۱۴۰۵-۰۴-۱۷ | ۰۸:۵۸
منبع: نمایندگی اصفهان
نگارگری؛ هنری که در نگاه رهبر شهید انقلاب روایتگر هویت ایران بود 

نگارگری؛ هنری که در نگاه رهبر شهید انقلاب روایتگر هویت ایران بود 

اصفهان (ایسنا) - نگارگری در نگاه رهبر شهید انقلاب، تنها یک هنر سنتی و تزیینی نبود، بلکه زبانی ماندگار برای روایت ایمان، هویت، تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی به شمار می‌رفت؛ نگاهی که از تجلیل از شاهکارهای ماندگار این هنر تا توجه به آثار نگارگران برجسته ایرانی، جلوه‌ای روشن از اهتمام ایشان به هنر اصیل ایرانی بود.

رهبر شهید انقلاب در طول سال‌های رهبری خود، هنر را یکی از رساترین ابزارهای انتقال حقیقت، هویت و تمدن می‌دانستند و همواره بر پاسداشت و احیای هنرهای اصیل ایرانی تأکید داشتند. در میان شاخه‌های مختلف هنر ایرانی، نگارگری جایگاهی ویژه در نگاه فرهنگی ایشان داشت؛ هنری که آن را آمیزه‌ای از حکمت، عرفان، زیبایی‌شناسی و هویت تاریخی ایران می‌دانستند و معتقد بودند می‌تواند مفاهیم عمیق دینی، انسانی و ملی را بی‌نیاز از ترجمه، برای مخاطبان در هر نقطه‌ای از جهان روایت کند. 

این نگاه در مقاطع مختلف جلوه‌گر شد؛ از تجلیل از تابلوی ماندگار «عصر عاشورا» اثر استاد محمود فرشچیان که آن را نمونه‌ای درخشان از پیوند هنر و معنویت می‌دانستند، تا انتخاب یکی از آثار استاد رضا بدرالسما برای قاب پیام نوروزی. آثار ماندگار این دو استاد که بخشی از آن‌ها در گنجینه موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود، تنها مجموعه‌ای از شاهکارهای نگارگری نیستند، بلکه روایت تصویری ایمان، فرهنگ و هویت ایرانی‌اند؛ همان هویتی که رهبر شهید انقلاب، هنر اصیل را پاسدار و ماندگار کننده آن می‌دانستند. 

در همین زمینه، خبرنگار ایسنا با رضا بدرالسما، هنرمند پیشکسوت نگارگری به واکاوی نگاه و اندیشه رهبر شهید درباره این هنر به گفت‌وگو نشسته که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید: 

ایسنا: از نگاه شما مهم‌ترین ویژگی شخصیتی رهبر انقلاب که موجب شد در میان اقشار مختلف جامعه جایگاه ویژه‌ای پیدا کنند، چه بود؟ 

اگر بخواهم تنها یک ویژگی را به‌عنوان شاخص اصلی نام ببرم، آن ویژگی «هماهنگی میان اندیشه و عمل» است. بسیاری از شخصیت‌ها سخنان ارزشمند و آرمان‌های بزرگی را مطرح می‌کنند، اما آنچه یک انسان را در حافظه تاریخی ملت‌ها ماندگار می‌کند، تطابق رفتار با گفتار اوست. آنچه طی سالیان طولانی در سیره مدیریتی و شخصی رهبر انقلاب مشاهده شد، همین هماهنگی بود؛ یعنی آنچه به مردم توصیه می‌شد، پیش از همه در زندگی شخصی ایشان نمود پیدا می‌کرد.ساده‌زیستی، پرهیز از تجمل، اهتمام به بیت‌المال، نظم، انضباط، رعایت حقوق مردم، مسئولیت‌پذیری، توجه به کرامت انسان‌ها و پرهیز از اسراف، صرفاً ویژگی‌های فردی نبود، بلکه پیام‌هایی عملی برای اداره جامعه محسوب می‌شد. مردم معمولاً سخنان مسئولان را پس از مدتی فراموش می‌کنند، اما رفتار آن‌ها را برای سال‌ها در حافظه تاریخی خود نگه می‌دارند. به اعتقاد من، همین رفتار عملی بود که سرمایه اجتماعی بزرگی برای ایشان ایجاد کرد.

در کنار این ویژگی‌ها، سعه‌صدر و ظرفیت شنیدن دیدگاه‌های مختلف نیز از شاخصه‌های مهم شخصیت ایشان بود. مدیریت زمانی به بلوغ می‌رسد که مدیر از شنیدن نقد و نظرهای متفاوت هراس نداشته باشد. شنیدن دیدگاه‌های گوناگون نه نشانه ضعف، بلکه نشانه اعتمادبه‌نفس و اطمینان به منطق است. تصمیمی که پس از بررسی همه دیدگاه‌ها اتخاذ شود، از استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود و این روحیه می‌تواند برای مدیران امروز نیز الگویی ارزشمند باشد. از منظر هنری نیز همین ویژگی برای من جذاب بود؛ زیرا هنر بدون تحمل دیدگاه‌های متنوع و بدون گفت‌وگو رشد نمی‌کند. رهبر شهید انقلاب همواره بر عقلانیت، مشورت، دوراندیشی و پرهیز از تصمیم‌های هیجانی تأکید داشتند و این نگاه، در عرصه فرهنگ و هنر نیز آثار مثبتی بر جای گذاشت.

ایسنا: یکی از موضوعاتی که همواره درباره رهبر انقلاب مورد توجه بوده، سبک زندگی شخصی و ساده‌زیستی ایشان است. این شیوه زندگی چه پیامی برای مدیران و مسئولان دارد؟

ساده‌زیستی را نباید تنها در نوع پوشش، محل زندگی یا امکانات خلاصه کرد. ساده‌زیستی یک شیوه اندیشیدن و نوعی نگاه به مسئولیت است. وقتی مدیری خود را خدمتگزار مردم بداند، طبیعی است که فاصله‌ای میان خود و جامعه ایجاد نکند. در چنین شرایطی، مردم احساس می‌کنند مسئولان درد آن‌ها را می‌شناسند و مشکلاتشان را درک می‌کنند. آنچه در زندگی رهبر انقلاب برای بسیاری از مردم جلوه داشت، همین پرهیز از تشریفات و تجمل‌گرایی بود. ایشان همواره تأکید داشتند که مسئولان نباید برای خود جایگاهی فراتر از مردم تعریف کنند و امکاناتی بیش از سطح متعارف جامعه در اختیار بگیرند. این نگاه، صرفاً یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه الگویی برای حکمرانی به شمار می‌رفت.

مردم بیش از آنکه به شعارها توجه کنند، رفتار مسئولان را قضاوت می‌کنند. اگر مدیری درباره صرفه‌جویی سخن بگوید، اما زندگی او آمیخته با اسراف باشد، سخنانش تأثیر چندانی نخواهد داشت، اما هنگامی که رفتار با گفتار هماهنگ باشد، اعتماد عمومی شکل می‌گیرد و سرمایه اجتماعی افزایش پیدا می‌کند. برای نسل جوان نیز این موضوع اهمیت فراوانی دارد. جوان امروز صداقت را به‌خوبی تشخیص می‌دهد و زمانی که احساس کند میان سخن و عمل فاصله‌ای وجود ندارد، آن الگو را می‌پذیرد. به همین دلیل، سبک زندگی مسئولان می‌تواند به‌اندازه تصمیم‌های سیاسی آنان در جامعه اثرگذار باشد. 

ایسنا: شما سال‌ها در عرصه هنر فعالیت کرده‌اید. رهبر انقلاب چه نگاهی به هنر، به‌ویژه هنرهای اصیل ایرانی مانند نگارگری، داشتند؟ 

یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر انقلاب، شناخت عمیق از ادبیات، شعر، هنر و فرهنگ ایران بود. ایشان هنر را یک ابزار تزیینی نمی‌دانستند، بلکه آن را زبان ماندگار تمدن‌ها معرفی می‌کردند. بارها تأکید داشتند که هنر، اگر با حقیقت، اخلاق و هویت ملی همراه باشد، می‌تواند تأثیری بسیار فراتر از صدها سخنرانی و کتاب داشته باشد. به همین دلیل نیز به هنرهای اصیل ایرانی توجه ویژه‌ای داشتند. نگارگری ایرانی، خوشنویسی، معماری سنتی، شعر فارسی و موسیقی فاخر، هر یک‌بخشی از هویت فرهنگی این سرزمین هستند. وقتی این هنرها تقویت شوند، ریشه‌های فرهنگی جامعه نیز استحکام پیدا می‌کند. 

برای من به‌عنوان یک نگارگر، این نگاه بسیار ارزشمند بود، زیرا احساس می‌کردم هنر سنتی ایران نه‌تنها فراموش نشده، بلکه مورداحترام و حمایت قرار دارد. هر هنرمندی زمانی انگیزه بیشتری پیدا می‌کند که بداند مسئولان فرهنگی کشور ارزش هنر اصیل را درک می‌کنند و آن را بخشی از سرمایه ملی می‌دانند.از همین منظر، آثار استادان بزرگی همچون محمود فرشچیان نیز همواره موردتوجه ایشان بوده است. آثاری مانند «عصر عاشورا» نشان داد که هنر ایرانی می‌تواند بدون نیاز به ترجمه، با احساس و اندیشه مخاطبان در سراسر جهان ارتباط برقرار کند. این همان ظرفیتی است که رهبر شهید بارها از آن به‌عنوان قدرت نرم فرهنگ ایرانی - اسلامی یاد کرده‌اند. 

ایسنا: در نوروز ۱۴۰۳، یکی از آثار شما در قاب پشت سر رهبر انقلاب هنگام پیام نوروزی دیده شد. آن لحظه برای شما چه حسی داشت؟ 

برای هر هنرمندی، بزرگ‌ترین پاداش این است که اثرش بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و در حافظه فرهنگی جامعه باقی بماند. زمانی که تصویر تابلوی خود را در پیام نوروزی دیدم، احساس کردم سال‌ها تلاش، مطالعه، تجربه و عشق به هنر ایرانی به نتیجه رسیده است. آن لحظه برای من تنها دیده‌شدن یک تابلو نبود، بلکه احساس کردم هنر نگارگری ایرانی بار دیگر در معرض دید میلیون‌ها ایرانی قرار گرفته است. خوشحال بودم که مردم درباره اثر سؤال می‌کردند و دوباره نام نگارگری سنتی بر سر زبان‌ها افتاد. 

همیشه گفته‌ام که هنر زمانی زنده می‌ماند که در زندگی مردم حضور داشته باشد. اگر آثار هنری تنها در گنجینه‌ها یا نمایشگاه‌ها باقی بمانند، بخشی از رسالت خود را از دست می‌دهند، اما هنگامی که در یک رویداد ملی دیده می‌شوند، می‌توانند الهام‌بخش نسل جدید باشند. من بیش از هفت دهه از عمر خود را صرف نگارگری کرده‌ام و معتقد هستم هر اثری که خلق می‌شود، بخشی از هویت فرهنگی ایران را روایت می‌کند. به همین دلیل، آن روز را یکی از شیرین‌ترین خاطرات زندگی هنری خود می‌دانم؛ خاطره‌ای که هرگز فراموش نخواهم کرد. 

ایسنا: تازه‌ترین اثر شما با عنوان «ایران جان» بازتاب گسترده‌ای داشته است. ایده خلق این اثر چگونه شکل گرفت و چه پیامی را دنبال می‌کند؟ 

هر اثر هنری پیش از آنکه بر بوم نقش ببندد، در ذهن و جان هنرمند شکل می‌گیرد. «ایران جان» نیز حاصل یک احساس عمیق نسبت به ایران، مردم ایران و هویت تاریخی این سرزمین است. الهام اولیه این اثر را از سخنان رهبر شهید درباره ملت ایران و ظرفیت‌های عظیم این ملت گرفتم؛ سخنانی که همواره بر عزت، خودباوری، همبستگی و امید تأکید داشت. در این تابلو، نقشه ایران صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست؛  تلاش کردم ایران را به‌عنوان موجودی زنده به تصویر بکشم؛ سرزمینی که جان خود را از مردم می‌گیرد. اگر مردم نباشند، مرزها تنها خطوطی روی نقشه هستند، اما هنگامی که ایمان، فرهنگ، مسئولیت‌پذیری و عشق به وطن در کنار هم قرار می‌گیرد، ایران به پیکره‌ای زنده و پویا تبدیل می‌شود. 

به همین دلیل، در این اثر زنان، مردان، کودکان، نوجوانان، سالمندان و اقوام مختلف ایران را در کنار یکدیگر قرار دادم. می‌خواستم نشان دهم که ایران متعلق به همه ایرانیان است و همه در ساختن آینده آن سهم دارند. پرچم‌های برافراشته نیز تنها نماد یک پرچم سیاسی نیستند، بلکه نشانه عزت، استقلال و وحدت ملی هستند. از نگاه من، مفهوم «بعثت» نیز تنها یک واقعه تاریخی نیست.

بعثت یعنی بیداری انسان، بیداری وجدان و برخاستن برای مسئولیت. هر ملتی زمانی به شکوفایی می‌رسد که مردم آن نسبت به سرنوشت کشور خود احساس مسئولیت کنند. به همین دلیل، «ایران جان» بیش از آنکه یک تابلو باشد، روایت امید، همدلی، استقامت و آینده باوری است. 

ایسنا: رهبر انقلاب همواره بر جوان‌گرایی، تولید علم، هنر، تمدن ایرانی - اسلامی و مرجعیت علمی تأکید داشتند. این نگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

آینده هر کشوری را نه منابع طبیعی، بلکه سرمایه انسانی آن تعیین می‌کند. شاید کشوری ثروت فراوان داشته باشد، اما اگر نیروی انسانی خلاق، دانشمند و باانگیزه نداشته باشد، در بلندمدت موفق نخواهد شد. یکی از نکات مهم در اندیشه رهبر شهید انقلاب، همین اعتماد به نسل جوان بود. ایشان همواره می‌فرمودند که جوانان باید میدان‌دار باشند، علم تولید کنند، فناوری را توسعه دهند و کشور را از وابستگی علمی و صنعتی دور کنند. این نگاه، صرفاً یک شعار نبود، بلکه یک راهبرد بلندمدت برای آینده ایران محسوب می‌شد. 

در عرصه هنر نیز همین نگاه وجود داشت. بارها تأکید می‌کردند که هنرمندان جوان باید به ریشه‌های فرهنگی خود بازگردند و در عین آشنایی با هنر جهان، هویت ایرانی و اسلامی را حفظ کنند. اگر هنر ما تنها تقلید از دیگران باشد، حرف تازه‌ای برای گفتن نخواهد داشت، اما اگر بر پایه فرهنگ ایرانی شکل بگیرد، می‌تواند مخاطبان جهانی پیدا کند. من همیشه به شاگردانم گفته‌ام که نگارگری تنها آموختن یک تکنیک نیست، بلکه شناخت تاریخ، ادبیات، عرفان، معماری، شعر و فرهنگ ایران است. هنرمند زمانی می‌تواند اثر ماندگار خلق کند که گذشته را بشناسد و آینده را نیز ببیند. 

ایسنا: شما سال‌ها با هنر زندگی کرده‌اید. از نگاه شما، مهم‌ترین ویژگی رهبر شهید انقلاب در ارتباط با هنرمندان چه بود؟ 

احترام به هنرمند، احترام به فرهنگ یک ملت است. آنچه من در طول سال‌ها مشاهده کردم، این بود که رهبر شهید انقلاب برای هنر اصیل و هنرمند متعهد ارزش قائل بودند. ایشان آثار هنری را با دقت می‌دیدند، درباره آن‌ها مطالعه می‌کردند و گاه نکاتی را مطرح می‌کردند که نشان می‌داد با ظرافت‌های هنر آشنا هستند. برای یک هنرمند، این موضوع بسیار دلگرم‌کننده است. وقتی احساس می‌کند اثرش دیده می‌شود و مخاطب آن، هنر را با شناخت دنبال می‌کند، انگیزه بیشتری برای خلق آثار ارزشمند پیدا می‌کند. 

هنرمند باید آیینه جامعه باشد؛ آیینه‌ای که هم زیبایی‌ها را نشان دهد و هم آسیب‌ها را. هنر اگر تنها برای سرگرمی باشد، بخشی از رسالت خود را انجام داده است، اما اگر بتواند اندیشه، امید، اخلاق و هویت را منتقل کند، رسالت اصلی خود را به انجام رسانده است. به همین دلیل، همیشه تلاش کرده‌ام آثارم تنها از نظر تکنیکی زیبا نباشند، بلکه حامل یک پیام فرهنگی و انسانی نیز باشند. هنر ایرانی ظرفیت آن را دارد که بدون استفاده از کلمات، عمیق‌ترین مفاهیم را منتقل کند و این ویژگی بزرگی است که باید بیش از گذشته به آن توجه شود. 

ایران سرزمینی با تمدنی چندهزارساله است. هیچ هنرمندی بدون شناخت گذشته، نمی‌تواند آینده‌ای ماندگار خلق کند. باید آثار بزرگان این سرزمین را مطالعه کرد، تاریخ هنر ایران را شناخت، با ادبیات، شعر، قرآن، نهج‌البلاغه، شاهنامه و گنجینه فرهنگ ایرانی مأنوس شد و در کنار آن، تحولات هنر معاصر جهان را نیز دنبال کرد. در عین حال، هیچ‌گاه هویت خود را نباید فراموش کرد. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به آثاری نیاز دارد که ریشه در فرهنگ‌های اصیل داشته باشند. تقلید، شاید در کوتاه‌مدت موفقیت ظاهری ایجاد کند، اما ماندگاری نمی‌آورد. آنچه ماندگار می‌شود، اصالت است. پس از  سال‌ها  فعالیت هنری، هنوز خود را دانشجوی هنر می‌دانم. هنر پایان ندارد و هر روز می‌توان چیز تازه‌ای آموخت. اگر عشق، ایمان، مطالعه، تلاش و پشتکار همراه هنرمند باشد، اثر او نیز ماندگار خواهد شد. 

آرزو دارم نسل جوان هنرمندان ایران، با تکیه بر دانش، خلاقیت و هویت ایرانی - اسلامی، پرچم هنر این سرزمین را در جهان برافراشته نگه دارند و نشان دهند که هنر ایرانی همچنان زنده، پویا و الهام‌بخش است. همان‌طور که رهبر شهید تأکید بر این اصل داشتند از آرمان‌ها و بیانات رهبر شهید به‌عنوان چراغ راه استفاده کنند و با حفظ این ارزش‌ها بر دهان یاوه‌گویان و بدخواهان این مرزوبوم بزنند. همان‌طور که چهار ماه سنگر خیابان و میادین را ترک نکردند و در وداع و تشییع رهبر شهید امت این انسجام را حفظ کردند در عرصه فرهنگ و هنر و سنگر علم و دانش پشت نظام جمهوری اسلامی باشند. 

ایسنا: این چند روز شاهد مراسم وداع و تشییع میلیونی رهبر شهید از سوی مردم بودیم. شما به‌عنوان یک هنرمند، این حضور را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید چه تصویری از این حماسه در حافظه فرهنگی و هنری ایران ماندگار خواهد شد؟

پیش از آنکه به این رویداد از منظر سیاسی نگاه کنم، آن را از نگاه یک هنرمند می‌بینم، زیرا هنرمند، پیش از هر چیز، راوی حافظه تاریخی و عاطفی یک ملت است. آنچه در روزهای تشییع رهبر شهید دیدیم، تنها یک آیین بدرقه نبود، بلکه یکی از ماندگارترین صحنه‌های تاریخ معاصر ایران بود. حضور میلیونی مردم از اقشار، نسل‌ها و قومیت‌های مختلف، تصویری از همبستگی، دلدادگی، وفاداری و پیوند عمیق مردم با باورها و ارزش‌هایشان را به نمایش گذاشت. این صحنه‌ها برای هر هنرمندی، به‌ویژه یک نگارگر، سرشار از معنا و الهام است؛ زیرا هنر، پیش از آنکه به شمار جمعیت نگاه کند، روح جاری در میان مردم را روایت می‌کند. 

در تمام سال‌هایی که با هنر زندگی کرده‌ام، به این باور رسیده‌ام که بسیاری از آثار ماندگار تاریخ هنر ایران، از دل همین لحظه‌های سرنوشت‌ساز متولد شده‌اند. اگر امروز به نسخه‌های مصور شاهنامه، نگاره‌های عاشورایی یا آثار بزرگ نگارگری ایران نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هنرمندان گذشته تنها یک رویداد را ترسیم نکرده‌اند، بلکه احساس، باور و روح زمانه خود را برای آیندگان به یادگار گذاشته‌اند. به گمان من، تشییع باشکوه رهبر شهید نیز از همان رخدادهایی است که در حافظه تاریخی این ملت باقی خواهد ماند و بی‌تردید در سال‌های آینده الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان خواهد شد. 

آنچه بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، حضور خودجوش مردم بود. پیر و جوان، زن و مرد، خانواده‌ها، نوجوانان و حتی کودکانی که در کنار یکدیگر آمده بودند، هر کدام بخشی از روایت آن روزها را شکل می‌دادند. برای یک نگارگر، هر چهره، هر نگاه، هر پرچم و هر قطره اشک، می‌تواند موضوع خلق یک اثر باشد. این صحنه‌ها، صرفاً یک اجتماع بزرگ نبود؛ تصویری از احساس مشترک یک ملت بود که در قاب زمان ثبت شد. 

رهبر شهید انقلاب همواره هنر را زبانی ماندگار برای انتقال حقیقت، هویت و فرهنگ می‌دانستند و بارها تأکید داشتند که هنر اصیل باید ریشه در باورها و فرهنگ مردم داشته باشد. از همین منظر، معتقد هستم ثبت هنرمندانه چنین لحظه‌هایی، ادامه همان نگاهی است که ایشان به هنر داشتند. شاید سال‌ها بعد، یک تابلو، یک نگاره یا حتی یک اثر خوشنویسی، بتواند حال‌وهوای این روزها را برای نسل‌هایی که شاهد این صحنه‌ها نبوده‌اند، زنده کند؛ همان‌گونه که امروز بسیاری از رخدادهای تاریخی را از دریچه آثار هنری بهتر از کتاب‌ها و اسناد درک می‌کنیم. 

از سوی‌ دیگر، چنین حضور گسترده‌ای بی‌تردید از نگاه افکار عمومی جهان نیز پنهان نمی‌ماند. هر ملتی در موقعیت‌های تاریخی خود، تصویری از انسجام، هویت و سرمایه اجتماعی‌اش را به نمایش می‌گذارد و آنچه در این روزها رخ داد، جلوه‌ای از همین همبستگی ملی بود. ممکن است هر رسانه یا هر کشوری این صحنه‌ها را با نگاه و تحلیل خود روایت کند، اما اصل این حضور میلیونی و آرام، واقعیتی بود که توجه بسیاری را به خود جلب کرد و نشان داد پیوندهای فرهنگی و عاطفی یک ملت، تا چه اندازه می‌تواند در لحظه‌های تاریخی خود را آشکار سازد. 

به‌عنوان یک هنرمند، معتقد هستم رسالت ما تنها خلق آثار زیبا نیست، بلکه باید لحظه‌هایی را که بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین را شکل می‌دهند، با زبان هنر برای آیندگان حفظ کنیم. همان‌گونه که استادان بزرگ نگارگری، حماسه‌ها و رویدادهای ماندگار تاریخ ایران را برای نسل‌های بعد به تصویر کشیدند، هنرمندان امروز نیز وظیفه دارند این صحنه‌های تاریخی را با صداقت، ظرافت و نگاه هنرمندانه ثبت کنند. اگر این اتفاق رخ دهد، آیندگان تنها یک مراسم تشییع را نخواهند دید، بلکه تصویری از همدلی، عشق به وطن، احترام به ارزش‌ها و بخشی از تاریخ معاصر ایران را در برابر خود خواهند داشت و این، همان رسالتی است که هنر اصیل ایرانی همواره بر دوش داشته است. 

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها