امیررضا حَماد، خوانشگردان این اجرا، در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت فعالیت هنرمندان جوان در تئاتر تبریز اظهار کرد: شرایط ورود نسل جدید به عرصه تئاتر در سالهای گذشته با امروز تفاوت بسیاری دارد. در دورههای قبل، مسئولانی در رأس امور بودند که به اعتقاد من شناخت کافی از فضای تخصصی تئاتر نداشتند و همین مسئله باعث میشد فعالیت برای گروههای جوان با دشواریهای بیشتری همراه باشد. به همین دلیل، آن زمان بیشتر به سمت تئاتر خیابانی گرایش داشتم، زیرا مسیر آن هموارتر بود.
مسیر جدید تئاتر برای نسل جدید هنرمندان
وی افزود: اکنون با برگزاری انتخابات انجمن هنرهای نمایشی استان و حضور تعدادی از استادان دانشگاه و چهرههای شناختهشده تئاتر در مسئولیتهای مدیریتی، شرایط تغییر کرده است. وقتی مدیریت این حوزه در اختیار افرادی قرار میگیرد که خودشان سالها در تئاتر فعالیت کردهاند، فضای این هنر را بهخوبی میشناسند و تحصیلات آکادمیک مرتبط دارند، طبیعی است که نگاه دقیقتر و کارشناسانهتری نسبت به مسائل هنرمندان داشته باشند. در نتیجه فضای فعالیت برای نسل جوان بازتر میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا تحصیلات آکادمیک را بر تجربه ترجیح میدهد، اظهار کرد: نمیتوان میان این دو یکی را انتخاب کرد. تجربه و دانش، مکمل یکدیگر هستند و هر کدام بدون دیگری ناقص خواهد بود. هنرمندی که تجربه داشته باشد اما از دانش تخصصی بهره نبرده باشد، در بخشی از مسیر دچار ضعف میشود و در مقابل، صرف داشتن مدرک دانشگاهی نیز بدون تجربه عملی کافی نیست. در گذشته بیشتر بر تجربه تأکید میشد، اما امروز نگاه مسئولان این است که هنرمند باید هم تجربه عملی داشته باشد و هم دانش آکادمیک؛ این رویکرد را اتفاقی مثبت میدانم.
خوانشگردان «مرگ یزدگرد» درباره دلیل انتخاب این نمایشنامه نیز گفت: این سؤال برای من بسیار ارزشمند است، زیرا انتخاب این اثر کاملاً ریشه در مسیر شخصی و هنریام دارد. آشنایی من با تئاتر از طریق آثار استاد بهرام بیضایی شکل گرفت. نخستین بار فیلم «چریکهتارا» را دیدم و همان فیلم باعث شد شیفته تئاتر و هنر شوم. شیوه روایت و نگاه سینمایی استاد بیضایی در تئاتر برایم بسیار جذاب بود و مسیر علاقهام به این هنر از همانجا آغاز شد.
وی ادامه داد: البته خانواده نیز در این مسیر نقش مهمی داشتند. مادرم اهل شعر بود و از کودکی مرا با ادبیات و شعر آشنا کرد و پدرم علاقهمند به سینما بود. حاصل این دو علاقه، آشنایی من با تئاتر شد. پیش از سال ۱۳۹۹ نیز همراه خانواده به تماشای آثار نمایشی میرفتیم و تئاتر بخشی از سبد فرهنگی خانواده ما بود.
وی افزود: انگیزه دیگرم این بود که سهم کوچکی در شناساندن استاد بهرام بیضایی به نسل جوان داشته باشم. همانطور که در کشورهایی مانند انگلستان، همه مردم از کودکی با آثار شکسپیر آشنا میشوند، ما نیز باید نویسندگان و نمایشنامهنویسان بزرگ خود را بشناسیم. اگر بیضایی، صادق هدایت و دیگر بزرگان فرهنگ و ادبیات ایران را نشناسیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم فرهنگمان مسیر رو به رشدی را طی کند.
حماد درباره نگاه خود به کارگردانی نیز گفت: به سیر تدریجی در کارگردانی اعتقاد دارم. باور دارم هر کارگردان باید در طول فعالیت حرفهای خود، مکاتب مختلف نمایشی را تجربه کند و مرحله به مرحله پیش برود. به همین دلیل فعلاً تمرکزم بر متون کلاسیک است و تا زمانی که احساس کنم در این حوزه به شناخت کافی رسیدهام، به سراغ نویسندگان دیگر نخواهم رفت. در میان نویسندگان ایرانی نیز فعلاً آثار استاد بهرام بیضایی و اکبر رادی برایم اولویت دارند.
وی درباره پیام اصلی نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اظهار کرد: اگر بخواهم تنها یک جمله به مخاطبان بگویم، آن جمله این است که باید پیرامون خود را بهتر بشناسیم. این نمایشنامه اثری روانشناختی و سرشار از کهنالگوهاست و اگرچه بر پایه یک رویداد تاریخی نوشته شده، اما پیامهای آن همچنان برای جامعه امروز قابل درک و تأمل است.
وی افزود: اگر جامعهای به دنبال همبستگی و تغییر باشد، پیش از هر چیز باید شناخت درستی از خود و پیرامونش داشته باشد. یکی از مشکلات امروز ما این است که کمتر کنار یکدیگر قرار میگیریم و همین مسئله مانع شکلگیری همبستگی اجتماعی میشود.
خوانشگردان این اثر درباره بازتاب مفاهیمی مانند استبداد در متن نمایشنامه نیز گفت: اگر بخواهیم با استبداد مقابله کنیم، ابتدا باید آن را بشناسیم. تا زمانی که ماهیت استبداد را درک نکنیم، امکان مقابله با آن نیز وجود نخواهد داشت. به اعتقاد من، شخصیت آسیابان در «مرگ یزدگرد» نیز تا حدی بازتاب همین روحیه استقلالطلب و استبدادستیز استاد بیضایی است؛ روحیهای که هم در برابر استبداد بیرونی و هم در برابر استبدادی که ممکن است در درون هر انسان وجود داشته باشد، ایستادگی میکند.
نگاهی جدید یه شخصیت همسر آسیابان
سمانه ابراهیمزاده، بازیگر نقش همسر آسیابان، نیز در گفتوگو با ایسنا درباره نحوه شکلگیری این شخصیت اظهار کرد: پیش از آغاز تمرینها، فیلمتئاتر «مرگ یزدگرد» را تماشا کرده بودم و طبیعتاً نمیتوان گفت هیچ تأثیری از آن نگرفتهام، اما تلاشم این بود که صرفاً به برداشتهای پیشین اکتفا نکنم و نگاه و احساس خودم را نسبت به این شخصیت روی صحنه ارائه دهم.
وی افزود: همسر آسیابان از نگاه من زنی است که سالهای زیادی رنج و سختی را تحمل کرده است؛ زنی که آنقدر فشار و مصیبت را تجربه کرده که حتی دیگر توان فریاد زدن و اعتراض کردن را نیز ندارد. به همین دلیل سعی کردم این فرسودگی روحی و درونی را در بازی خود نشان دهم.
ابراهیمزاده درباره برداشت خود از مفاهیم نمایشنامه «مرگ یزدگرد» نیز اظهار کرد: به اعتقاد من، این نمایشنامه حرف دل بسیاری از مردم را بیان میکند. شخصیتهای آسیابان، همسر آسیابان و دختر آسیابان، صرفاً چند شخصیت نمایشی نیستند، بلکه نماد مردم هستند؛ مردمی که در طول تاریخ با انواع ظلم و بیعدالتی روبهرو بودهاند.
وی گفت: این نمایشنامه به ظلمی که بر مردم تحمیل میشود اشاره دارد و این پیام را منتقل میکند که اگر مردم خودشان برای تغییر شرایط اقدام نکنند، فرد دیگری برای نجات آنها کاری نخواهد کرد. هر جامعهای که زیر سلطه و فشار قرار گرفته باشد، میتواند با این نمایشنامه ارتباط برقرار کند.
وی ادامه داد: یکی از بخشهایی که برای من اهمیت زیادی داشت، جایی است که نمایشنامه نشان میدهد گاهی فشار و استیصال مردم تا جایی پیش میرود که حاضر میشوند به امید رهایی، از یک نیروی خارجی کمک بخواهند. این بخش از نمایشنامه، هشداری درباره شرایطی است که ظلم میتواند یک جامعه را به آن نقطه برساند.
این بازیگر با اشاره به نقش تئاتر در جامعه اظهار کرد: معتقدم تئاتر یکی از مهمترین ابزارهای آگاهیبخشی است. ما با اجرای نمایش تلاش میکنیم مردم را نسبت به مسائلی که شاید از آنها غافل شدهاند یا حقیقتهایی که کمتر به آنها توجه میکنند، آگاهتر کنیم. به همین دلیل امیدوارم افرادی که این اجرا را دیدهاند از آن لذت برده باشند و کسانی که تاکنون مخاطب تئاتر نبودهاند نیز فرصت تماشای آثار نمایشی را از دست ندهند.
آسیابان، تکیهگاهی آسیبپذیر
کسری عباسزاده، بازیگر نقش آسیابان، نیز در گفتوگو با ایسنا درباره این شخصیت گفت: آسیابان شخصیتی کاملاً مظلوم است؛ انسانی که هم در خانواده و هم در جامعه آسیب میبیند و با وجود همه سختیها، همواره تلاش میکند پناه و تکیهگاه خانوادهاش باشد، اما در نهایت خودش بیش از همه آسیب میبیند و توان مقابله با اتفاقاتی را که پیرامونش رخ میدهد، ندارد.
وی درباره شیوه آماده شدن برای ایفای این نقش اظهار کرد: سالها پیش فیلمتئاتر «مرگ یزدگرد» را دیده بودم، اما برای این اجرا دوباره به سراغ آن نرفتم. یکی از استادانم همیشه تأکید میکرد که بازیگر نباید برای اجرای یک نقش، فیلم یا اجرای دیگران را مبنای کار خود قرار دهد، زیرا ممکن است ناخودآگاه به سمت تقلید برود.
وی افزود: البته ویژگیهای شخصیت آسیابان به گونهای است که برخی لحنها و رفتارها به اقتضای متن شکل میگیرد، اما تلاش کردم هر آنچه روی صحنه ارائه میکنم، حاصل برداشت و احساس شخصی خودم باشد، نه تقلید از اجرای دیگران.
عباسزاده درباره وضعیت مخاطبان تئاتر در تبریز نیز گفت: به نظر من، مخاطبان تئاتر جدی در تبریز هنوز بسیار محدود هستند. شاید تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد مردم آثار نمایشی غیرکمدی را دنبال کنند، اما نمایشهای طنز و آثاری که بیشتر جنبه سرگرمی دارند، معمولاً مخاطبان بیشتری جذب میکنند.
وی ادامه داد: این موضوع را نمیتوان وضعیت مطلوبی دانست. واقعیت این است که اگر بخواهیم تئاتر به معنای واقعی آن، بهویژه آثاری مانند «مرگ یزدگرد» را روی صحنه ببریم، تعداد مخاطبان چندان زیاد نیست، زیرا درک این آثار نیازمند آشنایی بیشتر با ادبیات نمایشی و زبان تئاتر است.
وی گفت: بسیاری از مردم شاید نتوانند بهطور کامل با لایههای مختلف نمایشنامههای استاد بهرام بیضایی ارتباط برقرار کنند یا مفاهیم و نمادهای آن را دریابند. در مقابل، نمایشهایی که صرفاً با هدف سرگرمی تولید میشوند، معمولاً مخاطبان بیشتری دارند، زیرا برای طیف گستردهتری از مردم قابل فهم هستند.
عباسزاده در پایان اظهار کرد: امیدوارم در آینده، با افزایش آگاهی عمومی و توجه بیشتر به تئاتر، آثار جدی و ارزشمند نیز بیش از گذشته مورد استقبال قرار بگیرند و مخاطبان فرصت آشنایی بیشتری با نمایشنامههای ماندگار ادبیات نمایشی ایران پیدا کنند.
یأس و اندوه، گریبانگیر دختر آسیابان
کوثر قالیچهچی، بازیگر نقش دختر آسیابان، نیز در گفتوگو با ایسنا درباره شخصیت خود در نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اظهار کرد: دختر آسیابان شخصیتی سرشار از یأس و اندوه است. او دختری است که مدام مورد آزار و تعرض قرار میگیرد و در عین حال، احساس میکند هیچ راهی برای دفاع از خود ندارد. بارها تلاش میکند از دیگران کمک بگیرد، اما شرایط به گونهای است که نمیتواند تغییری در وضعیت خود ایجاد کند.
وی افزود: این شخصیت به مرور احساس میکند حتی در خانواده نیز جایگاه و ارزشی ندارد. اگرچه پدرش را بسیار دوست دارد، اما رنجهایی که تحمل میکند باعث میشود همواره احساس تنهایی، ناامیدی و بیپناهی داشته باشد و تصور کند کسی نمیتواند درد او را درک کند.
قالیچهچی درباره ویژگی شخصیتهای خلقشده توسط بهرام بیضایی نیز گفت: یکی از جذابترین ویژگیهای آثار استاد بیضایی این است که شخصیتهای او با وجود اینکه سالها پیش خلق شدهاند، همچنان برای مخاطب امروز ملموس و قابل درک هستند؛ گویی این شخصیتها برای زمان حال نوشته شدهاند.
وی ادامه داد: به عنوان یک بازیگر، بیش از همه شخصیتهای زن آثار بیضایی برایم جذاب هستند، زیرا بسیاری از دغدغهها، محدودیتها، رنجها و فشارهایی که تجربه میکنند، همچنان برای زنان امروز نیز قابل لمس است. به همین دلیل هنگام ایفای این نقش، احساس میکردم میتوانم شخصیت را بهخوبی درک کنم و آن را با احساسات و تجربههای امروزی پیوند بزنم.
وی افزود: برای من جذابترین بخش این تجربه آن بود که بتوانم این تنشها و احساسات را روی صحنه بازآفرینی کنم و شخصیتی را که سالها پیش نوشته شده، به شکلی زنده و باورپذیر به مخاطب امروز ارائه دهم.
این بازیگر جوان درباره وضعیت تئاتر تبریز نیز اظهار کرد: به اعتقاد من، تئاتر تبریز هنوز ظرفیت بسیار بیشتری برای رشد دارد. امیدوارم این هنر در شهر ما بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد و مردم بتوانند ارتباط عمیقتری با اجراهای نمایشی برقرار کنند.
وی گفت: متأسفانه آثار نمایشی در تبریز هنوز مخاطبان پرشماری ندارند، در حالی که ما به عنوان فعالان تئاتر دوست داریم تعداد بیشتری از مردم با این هنر همراه شوند و اجراها را ببینند. امیدوارم روزی برسد که تئاتر جایگاه واقعی خود را در میان مردم پیدا کند.
هیجان اولین حضور در صحنه
سارا قاسمی، بازیگر نقش سرباز نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه این نمایشنامهخوانی نخستین تجربه حضورش روی صحنه بوده است، اظهار کرد: طبیعی بود که اجرای نخست با هیجان بسیار زیادی همراه باشد. زمانی که برای نخستین بار مقابل تماشاگر قرار میگیرید، ممکن است احساس کنید همه چیزهایی که در تمرینها کاملاً عادی و ساده به نظر میرسید، ناگهان دشوار شده است.
وی افزود: همه اعضای گروه تا حدی هیجانزده بودند، اما تلاش کردیم این هیجان را کنترل کنیم تا روی کیفیت اجرا تأثیر منفی نگذارد. خوشبختانه با وجود استرس طبیعی اجرای اول، توانستیم نمایشنامهخوانی را به پایان برسانیم.
قاسمی در توصیه به هنرمندانی که نخستین تجربه حضور روی صحنه را پیش رو دارند، گفت: مهمترین مسئله این است که بازیگر بر متن کاملاً مسلط باشد و با آرامش روی صحنه حاضر شود. هیجان همیشه وجود دارد، اما اگر آمادگی کافی داشته باشید، این هیجان مانع اجرای شما نخواهد شد.
وی ادامه داد: نخستین تجربه همیشه با ترس همراه است، اما نباید از آن فرار کرد. هر بازیگری ناچار است این مرحله را پشت سر بگذارد و تنها با حضور روی صحنه است که میتواند تجربه کسب کند.
این بازیگر درباره وضعیت فعالیت نسل جوان در تئاتر تبریز نیز اظهار کرد: از آنجا که همزمان با دورهای وارد تئاتر شدیم که این هنر با مشکلات و رکود مواجه بود، نمیتوانم بهطور دقیق درباره میزان استقبال از هنرمندان جوان قضاوت کنم، زیرا در آن مقطع بسیاری از فعالیتهای نمایشی متوقف شده بود و تئاتر بهتازگی دوباره در حال جان گرفتن است.
وی افزود: به اعتقاد من، هنرمندان جوان نباید منتظر باشند تا فرصتها به سراغشان بیاید، بلکه باید خودشان را از هر نظر تقویت کنند؛ هم از نظر دانش و مطالعه، هم از نظر تواناییهای عملی و هم از نظر شناخت هنر نمایش.

به گزارش ایسنا، آنچه از سخنان عوامل این نمایشنامهخوانی برمیآید، این است که «مرگ یزدگرد» برای آنان تنها یک اجرای نمایشی نیست، بلکه تلاشی برای بازخوانی اندیشههای بهرام بیضایی، آگاهیبخشی به مخاطب و تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به تئاتر جدی و حمایت از نسل جوان هنرمندان تبریز است.
انتهای پیام
