۱۴۰۵-۰۴-۱۶ | ۱۱:۱۸
منبع: نمایندگی خراسان جنوبی
از حسینیه تا رؤیای ناتمام؛ مردم از دلتنگی برای رهبر شهید نوشتند

پویش «دل در مسیر بدرقه»/۱

از حسینیه تا رؤیای ناتمام؛ مردم از دلتنگی برای رهبر شهید نوشتند

خراسان جنوبی (ایسنا) - همزمان با برگزاری پویش «دل در مسیر بدرقه» به همت سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان جنوبی و ایسنا، علاقه‌مندان از استان‌های مختلف کشور با ارسال خاطره، دل‌نوشته و روایت‌های شخصی، از دلتنگی‌ها، خاطرات دیدار، عهدهای ناتمام و تجربه‌های خود درباره رهبر شهید نوشته‌اند؛ روایت‌هایی که از حسینیه امام خمینی(ره) تا رؤیاها و سوگ مشترک را در بر می‌گیرد.

همزمان با برگزاری پویش «دل در مسیر بدرقه» به همت سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان جنوبی و ایسنا، علاقه‌مندان از نقاط مختلف کشور با ارسال خاطره، دل‌نوشته و روایت‌های شخصی، احساسات و تجربه‌های خود را درباره رهبر شهید به اشتراک گذاشته‌اند. این پویش با هدف ثبت و ماندگار کردن روایت‌های مردمی از این برهه تاریخی، بستری برای بیان تجربه‌های شخصی و نگاه‌های متفاوت فراهم کرده است.

آثار رسیده به دبیرخانه پویش، طیف متنوعی از قالب‌های ادبی از جمله خاطره، روایت، دل‌نوشته و داستان کوتاه را دربر می‌گیرد. برخی نویسندگان از خاطرات دیدار با رهبر شهید در حسینیه امام خمینی(ره) نوشته‌اند، برخی از حسرت دیداری که هرگز محقق نشد، گروهی از خواب‌ها و خاطرات ماندگار خود گفته‌اند و شماری نیز احساسات و دلتنگی‌هایشان را در قالب دل‌نوشته به تصویر کشیده‌اند.

وجه مشترک این آثار، بازتاب پیوند عاطفی نویسندگان با رهبر شهید و روایت تجربه‌هایی است که از شهرهای مختلف کشور به این پویش رسیده است. آنچه در ادامه می‌آید، گزیده‌ای از روایت‌های ارسالی است که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، دلتنگی، خاطره، امید، وفاداری و تجدید عهد با آرمان‌های رهبر شهید را به تصویر می‌کشند.

زینب شرافتی‌فر از شهرستان خوشاب استان خراسان رضوی، در دل‌نوشته‌ای با عنوان «رهبر عزیزم»، فضای این روزهای کشور را آکنده از عطر ایثار و خاطره توصیف کرده و نوشته است: «اینک بعد رفتنتان بوی پیراهن سبز لاله‌گونتان فضا را پر کرده و عطر مهر و جانمازتان بر فضای ایران پیچیده است؛ اما ما غافل از علت‌های رفتنتان و جهادتان بودیم و امروز شرمنده‌ایم که عظمت آن مجاهدت‌ها را آن‌گونه که باید درک نکردیم.»

از حسینیه تا رؤیای ناتمام؛ مردم از دلتنگی برای رهبر شهید نوشت

وی با اشاره به امنیت امروز کشور، آن را حاصل رنج‌ها و ایثارهای رهبر شهید و یارانش دانسته و می‌نویسد: «حال که امنیت وجودمان را مدیون محبت‌ها و محنت کشیدن‌های شماییم، حلالمان کنید و برای ما که گرفتار زرق و برق دنیا شده‌ایم، دعا کنید.»

محمدحسین فروتنی از بیرجند نیز در خاطره‌ای با عنوان «قولی که در حسینیه بستم...»، از آرزوی دیرینه خود برای حضور در دیدار کارگران با رهبر شهید در حسینیه امام خمینی(ره) سخن گفته است.

وی روایت می‌کند که سال‌ها با انگیزه کسب عنوان کارگر نمونه تلاش کرد تا بتواند در این دیدار حضور یابد و پس از انتخاب به عنوان کارگر نمونه استان خراسان جنوبی، این آرزو برایش محقق شد.

فروتنی درباره آن دیدار می‌نویسد: «وقتی رهبر شهید با همان لحن آرام فرمودند "خیلی، خیلی خوش آمدید"، همان یک جمله برای من آغاز یک عهد شد.» او ادامه می‌دهد که همان‌جا با خود عهد بست هر سال با نوآوری و تلاش بیشتر در عرصه صنعت و تولید، دوباره شایستگی حضور در این محفل را به دست آورد.

وی با اشاره به انتخاب دوباره خود به عنوان کارگر نمونه، از دلتنگی برای دیداری که دیگر تکرار نشد می‌نویسد و تأکید می‌کند: «به قولی که در حسینیه بستم وفادار مانده‌ام و هر سال با نوآوری در حوزه کار و تولید، سهم کوچکی در سربلندی کشور خواهم داشت.»

از حسینیه تا رؤیای ناتمام؛ مردم از دلتنگی برای رهبر شهید نوشت

زلیخا بنی‌ایمان در روایت «دیدار»، از سفری می‌گوید که قرار بود به دیدار رهبر شهید ختم شود اما به دلیل بیماری ناتمام ماند. او از آماده کردن چادر، روسری، کیف سفر، داروها و بلیت اتوبوس برای سفر تهران می‌نویسد و روایت می‌کند که هنگام شستن لباس‌ها دچار مسمومیت با مواد شوینده شد و سفرش لغو شد.

بنی‌ایمان در ادامه از خوابی سخن می‌گوید که در آن رهبر شهید را در کنار کودکان میناب دیده است؛ خوابی که در آن رهبر شهید به او کتابی هدیه می‌دهند و با اشاره به کتابخانه می‌گویند: «تو باش.»

وی در پایان می‌نویسد: «سفر تهرانم که برایش لحظه‌شماری می‌کردم جور نشد و حالا مراسم را از تلویزیون دنبال می‌کنم و منتظرم تا در مشهدالرضا، غریب‌نشین خانه رهبر شهیدم باشم.»

بنی‌ایمان در اثر دیگری با عنوان «شنبه ابدی»، از لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر شهید روایت می‌کند. او با نثری داستانی، از بازگشت از مأموریت، تلاش برای تماس با دوستان، شنیدن خبرهای پیاپی و سپس حضور در حرم مطهر شاهچراغ(ع) می‌نویسد.

از حسینیه تا رؤیای ناتمام؛ مردم از دلتنگی برای رهبر شهید نوشت

وی در پایان این روایت، صحنه مواجهه خود با بانویی دیگر را چنین توصیف می‌کند: «من اشک می‌ریختم و او نیز چشمانش بی‌وقفه تکرار چشم‌های من بود؛ دو ایدئولوژی متفاوت روبه‌روی هم می‌گریستند، برای سوگی مشترک و دلهره‌ای از آینده ایران.»

پویش «دل در مسیر بدرقه» با هدف ثبت و ماندگار کردن خاطرات، دل‌نوشته‌ها و روایت‌های مردمی درباره رهبر شهید برگزار شده و همچنان پذیرای آثار علاقه‌مندان در قالب خاطره، روایت، دل‌نوشته و داستان کوتاه است. علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را از طریق پیام‌رسان ایتا به نشانی‌های https://eitaa.com/khosravi۹۰۹۵ و https://eitaa.com/ghalandaries ارسال کنند تا پس از بررسی، در رسانه‌های برگزارکننده منتشر شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها