آنچه اکنون در پایان این روز پرفشار به چشم میآید، حاصل ساعتها تلاش گروهی از جوانانی است که نامشان در هیچ گزارشی نمیآید، اما با حضورشان، خبر مسیر خود را تا مقصد پیمود.
شبی که به صبح رسید
از شامگاه جمعه، پیش از آغاز رسمی مراسم امروز، گروه فنی موکب رسانهای همراه اول مشغول کار بود. اتصال اینترنت پرسرعت، برق پشتیبان، تجهیزات شارژ، فضای کار اشتراکی، همه این امکانات، حاصل ساعتها آزمایش و بازبینی مکرر بود. یکی از اعضای این گروه، جوانی که خستگی امروز در چهرهاش نمایان است، میگوید: «اسم ما اینجا جایی نوشته نمیشود، اما میدانیم اگر یک لحظه اینترنت قطع شود، ممکن است یک گزارش زنده از دست برود. همین حس مسئولیت، امروز را برای ما طولانی کرد.» و این جمله رو با خندهای از سر مهر، مهر تایید میزند.
جوانانی که راهنمای هزار سؤال شدند
در طبقات بالاتر، گروهی از جوانان با بیسیم در دست، تمام روز میان بخشهای مختلف در حرکت بودند. آنها راهنمای فعالان رسانهای بودند که تازه به موکب میرسیدند و مسیر استودیو، اتاق تدوین یا نقطه شارژ تجهیزات را نمیشناختند. یکی از آنها میگوید امروز صدها بار همین سؤالها را پاسخ دادهاند: «کجا میتوانم بنشینم؟»، «اینترنت از کجا وصل میشود؟»، «برای پخش زنده باید کجا بروم؟» او با حوصلهای که خستگی در آن دیده نمیشود، میگوید: «هر بار یک تولید کننده محتوا با حس رضایت از اینجا رفت، حس کردیم خودمان هم بخشی از آن خبر را روایت کردهایم.»

اتاقی که خبر را میبیند پیش از آنکه منتشر شود
در طبقه اول این موکب رسانهای، فضایی متفاوت از سایر بخشها شکل گرفته، مرکز تحلیل داده و پایش رسانهای. در این اتاق، گروهی مشغول مرور و تحلیل لحظهبهلحظه فضای مجازی و جریانهای خبریاند و اطلاعات پایششده را در اختیار فعالان مجازی حاضر در موکب قرار میدهند. این دادهها به فعالان کمک میکند بدانند مخاطب امروز به چه موضوعاتی توجه نشان داده، کدام روایتها بازتاب بیشتری داشتهاند و کدام زاویه از این رویداد، هنوز روایتی جامع پیدا نکرده است. حاصل این کار، محتوایی جذابتر و دقیقتر است که با شناختی بهروز از فضای عمومی شکل میگیرد.

میهمانانی که این ایستگاه را زنده کردند
در میان مهمانان امروز، منیژه طالبپور، فعال رسانهای و مادر سه فرزند، از تجربه همراهی فرزندانش در ثبت این روز تاریخی سخن گفت و مرکز تحلیل رسانهای موکب را ستود. مائده خلیلی، کارآفرین جوانی که مسیرش را از دل روزهای کرونا آغاز کرده، از نقش انسانرسانهها در انتقال فرهنگ گفت. محمد لالوی، تولیدکننده محتوا، داستان بازگشتی شخصی را روایت کرد که سالها طول کشیده بود. زهرا قاسمی از موقعیت جغرافیایی موکب، درست بر مسیر اصلی تشییع، بهعنوان یکی از نقاط قوت آن یاد کرد. در کنار اهالی رسانه، چهرههایی از حوزه ادبیات و اندیشه نیز به این ایستگاه سر زدند، حجتالاسلام میثم امرودی، مشاور فرهنگی وزیر امور خارجه، رسانه را در تبیین واقعیتها اثرگذار خواند. قاسم صرافان، شاعر آیینی، تسهیل کار خبرنگاران را جهادی واقعی نامید و صادق غریب این موکب را بستری بیسابقه در مراسمهای مشابه توصیف کرد. راضیه مظفری و محدثه آشتیانی نیز با اشعار و خاطرات خود، بُعدی معنوی به فضای این ایستگاه بخشیدند.


عددی که پشت آن، هزاران ساعت کار پنهان است
در پایان نخستین روز از مراسم تشییع، بیش از ۵۰ فعال مجازی، رسانهای و فرهنگی، میهمان این ساختمان پنجطبقه بودند، عددی که در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما پشت هر یک از این حضورها، ساعتها هماهنگی، آمادهسازی و پیگیری نهفته است. فضای کار اشتراکی، استودیوهای تلویزیونی و پادکست، اتاق پخش زنده، مرکز تدوین، سالن نشست خبری و اتاقهای مصاحبه، هر یک، حاصل برنامهریزی گروهی است که از پیش، بارها سناریوهای مختلف را مرور کرده بودند.
صدایی که از موکب تا خانهها میرود
در کنار خدماتی که موکب رسانهای همراه اول ارائه میدهد، یکی از تولیدات ماندگارش، ویژهبرنامه «بدرقه آقای شهید» است که از طریق پلتفرم روبیکا برای مخاطبان پخش زنده میشود. در این برنامه، هنرمندان، شاعران و چهرههای رسانهای گرد هم میآیند تا خاطرات خود از رهبر شهید انقلاب را روایت کنند،خاطراتی که هر یک، گوشهای از یک تصویر بزرگتر را کامل میکند.
«بدرقه آقای شهید» به صورت زنده و ۲۴ ساعته، اصل و حواشی آیین تشییع رهبر شهید و شهدای نهم اسفندماه را به تصویر میکشد؛ برنامهای که مرزهای زمان و مکان را کنار میزند و مخاطب را، هر کجا که باشد، در دل این رویداد تاریخی مینشاند. این پخش زنده، ادامه همان رسالتی است که موکب رسانهای همراه اول از نخستین ساعات فعالیت خود دنبال کرده: رساندن این روایت بزرگ به گستردهترین دایره ممکن از مخاطبان.

خط پایانی، آغاز خط بعدی
تا پاسی از شب، این ساختمان همچنان بیدار ماند، چراغهایش خاموش نشد و نفسش هنوز گرم بود. گروه پشتیبانی در این ساعات دیرهنگام هم دست از کار نکشید، باتریها را شارژ کردند، فضای تدوین را برای فردا چیدند، تجهیزات را برای صبحی دیگر آماده کردند. نامی از این خادمان در تیتر خبرها نمیدرخشد، تصویری از آها در قاب گزارشها ثبت نمیشود، اما همان خبری که مخاطب در خانهاش دید، از دل همین شببیداری بیادعا بیرون آمد. روایت نخستین روز مراسم تشییع، دو لایه دارد، لایهای که در برابر دوربین شکل گرفت و لایهای که پشت آن، در سکوت و خستگی، ساخته شد. این جوانان، با دستانی که کسی ندید، همان چیزی را ممکن کردند که امروز روی صفحه گوشیها جریان یافت. این گروه، شب و روز این چند روز را بیوقفه کار میکند، خستگی برایشان مرزی برای توقف نیست و همین پایداری، تضمینکننده ادامه این خدمت تا پایان مراسم خواهد بود.

انتهای پیام
