۱۴۰۵-۰۴-۰۷ | ۰۱:۰۱
نقش جدید سوریه؛ از میز تقسیم تا «کمربند امنیتی اسلامی»

نقش جدید سوریه؛ از میز تقسیم تا «کمربند امنیتی اسلامی»

دمشق بر این باور است که ثبات سوریه به شدت به ثبات محیط منطقه‌ای آن وابسته است و هرگونه جنگ جدید یا تنش در لبنان و فلسطین، مستقیماً بر وضعیت شکننده داخلی سوریه تأثیر می‌گذارد.

به گزارش ایسنا، شبکه خبری المیادین در تحلیلی نوشت: دمشق به خوبی می‌داند که ثبات سوریه به ثبات محیط منطقه‌ای آن مرتبط است. هرگونه جنگ یا تشدید تنش جدید در لبنان یا فلسطین، به ویژه با توجه به ضعف ساختار نظامی سوریه، تأثیر مستقیمی بر فضای داخلی شکننده و از هم گسیخته سوریه خواهد داشت.

به محض اینکه ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، نگرانی عمیقی در دمشق حاکم شد. این نگرانی سوریه ناشی از موضع‌گیری ایدئولوژیک نسبت به جنگ نبود، بلکه از درک قاطعی سرچشمه می‌گرفت که سوریه در صورت «فروپاشی ایران» یا حتی عقب‌نشینی استراتژیک آن، اولین قربانی در مسیر پروژه «اسرائیل بزرگ» خواهد بود که از فرات تا نیل امتداد دارد.

با پیشرفت جنگ و آغاز شفاف شدن خطوط کلی مذاکرات که شروط ایران را در کانون توجه قرار داد، نشانه‌هایی از هماهنگی منطقه‌ای بی‌سابقه پدیدار شد که در اظهارات احمد الشرع، رئیس‌ دولت موقت سوریه، تجلی یافت و راه را برای مرحله‌ای جدید در روابط میان دمشق، تهران و بیروت گشود.

دمشق میان دو شرط بزرگ: فروپاشی ایران به معنای فروپاشی سوریه است

در محافل سیاسی سوریه، ارزیابی غالب این بود که نبرد با ایران صرفاً یک جنگ منطقه‌ای گذرا نیست، بلکه جنگی وجودی به معنای کامل کلمه است. فروپاشی ایران دو پیامد غیرقابل‌انکار داشت: نخست، فروپاشی نظام سیاسی جدید سوریه که هنوز نهادهای خود را به‌طور کامل بنا نکرده بود؛ و دوم، فروپاشی سوریه زیر پای ارتش اسرائیل که راه را برای تحقق اهداف توسعه‌طلبانه‌اش هموار می‌کند.

همین نگرانی وجودی بود که دمشق را به اتخاذ مواضعی متعادل و محتاطانه در قبال جنگ واداشت. از یک سو، سوریه تلاش کرد از ورود مستقیم به میدان نبرد پرهیز کند و تأکید داشت که قصد مداخله نظامی در لبنان یا مشارکت در رویارویی با حزب‌الله را ندارد. از سوی دیگر، سعی کرد خود را در موقعیتی میانجی قرار دهد تا بتواند بر روند تحولات تأثیر بگذارد؛ اقدامی که در اظهارات اخیر احمد الشرع نمود پیدا کرد.

باز شدن باب سازش از سوی الشرع؛ اگر گفت‌وگو در راستای منافع لبنان و سوریه باشد، چرا نباید انجام شود؟

احمد الشرع، در یک مصاحبه تلویزیونی اخیر دیدگاه جدیدی درباره رابطه با لبنان و حزب‌الله ارائه داد و بیان کرد: «اگر گفت‌وگو با حزب‌الله در راستای منافع لبنان و منافع سوریه باشد، چرا نباید انجام شود؟» وی تأکید کرد که سوریه به اندازه کافی شجاعت دارد تا در صورت تصمیم‌گیری، ورود خود به هرگونه درگیری یا جنگ را به صورت علنی اعلام کند، اما نقش سوریه در لبنان «نقشی کاملاً مثبت» است که بر اساس منافع مشترک بین دو کشور و به نحوی که در ثبات لبنان و سوریه به یک اندازه سهم دارد، تعریف می‌شود.

این اظهارات از جایی سرچشمه نگرفته است. نخستین نشانه‌های این رویکرد از لحظه فروپاشی نظام سابق ظاهر شد، زمانی که چهار کانون اصلی (دمشق، تهران، آنکارا و بیروت-ضاحیه) در قبال هر موضع منفی از سوی هر طرفی سکوت پیشه کردند که نشانه روشنی از یک اجماع اعلام نشده در آماده‌سازی برای رویارویی بزرگ آینده بود. این اجماع در طول جنگ تبلور بیشتری یافت، به طوری که هماهنگی میان آنکارا و تهران به سطحی از اتحاد اعلام نشده رسید که ناشی از تهدید وجودی مشترک برای هر دو کشور از سوی پروژه توسعه‌طلبانه اسرائیل بود.

این هماهنگی در جنبه‌های نظامی و امنیتی با ضرورت جلوگیری از شکست مقاومتی که در جنوب لبنان برای شکستن طمع‌ورزی‌های اسرائیلی به آن تکیه می‌شد، تجلی یافت؛ اقدامی که نیازمند حمایت از آن و پر کردن شکاف‌های امنیتی و نظامی گذشته بود و این امر بدون همکاری دمشق که کنترل خود را بر گذرگاه‌ها و مرزها به عنوان مرحله اول محکم کرده است و ساختن مقاومت در جنوب سوریه که سرعت تجزیه اسرائیل را افزایش می‌دهد، امکان‌پذیر نخواهد بود.

نکته قابل توجه در رویکرد الشرع این است که وی مشارکت پیشین حزب‌الله در سوریه را «مداخله‌ای نادرست» توصیف کرد، اما در عین حال عدم مخالفت خود را با نشستن با این حزب بر سر میز مذاکره ابراز داشت. این موضع بازتاب‌دهنده تمایل دمشق به بستن صفحه گذشته و حرکت به سوی آینده است، با این درک که خطر واقعی و وجودی نه از تهران و نه از آنکارا، بلکه از «تل‌آویو» سرچشمه می‌گیرد.

جغرافیای سیاسی جدید: از نقشه‌های تقسیم تا کمربند امنیتی اسلامی

با نزدیک شدن جنگ به مراحل پایانی و ورود آن به مرحله مذاکرات مطابق با شروط ایران، به نظر می‌رسد که منطقه غرب آسیا در معرض تحولات ریشه‌ای در نقشه‌های ژئوپلیتیک خود قرار دارد. مرزهایی که غرب پس از جنگ جهانی اول ترسیم کرد و منطقه را به ایالت‌های کوچک تقسیم کرد، اکنون پرسش و تردید جدی در این باره به وجود آورده است. متغیرهای جدید، لزوم بازنگری در تمامی معادلات قدیمی را تحمیل می‌کنند.

در این زمینه، اظهارات مجید ابن ‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح که به «وحدت کشورهای اسلامی» و تشکیل «کمربند امنیتی منطقه‌ای برای جهان اسلام» دعوت کرده است، اهمیت ویژه‌ای دارد. این دیدگاه که در گذشته صرفاً یک رویا به شمار می‌رفت، امروز در سایه شکست استراتژیک غرب و اسرائیل و نیز رشد آگاهی مشترک مبنی بر اینکه خطر واقعی، پروژه توسعه‌طلبانه صهیونیستی است، واقع‌بینانه‌تر جلوه می‌کند.

این کمربند امنیتی پیشنهادی لزوماً به معنای وحدت سیاسی کامل نیست، بلکه به معنای هماهنگی امنیتی، نظامی و اطلاعاتی میان نیروهای منطقه‌ای فعال (ایران، ترکیه، مصر، سوریه، عراق و عربستان) به عنوان مرحله‌ای برای مقابله با تهدیدات مشترک است. این امربه عنوان یک گام اولیه، مستلزم مصالحه‌ و سازشی تاریخی میان دمشق، تهران و بیروت با حمایت آنکارا و مسکو است؛ سازشی که نشانه‌های آن در اظهارات اخیر الشرع آشکار شده است.

اوضاع در داخل سوریه چطور است؟

اما فوری‌ترین سوال همچنان این است: وضعیت داخل سوریه چگونه خواهد بود؟ سوری‌هایی که از ویرانی‌های جنگی بیش از یک دهه رنج بردند و تحت فشار شدید شرایط معیشتی، امنیتی و اجتماعی از همه جهات قرار دارند، می‌پرسند: آیا این آشتی منطقه‌ای به نفع آن‌ها خواهد بود یا به ضرر آن‌ها تمام می‌شود؟

دمشق به خوبی می‌داند که ثبات سوریه به ثبات محیط منطقه‌ای آن وابسته است. هرگونه جنگ جدید یا تشدید تنش در لبنان یا فلسطین، مستقیماً بر داخل سوریه که شکننده است تأثیر خواهد گذاشت، به ویژه با توجه به ساختار نظامی ضعیف سوریه که هنوز در مرحله بازسازی قرار دارد.

بنابراین، هرگونه پروژه ملی و منطقه‌ای جدید مستلزم قرار دادن داخل سوریه در کانون اصلی توجه از طریق بازسازی، بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاحات سیاسی و ساخت نهادهای دولتی و همچنین مدیریت تنوع سوری و تضمین عدم تبدیل مجدد سوریه به محلی برای تسویه حساب‌های منطقه‌ای است.

سوریه در آستانه مرحله‌ای جدید

آنچه امروز در سوریه در روابط منطقه‌ای و گشایش به سوی گفت‌وگو با عواملی که زمانی دشمن بودند، مشاهده می‌شود، بازتاب‌دهنده درکی عمیق از این واقعیت است که منطقه به سمت نظمی جدید در حرکت است که در آن جایی برای درگیری‌های داخلی که همه را فرسوده می‌کند، وجود ندارد. این رویکرد همچنین نشان‌دهنده درک این موضوع است که خطر واقعی نه در تهران و نه در آنکارا، بلکه در پروژه‌ای توسع‌طلبانه است که نقشه‌های جدیدی را به ضرر حاکمیت کشورها ترسیم می‌کند.

در این زمینه، اظهارات احمد الشرع به عنوان گامی شجاعانه برای بستن صفحه گذشته و آغاز صفحه‌ای جدید که بر منافع مشترک و آگاهی مشترک از خطر وجودی استوار است، مطرح می‌شود. با این حال، موفقیت این گام به توانایی دمشق در ایجاد تعادلی ظریف بین خواسته‌های اتحادهای منطقه‌ای جدید و نیازهای مردم سوریه که در محاصره هستند، بستگی دارد.

پرسش‌های بی‌پاسخ در عصر ابهام

در سایه این تحولات سریع، پرسش‌های زیر همچنان درباره تمام احتمالات وجود دارند:

آیا مصالحه سوریه-ایران-لبنان موفق خواهد شد تا زخم‌های گذشته را درمان کند، یا اینکه اختلافات تاریخی همچنان مانعی بر سر راه هرگونه همکاری آینده باقی خواهند ماند؟

شکل «کمربند امنیتی اسلامی» پیشنهادی چگونه خواهد بود؟ آیا این کمربند ابزاری برای ثبات منطقه‌ای خواهد بود یا پوششی برای گسترش نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای به ضرر دیگران؟

آیا سوریه با ساختار نظامی ضعیف و اقتصاد فروپاشیده خود می‌تواند نقشی مؤثر در چیدمان‌های جدید منطقه‌ای ایفا کند، یا اینکه همچنان گروگان قدرت‌های بزرگ باقی خواهد ماند؟

این تحول منطقه‌ای چگونه بر داخل سوریه تأثیر خواهد گذاشت؟ آیا به ثبات و بازسازی خواهد انجامید یا به پیچیدگی‌ها و درگیری‌های داخلی بیشتر منجر می‌شود؟

و مهم‌ترین پرسش: آیا قدرت‌های منطقه‌ای درک کرده‌اند که آینده غرب آسیا را نمی‌توان به ضرر مردم آن بنا کرد و ثبات واقعی نخستین بار از درون جوامع آغاز می‌شود؟

تنها روزها و هفته‌های آینده می‌توانند به این پرسش‌ها پاسخ دهند، اما آنچه قطعی است این است که سوریه، پس از تمام جنگ‌ها و ویرانی‌هایی که از سر گذراند، امروز در آستانه مرحله‌ای جدید ایستاده است. مرحله‌ای که ممکن است برای نخستین بار پس از چند دهه، سوریه را به بخشی از راه‌حل منطقه‌ای تبدیل کند، نه بخشی از مشکل و این، جوهره ریسک و انتظار سوریه در مرحله پیش رو است.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان