سعید پورعلی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری لرستان در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، آورده است:
در تاریخ ملتها، لحظاتی وجود دارد که مرز میان گذشته و آینده با یک رویداد بزرگ بازتعریف میشود. امروز که ایران در آستانه وداع با یکی از ستونهای بیبدیل خود است، با لحظهای روبرو هستیم که باید معنای اتحاد، وحدت و هویت ملی را از دریچه نگاه او بازخوانی کنیم. رهبر شهید در حافظه جمعی این ملت، بهعنوان پدرِ همه ایران و نماد سعهصدر حک شده است.
یکی از بزرگترین دستاوردهای رهبری ایشان در طول دهههای متمادی، تلاش مستمر برای فروریختن دیوارهای مصنوعی بود؛ دیوارهایی که بر پایه جناحبندیهای سیاسی، سلیقههای مذهبی یا تفاوتهای قومی و فرهنگی بنا شده بودند. در دورانی که سیاست معمولاً ابزاری برای تفرقهافکنی و جذبِ خاصتر از عام بوده است، ایشان راه را بر این رویکرد بستند.
رهبر شهید، کسی بود که بهجای تمرکز بر جناحها، بر مردم تمرکز کرد. ایشان میدانستند که قدرت واقعی نه در صندلیهای حکمرانی، بلکه در دلِ همبستگی ملی نهفته است که از گسلهای اجتماعی عبور کردهاند. نگاه ایشان به سیاست، نگاهی به ترمیم بود؛ ترمیمی که هدفش بازگرداندن تکههای پراکنده جامعه به پیکره واحد ملی بود. ایشان هرگز به دنبال برتریِ یک گروه بر گروه دیگر نبودند، بلکه همواره در جستجوی نقطه اشتراک بودند؛ همان نقطهای که در آن، هر ایرانی، فارغ از هرگونه پیشفرض سیاسی، خود را بخشی از یک کالبد واحد میدید.
نماد واقعی سعهصدر در شخصیت ایشان، در مواجهه با تفاوتها تجلی مییافت. در دنیایی که سیاستِ امروز، سیاستِ تخریبِ رقیب است، ایشان سیاستِ جذبِ مخالف را پیش گرفتند. سعهصدرِ ایشان، از آن نوع سکوتهای منفعلانه نبود، بلکه یک کنشِ فعالانه برای صلح و آرامش اجتماعی بود.
حتی کسانی که با رویکردهای حکمرانی یا ساختارهای موجود چالش داشتند، هرگز نتوانستند در مورد پاکدستی، بیغرضی و دلسوزیِ عمیق ایشان برای این خاک شک کنند. این همان نقطهای است که مرز میان سیاست و اخلاق را در شخصیت ایشان محو میکرد. ایشان با پذیرش نقد و حتی با تماشای ناملایمات با صبری مثالزدنی، بارها ثابت کردند که هدف ایشان، حفظِ کل(یعنی نظام و ملت) است، نه دفاعِ صرف از جزئیات(یعنی منافعِ جناحی). این رویکرد، همان عاملی بود که در بحرانهای بزرگ، مانع از فروپاشی انسجام اجتماعی و سقوط به ورطه هرجومرج شد.
در عصر جنگهای ترکیبی و شناختی که دشمن تلاش میکند با ایجاد شکاف بین هویت دینی و هویت ملی، یا بین حاکمیت و مردم، انسجام جامعه را از هم بپاشد، نگاه رهبر شهید بهعنوان یک پل ارتباطی عمل میکرد. ایشان نشان دادند که میتوان در عین پایبندی به ارزشهای متعالی دینی، یکی از مخلصترین خدمتگزارانِ مفاهیم ملی و میهنی بود.
رهبر شهید، از آن دست رهبرانی بودند که سلیقه ملی را در دلِ ارزشهای دینی جای دادند. ایشان میدانستند که برای داشتن یک ملتِ قدرتمند، باید هویتهای مختلف را در چارچوب یک میهن مشترک حل کرد. این نگاه، مانع از آن شد که مفاهیم مذهبی به ابزاری برای جداسازی و مفاهیم ملی به ابزاری برای سکولاریسمِ تفرقهآمیز تبدیل شوند. در واقع، ایشان هویت ایرانیِ مسلمان را با تمام پیچیدگیها و تنوعش، به یک بلوغ جدید رساندند.
اگر امروز در دوران گذار و پساجنگ هستیم، باید بدانیم که بزرگترین میراث ایشان برای ما در این دوران، آموزشِ تابآوری اجتماعی است. ایشان به ما آموختند که در میانه طوفانهای سیاسی و فشارهای اقتصادی، نباید امید را به گروهها یا اشخاص واگذار کرد، بلکه باید آن را در اعتماد به خودِ ملت و همبستگی ملی یافت.
در این ایام وداع، وظیفه ما در گریستن خلاصه نمیشود؛ وظیفه ما تجدید میثاق با آن ارزشهایی است که ایشان برای آن جنگیدند. تجدید میثاق با وحدت، با سعهصدر و با ترمیم گسلها. ما باید از این سوگ، برای ساختن یک جامعهٔ منسجمتر استفاده کنیم. ما باید نشان دهیم که همانگونه که ایشان مرزبندیهای مصنوعی را از میان برداشتند، ما نیز در دورانِ مدیریتِ پساجنگ، تمام تلاش خود را برای جذبِ حداکثری و همبستگی حداکثری به کار خواهیم بست.
رهبر شهید، پدرِ همه ایران بود؛ پدری که حتی در لحظات سختِ اختلاف، دستِ فرزندانش را برای رسیدن به حقیقت، رها نکرد. ایشان به ما یاد دادند که سیاست، بدون اخلاق و بدون سعهصدر، تنها راهی برای تفرقه است. در این لحظات سوگ و اندوه، درحالیکه با این فقدان عظیم روبرو هستیم، باید به یاد داشته باشیم که میراث ایشان فقط کتابها یا سخنرانیها نیست؛ میراث ایشان در انسجام ملی ما، در پایداریِ اقتصاد ما و در امنیتِ اجتماعی ما جاری است. ما با پیروی از مسیر ایشان، نه با جدایی، بلکه با اتصال و نه با تفرقه، بلکه با وحدت، این مسیرِ پرپیچوخم را ادامه خواهیم داد. رهبر شهید، در قلبِ هر ایرانی که به دنبال عدالت، وحدت و شکوهِ ملی است، جاودانه خواهد ماند.
انتهای پیام
