۱۴۰۵-۰۴-۱۰ | ۰۹:۳۳
ایران ۲۷۰۰ سال دوام آورده است/ راز این ماندگاری چیست؟

ایران ۲۷۰۰ سال دوام آورده است/ راز این ماندگاری چیست؟

بوشهر (ایسنا) - یک جامعه شناس و ایران‌پژوه با بیان اینکه تداوم حیات ایران در بیش از ۲ هزار و ۷۰۰ سال گذشته بر پایه یک منطق تمدنی شکل گرفته است، گفت: بقای ایران حاصل تلفیق سه مؤلفه «جنگ، آتش‌بس و مذاکره» در کنار مقاومت مردمی و حفظ قدرت بازدارندگی بوده و همین منطق می‌تواند در گذار نظم جدید جهانی نیز راهگشا باشد.

محمود آوینی، ایران‌پژوه و دانشجوی دکتری ایران‌شناسی معاصر در گفت‌وگو با ایسنا، با تشریح عوامل ماندگاری ایران در طول تاریخ اظهار کرد: برای فهم جایگاه امروز ایران در تحولات جهانی، ابتدا باید منطق بقای تمدنی این سرزمین را شناخت؛ منطقی که موجب شده ایران در طول قرن‌ها، با وجود جنگ‌ها، تهاجم‌ها و بحران‌های متعدد، همچنان هویت و انسجام خود را حفظ کند.

ایران ۲۷۰۰ سال دوام آورده است/ راز این ماندگاری چیست؟

‌ایسنا- بسیاری معتقدند دوام ایران بیش از هر چیز به موقعیت جغرافیایی آن مربوط است. آیا با این نگاه موافق هستید؟

آوینی: جغرافیا به‌ یقین در تاریخ ایران نقش مهمی داشته است، اما اگر تنها عامل تعیین‌کننده بود، بسیاری از سرزمین‌های دیگر هم باید چنین تداومی را تجربه می‌کردند. آنچه ایران را متمایز کرده، وجود یک منطق تمدنی برای بقاست.

ایران بیش از دو هزار و ۷۰۰ سال حیات سیاسی مستمر داشته و این استمرار حاصل یک اتفاق تاریخی نیست. به باور من، این بقا بر سه رکن «جنگ»، «آتش‌بس» و «مذاکره» استوار بوده است؛ سه مؤلفه‌ای که هیچ‌گاه در تقابل با یکدیگر قرار نداشته‌اند، بلکه متناسب با شرایط تاریخی در کنار هم عمل کرده‌اند.

هر زمان لازم بوده، ایران از خود دفاع کرده؛ هر زمان امکان گفت‌وگو فراهم شده، مذاکره را برگزیده و هر جا مصلحت اقتضا کرده، آتش‌بس را پذیرفته است. همین انعطاف در کنار حفظ اصول، یکی از رازهای تداوم ایران بوده است.

‌ایسنا- این سه‌گانه به‌تنهایی برای توضیح ماندگاری ایران کافی است؟

آوینی: خیر. این سه ضلع بدون دو مؤلفه دیگر کامل نمی‌شود؛ نخست مقاومت مردمی و دوم پیوند عمیق فرهنگ با جغرافیا.

در ایران، مقاومت فقط یک واکنش نظامی نیست؛ بلکه در طول تاریخ به یک نهاد تمدنی تبدیل شده است. همین ویژگی باعث شده حتی پس از بزرگ‌ترین شکست‌های نظامی، هویت تاریخی و فرهنگی ایران از میان نرود و جامعه دوباره توان بازسازی خود را پیدا کند. به همین دلیل است که ایران را نباید فقط با تاریخ جنگ‌هایش شناخت؛ بلکه باید ظرفیت بازآفرینی و احیای مداوم آن را نیز دید.

ایسنا- یعنی بقای ایران بیش از آنکه محصول قدرت نظامی باشد، حاصل توان بازسازی آن است؟

آوینی: دقیقاً همین‌طور است. اگر صرف قدرت نظامی عامل بقا بود، بسیاری از امپراتوری‌های بزرگ تاریخ همچنان وجود داشتند. ایران بارها با تهاجم قدرت‌های مختلف روبه‌رو شده است؛ از مقدونی‌ها و اعراب گرفته تا مغولان و بعدها قدرت‌های استعماری. بسیاری از این حملات ساختارهای سیاسی را دگرگون کردند، اما نتوانستند هویت تمدنی ایران را از بین ببرند.

این توانایی برای بازسازی، مهم‌ترین ویژگی تمدن ایران است؛ ویژگی‌ای که به نظر من، همچنان می‌تواند در مواجهه با چالش‌های امروز نیز نقش‌آفرین باشد.

ایسنا- این تجربه تاریخی چه پیامی برای ایران امروز دارد؟

آوینی: امروز نیز جهان در حال ورود به دوره‌ای از تحول و جابه‌جایی قدرت‌هاست؛ دوره‌هایی که در طول تاریخ معمولاً با افزایش تنش‌ها و رقابت‌های بین‌المللی همراه بوده‌اند.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین درس تاریخ ایران این است که امنیت و منافع ملی زمانی پایدار می‌ماند که کشور بتواند ظرفیت‌های درونی خود را حفظ و تقویت کند. این همان منطقی است که در طول قرن‌ها به تداوم ایران کمک کرده و امروز نیز می‌تواند راهنمای تصمیم‌گیری باشد.

ایسنا- شما معتقدید ایران امروز نیز در شرایطی مشابه برخی مقاطع تاریخی قرار دارد. منظورتان چیست؟

آوینی: به اعتقاد من، امروز جهان در حال تجربه یک دوره گذار است؛ دوره‌ای که توازن قدرت‌های جهانی در حال تغییر است. تجربه تاریخ نشان می‌دهد هر زمان چنین جابه‌جایی‌هایی رخ داده، رقابت میان قدرت‌ها تشدید شده و احتمال بروز بحران‌ها و درگیری‌ها افزایش یافته است.

ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و جایگاه راهبردی خود، همواره در کانون این تحولات قرار داشته است. بنابراین طبیعی است که در چنین دوره‌ای، بیش از بسیاری از کشورها تحت تأثیر تغییرات نظم جهانی قرار بگیرد.

ایسنا- در این شرایط، مهم‌ترین عامل حفظ منافع ملی چیست؟

آوینی: از نگاه من، پاسخ این پرسش در یک واژه خلاصه می‌شود؛ «بازدارندگی». البته بازدارندگی را نباید فقط به توان نظامی محدود کرد. بازدارندگی مجموعه‌ای از مؤلفه‌های قدرت است؛ از توان دفاعی گرفته تا ظرفیت‌های علمی، فناوری، اقتصاد، سرمایه اجتماعی و فرهنگ.

هر اندازه این مؤلفه‌ها تقویت شوند، امکان تحمیل اراده دیگران بر یک کشور کاهش پیدا می‌کند و قدرت تصمیم‌گیری مستقل افزایش می‌یابد.

ایسنا- برخی اعتقاد دارند امنیت کشورها را می‌توان از طریق نهادهای بین‌المللی یا توافق‌های سیاسی تأمین کرد. شما این دیدگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آوینی: من نقش نهادهای بین‌المللی را انکار نمی‌کنم. این نهادها می‌توانند در کاهش تنش‌ها و مدیریت اختلافات مؤثر باشند، اما تجربه تاریخی نشان داده که در بزنگاه‌های مهم، آنچه تعیین‌کننده است، توازن قدرت میان کشورهاست.

هیچ کشوری نمی‌تواند امنیت خود را فقط بر تضمین‌های بیرونی بنا کند. اگر پشتوانه قدرت داخلی وجود نداشته باشد، حتی بهترین توافق‌ها نیز نمی‌توانند امنیت پایدار ایجاد کنند. به همین دلیل معتقدم صلح واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک کشور از توان دفاع از منافع خود برخوردار باشد.

در ادبیات راهبردی امروز، جنگ و صلح در امتداد یکدیگر قرار دارند، نه در تقابل مطلق. آمادگی دفاعی به معنای جنگ‌طلبی نیست؛ بلکه مهم‌ترین ابزار جلوگیری از جنگ است. هرچه قدرت بازدارندگی یک کشور بیشتر باشد، احتمال تحمیل جنگ به آن کمتر خواهد شد.

تجربه تاریخی ایران نیز همین موضوع را نشان می‌دهد. هر زمان کشور از اقتدار بیشتری برخوردار بوده، امکان مذاکره مؤثرتر و دستیابی به صلح پایدار نیز افزایش یافته است.

