حسین روزبهانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به حساسیتهای دوره نوجوانی، اظهار کرد: مسائلی مانند کودکانگاری، مقایسه، تبعیض و بیاعتمادی از مهمترین موضوعاتی هستند که والدین باید در ارتباط با نوجوانان به آن توجه کنند. نوجوان در این دوره از وابستگی دوران کودکی به سمت استقلال حرکت میکند و در تلاش است هویت خود را شکل دهد، اما متاسفانه رفتار بسیاری از والدین همچنان در همان چارچوب دوران کودکی باقی میماند و مانع شکلگیری هویت مستقل نوجوان میشود.
وی افزود: زمانی که فرصت تجربه کردن، تصمیمگیری و حل مسئله از نوجوان گرفته شود، هویت او به شکل مطلوب شکل نمیگیرد و ممکن است با پدیدههایی مانند هویت آشفته، هویت دیررس یا هویت زودرس مواجه شویم. این مسئله در آینده میتواند به مشکلاتی مانند وابستگی، ضعف در تصمیمگیری و حتی برخی اختلالات منجر شود. در مقابل، اگر نوجوان در مواجهه با مشکلات فرصت حل آنها را پیدا کند، هویت او به شکلی سالم و پایدار شکل خواهد گرفت.
این روانشناس بالینی با اشاره به مرز میان دلسوزی و کودکانگاری خاطرنشان کرد: نوجوان زمانی مراقبت و حمایت والدین را میپذیرد که احساس کند والدین تواناییهای او را باور دارند. تفاوت زیادی میان حمایت و ناتوان فرض کردن نوجوان وجود دارد. برای مثال، والدین میتوانند بگویند «اگر کمک خواستی من کنار تو هستم» یا «به نظر تو چه راهکاری مناسب است؟» اما جملاتی مانند «تو نمیتوانی تصمیم بگیری»، «بگذار من انجامش بدهم» یا «دیدی به تو گفته بودم اشتباه میکنی» نمونههایی از نگاه کودکانگارانه هستند که استقلال نوجوان را تضعیف میکنند. والدین باید به جای انجام دادن کارها به جای فرزندشان، در مسیر انجام آنها همراه نوجوان باشند. همچنین اگر نوجوان با شکست مواجه شد، نباید او را سرزنش کرد؛ بلکه باید به او یادآوری شود که شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و ارزشمندی او را زیر سوال نمیبرد.
مقایسه، عزتنفس نوجوان را تخریب میکند/کنترل مستقیم، اعتماد نوجوان را از بین میبرد
روزبهانی با اشاره به آسیبهای مقایسه نوجوانان، بیان کرد: مقایسه کردن یکی از اشتباهترین رفتارهایی است که والدین انجام میدهند. بسیاری از افرادی که در بزرگسالی عزتنفس پایینی دارند، در دوران کودکی و نوجوانی بارها با خواهر، برادر، اقوام یا همسالان خود مقایسه شدهاند. مقایسه سه پیام مخرب را به نوجوان منتقل میکند؛ نخست اینکه «تو کافی نیستی»، دوم اینکه «عشق و پذیرش ما مشروط به عملکرد توست» و سوم اینکه «اطرافیان تو رقیبانت هستند». چنین پیامهایی میتواند به خشم فروخورده، تردید نسبت به تواناییهای فردی و حتی احساس انزجار نسبت به فردی که معیار مقایسه قرار گرفته منجر شود. در چنین شرایطی نوجوان به جای آنکه انرژی خود را صرف رشد و پیشرفت کند، بخش زیادی از توان خود را صرف دفاع از خود یا مقابله با معیارهای تحمیلی خانواده میکند.
وی با تاکید بر ضرورت جایگزینی گفتوگو به جای بازجویی، اظهار کرد: بسیاری از والدین برای اطلاع از وضعیت فرزندشان سوالاتی مانند «کجا بودی؟»، «با چه کسی بودی؟» یا «کجا رفتی؟» مطرح میکنند، در حالی که بهتر است از سوالاتی استفاده شود که زمینه گفتوگو را فراهم کند؛ برای مثال پرسیده شود «امروز چه اتفاق خوبی برایت افتاد؟» یا «اگر جای من بودی چه میزان آزادی به یک نوجوان میدادی؟». نظارت بر نوجوان ضروری است، اما این نظارت باید غیرمستقیم باشد. ایجاد فضای گفتوگوی روزانه، احترام به حریم خصوصی، خودداری از ورود بدون اجازه به اتاق نوجوان و به اشتراک گذاشتن تجربههای شخصی به جای نصیحت کردن، از جمله روشهایی هستند که میتوانند اعتماد متقابل را تقویت کنند. زمانی که والدین به جای کنترل بیرونی، زمینه مسئولیتپذیری درونی را فراهم کنند، نوجوان نیز احساس اعتماد بیشتری خواهد داشت و رفتارهای مسئولانهتری از خود نشان میدهد.
این روانشناس بالینی درباره این باور برخی والدین که مقایسه یا فشار برای موفقیت از سر خیرخواهی انجام میشود، گفت: نوجوان در این دوره در جستوجوی هویت منحصر به فرد خود است و فشارهای بیرونی میتواند این فرآیند را مختل کند. زمانی که والدین انگیزهها و خواستههای خود را به نوجوان تحمیل میکنند، او به جای آنکه فردی انتخابگر باشد، به موضوعی برای ارزشگذاری تبدیل میشود. چنین رویکردی اغلب نوجوان را به سمت لجبازی سوق میدهد. گاهی نوجوان حتی زمانی که با نظر والدین موافق است، صرفاً برای اثبات استقلال خود مخالفت میکند. در برخی موارد نیز نوجوان برای فرار از قضاوت شدن، از جمع خانواده فاصله میگیرد و به انزوا روی میآورد. والدین بهتر است به جای مقایسه کردن یا انگیزه دادن از بیرون، درباره اهداف و خواستههای نوجوان سوال کنند و میان ارزشهای خود و ارزشهای درونی فرزندشان پیوند برقرار کنند.
نوجوان را جدی بگیریم
روزبهانی درباره شیوه صحیح گفتوگو با نوجوانان، تصریح کرد: به جای جملاتی مانند «چرا اینقدر بیمسئولیتی؟» میتوان پرسید «برای انجام تکالیفت چه برنامهای داری؟». همچنین والدین باید هنگام گفتوگو اجازه دهند نوجوان حرفش را کامل بزند، صحبت او را قطع نکنند و به جای صدور دستور، پیشنهادهایی با لحنی مشارکتی ارائه دهند. به جای مقایسه نوجوان با دیگران، باید درباره پیشرفتهای شخصی خودش سوال کرد. همچنین احترام به حریم خصوصی اهمیت زیادی دارد و والدین باید پیش از ورود به اتاق فرزندشان در بزنند و منتظر اجازه او بمانند.
وی درباره زبان بدن مناسب در ارتباط با نوجوانان اضافه کرد: والدین باید با رفتار خود این پیام را منتقل کنند که فرزندشان را جدی میگیرند. تماس چشمی ملایم، توجه کامل به صحبتهای نوجوان و کنار گذاشتن عوامل حواسپرتی هنگام گفتوگو از جمله رفتارهایی است که میتواند این احساس را به نوجوان منتقل کند. نوجوان نه به یک محافظ نیاز دارد و نه به یک قاضی. او به یک شاهد محترم نیاز دارد؛ فردی که رشد و تلاش او را ببیند و همراهش باشد، نه اینکه دائماً اشتباهاتش را بشمارد و سرزنشش کند. هر رفتاری که والدین با نوجوان خود دارند باید بر این پیام استوار باشد که «من به تواناییهای تو ایمان دارم و حتی اگر اشتباه کنی، همچنان ارزشمند هستی». این مهمترین اصلی است که خانوادهها باید در تعامل با نوجوانان مدنظر قرار دهند.
انتهای پیام
