کتابها هنوز از زندگی کودکان و نوجوانان حذف نشدهاند، اما بهتدریج جایگاه خود را به رقبای قدرتمندی مانند تلفن همراه، ویدئوهای کوتاه، بازیهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی واگذار کردهاند. بسیاری از کودکان ممکن است کتابی را هفتهها در کیف خود حمل کنند، اما هرگز آن را مطالعه نکنند. برخی فقط زمانی مطالعه میکنند که معلم از آنان بخواهد و گروهی دیگر با وجود توانایی خواندن، دیگر از کتاب خواندن لذت نمیبرند.
کاهش عادت مطالعه در میان کودکان و نوجوانان، نتیجه همزمان عوامل مختلف است و نمیتوان آن را به یک دلیل محدود کرد. اگرچه افزایش زمان استفاده از صفحهنمایشها یکی از عوامل مهم به شمار میرود، اما نتایج پژوهشها و گزارشهای آموزشی نشان میدهد عوامل دیگری مانند فشارهای تحصیلی، کاهش زمان آزاد، دسترسی محدود به کتاب، کاهش اعتمادبهنفس در خواندن و تغییر سبک زندگی خانوادهها نیز در این روند نقش دارند.
کاهش علاقه دانشآموزان به مطالعه موضوعی جدید نیست و در طول سالهای گذشته به تدریج شکل گرفته است. بسیاری از کودکان و نوجوانان همچنان مطالعه را دوست دارند، به کتابخانه میروند و مجموعههای داستانی را دنبال میکنند. اما روند کلی نشان میدهد، تعداد کودکانی که مطالعه روزانه یا مطالعه برای سرگرمی را بخشی از زندگی خود میدانند، کاهش یافته است.
یکی از مهمترین دلایل کاهش علاقه به مطالعه، تغییر نگاه کودکان و نوجوانان به کتاب است. برای بسیاری از کودکان، خواندن دیگر فعالیتی برای کشف داستان، تخیل و کسب تجربههای تازه نیست بلکه بیشتر با تکلیف مدرسه، امتحان، پرسشنامه و نمره پیوند خورده است.
وقتی هر تجربه خواندن با ارزیابی همراه شود، برخی از کودکان و نوجوانان به این نتیجه میرسند که مطالعه فقط یک وظیفه مدرسهای است. آنان ممکن است احساس کنند که کتاب خواندن کاری است که بزرگسالان از آنان میخواهند انجام دهند، نه فعالیتی که خودشان انتخاب کردهاند.
متخصصان آموزش تاکید کردند که انتخاب، نقش مهمی در ایجاد عادت مطالعه دارد. کودکی که به ورزش علاقه دارد، ممکن است با خواندن زندگینامه ورزشکاران جذب کتاب شود، کودکی که حیوانات را دوست دارد، شاید از داستانها و کتابهای علمی درباره حیوانات استقبال کند. بنابراین همیشه مشکل، نبود علاقه به مطالعه نیست گاهی کودک و نوجوان هنوز کتاب مناسب خود را پیدا نکرده است.

رقابت شدید با صفحهنمایشها
یکی از مهمترین تغییرات نسل جدید، حضور گسترده فناوریهای دیجیتال در زندگی روزمره است. گوشیهای هوشمند، بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای کوتاه، بخش بزرگی از زمان آزاد کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دادهاند.
البته فناوری بهطور ذاتی دشمن یادگیری نیست و میتواند ابزار آموزشی مفیدی باشد، اما تفاوت مهمی میان تجربه دیجیتال و خواندن عمیق وجود دارد. مطالعه کتاب معمولا مستلزم تمرکز و تداوم توجه است. کودک باید بتواند برای مدت قابلتوجهی روی یک موضوع متمرکز بماند، پیوند میان بخشهای مختلف متن را دریابد و با صبر، داستان یا ایده اصلی را تا پایان دنبال کند.
در مقابل، بسیاری از محتواهای دیجیتال بر اساس سرعت، تغییر مداوم و دریافت فوری پاداش طراحی شدهاند. همین تفاوت میتواند باعث شود برخی کودکان و نوجوانان تحمل کمتری برای خواندن متنهای طولانی پیدا کنند.
یکی از نشانههای مهم کاهش عادت مطالعه، کم شدن تعداد کودکانی است که برای سرگرمی کتاب میخوانند. این کاهش نشان میدهد، مسئله فقط توانایی خواندن نیست، بلکه رابطه عاطفی کودکان با کتاب تغییر کرده است. ممکن است کودک بتواند کلمات را بخواند، اما انگیزهای برای مطالعه کتاب نداشته باشد.
بسیاری از کودکان در سالهای ابتدایی مدرسه از داستان، کتابهای تصویری و بلندخوانی والدین لذت میبرند اما با افزایش سن، شرایط تغییر میکند. کتابها طولانیتر، متنهای درسی دشوارتر میشوند و از دانشآموز باید به جای یادگیری خواندن، از خواندن برای یادگیری استفاده کند.
اگر کودک در این مرحله احساس کند خواندن برای وی دشوار شده، ممکن است به تدریج از کتاب فاصله بگیرد. این روند میتواند چرخهای منفی ایجاد کند، دانشآموز کمتر مطالعه میکند، تمرین کمتری دارد، مهارتش رشد نمیکند و در نتیجه مطالعه برایش سختتر میشود.

کمبود دسترسی به کتاب و فضای مناسب مطالعه
همه کودکان شرایط یکسانی برای مطالعه ندارند. برخی خانوادهها کتابخانه خانگی غنی دارند، اما برخی دیگر به کتابهای کافی دسترسی ندارند. فاصله از کتابخانه، مشکلات اقتصادی یا نبود فضای آرام در خانه میتواند فرصت مطالعه را محدود کند.
حتی در مدارسی که کتابخانه وجود دارد، اگر کتابها متناسب با علایق، سن، فرهنگ یا سطح خواندن کودکان و نوجوانان نباشند، ممکن است نتوانند آنان را جذب کنند. گاهی جمله «من از خواندن خوشم نمیآید» در واقع به این معناست که «هنوز کتاب مناسب خودم را پیدا نکردهام».
برخی کودکان و نوجوانان نه به دلیل بیعلاقگی، بلکه به دلیل تجربه شکست، از خواندن فاصله میگیرند. خواندن آهسته، اشتباه در تلفظ، دشواری در درک متن یا نگرانی از بلندخوانی در کلاس میتواند احساس ناتوانی ایجاد کند. این احساس به مرور باعث میشود کودک از کتاب دوری کند. اما دوری از مطالعه، مشکل را بیشتر میکند زیرا مهارت خواندن مانند هر مهارت دیگری با تمرین تقویت میشود.

چگونه میتوان فرهنگ مطالعه را بازسازی کرد؟
کارشناسان معتقدند بازگرداندن علاقه کودکان به مطالعه نیازمند فشار بیشتر بر کودکان و نوجوانان نیست، بلکه باید شرایطی ایجاد شود که کتاب دوباره به تجربهای مثبت تبدیل شود.
آنان برای تقویت فرهنگ مطالعه، بر مجموعهای از راهکارهای عملی تاکید کردند که شامل اختصاص زمانی ثابت در هر روز برای مطالعه آزاد، سپردن حق انتخاب کتاب به کودکان بر اساس علاقه خودشان، بلندخوانی برای آنان حتی در سالهای بالاتر، فراهم کردن محیطی آرام و بدون حواسپرتی برای کتابخوانی، حمایت هدفمند از دانشآموزانی که در مهارت خواندن با مشکل مواجه هستند و در نهایت، پیوند دادن محتوای کتابها با تجربههای روزمره و علایق شخصی کودکان است تا مطالعه برای آنان به فعالیتی جذاب، معنادار و لذتبخش تبدیل شود.
مدارس نیز میتوانند با ایجاد برنامههای تقویت مطالعه، دسترسی بهتر به کتاب و فراهم کردن محیطهای حمایتی، نقش مهمی در بازسازی این عادت داشته باشند. مطالعه زمانی پایدار میشود که دانشآموز احساس کند کتاب تنها وسیلهای برای گرفتن نمره نیست، بلکه راهی برای شناخت جهان و خودش است.
کاهش عادت مطالعه در میان کودکان و نوجوانان نتیجه یک عامل واحد نیست. فناوری، تغییر سبک زندگی، فشارهای آموزشی، کمبود دسترسی به کتاب و کاهش فرصتهای مطالعه آزاد همگی در این روند نقش دارند.
طبق گزارش کامیونیتیز این اسکولز، با این حال، این روند قابل تغییر است. بسیاری از کودکان هنوز با داستان خوب، معلم الهامبخش یا کتابی متناسب با علاقهشان میتوانند دوباره با مطالعه ارتباط برقرار کنند. ایجاد فرهنگ خواندن نیازمند همکاری خانوادهها، مدارس و جامعه است زیرا خواندن فقط مهارت درسی نیست، بلکه پایهای برای یادگیری، تفکر انتقادی و موفقیت در زندگی آینده است.
انتهای پیام

