به گزارش ایسنا، سند تاریخی نشست رهبر شهید با فرماندهان سپاه، پرده از نقشی چندوجهی برمیدارد؛ از ابلاغ قاطعانه فرمان امام (ره) مبنی بر عدم تعرض به خاک عراق، تا تحلیلهای دقیق ژئوپلیتیک و ایدهپردازی راهبردی برای حفظ و سازماندهی نیروهای مردمی در دوران پس از جنگ.
یکی از مقاطع حساس و سرنوشتساز دوران دفاع مقدس، روزهای پرالتهاب پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ است؛ زمانی که رژیم بعث عراق با این تصور خام که توان نظامی ایران کاهش یافته، با همراهی منافقین بار دیگر به مرزهای کشور یورش برد تا در مذاکرات صلح از موضع برتری وارد شود. در همین روزهای خطیر و پرالتهاب در مردادماه ۱۳۶۷، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در مقام ریاستجمهوری وقت، برای بررسی میدانی اوضاع و تقویت روحیه رزمندگان عازم جبهههای جنوب و شهر اهواز شدند.
متن پیش رو، بازخوانی یک سند تاریخی و راهبردی از جلسه مهم ایشان با فرمانده کل وقت سپاه پاسداران (محسن رضایی) در دل همین بحرانهاست. در این گفتوگوی صریح، تحلیلهای پیشبینانه و دقیقی درباره سرنوشت صدام، رویکرد آمریکا و شوروی در قبال جنگ، و طرحهای کلان برای سازماندهی نیروهای مردمی و حفظ امنیت مرزها مطرح میشود.
این گزارش ارزشمند و مستند که به خوبی آیندهنگری و تسلط مسئولان نظام بر تحولات منطقه را در آن مقطع نشان میدهد، توسط مجید مختاری تهیه و تنظیم شده و در شماره ۳ فصلنامه کیان ایران (فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات نظامی و راهبردی) به چاپ رسیده است.
مشروح این گفتوگوی تاریخی و منتشرنشده را میخوانید:
در فاصله بین پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی و برقراری آتش بس رسمی بین ایران و عراق ارتش رژیم بعث با کمک و همراهی منافقین خاک ایران را هدف حملات شدید و گسترده خود قرار داد تا با دستیابی به مناطق حساسی همچون خرمشهر یا آبادان از موضع برتر وارد مذاکرات صلح شود.
در آن زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با روحیه ای انقلابی وارد عمل شد و توانست نیروهای متجاوز عراق را به عقب نشینی وادارد و از دستیابی دشمن به مناطق حساس و راهبردی جلوگیری کند در این فاصله، مقام معظم رهبری که در آن زمان مسئولیت ریاست جمهوری را به عهده داشتند، به شهر اهواز آمدند تا از نزدیک شاهد ایثارگریها و جانفشانیهای رزمندگان اسلام باشند و روحیه آنان را تقویت کنند.
در زمان حضور ایشان در اهواز که با حملات هوایی دشمن به مراکز حساس صنعتی و اقتصادی کشور هم زمان بود، جلسهای با حضور ایشان و فرمانده کل سپاه پاسداران برگزار شد که در آن موضوعات متعددی از جمله وضعیت اجرای قطعنامه ۵۹۸، مأموریت نیروهای بسیج حاضر در جبههها و آینده صدام مطرح شد.
با توجه به اهمیت موضوعات مطرح شده در این جلسه و پیشبینیهای دقیق حاضران در میان مباحثشان، نشریه کیان ایران به درج پیاده شده نوار این جلسه اقدام کرده است تا از یک سو برگی از اسناد گران قیمت جنگ منتشر شده باشد و از سوی دیگر آینده نگری مسئولان نظام جمهوری اسلامی درباره تحولات آینده عراق روشن شود.
جلسه مزبور در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۶۷ در شهر اهواز با حضور حضرت آیتالله خامنهای رئیس جمهور، برادر محسن رضایی (فرمانده کل سپاه) و مجید مختاری (راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) برگزار و در طول آن مطالب زیر مطرح شد:
آیتالله خامنهای: در طرح دبیرکل سازمان ملل یک روز مشخصی را جهت مذاکره برای تبادل اسرا معین کرده اند. ۲۱ روز پس از شروع تبادل اسراست و تا ۸۱ روز به طول میانجامد. پس از آن، مذاکرات آغاز میشود و کمیته تشخیص متجاوز به موازات سایر کارها از همان روز اول، تشکیل میشود؛ یعنی تشکیل کمیته تعیین متجاوز همان روز است و این نکته جالبی است.
برادر محسن رضایی: پس معلوم است که آمریکا صدام را نمیخواهد.
آیتالله خامنهای: آمریکاییها نمیخواهند به صدام کمک کنند.
برادر محسن رضایی: یا حداقل میخواهند از او به عنوان یک اهرم فشار استفاده کنند.
آیتالله خامنهای: در حال حاضر روسها صدام را تقویت میکنند.
برادر محسن رضایی: این طرح منافقین به احتمال زیاد با روسها هماهنگ بوده است.
آیتالله خامنهای: بله به احتمال زیاد عرض کنم ما دیشب که از شما جدا شدیم، نامه استاندار [خوزستان] را پیش من آوردند. عصری حاج احمد آقا خمینی میخواست با من تماس بگیرد؛ موفق نشده بود؛ یعنی من برنامه داشتم و آمده بودم در مسجد پادگان گلف و با رؤسای ادارات استان خوزستان ملاقات داشتم. هنگامی که برگشتم گفتند حاج احمد آقا تماس گرفته بود. خلاصه پس از دو سه بار تماس ایشان پیام امام را به استاندار دادهاند و آقای میردامادی نیز پیام را برای من فرستادند. ایشان نوشته است که متن پیوست را جناب حاج احمدآقا قصد داشتند به جناب عالی آیتالله خامنهای منعکس کنند؛ ولی موفق به پیدا کردن شما نشدند. با توجه به فوریت مسئله مطلب را تلفنی برای بنده قرائت کردند که عیناً تقدیم میگردد. البته من نگفتم که به امام بگویند؛ ما با خود احمدآقا در میان گذاشتیم که یک فشاری ... ایجاد کند؛ اما احمد آقا گفت که من بروم به امام بگویم و ببینم نظر ایشان چیست.
متن پیام این است:
«حضرت حجتالاسلام خامنهای دامت افاضاته»
پس از سلام پیغام شما را به حضرت امام رساندم که رزمندگان آماده هستند عملیات کنند. حضرت امام فرمودند که به هیچ وجه به خاک عراق حمله نکنید. حتی گلولهای به طرف آنها شلیک نکنید. در صورتی که بمباران کردند شما هم اگر صلاح دانستید دستور بمباران را بدهید. شما نیرو مهیا داشته باشید در صورتی که آنها حمله کردند و زمینی را تصرف کردند شما هم به آنها حمله کنید. من اعلام کردهام که قبول قطعنامه تاکتیکی نیست حمله نقض آن است قبل و بعد آتش بس ندارد.
مرید احمد خمینی».
آیتالله خامنهای: الآن عراقیها کجا مستقر هستند؟
برادر محسن رضایی: از فکه آمدهاند چسبیدهاند به رودخانه دویرج و تا عین خوش و موسیان حضور دارند.
آیتالله خامنهای: میمک هم که دست آنهاست؟
برادر محسن رضایی: بله انشاءالله باید از این وضعیت در بیاییم باید حداقل یک برنامهریزی یک ساله یا دوساله داشته باشیم.
آیتالله خامنهای: برنامهریزی برای مرزها؟
برادر محسن رضایی: بله برنامه ریزی دفاعی، اصلاح، ترمیم توسعه بازسازی و آمادگی نیروها کار بدون برنامه همه چیز را از بین می برد. آقای موسوی نخست وزیر هم که آمده بود، به ایشان هم گفتیم.
آیتالله خامنهای: جلسه چطور بود، به جایی رسید؟
برادر محسن رضایی: خیلی چیزها را یادداشت کردند. بچهها فرماندهان لشکرها که همه معترض بودند و خیلی اعتراض داشتند. بعضیها اصلاً صحبت نکردند. گفتند ما حرفی نداریم. ولی انعکاس مسائل خوب بود. بچهها خیلی خوب توانستند مشکلاتشان را جا بیندازند و کمبودها را منعکس کنند. آقای موسوی هم یادداشت کردند ما آنجا گفتیم نباید زمان را از دست بدهیم و بعد ببینیم کاری انجام نشده است.
آیتالله خامنهای: حالا این نیروها را چه بکنیم؟ اگر آتش بس شود چه برنامهای برای آنها دارید؟
برادر محسن رضایی: اگر آتش بس شود، باید بروند.
آیتالله خامنهای: به اعتقاد بنده اگر اینها برگردند دو ضرر دارد: یکی اینکه اینها خودشان احساس بدی پیدا میکنند و دیگر اینکه یک نیروی حاضر و آمادهای از دست خواهد رفت؛ در حالی که میشود کاری کرد که اینها از دست نروند. نه اینکه اینجا بمانند؛ بلکه از آنها طبق برنامه مشخصی استفاده شود. طرح کدبندی نیروهای شهری برنامه خوبی است. کدگذاری گردانی را روی اینها انجام بدهیم؛ مثل تیپ الغدیر؛ یعنی پانزده گردان از آنها را جدا کنیم و در یک مکان معین چند روز با هم زندگی کنند و همدیگر را خوب بشناسند. شغل، اسم گردان و فرمانده گردان را خوب آشنایی پیدا کنند مأموریتشان مشخص شود و سپس به شهرشان برگردند.
سپاه میتواند مانند رابطون برای نگهداری خطوط هر سال یک گردان را به منطقه بیاورد. اصلاً در اسلام هم رابطون یعنی مرزداران؛ فقط مرزداری میکنند چه امر جالبی است. چون این نیروها تا جنگ است در منطقه حضور دارند؛ اما جنگ که تمام شد طبیعی است که بروند دنبال کارشان؛ در حالی که میشود به آنها گفت ما در طول سال به نیرو نیاز داریم. سپاه از قبل بگوید برای نگهداری از مرز به این تعداد نیرو نیاز است و این گردانها با مأموریت سرزمینی برگردند. در این حالت، دو کار انجام گرفته است هم ارتباط آنها با سپاه نزدیکتر شده است و هم شما برای مرزداری واحدهای منظمی درست کردهاید. در حال حاضر این