۱۴۰۵-۰۴-۱۳ | ۰۷:۰۳
دیداری که حکومتی نبود

دیداری که حکومتی نبود

ناصر فیض جلسه دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب را جلسه‌ای توصیف می‌کند که میزبان یک ادیب بود، آن را محفل نقد جدی شعر می‌خواند و تأکید دارد این جلسه به‌هیچ وجه حکومتی نبود.

ناصر فیض، شاعر و طنزپرداز و مدیر دفتر حفظ و اشاعه زبان فارسی  حوزه هنری که از مهمان‌های دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب در نیمه ماه رمضان بود، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به تفاوت رهبران جهان با رهبری در ایران، اظهار کرد: رهبران جهان بیشتر با جنبه شخصیت سیاسی‌شان به جایگاه رهبری می‌رسند اما درباره رهبر ایران می‌توانیم  بگوییم ایشان مجتهد، فقیه، حکیم، سخنور و ادیب بود. در کنار این‌ها سیاستمدار نیز بود. اضافه شدن هر یک از این موارد به شخصیت سیاسی، تفاوتی را در رهبران سیاسی ایجاد می‌کند اما ایشان همه موارد را با هم داشتند. به همین اعتبار می‌توان درباره دشمنان نیز گفت دشمن ما، دشمن کوچکی نیست که با ذره‌بین در نقشه دنبالش بگردیم، به لحاظ جهان‌خوار بودن و نگاه استعماری که دارد، دشمن بزرگی است که می‌خواهد به جهان تسلط پیدا کند چنان که در مواردی در منطقه ما تسلط یافته و در این میان کسی که از نظر آن‌ها مانع تسلطشان باشد، باید او را برداشت. اگر این موضوع را بدانیم، متوجه می‌شویم دشمنی با ما سر چیست.

چرا رهبری با شاعران دیدار داشت؟

 او با تأکید بر جایگاه بالای شخصیتی رهبر انقلاب، گفت: ایشان با چنین جایگاه، چند ساعت از عزیزترین وقت خود را می‌گذارد تا با شعر و ادبیات مملکت همراه شود و آن را رصد کند و ببیند چه خبر است. کجا چنین اتفاقی می‌افتد؟ معمولاَ رهبران دنبال کارهای سیاسی می‌روند و برای کارهای فرهنگی کسی را می‌گذارند و شاید خودشان اظهارنظری داشته باشند اما اینکه دغدغه‌شان شعر و ادبیات و مسائل فرهنگی باشد نداریم. کمتر موردی داریم که اهالی فرهنگ با ایشان دیدار داشته باشند و دغدغه‌ اصلی‌ ایشان زبان فارسی نباشد. چرا؟ چون می‌دانند ما از سمت زبان فارسی لطمه می‌خوریم و آنقدری که از زبان فارسی لطمه می‌خوریم، از مرزها لطمه نمی‌خوریم. بالاخره اگر مرز را بگیرند، با جانفشانی و با یک یا چند عملیات برمی‌گردد اما اگر فرهنگ لطمه ببیند، درست شدنش با یک یا چند عملیات شدنی نیست، درست شدنش زمان می‌برد و گاه  یک نسل باید فدا شود. الان این مشکل را داریم.

 فیض دلیل دیدار رهبر شهید با شاعران را اینگونه روایت کرد: ایشان می‌دانست دغدغه‌های زبان را با شاعران مطرح کند زیرا اوج نمود زبان در شعر است؛ شعر بارزترین نمود ظرفیت‌ها و ظرافت‌های زبان است و دقیقا کسانی که با شعر سروکار دارند باید مراقب پاسداشت زبان فارسی باشند و تذکر اینجا لازم است. این شاعران باید سفیران زبان فارسی باشند و بتوانند ظرافت‌ها و ظرفیت‌های زبان را نشان دهد. زمانی که شما زبان  فارسی را به‌عنوان زبان برجسته در جهان  مطرح کردید، به دنبال آن فرهنگ و مسائل دیگر می‌آید و اگر به زبان لطمه بزنند همه چیز لطمه می‌خورد.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

شعر امروز را دنبال می‌کردند

 او با اشاره به اینکه رهبر شهید بیش از چهار ساعت از وقت خود را به شعرخوانی اختصاص می‌داد، بیان کرد: یک بار شاعر جوانی در جلسه دیدار با شاعران، کتاب خود را به حضرت آقا تقدیم کرد. ایشان کتاب را گرفت و ما از نگاه‌شان متوجه شدیم کتاب را قبلا دیده است درحالی که دو ماه از چاپ کتاب می‌گذشت.  حضرت آقا کتاب را دست گرفتند، صفحه‌ای را باز کرده و سطرها را دنبال کردند و به سطری رسیدند و گفتند اگر اینجا به جای این کلمه، فلان کلمه را می‌گذاشتید، ایهامی پیدا می‌کرد و معنای دیگری را هم شامل می‌شد و تداعی معانی اتفاق می‌افتاد. این شاعر شگفت‌زده شد چون فکر می‌کرد کتاب را که تازه منتشر شده، ندیده‌اند. ایشان شعر امروز را رصد کرده و نگران بود که حاشیه‌ای بر شعر بنویسم و اگر شاعر را دیدم به او تذکر بدهم. این تذکر از جانب کسی است که خود ادیب است، حکم حکومتی نمی‌دهد، حکم ادبی می‌دهد. او معانی بیان می‌داند و به کلمات و تعابیر و ادب فارسی و ادب عرب تسلط دارد.   

جلسه‌ای که حکومتی و نمایشی نبود

این شاعر با بیان اینکه نگاه بیرونی به دیدار شاعران با اتفاقات درون جلسه فرق داشت، اظهار کرد: بیرون تصور می‌شد که این دیدار، حکومتی و نمایشی است و شاعران شعر می‌خوانند و ایشان تأیید می‌کنند و خوش‌به‌حال شاعران می‌شود و می‌روند، در حالی‌که بیشترین نقدها راجع‌به شعرها در این جلسه می‌شد. ما جلسه‌ای نداریم که شاعر در آنجا شعری که اشکال و ایراد دارد بخواند و ایشان آن اشکال را به گونه‌ای که شاعر اشکالش را بپذیرد، متذکر نشود. 

ملاحظات چه بود؟ 

 او  با اشاره به ملاحظات خواندن شعر در مقابل رهبر کشور، گفت: حتما به شعرهایی که در آنجا خوانده می‌شد، نگاه می‌شود نه نگاه اینکه بخواهند سانسور کنند،  گاهی ممکن است بیتی مناسب نباشد. الان ممکن است خواننده‌ای شعری از حافظ بخواند اما اگر ۱۰ بیت بخواند موسیقی طولانی  شده و مخاطب خسته می‌شود بنابراین چند بیت را نمی‌خواند. این سانسور شعر حافظ نیست بلکه متناسب با موسیقی کردن شعر است. این اتفاق آنجا هم اتفاق می‌افتاد. چیزی که برخی فکر می‌کردند آنجا چطور شعرها را نگاه می‌کنند و شعر دستکاری می‌شود. نهایت اگر شعری بخواهد دستکاری شود، شعر اعتراضی است درحالی که  بارها شعر اعتراضی خوانده شد. خودم شعر اعتراضی «سیاست را نمی‌خواهم نه از نزدیک، نه از دورش/ ندارد چون پدر مادر نه آن‌جورش نه این‌جورش.... سیاست، چیز خوبی نیست مخصوصاً در آن دوران/ که هرکس زور می‌گوید به هرکس می‌رسد زورش». اگر می‌خواست معترض را نپذیرد می‌گفت «آقا چه زوری می‌گوید به هرکس که می‌رسد زورش، چرا بی‌انصافی می‌کنید». این شعر که گوشه کنایه کمرنگ داشت.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

 فیض سپس با یادآوری خاطره دیگری گفت: یک سال شاعر جوانی گفت می‌خواهم دو شعر بخوانم یک شعر درباره شما و یک شعر دیگر. صحبت شد و از مسئول جلسه اجازه گرفتند. ایشان گفت آنکه درباره ما است، نخوانید. ایشان بدش می‌آمد کسی مدحش را بگوید. این شاعر شعر را خواند، سرتاسر اعتراض. شعر که تمام شد گفتند این هم که درباره ما بود! یعنی همه این‌ها را شنیدم و طرف همه این اعتراض‌ها ما بودیم. معمولا کسی اعتراض را به خود نمی‌گیرد و این یعنی مواردی که می‌گویی هست، این یعنی پذیرفتن اعتراض. این یعنی اگر اعتراض به قاعده، دوستانه و منطقی باشد اشکالی ندارد. آنجا چنین جلسه‌ای بود.

بیت خبر نداشت چه شعری خوانده می‌شود

او با بیان اینکه شاعران با توجه به علاقه‌ای که داشتند در این دیدار شرکت می‌کردند، اظهار کرد: کسانی می‌آمدند که مقلد رهبر بوده و به رساله‌شان عمل می‌کردند، کسی را در این جلسه داریم که به لحاظ سیاسی ایشان جایگاه کلانی برایش داشته، یکی به لحاظ اعتقادی و دیگری به لحاظ عشق و علاقه‌اش به ایشان می‌آمد. به دلایل مختلف برای آمدن به این جلسه استقبال می‌کردند و جای حکومتی نبود. خودِ بیت خبر نداشت که شاعران چه شعری می‌خواهند بخوانند و این موضوع را به عهده تعدادی از  شاعران گذاشته بودند که شعرها را سبک و سنگین می‌کردند.

به ارزش کلمه واقف بودند

مدیر دفتر حفظ و اشاعه زبان فارسی در حوزه هنری با تأکید بر اینکه یکی از دغدغه‌های رهبر شهید، زبان فارسی بود، گفت: محفل شعرا بهترین فرصت بود تا اهمیت زبان را تذکر بدهند و از آن‌ها بخواهند از زبان فارسی پاسداری کرده و آن را از هجوم واژه‌های بیگانه حفظ کنند. البته هجوم واژه‌های بیگانه یکی از مسائل زبان است. ایشان بر گفتمان‌سازی با زبان فارسی تأکید داشت. مثلاً به ایران می‌گویند محور شرارت و این را با شیوه‌هایی که بلدند مطرح می‌کنند، الان هر زمان که بگویند محور شرارت می‌گوییم به ما می‌گویند. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ این گفتمان را ما می‌توانیم ایجاد کنیم. چنانچه امام خمینی (ره) این کار را کرد. الان زمانی که نام «شیطان بزرگ» می‌آید شما می‌دانید که منظور کیست یا زمانی که می‌گوییم «غاصب» مشخص است درباره چه کسی حرف می‌زنیم. این‌ها نشان دادن ظرفیت زبان است و ما می‌توانیم به وسیله زبان گفتمان‌سازی کنیم. شما می‌توانید به وسیله زبان در جنگ نرم سنگر خود را مستحکم کرده و اجازه ندهید آنجا را زیر سؤال ببرند. در دیدار با شاعران این دغدغه و نگرانی را مطرح می‌کردند زیرا خودشان ادیب و سخنور بوده و به ارزش کلمه واقف بودند و می‌دانستند زبان فارسی در جهان امروز چه وضعیتی دارد.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

لذت از شعر کلاسیک 

او درباره اینکه چه شعرهایی بیشتر مورد توجه رهبر شهید بود، گفت: حضرت آقای قالب‌های غزل، قصیده و رباعی را قبول داشت؛ در واقع آنچه از سعدی و مولانا و نظامی شنیده بود. حضرت آقا به این قالب‌ها گرایش داشت و به همین دلیل همیشه از سبک هندی می‌گفت و اشعار خودشان هم در سبک هندی است. البته شعرهایی در سبک عراقی دارند که به مأنوس بودنشان با سعدی و حافظ برمی‌گردد. درباره صائب نیز بارها تذکر دادند و از او شعر می‌خواندند. ما حس می‌کردیم از شعرهایی که به لحاظ مضمون و به سمت سبک هندی می‌رفت، بیشتر لذت می‌برد. البته این به معنای این نبود که به قالب‌های دیگر توجه نکنند؛ مثلاً شعر نیمایی‌ای را از اخوان ثالث با این مضمون «ای تکیه‌گاه و پناه/زیباترین لحظه‌های/ پر عصمت و پرشکوه/ تنهایی و خلوت من/ ای شط شیرین پر شوکت من» خواندند و بعد خواندن آن گفتند، زمانی که این شعر را می‌خوانم یاد دعای ابوحمزه ثمالی می‌افتم. قطعا اخوان شعر را برای چنین چیزی نگفته است اما منظور رهبر شهید این بود که شعر عین ذکر و عین دعا است، در واقع طلب از خداوند است، التماس و زاری است  از مبدا عظیم و شگفت. ایشان از شعر اخوان به این نتیجه رسیده بود و این موضوع  دور از تصورم بود.

از شعر سپید استقبال نمی‌کردند

 فیض ادامه داد: البته در پیش ایشان شعر سپید هم خوانده می‌شد هرچند ایشان از شعر سپید استقبال نمی‌کرد. گاهی شعر سپید که می‌خواندند احساس می‌کردند سطری برجسته است، با حرکت سر آن را تأیید می‌کردند که شعر مضمون دارد اما کلا روحیه‌شان با این بازی‌هایی که بعدها با شعر شد، همخوان نبود. انتظارشان از شعر فارسی این بود این همه قله در ادب فارسی داریم، این‌ها چه کار کردند؟ همه آن‌ها را به دور بیندازیم و  کار دیگری به اسم نوآوری بکنیم؟ البته نقل به مضمون است.

 این طنزپرداز درباره شکل‌گیری دفتر طنز حوزه هنری گفت و یادآور شد: زمانی که در دیدار شاعران با رهبر شعر طنز خوانده شد، از شعر طنز استقبال و قرار شد همانطور که در شاخه‌های دیگر شعرخوانی داریم، شعر طنز هم خوانده شود. هر سال شعر طنز خوانده می‌شد که یکی از دلایلش این بود که ایشان از شعر طنز استقبال کرد، نه تنها ایشان استقبال کرد در جامعه هم از آن استقبال کردند. طنز زاییده تضادها و تناقض‌هاست، هرجا تضاد و تناقض زیاد ببینید شوخ‌طبعی می‌تواند نقش داشته باشد. به قول شفیعی کدکنی طنز اجتماع هنری نقیضین است، خود اینکه در فضای جدی و در محضر رهبر انقلاب قرار است شعر جدی خوانده شود، شعر طنز خوانده می‌شود، تضاد دارد و اساسا به طنز کمک می‌کند و با استقبالی که از طنز در این جلسات شد، باعث شد طنز به عنوان شاخه شعر فارسی که هنرمندانه ایرادها را گرفتن است، مطرح شود و بخش‌های فرهنگی که بودجه‌ای داشتند به طنز توجه کردند. در واقع با توجه ایشان به شعر طنز، به طنز کمک شد.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

 این شاعر در ادامه گفت‌وگو با ایسنا درباره نادیده‌ها و ناگفته‌هایی از این دیدارها نیز توضیح داد: چیزهایی که نمی‌شود به آن اشاره کرد بیشتر  به جهت ایرادهایی است که به شعر شاعران گرفته می‌شد و شاید شاعر نخواهد درباره ایراد شعرش که ایشان گرفته است، من در یک مصاحبه بگویم که فلان ایراد گرفته شد. معمولا برای خود شاعر خوب نمی‌شد اگر اشتباهی فاحش کرده بود و ایشان تذکر می‌داد. البته تذکر یک ادیب به اشتباه، مسئله بدی نیست اما برخی دوست نداشتند این موضوع را که مثلا رهبر به من تذکر داده است. بسیاری از اتفاقات ناگفته از این دست بود.

 او سپس خاطره‌ای از یک شعرخوانی تعریف کرد: شاعری می‌خواست شعری بخواند که نام یک هنرمند در قافیه‌اش آمده بود. ما به ایشان گفتیم این شعر را نخوان، البته اگر شخص حاضر بود آن را بخوان در این صورت حضرت آقا اعتراض نمی‌کند. این شاعر گوش نداد و شعر را خواند و اسم آن هنرمند را که در قافیه بود، آورد. به محض اینکه نام را گفت، حضرت‌ آقا گفتند نه چرا چون صرف قافیه است، نام او را بیاورید. این  اعتراض آقا از این جهت بود که آن هنرمند با خود بگوید شاعری آمده پشت من چیزی گفته و دیگران خندیده‌اند و حضرت آقا چیزی نگفته است. اما اگر این شخص حضور داشت حضرت آقا اعتراض نمی‌کرد زیرا وکیل مدافع ایشان نبود. چنانچه من برای علیرضا قزوه شعر اعتراض خواندم؛ «با سر آمد علیرضا قزوه/ شد سرآمد علیرضا قزوه/ همه باید به یک طرف بروند/ تا شود رد علیرضا قزوه ..... بیت رهبر علیرضا قزوه/ توی مرقد علیرضا قزوه/... هر کجا می‌روی پی کاری/می‌رسد عد! علیرضا قزوه ...»  حضرت آقا به من نگفتند نه نگویید، چون آقای قزوه نشسته بود. حتی به شوخی گفت آقای قزوه با این شعر مشهور شدید.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

فیض همچنین درباره نقد شعر شاعران توسط رهبر شهید انقلاب توضیح داد: به شاعری گفتیم، فعل را در این شعرها حذف کرده‌ای، آن را نخوان. گفت این شعر خوبی است  و من این شعر را دوست دارم، گفتیم به هر حال نظر ما این است که دو فعل حذف شده و بهتر است نخوانی، ایشان اصرار کرد که بخواند. به محض اینکه شعر تمام شد حضرت آقا گفتند آن دو بیت را بخوانید. زمانی که خواند، حضر آقا گفتند، چرا فعل حذف شده، فعل باید به قرینه حذف شود، نداریم چنین چیزی.

 او با تأکید بر اینکه جلسه دیدار با شاعران جلسه حکومتی نبود گفت: ما در جایی بودیم که میزبان ادیب و شاعر بود، نیامده بود که جلسه‌ای برگزار کند و روزنامه‌ها بنویسند برگزار شد بلکه با نگرانی شعر مملکت را دنبال می‌کرد.  شاعری شعری خواند «حاجیان حجر شدند، دختران پسر شدند و...» شعر خوبی بود و شاعرش هم شاعری خود را ثابت کرده است. این شعر در سالی خوانده شد  که حجاج مراسم برائت از مشتریکن را باشکوه برگزار کرده بودند. حضرت آقا گفتد، نه آقا نگویید، «حاجیان حجر شدند»، امسال خوب  بود. ایشان از این اصطلاح  خوششان نیامد آن هم در سالی که حاجیان حجر نشدند و باشکوه بود. این بی‌انصافی‌ها را دوست نداشتند.

 این شاعر با یادآوری خاطره‌ای گفت: در یکی از دیدارها، شاعری شعری از زبان مادر شهید  خواند که شعر سیاهی بود «تمام هستی مرا شکنجه گاه کرده‌ای/ محله‌مان به یمن رفتن تو روسپید شد/ لباس اهل خانه را، ولی سیاه کرده‌ای/ چه بارها که گفته‌ام به قاب عکس کهنه‌ات/ دل مرا شکسته‌ای، ببین گناه کرده‌ای/ ولی تو باز بی صدا، درون قاب عکس خود/ فقط سکوت کرده‌ای، فقط نگاه کرده‌ای» خیلی شعر تلخی بود. زمانی که شعر تمام شد، حضرت آقا گفتند خانواده شهدا و مادران شهدا چنین نگاهی ندارند که شما دارید. می‌خواست بگوید این منصفانه نیست. از این اعتراض‌ها زیاد داشتیم. البته با شاعری شوخی معمولی هم داشتند؛ آقای مشفق هشتاد سالشان بود و گفتند اگر اجازه دهید  نوبتم را به جوان‌ترها می‌دهم، حضرت آقا گفتند جوان‌ها یا جوان‌ترها؟! جوان‌ها با جوان‌ترها دو معنای متفاوت دارد!

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

 او خاطره‌ای نیز از سپیدخوانی که رهبر شهید با آن میانه‌ای نداشتند تعریف کرد: شاعری شعر سپید خود را از حفظ خواند. ایشان گفت شما چه حفظ کرده‌اید این همه را.  منظور  حضرت آقا این بود که شعر نه وزن دارد نه قافیه، چطور حفظ کردید. بعد گفتند این را الان گفتید؟ شاعر شعر  می‌گفت حالم گرفته شد وقتی گفتند الان گفتید. البته تقصیر شاعر هم بود آدم برای میزبان سوغاتی که دوست ندارد نمی‌برد، خب ایشان شعر سپید دوست ندارد، رعایت کنید.

ناصر  فیض با تأکید بر اینکه رهبر شهید به‌جا شوخی می‌کرد، خاطره دیگری تعریف کرد و گفت: شاعری اعتراض کردند که آقا دوستان ایراد می‌گیرند که این شعر را بخوان و آن را نخوان. شعر را دستکاری می‌کنند. بعد شعری خواند که ضعیف بود. حضرت آقا گفتند: خب این نگاه‌کردن‌ها خیلی هم بی‌مورد نبود.  گاه در شوخی‌ها تعابیری استفاده می‌کردند که با توجه به ادبیاتی که از ایشان سراغ داریم، ما انتظارش را نداشتیم. مثلاً در یکی از دیدارها آقای قزوه چندبار از خودشان تعریف کرد که چه کارهایی در هندوستان انجام داده است. ایشان در این کشورها کار کرده‌اند نه اینکه نکرده باشد و بخواهد تعریف کند. این موضوع چند بار تکرار  شد. حضرت آقا فرمودند: «آقای قزوه شما کارتان خیلی درسته». اصطلاح «کارتان درسته» برای ما عجیب بود و با ادبیات ایشان نمی‌خواند و بیشتر جوان‌ها آن را به کار می‌برند. 

 او در ادامه بیان کرد: «دیدار نیمه رمضان» محفلی بود که ما دوست نداشتیم تمام شود. فکر می‌کنم خود ایشان هم دوست نداشت. جلسه که تمام می‌شد، دوستان می‌گفتند اگر وقت هست شعر بخوانند و ایشان وقتی می‌دادند که یکی ‌دو نفر  شعر بخوانند. دیدارهای ایشان معمولاً یک ساعت بود، چه می‌شد یک ساعت و نیم تا دو ساعت می‌شد. رکورددار دیدارها به لحاظ زمان، دیدار شاعران بود. در اسفندماه هم قرار بود این دیدار برگزار شود و در شرایط خاص کشور نیز این دیدار را تعطیل نکردند. فقط یک بار در دوره کرونا تعطیل شد و یک سال هم در دوره کرونا با ماسک برگزار شد. ایشان توصیه کرده بودند این جلسه باشد و دست‌کم گرفته نشود.

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

 فیض که از مسئولان برگزاری این دیدارها بود درباره چرایی بازبینی اشعار قبل از دیدارها گفت و تأکید کرد: ما سانسور  به آن معنا نداشتیم زیرا کسی که می‌خواست شعر بخواند می‌دانست کجا می‌خواهد شعر بخواند و دلیلی نداشت چیز ناجور بیاورد. بازبینی از این جهت بود که مثلا این شعر موجب اختلاف مذهبی می‌شود پس نخوانید. هیچ‌کدام در حوزه سانسور قرار نمی‌گرفت. 

 او درباره ملاحظات خود برای شعرخوانی نیز گفت: دغدغه‌ من زبان بود. به هیچ وجه  نمی‌توانستم با شعری که زبانش سست است کنار بیایم. زبان فارسی این همه ظرفیت دارد و باید کلمه درست را انتخاب کرد و انتخاب کلمات سست نباشد که بتوان به جای آن کلمه دیگری گذاشت یا پیشنهاد کرد، شعر باید به‌گونه‌ای باشد که اگر کلمه‌ای جابه‌جا شود ساختمان شعر به هم بریزد.

ناصر فیض در پایان با بیان اینکه نمی‌خواهد توصیه اعتقادی به کسی بکند، گفت: همیشه در بزنگاه سخت تاریخی معمولا یک نفر حرف اصلی را می‌زند. تعارف نداریم، یک نفر باید مسائل را تمام کند و به اصطلاح حرف آخر را بزند. اگر مسائل جمع نشود، اختلاف همچنان خواهد بود و کسانی که نمی‌خواهند مملکت باشد، سوءاستفاده می‌کنند. توصیه من این است زیر چتر زبان فارسی، زیر چتر فرهنگ ایرانی در کنار فرهنگ اعتقادی و دینی باشیم و در اختلاف‌ها نقاط مشترک را پیدا کنیم. وطن را دوست داشته باشیم و دوست داشتن وطن ربطی به «جمهوری اسلامی» ندارد. هرکسی وطن را حفظ کرده به قول جوانان دمش گرم و هر کسی بخشی از کشور را  جدا کرده باید پاسخگو باشد. وطن مهم است. حتی اگر بخواهیم با هم بجنگیم باید روی خاک بایستیم  بنابراین جای ایستادن را اول محکم کنیم  و بعد سروکله بزنیم. 

خانم دستاران//دیداری که حکومتی نبود!

 انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری