حجتالاسلاموالمسلمین حسین تمرخانی مدیر حوزههای علمیه خواهران استان ایلام، در یاداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است به رهنمودهای رهبر شهید انقلاب اسلامی برای عبور از نظم فرسوده نظام غرب بهسوی تمدنی نجاتبخش پرداخته است.
در این یاداشت آمده است: این بنبست، ریشه در سنت زوال تمدنها دارد، حکیم انقلاب اسلامی با نگاهی به تاریخ، افشا کردند که سقوط تمدنها اتفاقی نیست بلکه تابع سنن جاری در عالم است هرگاه تمدنی پیوند با مبدأ توحیدی را بگسلد و در تله مادهگرایی و تفرعن بیفتد، ساعت زوالش آغاز شده است. غرب امروز در اوج قدرت مادی، اما در ورطه سقوط معنوی است.
این سنتهای الهی، در غرب به شکل رویارویی با هویت اصلی انسان تجلی یافت. غرب با پیشفرض جداسازی انسان از تکالیف الهی و فطری، او را تنها در قالب «موجودی تکبعدی و تابع نیازهای مادی» تعریف کرد اما انسان، موجودی تشنه معنا و تعالی است. رهبر معظم انقلاب پرده از این حقیقت برداشتند که غرب با ادعای آزادی، انسان را در زندان نیازهای مادی حبس کرده و او را از اصالت وجودیاش دور ساخته است و پیامدش چیزی جز بیمعنایی وجودی، فروپاشی بنیادین اخلاقی و گسست از فطرت انسانی نبود.
در رهنمودهای برآمده از بصیرت والای ایشان، تمدن غرب به عنوان سیستمی مبتنی بر «استانداردهای دوگانه» افشا شد. ایشان با کالبدشکافی تضاد میان ادعا و عمل، نشان دادند که غرب دچار شکست ساختاری است؛ شکستی که نتیجه مستقیم دوری از محور توحید است. در این ساختار، صلح ابزاری برای پوشاندن «اقتصاد جنگ» و دموکراسی، نقابی برای توجیه سلطه است.
این بصیرت بود که ثابت کرد سقوط غرب، نه تنها در سیاست، بلکه در لایههای وجودی جاری است؛ جایی که سرگرمیهای تخدیری، انسان تکاملی را به یک «کالای مصرفی» تبدیل کرده است.
والاترین وجه این مسیر آنجاست که ولی امر فقید مسلمین جهان در مقام «معمار تمدن نوین» ظاهر شدند و با طراحی مدل «تمدن اسلامی-ایرانی»، نقشهای جامع برای جایگزینی نظم فرسوده غرب ارائه دادند.
ایشان با این گفتمان جایگزین، توهم «پیشرفت در گروی غربیشدن» را درهم شکستند. تمدنی که ایشان ترسیم کردند، ثابت میکند میتوان مدرن شد اما غربی نشد؛ یعنی از علم و تکنولوژی بهره ببریم اما هویت انسانی و توحیدیمان را نفروشیم. این تمدن بر ستونهای «استقلال معرفتی»، «کرامت توحیدی» و «عدالت میدانی» بنا شده تا انسان دوباره با حقیقت وجودی خود آشتی کند.
این تمدنسازی، در سیره مجاهدانه و تمدنساز ایشان تجسم یافت و با سیره عملی خود نشان دادند که میتوان در دنیای مدرن، در عین عالم و عابد بودن، وطنپرستی مقتدر بود و در سختترین میدانها، تکیهای استوار بر توحید داشت. ایشان تمدن نوین را از ساحت اندیشه به ساحت عینیت تبدیل کردند.

در تمام این مسیر، حقیقت «ولایت مطلقه» در شخص ایشان متجلی شد و به قطبنمای این گذار تاریخی مبدل گشت. ولایت در این دوران، به عنوان پادزهر غربزدگی، امت اسلام را از بندهای تقلید رها کرد و اندیشههای تمدنی را به عملیات واقعی در عرصههای حیاتی چون اقتصاد مقاومتی، سیاست، فرهنگ، دفاع و امنیت تبدیل نمود. ایشان با بصیرت خود، فرماندهی عبور از «ساعات فرصت» به سوی «قلهی عزت» بودند تا جهان را پس از سقوط هژمونی تکقطبی، به سوی حکمرانی حق و منطق درست اسلام سوق دهند.
در نهایت، میتوان گفت که ما امروز در آستانه تحولی بزرگ هستیم؛ تحولی که ما را به سوی عصر حقیقت و تمدنی برحق هدایت میکند و بدون تردید سقوط تمدن توخالی غرب حتمی است، زیرا هیچ تمدنی نمیتواند با هویت اصلی انسان بجنگد و سنتهای الهی را زیر پا بگذارد.
پیروزی ما در گروی پیروی از این رهبری الهی است که علم را در خدمت اخلاق، قدرت را در خدمت مظلوم و کرامت انسان را در سایه توحید محقق میکند. این است نقشه راه ظهور ما؛ گذاری از تمدنی فرسوده، به سوی طلوع تمدنی که تحت معماری و هدایت رهبر شهید و حکیم انقلاب اسلامی، نجاتبخش بشریت است.
انتهای پیام
