به گزارش ایسنا، برخی دانشمندان مسیر زندگی خود را بر اساس یک اتفاق یا یک روایت علمی انتخاب میکنند. برای حسین بهاروند، این نقطه آغاز، مطالعه داستان آزمایش مشهور هانس اشپیمان، جنینشناس آلمانی و برنده جایزه نوبل، در کتاب زیستشناسی دوران دبیرستان بود. همان زمان تصمیم گرفت وارد دنیای جنینشناسی شود؛ تصمیمی که سالها بعد او را به یکی از شناختهشدهترین پژوهشگران حوزه سلولهای بنیادی در ایران و جهان اسلام تبدیل کرد.
حسین بهاروند متولد ششم اسفند ۱۳۵۰ در اصفهان است. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در خانوادهای پرجمعیت سپری کرد و از همان سالها با کار و تلاش آشنا شد. به گفته خودش، از دوران ابتدایی تا دانشگاه در مشاغلی مانند کشاورزی، بنایی و دستفروشی فعالیت میکرد تا بتواند هزینه کتابها و لوازم تحصیل خود را تأمین کند.
بهاروند پس از تحصیل در رشته زیستشناسی دانشگاه شیراز، دوره کارشناسی ارشد زیستشناسی تکوینی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراند و در نهایت مدرک دکتری زیستشناسی سلولی و تکوینی را از دانشگاه خوارزمی دریافت کرد. اما نقطه عطف زندگی حرفهای او حضور در پژوهشگاه رویان و همکاری با مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی بود؛ همکاریای که زمینه ورود ایران به عرصه تحقیقات سلولهای بنیادی را فراهم کرد.
پس از بازگشت از یک دوره مطالعاتی در استرالیا، بهاروند برنامه تولید سلولهای بنیادی را در پژوهشگاه رویان آغاز کرد. او و همکارانش در سال ۱۳۸۲ برای نخستین بار در کشور موفق به تولید سلولهای بنیادی رویانی موش و انسان شدند و چند سال بعد نیز فناوری تولید سلولهای بنیادی پرتوان القایی را در ایران توسعه دادند؛ دستاوردی که پایه بسیاری از تحقیقات پزشکی بازساختی در کشور شد.
امروز نام بهاروند با سلولهای بنیادی و پزشکی ترمیمی گره خورده است. او بیش از ۳۵۰ مقاله علمی بینالمللی منتشر کرده که هزاران بار مورد استناد قرار گرفتهاند و شاخصهای علمسنجی او را در سطح جهانی قرار دادهاند. همچنین عضویت در هیأت تحریریه نشریات معتبر علمی، ثبت اختراع در آمریکا و راهاندازی شرکتهای دانشبنیان از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
اما دلیل اصلی انتخاب او به عنوان یکی از برگزیدگان جایزه مصطفی(ص) در سال ۱۳۹۸، پژوهشهای پیشگامانه در حوزه سلولدرمانی بود. بهاروند و گروه تحقیقاتی او تلاش کردهاند با استفاده از سلولهای بنیادی، راهکارهایی برای درمان بیماریهای مزمن و ناتوانکننده مرتبط با افزایش سن ارائه دهند.
یکی از مهمترین این پروژهها، توسعه روشهای سلولدرمانی برای بیماری پارکینسون است. پژوهشگران رویان توانستهاند از سلولهای بنیادی رویانی انسان، سلولهای پیشساز دوپامینرژیک تولید کنند؛ سلولهایی که در صورت از بین رفتن، زمینه بروز بیماری پارکینسون را فراهم میکنند. آزمایش این سلولها در مدلهای حیوانی نتایج امیدوارکنندهای داشته و بهبود قابل توجهی در عملکرد حرکتی بیماران حیوانی مشاهده شده است.
دستاورد مهم دیگر این گروه، ارائه روشهایی برای درمان تباهی لکه زرد چشم یا دژنراسیون ماکولا است؛ بیماریای که یکی از مهمترین عوامل نابینایی در سالمندان محسوب میشود. بهاروند و همکارانش موفق شدند سلولهای بنیادی را به سلولهای شبکیه چشم تبدیل کنند و راه را برای درمانهای نوین در این حوزه هموار سازند.
این پژوهشها باعث شد جایزه مصطفی(ص) به دلیل نقش مؤثر بهاروند در توسعه فناوری سلولهای بنیادی و کاربرد آن در درمان بیماریهای صعبالعلاج به وی اعطا شود. جایزهای که به عنوان معتبرترین جایزه علمی جهان اسلام شناخته میشود و به دانشمندانی تعلق میگیرد که دستاوردهای آنان تأثیر قابل توجهی بر پیشرفت علم و زندگی بشر داشته است.
با وجود موفقیتهای علمی، بهاروند همچنان بر اهمیت تلاش مستمر و یادگیری از طبیعت تأکید دارد. او معتقد است پیشرفت علمی نتیجه حرکت تدریجی، صبوری و عبور از چالشها است؛ نگاهی که شاید راز تبدیل شدن یک دانشآموز علاقهمند به زیستشناسی به یکی از چهرههای برجسته علم سلولهای بنیادی در جهان اسلام باشد.
سلولهای بنیادی و درمان پارکینسون
یکی از مهمترین حوزههای فعالیت حسین بهاروند، تلاش برای توسعه روشهای نوین درمان بیماری پارکینسون با استفاده از سلولهای بنیادی است؛ بیماریای که میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند و هنوز درمان قطعی برای آن وجود ندارد.
به گفته پژوهشگران، مغز را میتوان به واحد پردازش مرکزی یک رایانه تشبیه کرد؛ سیستمی پیچیده که عملکرد صحیح تمام بخشهای بدن به آن وابسته است. در این میان، مادهای شیمیایی به نام «دوپامین» نقش کلیدی در کنترل حرکت، حافظه، توجه، انگیزه و بسیاری از عملکردهای عصبی ایفا میکند.
بیماری پارکینسون زمانی بروز میکند که نورونهای تولیدکننده دوپامین در بخشی از مغز موسوم به «توده سیاه» به تدریج از بین میروند. نتیجه این فرایند، بروز علائمی مانند لرزش اندامها، اختلال در حرکت، مشکلات گفتاری و کاهش کیفیت زندگی بیماران است. در حالی که درمانهای رایج مانند دارودرمانی یا تحریک عمقی مغز عمدتاً بر کنترل علائم بیماری تمرکز دارند، بهاروند و گروه تحقیقاتی او در پژوهشگاه رویان رویکرد متفاوتی را دنبال کردهاند؛ رویکردی که هدف آن ترمیم ریشهای بافت آسیبدیده مغز است.
در این روش، سلولهای بنیادی به نورونهای دوپامینساز تبدیل میشوند تا بتوانند جایگزین سلولهای از دسترفته در مغز بیماران شوند. این فناوری که از آن با عنوان «سلولدرمانی» یاد میشود، یکی از امیدوارکنندهترین مسیرهای درمانی در پزشکی بازساختی به شمار میرود.
با این حال، دستیابی به چنین هدفی با چالشهای علمی متعددی همراه است. یکی از مهمترین دغدغهها، اطمینان از تمایز صحیح سلولهای بنیادی به نورونهای دوپامینساز و جلوگیری از رشد کنترلنشده سلولها یا تشکیل تومور است.
گروه تحقیقاتی بهاروند برای حل این مشکل، پژوهشهای گستردهای را در زمینه شناسایی دقیق سلولهای مطلوب انجام داده است. در یکی از این مطالعات، پژوهشگران از ژنی به نام LMX1A به عنوان نشانگر اختصاصی نورونهای دوپامینساز استفاده کردند. آنها با اتصال یک پروتئین فلورسنت سبزرنگ به این ژن، توانستند سلولهای مورد نظر را بهطور دقیق شناسایی و ردیابی کنند. این پژوهشها به شناسایی نشانگر دیگری به نام CNTN2 نیز منجر شد که امکان جداسازی و خالصسازی دقیقتر سلولهای دوپامینساز را فراهم میکند. پس از جداسازی این سلولها، آنها به مدلهای حیوانی مبتلا به پارکینسون پیوند زده شدند.
نتایج آزمایشها نشان داد که پس از پیوند، میزان دوپامین در مغز حیوانات افزایش یافته و اختلالات حرکتی آنها به شکل قابل توجهی بهبود پیدا کرده است؛ یافتهای که میتواند گام مهمی در مسیر توسعه درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی برای بیماران مبتلا به پارکینسون باشد.
بهاروند معتقد است آینده پزشکی در گرو فناوریهای بازساختی و سلولدرمانی است؛ فناوریهایی که به جای کنترل موقت علائم بیماری، به دنبال بازسازی بافتهای آسیبدیده و بازگرداندن عملکرد طبیعی اندامها هستند. اگرچه هنوز مسیر طولانی تا درمان قطعی پارکینسون باقی مانده است، اما نتایج این تحقیقات امیدهای تازهای را برای میلیونها بیمار در سراسر جهان ایجاد کرده است.
دستاوردهایی از این دست بود که نام حسین بهاروند را در میان برجستهترین پژوهشگران جهان اسلام قرار داد و جایزه مصطفی(ص) را برای او به ارمغان آورد؛ جایزهای که از آن به عنوان معتبرترین نشان علمی جهان اسلام یاد میشود.
انتهای پیام
