تاریخ برخی روزها را نه با تقویم، بلکه با حضور مردم به خاطر میسپارد. روز تشییع رهبر شهید نیز از همان روزها بود؛ روزی که میلیونها ایرانی در غم فقدان رهبری گرد هم آمدند که دههها سکان هدایت کشور را در یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع تاریخ معاصر بر عهده داشت.
در میان این جمعیت عظیم، حضور مردم جنوبشرق استان تهران جلوهای متفاوت داشت. از ورامین و پیشوا تا قرچک و پاکدشت، مردمی آمده بودند که نام سرزمینشان با یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ انقلاب اسلامی گره خورده است؛ دیار ۱۵ خرداد.
از نخستین ساعات بامداد، جادههای منتهی به تهران مملو از کاروانهایی بود که از این منطقه راهی مراسم شده بودند. مردان و زنانی که خاطرات قیام ۱۵ خرداد را از پدران خود شنیده بودند، مادرانی که فرزندانشان را همراه آورده بودند تا شاهد یک روز تاریخی باشند و جوانانی که خود را ادامهدهنده راه نسلهای پیشین میدانستند، در کنار یکدیگر تصویری از همبستگی و وفاداری را به نمایش گذاشتند.
برای مردم جنوبشرق تهران، این حضور صرفاً شرکت در یک مراسم سوگواری نبود. بسیاری از آنان معتقد بودند همانگونه که مردم این منطقه در خرداد ۱۳۴۲ برای دفاع از ولایت و مرجعیت به میدان آمدند و خون خود را تقدیم نهضتی کردند که بعدها به انقلاب اسلامی انجامید، امروز نیز وظیفه دارند در بدرقه رهبری حضور یابند که سالها پرچمدار آن مسیر بوده است.
یکی از شرکتکنندگان اهل ورامین، در گفتوگو با ایسنا میگوید: در دیار ما ۱۵ خرداد فقط یک مناسبت نیست؛ یک هویت است. ما با روایت آن بزرگ شدهایم. امروز هم احساس کردیم باید در این صحنه حاضر باشیم. نمیخواستیم سالها بعد بگوییم در روزی که تاریخ نوشته میشد، ما حضور نداشتیم.
در طول مسیر تشییع، بارها میشد جملهای مشترک را از زبان مردم شنید؛ «آمدهایم تا حسرت این روز بر دلمان نماند.»
این جمله شاید بهترین توصیف از حال و هوای مردمی بود که کیلومترها راه را پیموده بودند تا در بدرقه رهبر شهید حاضر شوند. برای آنان، حضور در این مراسم نه یک انتخاب، بلکه یک مسئولیت تاریخی و عاطفی بود.
فاطمه، بانویی از پیشوا که به همراه خانواده خود در مراسم حضور یافته بود، به ایسنا میگوید: وقتی خبر شهادت را شنیدم، احساس کردم یکی از اعضای خانوادهام را از دست دادم. امروز آمدم تا در این غم شریک باشم و به فرزندانم نشان دهم که بعضی روزها در تاریخ تکرار نمیشوند.
در میان جمعیت، حضور نسل جوان نیز چشمگیر بود. نسلی که نه قیام ۱۵ خرداد را دیده و نه سالهای نخست انقلاب را، اما خود را وارث همان آرمانها میداند.
محمد، دانشجوی اهل قرچک، میگوید: شاید ما آن روزهای تاریخی را ندیده باشیم، اما میدانیم که هر نسلی روزهای سرنوشتساز خودش را دارد. امروز یکی از همان روزهاست و ما باید در آن حضور داشته باشیم.
موکبهای مردمی جنوبشرق تهران نیز در جایجای مسیر تشییع مشغول خدمترسانی بودند. هیئتهای مذهبی، گروههای جهادی و جمعی از شهروندان عادی تلاش میکردند سهم خود را در میزبانی از عزاداران ایفا کنند؛ حضوری که نشان میداد بدرقه رهبر شهید تنها یک مراسم رسمی نیست، بلکه به یک حرکت فراگیر مردمی تبدیل شده است.
آنچه حضور مردم دیار ۱۵ خرداد را معنادارتر میکرد، پیوند آشکار میان گذشته و امروز بود. منطقهای که در آغاز نهضت اسلامی نقشآفرین بود، اکنون نیز در بدرقه رهبری که بخش مهمی از تاریخ انقلاب با نام او گره خورده است، حضوری پررنگ داشت.
شاید به همین دلیل بود که بسیاری از شرکتکنندگان از واژه «بدرقه» به جای «تشییع» استفاده میکردند؛ بدرقه مردی که به باور آنان سالها در خط مقدم دفاع از آرمانهای انقلاب، استقلال کشور و عزت ملت ایران ایستاد.
روز تشییع رهبر شهید برای مردم جنوبشرق تهران تنها روز وداع نبود؛ روز مرور یک مسیر تاریخی بود. مسیری که از ۱۵ خرداد آغاز شد، در بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست و در دهههای پس از انقلاب ادامه یافت.
دیار ۱۵ خرداد در این روز بار دیگر در میدان بود؛ نه برای آنکه صرفاً در یک مراسم حضور داشته باشد، بلکه برای آنکه یک بار دیگر نشان دهد هرگاه پای سرنوشت انقلاب و ولایت در میان باشد، این منطقه همچنان خود را بخشی از متن تاریخ میداند.
و شاید روایت این حضور را بتوان در همان جملهای خلاصه کرد که بارها در میان جمعیت شنیده میشد؛ مردمی که آمده بودند تا آخرین سلام را نثار رهبر شهید کنند و نگذارند حسرت حضور در این روز تاریخی، در دلشان باقی بماند.
انتهای پیام
