۱۴۰۵-۰۴-۰۹ | ۱۱:۱۶
وضعیت از این دشوارتر نمی‌شود!

وضعیت تولید و نشر موسیقی در ایران/۲

وضعیت از این دشوارتر نمی‌شود!

صنعت موسیقی ایران در حالی از روزهای پرالتهاب جنگ و بحران عبور می‌کند که به گفته یک تهیه‌کننده موسیقی بیشترین فشار بر دوش موسیقی مستقل و غیرتجاری است؛ بخشی که نه توجیه اقتصادی دارد و نه از حمایت مؤثری برخوردار است.

پیش‌تر در گفت‌وگوی ایسنا با نیما جوان ـ ناشر موسیقی ـ بیان شد که تداوم بحران‌های اقتصادی، نبود حمایت‌های مؤثر و محدودیت‌های تولید، بدنه موسیقی را به سمت کوچک‌تر شدن سوق می‌دهد تا جایی که بسیاری از هنرمندان ناچار خواهند شد موسیقی را به شغل دوم تبدیل کنند.

ایسنا این بار برای بررسی وضعیت تولید و نشر موسیقی به گفت‌وگو با افشین معصومی ـ تهیه‌کننده و ناشر موسیقی ـ پرداخت که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

ـ در شرایط بحران و جنگ، به نظر می‌رسد نخستین حوزه‌هایی که دچار آسیب می‌شوند، بخش‌های فرهنگ و هنر، به‌ویژه موسیقی هستند. به نظر شما چرا این اتفاق می‌افتد و ریشه آن چیست؟

این مسئله کاملاً ریشه فرهنگی دارد. جامعه ما هنوز به این نگاه نرسیده که موسیقی و تئاتر می‌توانند حتی در دوران بحران نیز نقش مهمی ایفا کنند. حوزه‌های هنری معمولاً به‌عنوان سرگرمی تلقی می‌شوند؛ امری که انگار فقط برای روزهای خوش و شرایط عادی است. در زمان جنگ یا نابسامانی، نوعی تعارض با روحیه عمومی جامعه ایجاد می‌شود و مردم پذیرای این فعالیت‌ها نیستند. ریشه اصلی این موضوع به فرهنگ و نگاه اجتماعی ما برمی‌گردد.

ـ با توجه به اینکه مدتی است، به‌ویژه در دوران جنگ، با شرایط نابسامانی روبه‌رو بودیم و حالا که از آتش‌بس می‌گذرد، چه تغییراتی را در رفتار و حال‌وهوای مخاطبان موسیقی مشاهده کرده‌اید؟

مخاطبان موسیقی یک‌دست نیستند و گروه‌های مختلفی را شامل می‌شوند، از مخاطبان موسیقی پاپ و سرگرم‌کننده گرفته تا موسیقی جدی، مستقل و غیرتجاری، یا موسیقی کلاسیک ایرانی. طبیعتاً رویکرد و واکنش هر یک از این گروه‌ها با دیگری متفاوت است.

در روزهای جنگ، تقریباً همه ما مثل کل جامعه، دچار نوعی خمودگی و رخوت شدیم و تا حدی از فعالیت‌ها فاصله گرفتیم. حالا که آتش‌بس برقرار شده، فکر می‌کنم هر یک از این جریان‌ها دوباره مخاطبان خودشان را پیدا خواهند کرد.

با این حال، شرایط برای موسیقی مستقل و غیرتجاری سخت‌تر است. این بخش همواره به حمایت و پشتیبانی نیاز دارد؛ حمایتی که معمولاً از سوی دولت فراهم نمی‌شود و در بسیاری از موارد، این خود هنرمندان یا بخش خصوصی هستند که بار آن را به دوش می‌کشند. البته ادامه این روند هم بسیار دشوار است.

تصور می‌کنم هنرمندانی که در حوزه موسیقی مستقل و غیرتجاری فعالیت می‌کنند، بیش از دیگران از این شرایط آسیب دیده‌اند و ادامه مسیر برای آن‌ها سخت‌تر خواهد بود. اما در بخش موسیقی سرگرم‌کننده و تجاری، احتمالاً فعالیت‌ها با اندکی کندی ادامه پیدا می‌کند و این جریان زودتر به روند عادی خود بازمی‌گردد.

ـ با توجه به اینکه برخی از بخش‌های موسیقی در این دوران آسیب دیده‌اند، به نظر شما هنرمندان در شرایط فعلی تمایل به انتشار آثار جدید دارند یا هنوز ترجیح می‌دهند دست نگه دارند؟

به نظر من بیشتر هنرمندان فعلاً ترجیح می‌دهند دست نگه دارند، چون هنوز وضعیت به‌طور کامل مشخص نیست و هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم دقیقاً چه اتفاقی قرار است رخ دهد. به همین دلیل، کمتر کسی می‌خواهد در این مقطع پررنگ شود یا اثری منتشر کند که بعداً برایش حاشیه یا مشکلی ایجاد شود.

از طرف دیگر، واکنش‌های اجتماعی نسبت به این مسائل می‌تواند تند و غیرقابل پیش‌بینی باشد. به همین دلیل، بسیاری از هنرمندان منتظر می‌مانند تا ببینند چه کسانی اولین قدم را برمی‌دارند و انتشار آثار از کجا آغاز می‌شود، بعد از آن، احتمالاً دیگران هم به‌تدریج وارد میدان خواهند شد.

ـ تجربه‌های جهانی نشان می‌دهند که هنر، به‌ویژه موسیقی، گاهی می‌تواند به ابزاری برای تلطیف فضای جامعه پس از بحران و جنگ تبدیل شود. آیا شما چنین ظرفیتی را در موسیقی ایران هم می‌بینید؟

بله، من این ظرفیت را در موسیقی ایران می‌بینم، اما فکر نمی‌کنم در شرایط فعلی امکان بهره‌گیری از آن فراهم باشد. به نظر من، برخوردهایی که امروز با موسیقی صورت می‌گیرد، باعث می‌شود همان ظرفیت و انرژی موجود هم تضعیف شود.

وقتی چنین رویکردی نسبت به هنر موسیقی وجود دارد، طبیعی است که نه‌تنها امکان استفاده از این ظرفیت برای تلطیف فضای جامعه کاهش پیدا می‌کند، بلکه حتی فرصت حضور و اثرگذاری در مجامع بین‌المللی هم از بین می‌رود.

ـ نسبت به دو یا سه سال گذشته، هزینه تولید و انتشار یک قطعه موسیقی چقدر افزایش پیدا کرده است؟

واقعیت این است که نمی‌توان عدد مشخصی برای آن اعلام کرد، چون هزینه تولید یک قطعه موسیقی کاملاً به نوع پروژه بستگی دارد. برای مثال، موسیقی ارکسترال هزینه‌های خاص خود را دارد، موسیقی پاپ شرایط متفاوتی دارد و موسیقی الکترونیک هم ساختار هزینه‌ای دیگری دارد. بنابراین نمی‌شود یک رقم ثابت برای همه آثار در نظر گرفت.

وضعیت از این دشوارتر نمی‌شود!
افشین معصومی، ناشر و تهیه‌کننده موسیقی 

ـ اگر بخواهیم به‌صورت کلی و با توجه به حوزه فعالیت خودتان یک برآورد داشته باشیم، هزینه تولید یک قطعه موسیقی از چه رقمی شروع می‌شود؟

هزینه تولید یک قطعه موسیقی از چند ۱۰ میلیون تومان آغاز می‌شود و عملاً سقف مشخصی هم ندارد. این هزینه به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله اینکه از چه نوازندگانی، چه آهنگسازی و چه استودیویی استفاده شود. بنابراین، با توجه به کیفیت و ابعاد پروژه، هزینه‌ها می‌تواند بسیار متغیر باشد.

ـ با این شرایط، به نظر شما تولید اثر جدید برای هنرمندی که در حوزه موسیقی ایرانی فعالیت می‌کند، تا چه اندازه توجیه اقتصادی دارد؟

اصلاً توجیه اقتصادی ندارد. در حوزه موسیقی ایرانی یا موسیقی کلاسیک ایرانی، بیشتر هنرمندان از روی علاقه و عشق کار می‌کنند و نه با انگیزه درآمد. در واقع، مسئله اصلی در این حوزه اقتصاد نیست.

اگر بخواهیم از اقتصاد موسیقی صحبت کنیم، این موضوع بیشتر در موسیقی پاپ معنا پیدا می‌کند. حتی آن تعداد معدودی از هنرمندان موسیقی ایرانی که امروز درآمد قابل‌قبولی دارند، معمولاً در بخش پاپ یا موسیقی عامه‌پسند هم فعالیت می‌کنند و بخش عمده درآمدشان از همان مسیر تأمین می‌شود.

اما در سایر بخش‌ها، که من از آن‌ها با عنوان «موسیقی غیرتجاری» یاد می‌کنم، عملاً درآمد قابل‌توجهی وجود ندارد. این حوزه‌ها بیشتر هزینه‌بر هستند و معمولاً بازگشت اقتصادی برای هنرمند ندارند.

ـ با این شرایط، می‌توان گفت که تولید اثر جدید برای هنرمندانی که توجیه اقتصادی هم ندارند، بیشتر جنبه برندسازی و تبلیغاتی دارد؟

باید بین هنرمندان این حوزه تفکیک قائل شویم. کسانی که در موسیقی غیرتجاری فعالیت می‌کنند و همچنان اثر تولید می‌کنند، عمدتاً به دو دلیل این کار را انجام می‌دهند.

دلیل اول، علاقه و عشق شخصی آن‌ها به موسیقی است؛ یعنی صرفاً به خاطر دل خودشان و برای ادامه فعالیت هنری اثر تولید می‌کنند. دلیل دوم هم برندسازی شخصی است؛ اینکه اثری منتشر کنند تا در جامعه شنیده شود و حضور حرفه‌ای‌شان حفظ شود.

به‌جز این دو مورد، فکر نمی‌کنم انگیزه دیگری وجود داشته باشد. بعید می‌دانم کسی در این حوزه به امید بازگشت سرمایه یا کسب درآمد اثر تولید کند، چون اساساً در موسیقی غیرتجاری چنین اتفاقی نمی‌افتد.

البته این موضوع فقط مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورهای دنیا هم موسیقی غیرتجاری سودآور نیست. تفاوت اینجاست که در بسیاری از کشورها، دولت‌ها برای حفظ و تداوم این گونه‌های موسیقایی از آن‌ها حمایت می‌کنند، اما ما از چنین حمایتی هم برخوردار نیستیم.

ـ پلتفرم‌های داخلی و خارجی تا چه اندازه توانسته‌اند به بازگشت سرمایه هنرمندان کمک کنند؟

پلتفرم‌های داخلی، به نظر من، هنوز بسیار کم‌رمق هستند و نقش پررنگی در بازگشت سرمایه هنرمندان ندارند.

در مورد پلتفرم‌های خارجی، چون درآمد آن‌ها بر اساس دلار یا یورو محاسبه می‌شود، می‌توان گفت تا حدی برای هنرمندان درآمد ایجاد می‌کنند، اما این درآمد بیشتر در حد یک «آب‌باریکه» است و نمی‌توان آن را قابل‌توجه دانست.

دلیلش هم این است که موسیقی ما عمدتاً موسیقی بومی و محلی است و مخاطبان اصلی آن فارسی‌زبانان هستند. به‌ندرت پیش می‌آید که یک شنونده از کشورهای دیگر به موسیقی ما گوش دهد. به همین دلیل، بازار جهانی این آثار محدود است و درآمد حاصل از پلتفرم‌های خارجی هم چندان بالا نیست.

ـ در چنین شرایطی چه کاری می‌توان انجام داد؟ به هر حال بسیاری از هنرمندان از طریق موسیقی امرار معاش می‌کنند. چه اقداماتی می‌توانست صورت بگیرد که انجام نشده است؟

باید خیلی زودتر از این‌ها موسیقی‌مان را به دنیا معرفی می‌کردیم. موسیقی ایران هنوز برای مخاطب عام جهان شناخته‌شده نیست و بیشتر در میان قشرهای خاص شناخته می‌شود.

برای مثال، اگر برای یک شهروند سوئدی یک قطعه موسیقی هندی پخش کنید، احتمالاً بلافاصله تشخیص می‌دهد که این موسیقی متعلق به هند است. اما اگر موسیقی ایرانی برایش پخش کنید، به‌احتمال زیاد نمی‌تواند تشخیص دهد که متعلق به کدام کشور است. این یعنی موسیقی ما هنوز هویت شناخته‌شده‌ای در سطح جهانی پیدا نکرده است.

وقتی چنین شناختی وجود نداشته باشد، طبیعی است که مخاطبان ما تقریباً به ایرانیان و فارسی‌زبانان محدود شوند. در نتیجه، بازار هدف و ظرفیت درآمدزایی ما هم کوچک باقی می‌ماند.

البته هنوز هم برای جبران این عقب‌ماندگی دیر نشده است. موسیقی ایرانی ظرفیت‌های بی‌نظیری دارد، اما برای معرفی آن به جهان نیاز به حمایت و برنامه‌ریزی است. اگر دولت از حضور هنرمندان در رویدادها و فستیوال‌های بین‌المللی حمایت می‌کرد، می‌توانستیم حضور پررنگ‌تری در عرصه جهانی داشته باشیم و موسیقی ایران را بهتر به مخاطبان بین‌المللی معرفی کنیم. در آن صورت، امکان بهره‌برداری بیشتری از پلتفرم‌های استریم، اجراهای بین‌المللی و کنسرت‌های خارج از کشور هم فراهم می‌شد.

در حال حاضر، حتی گروه‌های ایرانی که در خارج از کشور کنسرت برگزار می‌کنند نیز عمدتاً برای ایرانیان اجرا دارند. به جرأت می‌توان گفت بیش از ۹۹ درصد مخاطبان این اجراها ایرانی هستند و سهم مخاطبان غیرایرانی بسیار ناچیز است. به همین دلیل، همچنان با این محدودیت‌ها و مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستیم.

ـ پیش‌بینی شما از آینده بازار نشر موسیقی چیست؟ 

اگر منظور از منظر حاکمیت و صدور مجوز باشد، آن موضوع تا حد زیادی اهمیت گذشته خود را از دست داده است. امروز بسیاری از هنرمندان آثارشان را به‌صورت مستقل تولید می‌کنند و مستقیماً روی پلتفرم‌های بین‌المللی استریم منتشر می‌کنند. بنابراین دیگر الزام چندانی برای گرفتن مجوز انتشار احساس نمی‌کنند.

نشر و ناشر هم دیگر جایگاه و اقتداری را که در گذشته داشتند، ندارند. ساختار بازار تغییر کرده و بخش زیادی از فعالیت‌ها به‌صورت مستقل انجام می‌شود؛ دست‌کم در حوزه موسیقی ایرانی این روند کاملاً مشهود است.

البته هنرمندانی که در موسیقی ایرانی کنسرت‌های پرمخاطب برگزار می‌کنند، همچنان برای اجرای رسمی و برگزاری کنسرت ناچارند مجوزهای لازم را دریافت کنند. اما در مجموع، صنعت نشر موسیقی امروز یکی از سخت‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های خود را سپری می‌کند.

ـ ممکن است با کاهش انتشار آثار جدید هم روبه‌رو شویم، آن هم با توجه به هزینه‌های بالای تولید؟

بله، صددرصد. همین حالا هم چنین نشانه‌هایی را می‌بینیم. وقتی برخی نوازندگان برای تأمین معاش مجبور می‌شوند سازهایشان را بفروشند، به نظرم دیگر از این وضعیت دشوارتر نمی‌شود. طبیعی است که در چنین شرایطی، تولید و انتشار آثار جدید هم با کاهش روبه‌رو شود.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری