به گزارش ایسنا، متن یادداشت سمانه غیبی کارشناس حوزه نفت و گاز که در اختیار ایسنا قرار گرفت به شرح زیر است:
ایران نیز پس از جنگ تحمیلی سوم در چنین نقطهای قرار گرفته است. اکنون پرسش اصلی این نیست که چه میزان سرمایه نیاز داریم؛ پرسش مهمتر آن است که سرمایه موجود را در کجا و چگونه به کار بگیریم.
در فضای پس از جنگ، منابع مالی دولت محدود است، بخش خصوصی با احتیاط تصمیم میگیرد، سرمایهگذاران خارجی ریسک کشور را با حساسیت بیشتری ارزیابی میکنند و بازارهای جهانی نیز همچنان با نوسانات ژئوپلیتیکی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری موفق دیگر محصول تصمیمهای شهودی یا فشارهای مقطعی نیست؛ بلکه نتیجه حکمرانی دادهمحور و انتخاب علمی پروژهها است.
مطالعات نشان میدهند که حتی در صنعتی مانند نفت و گاز که موتور اصلی اقتصاد ایران محسوب میشود، امکان اجرای همه پروژهها وجود ندارد و باید میان آنها انتخاب کرد. این انتخاب نیز باید بر اساس تحلیل سناریوهای مختلف، ارزش اقتصادی هر پروژه و میزان تابآوری آن در برابر عدماطمینان انجام شود.
این منطق، محدود به صنعت نفت نیست. امروز تمام اقتصاد ایران به چنین رویکردی نیاز دارد.
اگر قرار باشد سرمایهگذاریهای ملی در حوزههایی مانند انرژی، پتروشیمی، اقتصاد دیجیتال، حملونقل، آب، زیرساختهای ارتباطی، هوش مصنوعی و صنایع پیشرفته آغاز شود، نخست باید سبدی از پروژههای اولویتدار کشور شکل گیرد؛ پروژههایی که بیشترین بازده اقتصادی، بیشترین اشتغال، بیشترین ارزآوری و بیشترین اثر بر امنیت اقتصادی ایران را ایجاد کنند.
تجربه کشورهای موفق نیز همین مسیر را نشان میدهد. پس از بحرانهای بزرگ، دولتها منابع محدود خود را به پروژههایی اختصاص دادهاند که بتوانند رشد بخش خصوصی را نیز فعال کنند. به بیان دیگر، دولت به جای آنکه بزرگترین سرمایهگذار باشد، نقش معمار سرمایهگذاری را بر عهده گرفته است.
برای ایران نیز دوران جدید باید با تغییر در فلسفه سرمایهگذاری همراه باشد. دیگر نمیتوان هر پروژهای را صرفاً به دلیل سابقه، فشارهای منطقهای یا ملاحظات اداری در اولویت قرار داد. هر پروژه باید بتواند از منظر اقتصادی، راهبردی، فناوری، امنیت انرژی، اشتغال و توسعه صادرات از آزمون ارزشآفرینی عبور کند.
یکی از مهمترین پیامهای این پژوهش آن است که عدماطمینان نباید بهانه توقف سرمایهگذاری باشد. برعکس، عدماطمینان باید وارد مدل تصمیمگیری شود. سرمایهگذاری هوشمند، سرمایهگذاریای است که سناریوهای مختلف را از قبل شبیهسازی کند و برای هر تغییر احتمالی آماده باشد.
در فضای پس از جنگ، این نگاه اهمیت دوچندان پیدا میکند. ممکن است قیمت انرژی تغییر کند، مسیرهای تجاری جابهجا شوند، فناوریهای جدید جایگزین فناوریهای قدیمی شوند یا حتی قواعد ژئوپلیتیکی منطقه دگرگون شود. اقتصاد ایران باید بتواند در برابر این تغییرات انعطاف داشته باشد.
از سوی دیگر، سرمایهگذاران داخلی و خارجی بیش از هر زمان دیگری به دنبال قابلیت پیشبینی هستند. سرمایه به کشوری وارد میشود که فرآیند انتخاب پروژههایش شفاف، مبتنی بر داده و قابل دفاع باشد. وجود چارچوبهای علمی برای ارزیابی پروژهها، هزینه سرمایه را کاهش میدهد و اعتماد سرمایهگذاران را افزایش میدهد.
این موضوع برای اتاق بازرگانی نیز اهمیت ویژهای دارد. بخش خصوصی باید از دولت مطالبه کند که فهرست پروژههای ملی بر اساس معیارهای روشن، تحلیل ریسک، نرخ بازده، آثار توسعهای و سناریوهای اقتصادی تدوین شود. چنین رویکردی رقابت سالم میان پروژهها ایجاد میکند و منابع کشور را به سمت بیشترین ارزش افزوده هدایت خواهد کرد.
بازسازی اقتصادی ایران پس از جنگ، بیش از هر چیز به اعتماد سرمایهگذاران وابسته است. این اعتماد با شعار ایجاد نمیشود؛ با کیفیت تصمیمگیری شکل میگیرد. هرچه فرآیند انتخاب پروژهها علمیتر، شفافتر و مبتنی بر داده باشد، سرمایه نیز با اطمینان بیشتری وارد اقتصاد خواهد شد.
آینده اقتصاد ایران را حجم سرمایه تعیین نمیکند، بلکه هوشمندی در تخصیص سرمایه تعیین خواهد کرد. کشورهایی که پس از بحران به رشد پایدار رسیدهاند، پیش از آنکه منابع بیشتری به دست آورند، یاد گرفتهاند منابع محدود خود را بهتر مدیریت کنند.
اکنون نیز بهترین فرصت برای ایران فراهم شده است تا از مرحله بازسازی عبور کند و وارد مرحله سرمایهگذاری هوشمند ملی شود؛ مرحلهای که در آن هر ریال سرمایه، در خدمت افزایش بهرهوری، تقویت امنیت اقتصادی، توسعه صادرات، ارتقای فناوری و ساختن اقتصادی تابآور برای نسلهای آینده قرار گیرد. این همان مسیری است که میتواند دوران پس از جنگ را از یک دوره جبران خسارت، به نقطه آغاز یک جهش بزرگ اقتصادی تبدیل کند.
انتهای پیام

