طیبه مصباحزاده در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: آنچه امروز در ایران مشاهده میکنیم صرفاً گسترش بیابان به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه ورود به مرحلهای از تخریب سرزمین تحت تأثیر تغییر اقلیم است.
وی افزود: تغییر اقلیم به تنهایی عامل بیابانزایی نیست، اما نقش یک تشدیدکننده بسیار قدرتمند را ایفا میکند. زمانی که افزایش دما با برداشت بیرویه آب، چرای مفرط و تخریب پوشش گیاهی همراه میشود، سرعت تخریب سرزمین بهمراتب افزایش پیدا میکند.
وی ادامه داد: امروز دیگر فرصت چندانی برای تعلل در اصلاح الگوی مصرف آب، مدیریت آبهای زیرزمینی و حفاظت از پوشش گیاهی باقی نمانده است و باید برای افزایش تابآوری اکوسیستمها اقدامات جدی انجام شود.
مصباحزاده با اشاره به اهمیت رویکردهای مبتنی بر طبیعت در مقابله با تخریب سرزمین گفت: در سطح جهانی، این رویکردها به عنوان یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله با بیابانزایی شناخته میشوند و بر احیای پوشش گیاهی بومی، مدیریت پایدار مراتع، احیای تالابها، حفاظت از خاک و بهرهگیری از توان طبیعی اکوسیستمها تأکید دارند.
وی بیان کرد: در ایران نیز تجربههای ارزشمندی در حوزه مدیریت مراتع، تثبیت ماسههای روان و احیای پوشش گیاهی وجود دارد، اما در برخی موارد همچنان نگاه پروژهمحور و کوتاهمدت بر مدیریت اکوسیستمی غلبه دارد.
به گفته وی، آینده بیابانزدایی در گرو سرمایهگذاری در فرآیندهای طبیعی و افزایش تابآوری اکوسیستمهاست و صرفاً با اجرای طرحهای سازهای نمیتوان با تخریب سرزمین مقابله کرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه بیابانزایی امروز تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، اظهار کرد: این پدیده به یک چالش توسعهای تبدیل شده است و پیامدهای آن تنها به تخریب خاک یا کاهش پوشش گیاهی محدود نمیشود.
وی کاهش بهرهوری کشاورزی، افزایش هزینه تأمین آب، کاهش امنیت غذایی، مهاجرت از مناطق آسیبپذیر، تشدید فقر و تهدید زیرساختها را از جمله آثار اقتصادی و اجتماعی بیابانزایی عنوان کرد.
مصباحزاده با اشاره به فرونشست زمین به عنوان نمونهای روشن از پیامدهای تخریب سرزمین گفت: فرونشست علاوه بر آثار محیطزیستی، میتواند زیرساختهای شهری، راهها، خطوط انتقال انرژی و سکونتگاههای انسانی را نیز با خطر مواجه کند. بنابراین بیابانزایی امروز یک مسئله ملی با ابعاد محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی است.
وی درباره نقش جوامع محلی در مقابله با تخریب سرزمین گفت: تجربههای داخلی نشان داده است هر جا جوامع محلی در تصمیمگیری و بهرهبرداری از منابع طبیعی نقش واقعی داشتهاند، نتایج پایدارتری حاصل شده است.
عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی افزود: مدیریت مشارکتی مراتع، فعالیت تشکلهای محلی و برخی پروژههای احیای عرصههای تخریبشده از جمله تجربههای موفق در این زمینه هستند.
وی با اشاره به ضرورت تقویت مشارکت اجتماعی ادامه داد: هنوز فاصله قابل توجهی تا مشارکت مؤثر و پایدار وجود دارد و مهمترین چالش، ایجاد سازوکاری است که مردم، بهویژه زنان و جوانان، نه صرفاً به عنوان مجری، بلکه به عنوان شریک تصمیمگیری در مدیریت سرزمین حضور داشته باشند.
تهدیدهای بیابانزایی در البرز؛ از کاهش منابع آب تا تغییر کاربری اراضی
مصباحزاده درباره وضعیت استان البرز اظهار کرد: البرز را نمیتوان به صورت منفک از حوزههای آبخیز بالادست و مناطق پیرامونی تحلیل کرد، زیرا بسیاری از فرآیندهای مؤثر بر تخریب سرزمین، از جمله کاهش منابع آب، فرسایش خاک، انتقال رسوب، کاهش پوشش گیاهی و حتی شکلگیری کانونهای گردوغبار، ماهیتی فرامنطقهای دارند.
وی تأکید کرد: مدیریت بیابانزایی در البرز نیازمند نگاه اکوسیستمی و مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز است.
این استاد دانشگاه با اشاره به فشارهای ناشی از توسعه صنعتی، فعالیتهای معدنی، گسترش زیرساختها و تغییر کاربری اراضی گفت: این عوامل فشار مضاعفی بر ظرفیت اکولوژیک استان وارد کردهاند.
وی ادامه داد: در ادبیات بینالمللی امروز، مقابله با تخریب سرزمین و بیابانزایی نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری برای افزایش تابآوری اقتصادی و اجتماعی محسوب میشود.
مصباحزاده تصریح کرد: انتظار میرود صنایع بزرگ و کوچک، معادن و سایر بخشهای اقتصادی که از خدمات اکوسیستمی سرزمین بهرهمند میشوند، نقش فعالتری در سرمایهگذاری برای احیای سرزمین، توسعه پوشش گیاهی، مدیریت پایدار منابع آب و اجرای پروژههای مبتنی بر طبیعت ایفا کنند.
وی با بیان اینکه بیابانزدایی بدون سرمایهگذاری پایدار امکانپذیر نیست، گفت: همانگونه که در سطح جهانی بر تأمین مالی احیای اکوسیستمها تأکید میشود، در کشور ما نیز لازم است بخش خصوصی، صنایع و نهادهای اقتصادی در کنار دولت به عنوان شرکای اصلی حفاظت و احیای سرزمین وارد عمل شوند.
عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: آینده توسعه استان البرز به میزان سرمایهگذاری امروز ما در حفظ سرمایههای طبیعی آن وابسته است.
وی استقرار مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز، کنترل تغییر کاربری اراضی، مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی و ایجاد سازوکارهای مشخص برای مشارکت و سرمایهگذاری بخش خصوصی در احیای سرزمین را از اقدامات فوری مورد نیاز در البرز دانست و گفت: بدون چنین رویکردی، هزینههای اقتصادی و اجتماعی تخریب سرزمین در سالهای آینده به مراتب بیشتر خواهد شد.
انتهای پیام