ایسنا- برخی این نگاه را با رویکرد «صلح از طریق قدرت» مقایسه می‌کنند. تفاوت دیدگاه شما با این مفهوم چیست؟

آوینی: تفاوت در منشأ قدرت است. برخی قدرت‌های بزرگ، «صلح از طریق زور» را به معنای اعمال اراده خود بر دیگران تعریف می‌کنند؛ یعنی استفاده از قدرت برای وادار کردن دیگر کشورها به پذیرش خواسته‌هایشان.

اما آنچه من از آن سخن می‌گویم، مبتنی بر تقویت توان درونی کشور است؛ یعنی کشوری آن‌قدر توانمند باشد که هیچ قدرتی نتواند امنیت یا منافع ملی آن را تهدید کند. در این نگاه، قدرت ابزاری برای سلطه بر دیگران نیست، بلکه وسیله‌ای برای جلوگیری از سلطه‌پذیری است.

تعامل زمانی معنا پیدا می‌کند که بر پایه اقتدار باشد. هرچه توان علمی، اقتصادی، فرهنگی و دفاعی یک کشور بیشتر باشد، قدرت چانه‌زنی آن نیز در عرصه بین‌المللی افزایش پیدا می‌کند. بنابراین، تقویت ظرفیت‌های داخلی و تعامل با جهان دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند و هر دو برای تأمین منافع ملی ضرورت دارند.

ایسنا- شما معتقدید ایران در طول تاریخ همواره با تهدید قدرت‌های بزرگ مواجه بوده است. ریشه این وضعیت را در چه می‌دانید؟

آوینی: اگر تاریخ ایران را مرور کنیم، می‌بینیم این سرزمین همواره در چهارراه تحولات بزرگ جهان قرار داشته است. از حمله مقدونی‌ها و اعراب گرفته تا مغولان، عثمانی‌ها و بعدها قدرت‌های استعماری، ایران تقریباً در همه دوره‌های تاریخی با قدرت‌هایی روبه‌رو بوده که تلاش کرده‌اند نفوذ خود را بر این سرزمین گسترش دهند.

البته هر کدام از این قدرت‌ها اهداف و انگیزه‌های متفاوتی داشته‌اند، اما نقطه مشترک آن‌ها اهمیت راهبردی ایران بوده است؛ کشوری که همواره در اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب و مسیرهای مهم تجاری و انرژی قرار داشته است.

ایسنا- این روند تاریخی چه نسبتی با شرایط امروز جهان دارد؟

آوینی: به نظر من، اگرچه شکل رقابت‌ها تغییر کرده، اما منطق آن همچنان پابرجاست. امروز نیز ساختار نظام بین‌الملل بیش از آنکه بر همکاری استوار باشد، بر رقابت قدرت‌ها استوار است.

کشورهایی که از موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی، ظرفیت‌های اقتصادی یا توان علمی برخوردارند، طبیعتاً بیشتر در معرض این رقابت قرار می‌گیرند. ایران نیز به دلیل برخورداری از این ویژگی‌ها، همچنان یکی از بازیگران مهم این معادلات محسوب می‌شود.

ایسنا- شما از تغییر ماهیت تهدیدها سخن می‌گویید. این تغییر چگونه رخ داده است؟

آوینی: در گذشته، هدف اصلی جنگ‌ها اشغال سرزمین بود، اما امروز الزاماً چنین نیست. در بسیاری از منازعات جدید، تلاش می‌شود بدون تصرف خاک، توان تصمیم‌گیری، قدرت علمی، ظرفیت اقتصادی و زیرساخت‌های راهبردی یک کشور تضعیف شود.

به عبارت دیگر، میدان نبرد از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و حوزه‌هایی مانند علم، فناوری، اقتصاد، رسانه و حتی افکار عمومی را نیز دربر گرفته است.

ایسنا- به همین دلیل از اصطلاح «مغزافزار تمدنی» استفاده می‌کنید؟

آوینی: بله. هر تمدنی علاوه بر سخت‌افزار، یک مغزافزار هم دارد؛ یعنی شبکه‌ای از دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز علمی، نخبگان و شرکت‌های دانش‌بنیان که موتور تولید دانش و فناوری آن جامعه هستند.

اگر این بخش آسیب ببیند، حتی بدون جنگ کلاسیک نیز می‌توان روند پیشرفت یک کشور را کند یا متوقف کرد. به همین دلیل معتقدم امروز مراکز علمی و پژوهشی، بخشی از سرمایه راهبردی و حتی امنیت ملی کشورها محسوب می‌شوند.

فناوری امروز به یکی از مهم‌ترین منابع قدرت تبدیل شده است. هر کشوری که در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، هوافضا، زیست‌فناوری، انرژی و فناوری‌های نوین پیشرو باشد، در اقتصاد و سیاست نیز دست بالاتری خواهد داشت.

به همین دلیل در بسیاری از رقابت‌های بین‌المللی، مراکز تولید علم و فناوری به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در معرض فشار قرار می‌گیرند. این موضوع فقط به ایران محدود نیست و در بسیاری از رقابت‌های جهانی نیز قابل مشاهده است.

ایسنا- پس امنیت امروز فقط به مرزهای جغرافیایی محدود نمی‌شود؟

آوینی: دقیقاً. مفهوم امنیت در جهان امروز بسیار گسترده‌تر از گذشته شده است. امنیت علمی، فناوری، اقتصادی، غذایی، انرژی و حتی امنیت اجتماعی، همگی اجزای امنیت ملی هستند.

کشوری که نتواند این حوزه‌ها را حفظ کند، حتی اگر از نظر نظامی نیز قدرتمند باشد، در بلندمدت با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل، نگاه به امنیت باید جامع و مبتنی بر همه ظرفیت‌های ملی باشد.

ایسنا- با توجه به آنچه مطرح کردید، آینده ایران را در شرایط گذار نظم جهانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آوینی: جهان در حال عبور از یک دوره انتقال قدرت است و تجربه تاریخی نشان می‌دهد چنین مقاطعی معمولاً با افزایش رقابت‌ها و تنش‌های بین‌المللی همراه هستند. در چنین شرایطی، ایران بیش از هر زمان دیگری باید بر تقویت ظرفیت‌های داخلی خود تکیه کند.

البته این به معنای نفی تعامل با جهان نیست. تعامل زمانی اثربخش خواهد بود که یک کشور از پشتوانه علمی، اقتصادی، فرهنگی و دفاعی کافی برخوردار باشد. هرچه این پشتوانه قوی‌تر باشد، قدرت چانه‌زنی و نقش‌آفرینی آن کشور نیز در عرصه بین‌المللی افزایش می‌یابد.

ایسنا- شما از «تمدن بقا» سخن می‌گویید. این مفهوم را چگونه تعریف می‌کنید؟

آوینی: تمدن بقا یعنی توانایی یک ملت برای عبور از بحران‌ها و بازسازی خود. ایران در طول تاریخ صرفاً با قدرت نظامی باقی نمانده، بلکه با اتکا به فرهنگ، دانش، هویت، انسجام اجتماعی و قدرت بازآفرینی توانسته است از سخت‌ترین مقاطع تاریخی عبور کند.

اگر تاریخ ایران را مرور کنیم، می‌بینیم این سرزمین بارها با حملات و بحران‌های بزرگ روبه‌رو شده، اما هر بار دوباره خود را بازسازی کرده است. این ظرفیت، مهم‌ترین سرمایه تمدنی ایران به شمار می‌رود.

ایسنا- در این میان، نقش دانشگاه‌ها و نخبگان چیست؟

آوینی: امروز دانشگاه‌ها و نخبگان فقط مراکز آموزشی نیستند، بلکه بخشی از سرمایه راهبردی کشور محسوب می‌شوند. قدرت ملی دیگر صرفاً به منابع طبیعی وابسته نیست؛ بلکه به میزان تولید علم، فناوری و توان تبدیل آن به ثروت و اقتدار بستگی دارد.

اگر بتوانیم علم را به فناوری، فناوری را به اقتصاد و اقتصاد را به قدرت ملی تبدیل کنیم، جایگاه ایران نیز در نظم آینده جهان تقویت خواهد شد. به همین دلیل، حمایت از مراکز علمی و شرکت‌های دانش‌بنیان، یک ضرورت راهبردی است.

ایسنا- اگر بخواهید مهم‌ترین پیام این گفت‌وگو را در یک جمله بیان کنید، آن جمله چیست؟

آوینی: تجربه بیش از دو هزار و ۷۰۰ سال تاریخ ایران نشان می‌دهد که بقای این سرزمین هیچ‌گاه حاصل اتکا به دیگران نبوده است. هر زمان بر توان داخلی، سرمایه انسانی، دانش، فرهنگ و انسجام ملی تکیه کرده‌ایم، توانسته‌ایم از دشوارترین بحران‌ها عبور کنیم. به باور من، آینده ایران نیز بیش از هر چیز به همین ظرفیت‌ها وابسته است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها