هلن اولیایینیا در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: روز قلم تنها یک مناسبت فرهنگی نیست، بلکه فرصتی برای بازخوانی جایگاه اندیشه و نقش صاحبان قلم در مسیر توسعه جوامع است. هر تمدنی که امروز از آن بهعنوان یک تمدن بزرگ یاد میشود، بخش مهمی از اعتبار خود را مدیون اندیشمندانی است که افکار، تجربهها و دستاوردهای زمان خود را مکتوب کردند و برای نسلهای بعد به یادگار گذاشتند. اگر این آثار نوشته نمیشد، بخش مهمی از تاریخ بشر نیز از میان میرفت. به همین دلیل قلم را باید حافظ، حافظه تاریخی ملتها دانست؛ ابزاری که نهتنها دانش را منتقل میکند، بلکه فرهنگ، هویت و آگاهی را به جامعه انتقال میدهد.
وی افزود: جایگاه قلم در فرهنگ اسلامی نیز جایگاهی ممتاز است. خداوند در آغاز سوره قلم با عبارت «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» به قلم و آنچه نوشته میشود سوگند یاد میکند و همین سوگند نشان میدهد که نوشتن، عملی فراتر از ثبت واژهها است. در واقع خداوند به دانشی سوگند یاد کرده که از طریق قلم منتقل میشود. این آیه بیانگر آن است که قلم زمانی ارزشمند است که در مسیر حقیقت، آگاهی و اصلاح جامعه حرکت کند. در طول تاریخ نیز هر زمان که قلم در خدمت عدالت، آگاهی و اخلاق قرار گرفته، منشأ تحول شده و هرگاه از مسیر حقیقت فاصله گرفته، آسیبهای فراوانی به جامعه وارد کرده است؛ بنابراین صاحبان قلم همواره مسئولیتی سنگین بر دوش دارند و باید نسبت به آنچه مینویسند، پاسخگو باشند.
این استاد دانشگاه بیان کرد: اگر به گذشته نگاه کنیم، میبینیم ابزارهای نوشتن تغییر کردهاند، اما حقیقت قلم تغییری نکرده است. روزگاری نویسندگان با قلمنی، مرکب و کاغذ مینوشتند، بعدها ماشینتحریر جای آن را گرفت و پس از آن رایانه و ابزارهای دیجیتال وارد عرصه شدند. امروز نیز بسیاری از نویسندگان آثار خود را با تلفن همراه یا رایانه مینویسند، اما هیچکس نمیگوید؛ چون ابزار تغییر کرده، نویسندگی ازمیانرفته است. آنچه اثر را خلق میکند ابزار نیست، بلکه اندیشهای است که پشت آن قرار دارد. یک قلم ساده در دست انسانی اندیشمند میتواند اثری ماندگار خلق کند، در حالی که پیشرفتهترین ابزارها نیز بدون فکر و خلاقیت انسان، ارزشی نخواهند داشت. به همین دلیل نباید ابزار را با خالق اثر اشتباه گرفت.
اولیایینیا با بیان اینکه نویسندگی پیش از هر چیز نیازمند تجربه است، تصریح کرد: نویسنده فقط کسی نیست که جملههای درست کنار هم قرار میدهد. نویسنده پیش از نوشتن، سالها مطالعه میکند، تجربه به دست میآورد، با مردم زندگی میکند، شکست میخورد، موفقیت را تجربه میکند و نسبت به مسائل جامعه حساس میشود. همه این تجربهها در نوشته او انعکاس پیدا میکند. وقتی مخاطب کتاب یا مقالهای را میخواند که سالها در ذهنش باقی میماند، در حقیقت باروح و نگاه نویسنده ارتباط برقرار کرده است. آثار بزرگ ادبی، تاریخی و علمی به همین دلیل ماندگار شدهاند که تنها مجموعهای از واژهها نیستند، بلکه حاصل یکعمر اندیشیدن و زندگیکردن هستند.
