شب عاشورا در حرم غوغا بود، پرچم مشکی و عزاداری گنبد با پرچمی قرمز که بر روی آن «یا حسین(ع)» نوشته شده بود، جایگزین شد؛ بر اساس سنت عرب، پرچم سرخ نشاندهنده خونخواهی ناتمام برای شهید مظلوم است و این پرچم اعلام میکند که انتقام خون امام حسین(ع) هنوز گرفته نشده و جنگ حق علیه باطل ادامه دارد، تا زمان ظهور امام مهدی(عج) که منتقم خون کربلا از راه برسد، آری ما هزار و چهارصد سال است که به دنبال خونخواهی حسینیم(ع).
پس از فریضه مغرب و عشا حرکت دستههای عزاداری شروع شد، خادمان محل عبور هیئات را مشخص کردند و مردم از پشت نردهها چشم به راه نوا و عزای حسین(ع) بودند، دستههای عزاداری مسافتی طولانی را طی میکردند تا برای عرض تسلیت به محضر بانوی کرامت برسند، هر هیئت و دسته عزاداری پس از رسیدن به حرم رو به روی صحن آینه کاری شده و ضریح حضرت میایستادند و به عزاداری میپرداختند، گویا عزاداران غمشان با یک شرمساری در آمیخته شده بود، با دلی غمگین و سری پایین به دختر علی ابن ابی طالب(ع) تسلیت میگفتند.
هیئتی از سرزمین کربلا رسید، تمثالی از کشتی امام حسین(ع) را با خود حمل میکردند، چراغهایی به رنگ قرمز و سبز بر روی آن کشتی سوار بود و ای کاش لیاقت سوار شدن در کشتی نجات حسین(ع) را داشته باشیم، اعزای این هیئت کفن پوش بودند و این گونه آمادگی خود را برای انتقام خون امامشان اعلام میکردند، ای کاش حسین(ع) نیز کفن داشت اما در عاشورا چیزی جز خاک کربلا برای حسین(ع) و یارانش باقی نمانده بود و چقدر شیعه درباره واقعه عاشورا حسرت به دل دارد.
سوز نوحهخوانی ترکی را نمیتوان فراموش کرد، مراسمشان شاه حسین گویان بود و با چوبهایی که در دست داشتند شاخسِی واخسِی (شاه حسین، وای حسین) میگفتند، ما با هر زبان و قومیتی برای اباعبدالله(ع) عزاداری میکنیم. دختری پنج ساله که چادر کشی بر سر داشت، جلوتر از همه پشت نردهها نشسته بود، گوشی مادرش را در دست گرفته بود و از عزاداری هر هیئتی فیلم میگرفت و خواهرش که پشت سرش نشسته بود به او میگفت لازم نیست از هر عزاداری عکس و فیلم بگیری اما به نظر میرسید که دختر احساس میکند تصویربردار حرم بانوی کرامت است و باید به نحو احسن وظیفه خود را انجام دهد.
صدای عزاداریها با طبل، شیپور، دمام و سنج همزمان احساسات بسیاری را به فضا میبخشید؛ لحظهای غم بود و حماسه و لحظهای خشم بود و غرور، غم به یاد عزای عاشورا، حماسه به یاد امام حسین(ع) و یارانش، خشم و بغض به دشمنان اباعبدالله(ع) و غرور برای ایستادگی و مقاومت بازماندگان واقعه کرب و بلا؛ چقدر شهید آوینی عاشورا را زیبا تحلیل میکند: «گفتم ای کاش عاشورا نگذشته بود و میخواستم بگویم که اگر ما سال ۶۱ هجری قمری و عزیز زهرا، حسین بن علی(ع) را درک میکردیم، صحرای کربلا چهره دیگری میافت، اما به یادم افتاد که اگر آن روز سیدالشهدا(ع) مظلومانه و غریبانه، سر و جانِ پسر و برادر و همه چیز خود را در راه حق نداده بود، امروز نه سخنی از حق بر جای مانده بود و نه ما وجود میافتیم. برادر! جایی برای ای کاشها و اگرها باقی نمانده است، عاشورا هنوز نگذشته و کاروان کربلا هنوز در راه است. اگر تو را هوس کربوبلاست، بسمالله.»
عشق حسین ما را مقاوم کرده است
حال به صبح روز عاشورا رسیدیم و فضا همان فضا است و عاشقان و عزاداران همان! اما گرمای هوا و تابش پر نور آفتاب بر حال و هوای مراسم افزوده است، مردان بیرون از حرم مشغول عزاداری هستند و بانوان در داخل حرم میانداری میکنند، غیرت و مردانگی مردان آسایش را برای بانوان فراهم میآورد و در روز عاشورا چه بر حسین گذشت! زمانی که به اهلبیتش تعرض شد. امروز حضرت زینب(س)؛ علیاصغر(ع) میشود، علیاکبر(ع) میشود، قاسم(ع) میشود، علمدار(ع) میشود و در پایان حسین(ع) میشود.
حلقههای عزاداری در صحنهای متفاوت حرم برپا شده است و فریاد یا حسین(ع) از همه جای حرم به گوش میرسد، در صحن امام رضا(ع) کتیبه «وای حسین کشته شد» نصب شده است، پرچمداران هیئات اکثرا نوجوانان هستند، پرچم ابالفضل علمدار که بیشتر از سه متر طول دارد توسط سه نوجوان در هوا تکان داده میشود، یک نفرشان روی زمین در حالت نشسته و دو نفرشان چوب پرچم را میچرخانند.

عرقها بر پیشانی زنجیرزنان و سینهزنان نشسته، صورتشان قرمز و برافروخته شده است و نفسهایشان تند شده اما از ادامه عزاداری دست نمیکشیدند، عشق حسین ما را مقاوم کرده است، به یاد روز اعلام شهادت رهبری افتادم، صبح نهم اسفند ۱۴۰۴ مانند امروز صدای گریه در همه جای حرم شنیده میشد اما نه روضه خوانی بود و نه مداحی! مردم در سکوت اشک میریختند، از دست دادن رهبر و ولی امت آتشمان زده بود و همین آتش انگیزه حضور بیش از صد روز ایستادگی شد.
ما با شور عاشورایی و مقاومت زینبی در برابر دشمنان ایستادیم، هر سال مراسم حسین(ع) را پرشورتر از گذشته برگزار میکنیم تا آموزههای کربلا را از یاد نبریم، تا گرد فراموشی و راحت طلبی باعث سستی ما در مقابل دشمن نشود، ما به انتظار و امید منتقم خون اباعبدالله(ع) ننشستیم؛ بلکه ایستادهایم تا در رکاب صاحب الزمان(عج) برای حسینی شدن جهان قدم بر داریم.
انتهای پیام
