به گزارش ایسنا ایرج حشمتی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران قرار داده، آورده است: اگر مذاکرات پیشرو به توافقی پایدار منجر شود، موفقیت آن را نباید تنها با شاخصهایی مانند افزایش صادرات، ورود سرمایه یا گسترش مبادلات اقتصادی سنجید. برای کشوری که سالها با محدودیت در دسترسی به فناوریهای نوین، فشارهای اقتصادی و در مقاطعی خسارتهای ناشی از درگیری نظامی روبهرو بوده است، پرسش اساسی این است که این فرصت چگونه میتواند به حل مسائل انباشته کشور کمک کند؟
یکی از مهمترین این مسائل، محیط زیست است؛ حوزهای که دیگر صرفاً موضوع حفاظت از طبیعت نیست بلکه با امنیت آب، امنیت انرژی، تولید، اشتغال، سلامت عمومی و امنیت غذایی پیوند خورده است. افت کیفیت منابع آب، خاک و هوا، تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست. این روند به افزایش هزینه تولید، کاهش بهرهوری، تشدید ناترازیها و کاهش تابآوری اقتصاد ملی نیز منجر میشود.
چالشهای امروز محیط زیست ایران حاصل مجموعهای از عوامل است؛ از فشار بر منابع طبیعی و فرسودگی بخشی از زیرساختها گرفته تا الگوهای ناپایدار مصرف و محدودیتهای طولانیمدت در دسترسی به بخشی از فناوریهای نوین. در همین مدت، جهان در مدیریت هوشمند آب، بازچرخانی پساب، کشاورزی دقیق، کاهش آلایندههای صنعتی، اقتصاد چرخشی و سامانههای پایش محیطزیست پیشرفتهای قابل توجهی داشته است؛ پیشرفتهایی که بهرهگیری از آنها میتوانست بخشی از فشار بر منابع طبیعی و هزینههای تولید در کشور را کاهش دهد.
از این منظر، اگر قرار است دوره تازهای از همکاریهای بینالمللی آغاز شود، انتقال فناوریهای محیط زیستی نباید به آینده یا توافقهای تکمیلی موکول شود. این موضوع باید از نخستین برنامههای اجرایی همکاریها باشد. دلیل آن نیز روشن است. در محیطزیست، هزینه تعویق بسیار بیشتر از هزینه اقدام است. میتوان اجرای یک پروژه اقتصادی را به تأخیر انداخت اما افت آبخوانها، فرسایش خاک، تشدید آلودگی هوا یا تخریب اکوسیستمها با گذشت زمان پرهزینهتر و گاه جبرانناپذیر میشوند. در چنین شرایطی، به نظر میرسد پنج حوزه باید در اولویت بازسازی فناورانه کشور قرار گیرند.
نخست، مدیریت هوشمند منابع آب؛ از بازچرخانی پساب و کاهش هدررفت شبکههای توزیع گرفته تا فناوریهای نوین آبیاری، مدیریت آبهای زیرزمینی و سامانههای هوشمند پایش و تخصیص آب.
دوم، نوسازی صنایع موجود. بسیاری از واحدهای تولیدی کشور با فناوریهایی فعالیت میکنند که مصرف آب و انرژی بالایی دارند و هزینههای زیستمحیطی قابل توجهی ایجاد میکنند. دسترسی به فناوریهای نوین میتواند هم بهرهوری تولید را افزایش دهد و هم فشار بر منابع طبیعی را کاهش دهد. این موضوع برای بسیاری از صنایع که توان تأمین هزینههای نوسازی را ندارند، اهمیتی دوچندان دارد.
سوم، توسعه کشاورزی دقیق. امنیت غذایی ایران بیش از هر زمان دیگری به بهرهوری آب وابسته است. فناوریهای نوین باید به گونهای در اختیار بهرهبرداران بهویژه کشاورزان خردهمالک قرار گیرد که افزایش تولید با کاهش مصرف آب و انرژی همراه باشد.
چهارم، فناوریهای پایش و کنترل آلودگی. مدیریت کارآمد محیط زیست بدون دادههای دقیق و برخط امکانپذیر نیست. توسعه سامانههای پایش هوشمند، سنجش از دور و تحلیل دادهها، پیششرط تصمیمگیری علمی و پیشگیرانه در مدیریت منابع طبیعی است.
و پنجم، مدیریت نوین پسماند و اقتصاد چرخشی؛ حوزهای که علاوه بر کاهش آلودگی میتواند زمینهساز ایجاد اشتغال، توسعه صنایع بازیافت و استفاده مجدد از منابع باشد البته انتقال فناوری تنها به معنای واردات تجهیزات نیست. آنچه کشور به آن نیاز دارد، انتقال دانش فنی، آموزش نیروی انسانی، اجرای پروژههای مشترک پژوهشی، تقویت شرکتهای دانشبنیان و بومیسازی فناوریهاست. تنها در چنین شرایطی است که همکاریهای بینالمللی به افزایش ظرفیت داخلی و ارتقای توان فنی کشور منجر خواهد شد.
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، این است که اگر پنجرهای برای همکاریهای جدید گشوده میشود، این فرصت صرفاً به مبادلات مالی محدود نماند. کاهش شکاف فناورانه در مدیریت آب، نوسازی صنایع، ارتقای بهرهوری کشاورزی، توسعه فناوریهای معدنکاری مسئولانه و کنترل آلودگی، سرمایهگذاری برای آینده ایران است. هر روز تأخیر در این مسیر، هزینهای است که نهتنها محیطزیست، بلکه اقتصاد، تولید و رفاه نسلهای آینده نیز آن را خواهد پرداخت.
انتهای پیام
