«علیرضا مجیدی» با بیان اینکه شیخ نعیم قاسم شخصیتی با سابقه بیشتر در حوزههای سیاسی و فرهنگی است و ارتباطات گستردهتری با احزاب و جریانهای مختلف لبنان داشته است، اظهار کرد: در این دوره، حزبالله تلاش کرده تصمیمات خود را بیشتر در چارچوب اجماعهای ملی و ائتلافهای سیاسی دنبال کند، در این دوره، حزبالله التزام و تقید بیشتری نسبت به اجماع ملی از خود نشان داد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفتوگویی تفصیلی با ایسنا به بررسی وضعیت حزبالله لبنان پس از شهادت «سیدحسن نصرالله» دبیرکل این جنبش، تحولات ناشی از جنگ رمضان، بازسازی ساختار این جنبش و همچنین تأثیر تفاهم ایران و آمریکا بر آینده لبنان پرداخت.
مجیدی در ابتدای این گفتوگو درباره بازسازی حزبالله پس از جنگ در طول سه سال اخیر تأکید کرد که حزبالله را نباید صرفاً یک نهاد نظامی دانست، بلکه این مجموعه پیش از هر چیز یک جنبش اجتماعی گسترده است که جامعه تودهوار را سازماندهی میکند. اگرچه شمار نیروهای سازمان رزم حزبالله در بالاترین برآوردها بهجز ایام جنگ سوریه اندکی بیش از ۲۰ هزار نفر بوده، اما شبکه انسانی و تشکیلاتی مرتبط با این جنبش بسیار گستردهتر و چندصد هزار نفری است.
وی افزود که حزبالله پس از جنگ ۶۶ روزه سال ۲۰۲۴ با آسیبهای جدی مواجه شد؛ از جمله شوکهای اطلاعاتی، ترور فرماندهان ارشد و آسیب دیدن بستر اجتماعی که حزبالله بر آن تکیه دارد. به همین دلیل، این جنبش برنامهای چهار وجهی برای بازسازی خود در پیش گرفت.
بازسازی حفاظتی؛ مهمترین اولویت حزبالله
این کارشناس مسائل غرب آسیا نخستین محور بازسازی حزبالله پس از حملات یک سال اخیر را مسائل حفاظتی و امنیتی دانست و گفت حزبالله دریافت که با نفوذهای گسترده انسانی و تکنولوژیک مواجه بوده است.
او به ماجرای انفجار پیجرها اشاره کرد و آن را نمونهای از نفوذ اطلاعاتی دانست که علاوه بر خسارتهای مستقیم، باعث شناسایی گسترده اعضا و نیروهای حزبالله در سطح جامعه لبنان شد.
به گفته مجیدی، حزبالله در این مورد همچنین با پیامدهای «شکاف تکنولوژیک» مواجه شد؛ زیرا به اندازه کافی نسبت به آثار فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در حوزه امنیتی توجه نکرده بود.
وی با بیان اینکه «حضور حزبالله در جنگ سوریه از عوامل مهم افزایش آسیبپذیری امنیتی این جنبش بود» گفت: گسترش ناگهانی سازمان رزم حزبالله در سوریه و جذب گسترده نیروها، باعث شد ملاحظات حفاظتی در برخی حوزهها تضعیف شود. علاوه بر این، سوریه به دلیل حضور سرویسهای اطلاعاتی متعدد و ضعفهای امنیتی گسترده، محیطی بسیار آسیبپذیر برای فعالیت نیروهای مقاومت بود. مجیدی با اشاره به مرگ مرموز خانم «لونا شبل» از نزدیکان «بشار اسد» رئیسجمهور پیشین سوریه گفت: «سوریه کشوری بود که میگفتند شما با ۲۰۰ دلار همهکاری میتوانید انجام دهید و ردههای مختلف را میتوان با قیمتهای پائین خرید.»
تغییر گسترده در ساختار فرماندهی رزم حزب الله
این کارشناس مسائل لبنان با اشاره به خسارتهای وارد شده به بدنه فرماندهی حزبالله گفت: تعداد زیادی از هرم فرماندهی این جنبش در جریان جنگ ۶۶ روزه به شهادت رسیدند و حزبالله فرماندهان جدیدی را جایگزین کرد.
مجیدی با بیان اینکه «از سال ۲۰۰۶ بهصورت خاص و از سال ۲۰۰۰ بهصورت عام، حزبالله یک معادله بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی تعریف کرده بودو هر اقدامی با واکنش متقابل روبهرو میشد» گفت: اما این معادله پس از ۷ اکتبر و بهویژه در جنگ ۶۶ روزه بههم خورد.
وی با بیان اینکه «فرماندهان جدید حزبالله پارادایم جدیدی دنبال کردند که بیشتر شبیه دوران اشغال (۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰) بود»، گفت: حزبالله بهجای صرفاً حفاظت از خاک، به سمت گرفتن تلفات از نیروی اشغالگر حرکت کرد. متناسب با این تغییر، تسلیحات هوشمند و ورود هوش مصنوعی به سلاحها مانند افپیوی که سلاح ضدزره هوشمند است که خودشان قفل میکنند و هدف را میزنند، در دستور کار قرار گرفت.»
تقویت بعد سیاسی حزبالله در دوره نعیم قاسم
این کارشناس مسائل لبنان بخش دیگری از بازسازی حزبالله را در «حوزه سیاسی» دانست و اظهار کرد که با روی کار آمدن شیخ نعیم قاسم، وزن سیاسی این جنبش افزایش یافته است. به گفته وی، شیخ نعیم قاسم شخصیتی با سابقه بیشتر در حوزههای سیاسی و فرهنگی است و ارتباطات گستردهتری با احزاب و جریانهای مختلف لبنان داشته است. او افزود که در این دوره، حزبالله تلاش کرده تصمیمات خود را بیشتر در چارچوب اجماعهای ملی و ائتلافهای سیاسی دنبال کند.
مجیدی گفت که «حزبالله به این نتیجه رسید که در دوره بازسازی، مسئله اول بقاست و برای بقا باید جزئی از جمع شد.»
موفقیتهای سیاسی در انتخابات محلی
این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه «حزبالله در بازسازی خود موفق بوده است»، به انتخابات شهرداریهای لبنان در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد و گفت: حزبالله در این انتخابات عملکردی فراتر از انتظار داشت و در برخی مناطق، از جمله شهر «زحله» در استان بقاع کشور لبنان که از پایگاههای سنتی فالانژهای مسیحی به شمار میرود، نتایج قابل توجهی کسب کرد.
بازسازی اجتماعی و اقتصادی
مجیدی یادآور شد که حزبالله تنها یک سازمان نظامی نیست و مجموعهای از نهادهای اجتماعی، اقتصادی، درمانی و خدماتی را نیز در اختیار دارد.
وی توضیح داد: «یکی از مهمترین پروژههای آمریکا این بود که همین شاخههای اجتماعی و اقتصادی را هدف قرار دهد؛ مثلاً بزرگترین بانک لبنان (مؤسسه قرضالحسن) و فعالترین نهاد عمرانی (جهاد البناء) تحت حمله قرار گرفتند و اجازه بازسازی مناطق جنگزده را به آنها نمیدادند چون حزبالله پشت آنهاست. با این حال، حزبالله در این زمینه به طور نسبی موفق بود؛ اگرچه نسبت به سال ۲۰۰۶ چندان موفق نبود، اما در سال ۲۰۲۵ تعداد بیخانمانها به نزدیک صفر رسید و حداقلهایی از سرپناه و جادهسازی انجام شد.»
ورود زودهنگام به فاز عملیاتی
مجیدی تأکید کرد که حزبالله در 2025 هنوز در مرحله بازسازی قرار داشت، اما اقتضائات که اوج آن تحولات میدانی و جنگ رمضان در ایران بود، باعث شد حزبالله زودتر از موعد وارد فاز عملیاتی شود.
وی درباره واکنش حزبالله به حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان به ویژه بعد از جنگ رمضان در ایران، گفت: در مراحل نخست، عملکرد حزبالله کاملا موفق بود، چراکه نیروهای زمینی اسرائیلی در جنوب لبنان متحمل خسارتهای قابل توجهی شدند، اما پس از آنکه اسرائیل از جبهه ایران فارغ شد و تمرکز بیشتری بر لبنان گذاشت، معادله به نفع رژیم صهیونیستی تغییر کرد. به نوعی حزبالله به مرحلهای رسید که تصمیم گرفت از بخشی از خاک خود عقبنشینی کند تا اصطلاحا اسرائیلیها وارد مناطق آسیب پذیرتر هستند، شوند و از آنها تلفات بگیرند. تصور حزبالله این بود که اسرائیل برنامهای برای اشغال دائم و الحاق این مناطق ندارد و تا یک جایی حاضر به پرداخت تلفات و هزینههای جبران ناپذیر است.
مجیدی در خصوص مسئله آوارگان و مسائل دیگر توضیح داد: «حزبالله نیاز داشت زودتر پرونده جنگ بسته شود و اینجا جدیترین بازو و اهرم یعنی جمهوری اسلامی ایران مسیری را که برای این موضوع دنبال کرد، توافق با آمریکا بود تا آمریکا، اسرائیل را وادار به عقبنشینی کند.»
تغییر نسل فرماندهان؛ چالشی برای اسرائیل
این تحلیلگر مسائل منطقه درباره نسل جدید فرماندهان حزبالله و ورود فناوریهای نوین و تغییر نگاه عملیاتی گفت: «ورود سطح جدیدی از تکنولوژی به سازمان رزم، بهویژه با تغییر پارادایم پایه رزم، معادلات را عوض میکند و اسرائیل هم تلفات بیشتری داده است.»
وی با بیان اینکه البته اسرائیل این را پیشبینی کرده بود، گفت: «نسل قبلی فرماندهان حزبالله نگاه کلاسیکتری داشت و حتی نسبت به تکنولوژی جدید بدبین بود؛ مثلاً نگران بودند که این سلاحها در انبارهای خودشان منفجر شوند. نسل جدید، این معادلات را به هم زد و اسرائیل در ابتدا تلفات بیشتری داد. اما من نمیخواهم روی این موضوع مبالغه کنم؛ ورق کاملاً برنگشته است، بهویژه پس از ۴۰ روز اول، اسرائیل تا حد قابلقبولی با برنامه خود پیش رفت.»
رابطه حزبالله و دولت لبنان
مجیدی در بخش دیگری از این گفتوگو به روابط حزبالله با دولت لبنان پرداخت و با اشاره به رویکرد دولتهای پیشین اظهار کرد: «در سال ۲۰۰۸، دولت لبنان سقوط کرد؛ زیرا در دو زمینه فرودگاه و مخابرات، دولت وقت دست به اقداماتی زد که حزبالله موجودیت خود را در خطر دید. شهید سیدحسن نصرالله هشدار داد که "هر دستی که به سمت مقاومت دراز شود، قطع خواهد شد" و نهایتاً حزبالله و متحدانش بیروت را در اختیار گرفتند و دولت مجبور به استعفا شد.»
وی افزود: «پس از آن، "توافق دوحه" در سال ۲۰۰۸ شکل گرفت که یکی از بندهای کلیدی آن، قاعده "ثلث معطل" بود؛ یعنی مصوبات دولت باید با بیش از دو سوم آرا تصویب شوند تا اقلیت یکسومی بتواند مانع دیکتاتوری اکثریت شود و فضای همزیستی داخلی حفظ گردد. هدف این اقدام "بقا" بود.»
این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: «در مرحله تشکیل دولت اخیر لبنان، حزبالله و جنبش امل تعامل ایجابی نشان دادند و گفتند که میخواهند کشور را با هم اداره کنند؛ حتی به نخستوزیری آقای نواف سلام رأی مثبت دادند. سهمیه وزارتخانههای شیعه یعنی یکپنجم کابینه هم داده شد، اما تلاش شد این سهمیه به شخصیتهای تکنوکرات و غیرحزبی برسد ولی این افراد به نوعی از حزبالله انتخاب نشدند. وقتی این کابینه در چارچوب طرح "تام باراک" (نماینده آمریکا در امور لبنان) به سمت تقابل با مقاومت حرکت کرد، وزیران شیعه جلسه را ترک کردند و گفتند «نمیتوانیم از آغوش اجتماعی خود جدا شویم و پاسخ فرزندان و مادران شهید را بدهیم».