وی خاطرنشان کرد: متأسفانه در سالهای اخیر، سرعت انتشار محتوا باعث شده برخی تصور کنند هر متنی که در مدت کوتاهی تولید شود، ارزش فرهنگی دارد. در حالی که میان «تولید محتوا» و «خلق اثر» تفاوت زیادی وجود دارد. ممکن است یک متن در چند دقیقه نوشته شود، اما برای خلق یک اثر ماندگار گاهی سالها زمان لازم است. مطالعه، تحقیق، بازنویسی، نقدپذیری و دقت در انتخاب واژهها، بخشی از فرایند نویسندگی است و هیچ نویسنده حرفهای این مسیر را نادیده نمیگیرد. از همین رو باید نسل جوان را به سمت مطالعه عمیق، تحقیق و تقویت مهارت نوشتن سوق داد، نه اینکه تنها بهسرعت تولید متن توجه شود.
این نویسنده و مترجم درباره تأثیر فناوری بر نویسندگی گفت: در سالهای اخیر با گسترش فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، این پرسش بیش از گذشته مطرح شده که آیا این فناوری میتواند جای نویسندگان را بگیرد یا خیر؟ این نگاه بیش از آنکه بر شناخت دقیق هوش مصنوعی استوار باشد، ناشی از نگرانی نسبت به تغییرات سریع فناوری است. هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را در مدت کوتاهی پردازش کند، متون مختلف را بررسی کند، پیشنهادهایی برای نگارش ارائه دهد یا حتی در تنظیم اولیه یک متن به نویسنده کمک کند، اما همه اینها به معنای نویسنده بودن نیست.
اولیایینیا ادامه داد: نویسندگی تنها کنار هم قراردادن واژهها نیست، بلکه نوعی آفرینش فکری است. نویسنده از تجربه زیسته، احساس، خاطره، باور، دغدغه اجتماعی و شناخت خود از انسان و جامعه مینویسد و این ویژگیها قابلبرنامهریزی نیستند. همانطور که یک دوربین عکاسی نمیتواند جای نگاه یک عکاس را بگیرد، هوش مصنوعی نیز نمیتواند جای ذهن و احساس یک نویسنده را پر کند.
وی توضیح داد: آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده، مسئولیت اخلاقی صاحبان قلم است. در فضای مجازی انتشار یک خبر یا یک یادداشت تنها چند ثانیه زمان میبرد، اما اگر آن مطلب نادرست باشد، شاید سالها طول بکشد تا آثار آن جبران شود. به همین دلیل خبرنگاران، نویسندگان و پژوهشگران باید بیش از گذشته به صحت اطلاعات، امانتداری، دقت در نقل مطالب و رعایت اخلاق حرفهای پایبند باشند. اعتماد عمومی بزرگترین سرمایه رسانهها و نویسندگان است و این سرمایه تنها با صداقت به دست میآید. قلمی که حقیقت را فدای هیجان یا منافع زودگذر کند، بهتدریج اعتبار خود را از دست خواهد داد و دیگر نمیتواند بر افکار عمومی اثر بگذارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در کنار این موضوع، نباید فراموش کنیم که سرانه مطالعه نیز ارتباط مستقیمی با آینده قلم دارد. اگر جامعه کمتر کتاب بخواند، طبیعتاً نویسندگان نیز مخاطبان کمتری خواهند داشت. البته مطالعه فقط به کتاب محدود نمیشود، بلکه خواندن مقالههای علمی، گزارشهای تحقیقی، آثار ادبی و نوشتههای تحلیلی نیز به تقویت قدرت تفکر کمک میکند. جامعهای که اهل مطالعه باشد، بهتر سؤال میپرسد، بهتر تحلیل میکند و در برابر شایعات و اطلاعات نادرست نیز مقاومتر خواهد بود. به همین دلیل ترویج فرهنگ کتابخوانی و نوشتن باید از خانواده و مدرسه آغاز شود و رسانهها نیز در این مسیر نقش مهمی بر عهده دارند. خبرنگاران و نویسندگان میتوانند با تولید آثار دقیق و جذاب، نسل جوان را دوباره به مطالعه علاقهمند کنند.
اولیایینیا با اشاره به تفاوت نویسندگی با تولید متن اظهار کرد: امروز ممکن است یک سامانه هوشمند در چند ثانیه متنی چند صد کلمهای تولید کند، اما این موضوع نباید ما را به این نتیجه برساند که نویسندگی نیز به همین سادگی است. خلق یک اثر ماندگار، نتیجه شناخت انسان، مطالعه گسترده، قدرت تحلیل، تخیل، خلاقیت و سالها تجربه است. وقتی یک نویسنده رمانی مینویسد یا یک روزنامهنگار گزارشی عمیق تهیه میکند، بخشی از شخصیت، احساس و نگاه خود را نیز وارد متن میکند. مخاطب همین ویژگی را احساس میکند و با اثر ارتباط میگیرد. اگر احساس، تجربه و خلاقیت را از نوشته حذف کنیم، چیزی جز مجموعهای از واژهها باقی نمیماند و این همان تفاوت اساسی میان متن تولیدشده و اثری است که از دل یک انسان متفکر متولد میشود.
وی با تأکید بر ضرورت حمایت از صاحبان قلم تصریح کرد: اگر انتظار داریم جامعهای آگاه، مطالبهگر و برخوردار از فرهنگ گفتوگو داشته باشیم، باید برای نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران و روزنامهنگاران نیز جایگاه شایستهای قائل شویم. حمایت از قلم تنها به برگزاری آیینهای بزرگداشت یا نامگذاری یک روز در تقویم محدود نمیشود، بلکه باید شرایطی فراهم شود تا صاحبان اندیشه بتوانند با آرامش و امنیت فکری به تولید اثر بپردازند. دسترسی به منابع علمی، حمایت از نشر، توجه به حقوق مؤلفان و ایجاد فضای مناسب برای نقد و گفتوگوی علمی، از مهمترین اقداماتی است که میتواند به تقویت فرهنگ نوشتن کمک کند. هر اندازه کیفیت آثار مکتوب افزایش یابد، سرمایه فرهنگی جامعه نیز غنیتر خواهد شد و این سرمایه در آینده، زمینهساز توسعه در حوزههای مختلف خواهد بود.
این نویسنده، مترجم و پژوهشگر تأکید کرد: نسل جوان امروز بیش از هر زمان دیگری به ابزارهای نوین ارتباطی دسترسی دارد و این موضوع در کنار فرصتهایی که ایجاد کرده، مسئولیت آنها را نیز سنگینتر کرده است. جوانان باید بدانند که هر نوشتهای که در فضای مجازی منتشر میکنند، بخشی از هویت فکری آنها را نشان میدهد. به همین دلیل لازم است پیش از نوشتن، مطالعه کنند، منابع معتبر را بشناسند، قدرت تحلیل خود را افزایش دهند و از شتابزدگی در انتشار مطالب پرهیز کنند. قلم، چه روی کاغذ حرکت کند و چه روی صفحهکلید رایانه، زمانی ارزشمند است که پشتوانه آن دانش، اخلاق و مسئولیتپذیری باشد. آینده نویسندگی متعلق به کسانی است که علاوه بر شناخت فناوری، از قدرت تفکر و خلاقیت نیز برخوردار باشند.
اولیایینیا خاطرنشان کرد: من آینده قلم را روشن میبینم، زیرا تا زمانی که انسان احساس، اندیشه، تخیل، عشق، دغدغه، مسئولیت و آرزوی ساختن آیندهای بهتر را در وجود خود حفظ کرده باشد، نویسندگی نیز زنده خواهد ماند.
ممکن است ابزارهای نوشتن تغییر کنند، ممکن است هوش مصنوعی بسیاری از کارهای فنی را انجام دهد و حتی در برخی مراحل به نویسنده کمک کند، اما هیچ فناوری نمیتواند جای قلمی را بگیرد که از دل یک انسان آگاه و مسئول برمیآید.
وی در پایان توضیح داد: ماندگاری یک اثر بهسرعت تولید آن وابسته نیست، بلکه به عمق اندیشه، صداقت، تجربه، احساس و تعهد نویسنده بستگی دارد. هر نوشتهای که بتواند امید بیافریند، حقیقت را روایت کند، انسان را به تفکر وادارد و راهی برای حل مسائل جامعه نشان دهد، نشان میدهد که قلم همچنان زنده است و رسالت تاریخی خود را ادامه میدهد؛ رسالتی که از گذشتههای دور آغاز شده و بیتردید در آینده نیز با وجود همه پیشرفتهای فناوری ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام
