وقتی علمهای بزرگ و سنگین حتی در روز بعد از عاشورا هم با شکوهی خاص در خیابانها به حرکت درمیآیند، صدای طبل و نوای چاوشی، شور و غم عاشقان را به گوش همگان میرساند. این علمها پیشقراولان عزاداری هستند که با هر گام، پیام ایثار و ایستادگی را از کربلای سالها پیش، به نسلهای امروز منتقل میکنند.
این حرکت باشکوه، پیوندی میان هنر بومی خراسان و باورهای عمیق دینی است؛ جایی که هر گره از پارچههای علم و هر قدم حاملان آن، حکایت از ارادتی دارد که ریشه در عشق به سیدالشهدا(ع) دارد. علمبرداری در این دیار، نمادی از این حقیقت است که پرچم حق، حتی پس از سختترین نبردها، همچنان برافراشته باقی میماند و بادهای غم، تنها بر شکوه این استقامت میافزاید.
یک پژوهشگر آیینهای محرم در خراسان رضوی، با تکیهبر اسناد تاریخی، خاطرات شفاهی نسلهای گذشته و مطالعه دقیق متون قدیمی، گفت: علمبرداری در خراسان، تنها یک حرکت نمادین نیست، بلکه بازتابی از یک ساختار اجتماعی-مذهبی پیچیده و منسجم است که از دوران صفویه تاکنون تکامل یافته است.
حسین داوری، در گفت و گو با ایسنا افزود: بسیاری تصور میکنند که علمبرداری همواره به همین شکل امروزی در ایران و به ویژه خراسان وجود داشته است، اما اسناد نشان میدهد که این آیین با شکوه کنونی، ریشه در دوران صفویه دارد.
وی توضیح داد: در دوران پیش از صفویه اصلاً علم برداری نداشتیم و اصطلاحات و ابزارهای نمادین متفاوتی وجود داشت. در متون قدیمی به این پرچمها یا نمادهای مشابه، جریده یا علامت نیز گفته میشد؛ اما شکل و شمایل آنها بسیار سادهتر بود.

این پژوهشگر آیینهای محرم با بیان جزئیات این پرچمهای قدیمی ادامه داد: پیش از صفویه، ما با پرچمهای معمولی سروکار داشتیم که همراه کُوتَل بوده است. این کُوتلها چوبهای سادهای بودند که بالای آنها با پارچههایی پیچیده میشد.
داوری تأکید کرد: دوران صفویه، دوران اوجگیری مذهب شیعه و ترویج آیینهای عزاداری در ایران بود. در این دوران، علمبرداری با برنامهریزی خاصی انجام میشد. هدف از این برنامهریزی، جذب حداکثری مردم به سمت مساجد و هیئتها بود. به تدریج، این علمها جایگاهی مقدس یافتند و مردم رغبت بیشتری برای حضور در کنار آنها و تکریمشان نشان دادند.
وی بیان کرد: یکی از جنبههای آیین علمبرداری در نقاط مختلف خراسان، معیارهای سختگیرانه برای انتخاب افرادی بود که مسئول حمل علم هستند. در فرهنگ مردم خراسان، برای علم احترام خاصی قائل بودند که ریشه در نام قمر بنیهاشم دارد. این احترام، نیازمند افرادی بود که شایستگی اخلاقی و معنوی بالایی داشتند.
این پژوهشگر آیینهای محرم در تشریح معیارهای انتخاب افزود: معمولاً افرادی که علم را بر دوش میگرفتند، افراد میانسال بودند. همچنین، آنها باید از نظر ایمانی کاملتر و دارای ایمانی استوار و قوی میبودند. این انتخاب با مشورت بزرگان و نخبگان محلی انجام میشد. هدف این بود که حامل علم، نمادی از وقار، متانت و ایمان باشد و حضورش در جمع، حس معنوی عمیقی را در مردم ایجاد کند.
نواهای چاوشی و شورش عشق
داوری با اشاره به شعار معروف محرمی باز این چه شورش است که در خلق عالم است، بیان کرد: در قدیم، وقتی علم از درب هیئت بیرون میآمد، مردم با سینهزنی و خواندن اشعار محرمی همراهی میکردند. گاهی اوقات، کودکان نیز در کنار علم حرکت میکردند و این آیین، به نسلهای بعد نیز منتقل میشد.

وی ادامه داد: متأسفانه با پیشرفت تکنولوژی و تغییر سبک زندگی جوانان، فاصله نسلی در درک عمق این آیینها در حال افزایش است. بسیاری از جوانان ممکن است شکل ظاهری علمبرداری را ببینند، اما از ریشهها، اسرار و مفاهیم پشت آن آگاه نباشند. وظیفه ما، به عنوان پیشکسوتان و پژوهشگران، انتقال سینه به سینه این آئینها است.
این پژوهشگر آیینهای محرم تأکید کرد: نباید اجازه داد این آیینها به نمایشهای صرفاً بصری تبدیل شوند که از محتوای معنوی تهی باشند. هرچه به ریشهها برگردیم، آیینهایمان زندهتر و پویاتر خواهند بود.
داوری با اشاره به پتانسیلهای بالای این آیینها، پیشنهاد کرد: اسناد و مستنداتی از تمامی این آیینها تهیه و برای ثبت ملی اقدام شود.
وی خاطرنشان کرد: آیین علمبرداری در خراسان رضوی، میراثی ارزشمند است که باید پاسدار آن باشیم. این آیین، پیوند ما را با تاریخ و معنویت استحکام میبخشد.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است
انتهای پیام
