگترین اسبابداران و جامهداران تعزیه به شمار میآمد و با گردآوری ۲۵۰ عنوان نسخه تعزیه و ملزومات و تکنیکهای اجرایی آنها، با روشهای اجرا و موسیقی تعزیه آشنایی داشت.
پس از درگذشت او لاله تقیان، پژوهشگر تعزیه بارها نسبت به حفظ میراث این تعزیهخوان بزرگ هشدار داد اما در نهایت، اقدامی جدی برای سر و سامان دادن به این گنجینه انجام نشد.
اما به جز هاشم فیاض، چهرههای فرهنگی دیگری هم بودند که میراث ارزشمندی در اختیار داشتند و به دلیل نبود موزه یا دپارتمان تعزیه، وسایل آنان بعد از درگذشتشان در معرض نابودی قرار گرفت.
جابر عناصری که بیشتر بهواسطه پژوهش در حوزه تعزیه شناخته میشد، نسخههای مختلفی از مجلسهای تعزیه را جمعآوری میکرد اما به گفته لاله تقیان، بعد از درگذشتش مشخص نشد که آنها کجا نگهداری میشدند در حالیکه این نسخهها ارزش داشتند چون جزو میراث فرهنگی ما محسوب میشوند.
در حال حاضر هم مهدی دریایی، تعزیهخوان اهل اراک دیگر هنرمندی است که بیش از ۳ هزار قطعه و اداوات تعزیه، نسخه و البسه را در منزل پدری خود نگهداری میکند و حال آنکه حفظ و نگهداری این حجم از وسایل، نیازمند تجهیزاتی است که اشخاص حقیقی در اختیار ندارند و به همین سبب تعدادی از البسه در معرض بیدزدگی هستند. همه اینها موید این نکته است که بدون راهاندازی موزه تعزیه، نمیتوان وسایل و البسه این هنر را تا مدتی طولانی نگهداری کرد و اگر تدبیری برای این کار نداشته باشیم، در نهایت این میراث ارزشمند در خانههای تک تکهنرمندان تعزیه از بین خواهد رفت.
نداشتن جا و مکان ثابت
دیگر مشکلی که تعزیهخوانان بارها از آن گِله داشتهاند، نبود مکانی ثابت برای اجرای تعزیه است. همواره از بزرگان و فعالان تعزیه شنیدهایم که برخلاف تصور رایج، تعزیه تنها هنری ویژه ایام محرم و صفر نیست بلکه به تعداد روزهای سال، نسخههای تعزیه موجود است ولی دریغ از وجود مکانی که بتوان در سراسر سال از آن برای اجرای تعزیه استفاده کرد در حالیکه این هنر میتواند به عنوان جاذبه گردشگری هم مورد توجه گردشگران به ویژه گردشگران خارجی باشد.
افسوس ناصر تقوایی از بیتوجهی به تعزیه
به عنوان حسن ختام این گزارش مروری داریم بر سخنان ناصر تقوایی که با ساخت مستند«تمرین آخر، تعزیه حر دلاور» در ثبت جهانی تعزیه به نام ایران کمک کرد.
تقوایی که سال ۹۲ همزمان با جلسه اکران وپرسش و پاسخ فیلم «تمرین آخر» در خانه هنرمندان ایران حاضر شده بود، از کمتوجهی تلویزیون به تعزیه اندوهگین شده و گفته بود: «هیچ حمایتی از تعزیه نمیشود و در برخی موارد با آن مقابله هم میشود و تکیههایی که محل اجرای این نوع نمایشها هستند، رها شدهاند. هنگامی که این فیلم تهیه شده بود دو بار در جشنواره فجر همان سال به نمایش گذاشته شد. بعد از نمایش اول تعدادی از تهیهکنندگان تلویزیون برای خرید این فیلم به من مراجعه کردند که من هم از این موضوع استقبال کردم تا حداقل قسمتی از هزینه آن برای سازمانی که این فیلم را ساخته است، جبران شود، اما در اجرای دوم که در جشنواره نشان داده شد، یکی از آن تهیهکنندهها نزد من آمد، عذرخواهی کرد و گفت، تلویزیون با اجرای تعزیه مخالفت کرده است و از آن روز به بعد نمایش تعزیه از تلویزیون ممنوع شد و من دلایل این حرکتهای برعکس را نمیفهمم.»
تقوایی با اشاره به اینکه «نمایش یک هنر زنده است و بسیاری از هنرها نتوانستهاند دوام بیاورند اما نمایش یک هنر باستانی است که در کنار مدرنیته دوام پیدا کرده، درباره تکیهها گفته بود: «تکیهها همیشه زود ساخته میشوند و تکیههای تابستانی یا زمستانی از طریق یک دیوار از هم جدا شدهاند که معمولا در حاشیه کویر از این تکیهها بسیار دیده میشود. تنها تکیهای که طراحی ویژهای دارد تکیه زواره است که در کنار مسجدی طراحی شده که آن هم معماری غریبی دارد که بدون گلدسته هم است و هنگامی که از آن مسیر به سمت یزد و کرمان میروید هر شهر یک سالن نمایش برای خودش دارد. در حالی که امروز هر شهری برای خودش یک سالن نمایش ندارد و نمایشی که گروهی جانشان بالا میآید تا ساخته شود و حداقل میتواند به مدت یک سال در شهرهای مختلف اجرا شود، تنها در یک شهر اجرا میشود. گناه مردمی که در تهران زندگی نمیکنند، چیست؟ تئاتر، تعزیه و حتی سینماهای ما رونق نمیگیرد تا هنگامی که سالنهای متفاوت برای مردم ساخته شود. ما صدها فیلم تولید میکنیم که جایی برای فروش آن نداریم. مردم به سالنهای فرسودهای که هر زمان ممکن است سقفش خراب شود، نمیروند.»

انتهای پیام
