به گزارش ایسنا، بیماری پارکینسون به عنوان دومین بیماری شایع تخریبکننده سیستم عصبی در جهان، بیش از ۱۲ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داده است. علائم حرکتی نظیر لرزش در حالت استراحت، سفتی عضلانی و کندی حرکات به عنوان نشانههای کلاسیک این بیماری شناخته میشوند. با این وجود عوارض غیرحرکتی از جمله اختلالات شناختی، افسردگی و مشکلات خواب نیز بار سنگینی بر کیفیت زندگی بیماران و مراقبان آنها تحمیل میکنند.
آمارها نشان میدهند که تا ۸۰ درصد از مبتلایان به پارکینسون، ظرف مدت ۱۵ تا ۲۰ سال پس از شروع بیماری به زوال عقل (دمانس) مبتلا میشوند. با این حال، یکی از آشناترین و زودرسترین نشانههای پنهان این بیماری، اختلال در حس بویایی است که در حدود ۹۰ درصد بیماران، حتی پیش از ظهور اولین علائم حرکتی رخ میدهد.
حس بویایی؛ سرنخی برای پیشبینی آینده بیماری
بر اساس یک فرضیه، آسیب ناشی از تجمع پروتئینهای غیرطبیعی در پارکینسون (آلفا-سینوکلئین) ابتدا از پیاز بویایی آغاز شده و سپس به سمت بخشهای میانی و قشر مغز پیشروی میکند و این فرآیند توضیحدهنده کاهش شدید حس بویایی در مراحل اولیه بیماری است.
گروهی از پژوهشگران مرکز تحقیقات رادیولوژی نوین و تهاجمی (ADIR) دانشگاه علوم پزشکی تهران، در پژوهشی به بررسی پیوند میان این ساختارها و پیشرفت بیماری پرداختهاند. یافتههای این مطالعه در نشریه معتبر «ساینتیفیک ریپورتز» (Scientific Reports) یکی از مجلات بین المللی گروه انتشاراتی «نیچر پورتفولویو» ( Nature Portfolio) منتشر شده است.
در این مطالعه با استفاده از دادههای بینالمللی «طرح ابتکاری نشانگرهای پیشرفت پارکینسون» (PPMI)، وضعیت ۹۷ بیمار مبتلا به پارکینسون در مراحل اولیه که هنوز تحت درمانهای رایج دوپامینی قرار نگرفته بودند، به مدت چهار سال متوالی ردیابی شد. برای بررسی از ترکیب همزمان دو روش تصویربرداری ساختاری امآرآی sMRI (برای سنجش حجم و ضخامت قشر مغز) و تصویربرداری تانسور دیفیوژن یا DTI (برای ارزیابی یکپارچگی ریزساختارها) استفاده شد تا جامعترین ارزیابی ممکن حاصل شود.
نقش تالاموس افت شناختی در افت شناختی
برای این منظور پژوهشگران وضعیت بیماران را در آغاز مطالعه و سپس دو و چهار سال بعد ارزیابی کردند. آنها نواحی مختلفی از مغز را که در پردازش بو، حافظه، تصمیمگیری و عملکردهای شناختی نقش دارند، مورد بررسی قرار دادند.
نتایج این مطالعه نشان داد که برخی تغییرات میکروسکوپی مغز بهویژه افزایش شاخصی موسوم به ضریب انتشار متوسط (MD) با کاهش عملکرد شناختی در سالهای بعد ارتباط معناداری دارد. این شاخص میتواند نشاندهنده کاهش سلامت بافت عصبی و پیشرفت فرآیند تخریب مغز باشد.
در میان مناطق بررسی شده، تالاموس نقش برجستهای داشت. پژوهشگران دریافتند بیمارانی که در ابتدای مطالعه تغییرات بیشتری در تالاموس داشتند در طول چهار سال بعد افت بیشتری را در آزمونهای حافظه و عملکرد شناختی تجربه کردند.
بر اساس نتایج مطالعه، افزایش تغییرات میکروسکوپی در تالاموس راست با کاهش عملکرد حافظه کلامی همراه بود، بهطوری که افراد دارای این تغییرات، به طور متوسط حدود دو واژه کمتر را در آزمونهای یادآوری حافظه به خاطر میآوردند.
همچنین بررسیهای طولی نشان داد که حجم تالاموس در هر دو نیمکره مغز در طول چهار سال به طور قابل توجهی کاهش یافته است؛ یافتهای که میتواند بیانگر پیشرفت تدریجی فرآیندهای تخریب عصبی در بیماران مبتلا به پارکینسون باشد.
تغییرات ساختاری مغز با کاهش حافظه و عملکرد شناختی همراه است
علاوه بر تغییرات میکروسکوپی، پژوهشگران تغییرات ساختاری قابل توجهی را نیز در مغز بیماران مشاهده کردند. کاهش حجم آمیگدال راست با افت عملکرد حافظه ارتباط داشت، در حالی که کاهش حجم آمیگدال چپ بیشتر با تشدید علائم حرکتی بیماری همراه بود.
همچنین نازک شدن قشر انتورینال، که در حافظه و پردازش اطلاعات نقش کلیدی دارد، با کاهش سرعت پردازش شناختی ارتباط نشان داد. تغییرات ساختاری در بخشهایی از قشر اوربیتوفرونتال نیز با کاهش برخی تواناییهای شناختی و زبانی همراه بود.
به گفته پژوهشگران، این یافتهها از این فرضیه حمایت میکند که تخریب تدریجی شبکههای مغزی مرتبط با حس بویایی، میتواند یکی از مسیرهای اصلی بروز اختلالات شناختی در بیماری پارکینسون باشد.
نقش یک نشانگر خونی در هشدار زودهنگام پارکینسون
در کنار تصویربرداری مغزی، پژوهشگران چندین نشانگر زیستی خون و مایع مغزی-نخاعی را نیز مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که پروتئین NfL «زنجیره سبک نوروفیلامنت» که نشاندهنده آسیب رشتههای عصبی است، توانایی قابل توجهی در پیشبینی افت شناختی آینده دارد.
بیمارانی که در ابتدای مطالعه سطح بالاتری از این پروتئین را در خون یا مایع مغزی-نخاعی داشتند، در سالهای بعد کاهش بیشتری را در آزمونهای حافظه و عملکرد شناختی تجربه کردند.
در مقابل، سایر نشانگرهای بررسیشده، از جمله آلفاسینوکلئین، آمیلوئید بتا و پروتئینهای تاو، ارتباط معناداری با روند پیشرفت علائم شناختی یا حرکتی نشان ندادند.
گامی به سوی درمانهای شخصیسازیشده
پژوهشگران معتقدند که ترکیب تصویربرداریهای مغزی و نشانگرهای زیستی میتواند در آینده به ابزاری برای شناسایی بیمارانی تبدیل شود که در معرض خطر بیشتر افت شناختی و پیشرفت سریعتر بیماری قرار دارند. چنین رویکردی میتواند به طراحی راهبردهای درمانی شخصیسازیشده و مداخلات زودهنگام کمک کند.
البته محققان تأکید میکنند که این مطالعه با محدودیتهایی نیز همراه بوده است. از جمله اینکه اثر کامل داروهای مصرفشده بیماران در طول دوره پیگیری بررسی نشده، دادههای مرتبط با آزمونهای بویایی برای همه بیماران در دسترس نبوده و تعداد شرکتکنندگان ممکن است برای شناسایی برخی تغییرات ظریف کافی نباشد.
با این حال، به اعتقاد پژوهشگران، نتایج این مطالعه میتواند به توسعه روشهای دقیقتر برای پیشبینی سیر بیماری پارکینسون و شناسایی زودهنگام بیمارانی که در معرض افت شناختی قرار دارند، کمک کند.
انتهای پیام