مجیدی با بیان اینکه «دولت از "شیعه" عبور کرد، نه شیعه از "دولت"، گفت: در اینجا دو نگاه در درون جامعه شیعه وجود دارد؛ نگاه آقای نبیه بری را داریم که منتقد است اما میثاقگراست و به این جهت دولت را همچنان مشروع میداند و از آن میخواهد به تعهدات پیشین بازگردد. از جمله در زمان تشکیل دولت تعهد دادند که با نظارت شیعه تصمیمگیری شود و باید به این تعهد برگردند. اما حزبالله معتقد است اراده مشخصی وجود دارد برای تقابل با مقاومت و به تعبیر دیگری اراده بر این است که فرهنگ مقاومت را از جامعه لبنان حذف کنند، بنابراین دولت از مشروعیت ساقط است.
معادله پیچیده تحویل سلاح حزبالله و ادغام در ارتش
مجیدی اظهار کرد که حزبالله همچنان بر اصل گفتوگوی ملی درباره آینده لبنان تأکید دارد و حتی درباره موضوع سلاح مقاومت نیز آمادگی گفتوگو در چارچوب اجماع ملی را اعلام کرده است.
وی افزود: حزبالله به صورت رسمی معتقد است اگر سند جامع امنیت ملی تنظیم شود و با اجماع ملی و نه تحمیل دولت تحت فشار خارجی تصویب شود، در آن چارچوب حزبالله هم آماده است سلاحش را تحویل دهد.
این کارشناس مسائل لبنان تصریح کرد: حزبالله حتی برای تحقق این مساله، گفتمانسازی هم میکند و میگوید ارتش لبنان متکفل امنیت مرزهای لبنان شود، مثل همه ارتشهای جهان. دیگر اینکه بافت ارتش لبنان باید غیرطایفهای شود؛ اما از آنجایی که اکثر اعضای ارتش از مارونیها هستند، اساسا ارتشیها به شمول شخص ژوزف عون که فرمانده سابق ارتش بوده، به دنبال گونه خاصی از ادغام حزبالله در ارتش هستند، چون اگر کامل این تشکیلات منتقل شود، ترکیب طایفهای ارتش تغییر میکند.
تفاهم ایران و آمریکا و آینده لبنان
مجیدی در این گفتوگو به تفاهم اخیر ایران و آمریکا پرداخت که در آن چندین بار به لبنان اشاره شده و بر لزوم احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان و خروج اسرائیل از مناطق اشغالی تأکید شده است.
وی در پاسخ به سوالی درباره شانس اجرای این یادداشت تفاهم در خصوص لبنان، به نقش و تاثیر انتخابات در سرزمینهای اشغالی بر این تحول اشاره کرد و گفت: اگر نتانیاهو انتخابات کنست را ببازد، به باور عموم کارشناسان، مجبور به بازنشستگی سیاسی خواهد شد، چراکه نخستوزیران پیشین اسرائیل نیز به دلیل شکستهای اطلاعاتی عمر سیاسی آنها را به پایان رسانده بود. شکست نتانیاهو هم به این معناست که مخالفان او بتوانند کابینه را تشکیل دهند، پس نتانیاهو تمام تلاش خود را به کار میبندد تا شکست نخورد.
مجیدی در این خصوص توضیح داد: «شکست اطلاعاتی ۷ اکتبر، فشار روانی زیادی بر نتانیاهو وارد کرده و نظرسنجیهای سه سال اخیر نشان میدهد که نتانیاهو شکست میخورد. ائتلاف حاکم لیکود به ۶۱ کرسی یعنی حدنصاب تشکیل دولت نمیرسد و معمولاً بین ۴۹ تا ۵۲ کرسی دارد. بنابراین نتانیاهو به دنبال یک "تغییر بازی" است تا یا آرای عمومی را تغییر دهد یا صفآرایی اپوزیسیون را بشکند و بخشی از آنها را جذب لیکود کند.»
پذیرش آتش بس در لبنان و افزایش ریسک بقا برای نتانیاهو
وی در ادامه گفت: «اگر نتانیاهو موضوع آتشبس لبنان را قبول کند، ریسک بقا برای او بالاتر میرود، چراکه جامعه اسرائیل تقریبا به صورت یکپارچه به جز اقلیت عرب، حتی چپها خواستار ادامه جنگ هستند چون معتقدند الان در موقعیت برتر هستند.»
این کارشناس مسائل لبنان با بیان اینکه «اولویت آمریکا با اولویت اسرائیل متفاوت است»، گفت: آمریکا ملاحظات گستردهتری مانند بازار نفت جهانی دارد و معتقد است اسرائیل نمیتواند حزبالله را خلع سلاح کند؛ میتواند شهرهای بیشتری را اشغال کند، و در این صورت هم فقط انگیزه مقاومت را افزایش میدهد بنابراین باید این جنگ را کنار گذاشت. چرا که الان بازار نفت با ذخایر نفتی ذخیره آمریکا می چرخد و این نمی تواند ادامه داشته باشد، اما نتانیاهو منافع خود را در نظر دارد.»
سناریوهای پیشروی اسرائیل در برابر فشار آمریکا برای پذیرش آتش بس در لبنان
مجیدی در عین حال پیشبینی کرد که اسرائیل فعلا تمام تلاش خود را میکند تا لبنان را از تفاهم ایران و آمریکا جدا کند و بگوید در حوزه لبنان تابع آمریکا نیست. اگر موفق نشد، قدم بعد این است که احتمالا آتشبس را بپذیرد ولی عقبنشینی را نپذیرد؛ یعنی پیشروی متوقف شود، اما حملات هوایی و ترورهای هدفمند ادامه یابد. مثل فضای بعد از جنگ 66 روزه. در حالی که در تفاهم، آمریکا بر عقبنشینی اسرائیل از مناطق اشغالی از جمله مناطق اشغالشده در ۲۰۲۴ متعهد شده است.»
وی با بیان اینکه ایران به دنبال تثبیت «قیمومیت» آمریکا بر اسرائیل است تا طرف حساب مستقیمش اسرائیل نباشد، گفت: «این موضوع نه برای اسرائیل بلکه برای معادلات منطقهای از جمله روابط اسرائیل با ترکیه، عربستان و کشورهای عربی نیز مطلوب است. اگر این اراده در کاخ سفید شکل گیرد و این موضع بر تلآویو تحمیل شود، برای ایران یک پیروزی بزرگ محسوب میشود. ایران با استفاده از ابزارهایی مانند تنگه هرمز و مذاکرات در موضوع هستهای، میتواند آمریکا را به اجرای تعهداتش ملزم کند.»
اختلاف نظر در دولت لبنان درباره تلاش ایران برای آتشبس
مجیدی با تأکید بر اینکه «دولت لبنان درباره تفاهم اخیر ایران و آمریکا و آتشبس، موضع یکپارچه و نگاه واحدی ندارد»، گفت: مثلا جریان «قوات اللبنانیه» که یکی از بازیگران اصلی دولت محسوب میشود، با این توافق و آتشبسی که ایران برای این کشور به ارمغان بیاورد و باعث گسترش نفوذ ایران شود، مخالف است.
وی تصریح کرد: بخش مهمی از جریانهای ملی لبنان، حتی منتقدان حزبالله، معتقدند آتشبس و پایان جنگ در شرایط کنونی یک ضرورت حیاتی برای حفظ تمامیت ارضی و ثبات لبنان است. چون اول باید بود تا بعد تعیین کنیم چطور باید باشیم. از این رو اگر گرایشهای رادیکال به حاشیه بروند و جریانات ملیگرای منتقد حزبالله از جمله رئیس جمهور لبنان حاکم باشند از توافق ایران و آمریکا برای آتش بس در لبنان حمایت خواهند کرد.
انتهای پیام
