در زمستان ۱۳۶۴، ایران با عملیات والفجر ۸ و فتح فاو، بزرگترین شکست نظامی را به ارتش عراق تحمیل کرد، با سقوط فاو و از دست رفتن یک منطقه؛ عراق راه ارتباطی خود با خلیج فارس را از دست داد و صدام با بحرانی جدی در داخل و خارج کشور روبهرو شد.
او برای خروج از این بنبست، راهبرد جدیدی را با عنوان «دفاع متحرک» در پیش گرفت؛ یعنی بهجای دفاع صرف، نقاطی از خاک ایران را اشغال کند تا هم روحیه نیروهای ایرانی را تضعیف کند و هم در عرصه سیاسی برگ برندهای برای مذاکره به دست آورد.
در این میان، «مهران» بهترین گزینه بود.
شهری کوچک اما با ارزشی بسیار فراتر از وسعت جغرافیاییاش؛ شهری که بر ارتفاعات «قلاویزان» تکیه زده، مسیر ارتباطی غرب کشور را کنترل میکند و از نظر نظامی، بر بخشهایی از خاک عراق اشراف دارد. هر فرماندهای که مهران را در اختیار داشت، میتوانست تحرکات گستردهای را در دو سوی مرز مدیریت کند.
صبح ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۵، ارتش عراق با حجم گستردهای از آتش توپخانه، پشتیبانی زرهی و حملات هوایی به مهران یورش برد. نیروهای ایرانی پس از نبردی سنگین برای جلوگیری از محاصره کامل، عقبنشینی تاکتیکی کردند و شهر به اشغال عراق درآمد.
همین جا بود که صدام تصور کرد معادله جنگ را تغییر داده است.
رسانههای رسمی عراق با تبلیغات گسترده، تیتر زدند: «مهران، مهریه فاو است.»
منظورشان روشن بود؛ اگر ایران فاو را میخواهد، باید مهران را بدهد. صدام گمان میکرد جمهوری اسلامی برای حفظ فاو ناچار خواهد شد وارد معامله شود یا دستکم در موضع ضعف قرار گیرد.
اما این محاسبه، بزرگترین اشتباه او بود.
چند روز بعد، امام خمینی (ره) تنها یک جمله بر زبان آوردند؛ جملهای که بعدها بسیاری از فرماندهان گفتند به اندازه یک لشکر به نیروها روحیه داد:
«مهران باید آزاد شود».
این جمله دستور عملیات بود؛ کوتاه، روشن و بدون هیچ ابهامی.
از همان لحظه، قرارگاههای عملیاتی سپاه و ارتش شبانهروز برای طراحی عملیات کربلای یک وارد عمل شدند. شناساییها در سکوت کامل انجام شد. رزمندگان هفتهها در گرمای طاقتفرسای منطقه، میدانهای مین، خاکریزهای دشمن و ارتفاعات قلاویزان را شناسایی کردند.
گرمای مهران در آن روزها گاه از ۵۰ درجه هم عبور میکرد. زمین سوزان بود، آب کمیاب و کوچکترین حرکت در روز میتوانست نیروها را زیر دید مستقیم دشمن قرار دهد.
سرانجام شب نهم تیر ۱۳۶۵ فرا رسید.
ساعت حدود ۲۳، رمز عملیات با ندای «یا اباالفضل العباس(ع) ادرکنی» در منطقه پیچید و هزاران رزمنده از محورهای مختلف به مواضع عراق یورش بردند.
یکی از اتفاقات کمتر گفتهشده آن شب، وقوع طوفان شدید شن بود؛ طوفانی که دید نیروهای عراقی را به شدت کاهش داد و بخشی از برتری آتش دشمن را از بین برد. بسیاری از رزمندگان بعدها این اتفاق را از امدادهای الهی عملیات دانستند.
درگیریها بسیار سنگین بود.
عراق برای حفظ مهران، استحکامات چندلایه ایجاد کرده بود؛ میدانهای مین، کانالها، خاکریزهای تو در تو، سنگرهای بتنی و آتش سنگین توپخانه.
نبرد در برخی نقاط به درگیری تنبهتن کشیده شد.
ارتفاعات قلاویزان، یکی از سختترین محورهای عملیات بود. هر متر پیشروی با خون به دست میآمد.
با وجود مقاومت شدید ارتش عراق، کمتر از ۲۴ ساعت بعد ورق کاملاً برگشت.
ظهر دهم تیرماه، رزمندگان ایرانی وارد مهران شدند.
پرچم ایران دوباره بر فراز شهر به اهتزاز درآمد.
تبلیغات چند هفتهای عراق در چند ساعت فرو ریخت.
عملیات اما همانجا پایان نیافت.
تا ۱۹ تیرماه، نیروهای ایرانی به پاکسازی منطقه ادامه دادند، ارتفاعات مهم قلاویزان، کلهقندی و دیگر مواضع راهبردی را آزاد کردند و جاده مهران ـ دهلران را به طور کامل در اختیار گرفتند.
در نتیجه عملیات، بیش از ۱۷۵ کیلومتر مربع از اراضی اشغالشده آزاد شد و نیروهای ایرانی به موقعیتی رسیدند که شهرهای بدره و زرباطیه عراق زیر دید و تیر آنان قرار گرفت.
از نظر نظامی، عملیات کربلای یک، یک پیروزی تاکتیکی و شکست کامل راهبرد «دفاع متحرک» عراق محسوب میشد.
صدام میخواست با اشغال مهران، ایران را پای میز معامله بکشاند؛ اما نهتنها موفق نشد، بلکه شهری را که آن را برگ برنده خود میدانست نیز از دست داد.
همین شکست باعث شد عراق دیگر نتواند آن راهبرد را با همان گستردگی ادامه دهد.
پس از آزادی مهران، امام خمینی(ره) جملهای بیان کردند که بعدها بارها نقل شد:
مهران را خدا آزاد کرد.
جملهای که از نگاه رزمندگان، بیانگر این بود که پیروزی تنها حاصل تجهیزات و محاسبات نظامی نبود؛ بلکه ایمان، ایثار و مقاومت نیز در آن نقش تعیینکننده داشت.
مهران در دوران دفاع مقدس چهار بار میان ایران و عراق دست به دست شد؛ ویژگیای که در میان شهرهای مرزی ایران کمنظیر است. همین رفتوآمدهای مکرر نشان میدهد این شهر تا چه اندازه برای هر دو طرف اهمیت داشت.
امروز، چهار دهه از آن روز گذشته است.
همان مهرانی که روزگاری زیر آتش توپخانه و بمباران قرار داشت، اکنون بزرگترین گذرگاه زمینی زائران اربعین در جهان است. میلیونها زائر هر سال از مسیری عبور میکنند که زمانی محل نبردهای سنگین، میدانهای مین و خاکریزهای جنگ بود.
با این همه، هنوز یک پرسش جدی باقی است؛ چرا حماسهای با این ابعاد، جایگاه شایستهای در حافظه ملی ندارد؟ چرا بسیاری از هموطنان ، از عملیات کربلای یک و اهمیت آزادسازی مهران اطلاع چندانی ندارند؟ چرا روزی که یکی از بزرگترین شکستهای نظامی صدام را رقم زد، هنوز به اندازه برخی مناسبتهای دیگر در سطح ملی شناخته نشده است؟
دهم تیر، یادآور روزی است که ایران نشان داد حتی اگر دشمن بتواند بخشی از خاک کشور را اشغال کند، نمیتواند آن را به ابزار معامله تبدیل کند.
مهران، پاسخی قاطع به این تصور بود که سرزمین ایران قابل چانهزنی است؛ پاسخی که در کمتر از یک شبانهروز، تمام محاسبات صدام را بر هم زد و نام این شهر را برای همیشه در تاریخ دفاع مقدس ماندگار کرد.
انتهای پیام
