یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۴
یک جامعه‌شناس: محدودیت‌های علوم انسانی مانع نقش آفرینی موثر شده‌است

یک جامعه‌شناس: محدودیت‌های علوم انسانی مانع نقش آفرینی موثر شده‌است

خراسان رضوی (ایسنا) - عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران، گفت: پژوهشگران علوم انسانی با موضوعاتی سروکار دارند، که مستقیماً با فرهنگ عمومی، سیاست، دولت و ساختارهای اجتماعی گره خورده است؛ در نتیجه فضای لازم برای اندیشیدن آزادانه و طرح دیدگاه‌های متفاوت همواره با محدودیت‌هایی مواجه بوده و همین موضوع بر میزان تولید اندیشه اثر گذاشته است.

پرویز اجلالی در گفت‌وگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین عامل فاصله گرفتن دانشگاه از مسائل واقعی جامعه چیست، اظهار کرد: گاهی این‌گونه القا می‌شود که همه مسائل جامعه را به‌خوبی می‌شناسند و تنها دانشگاه از واقعیت‌های اجتماعی فاصله گرفته است، در حالی که این نگاه منصفانه نیست.

وی ادامه داد: نمی‌توان انکار کرد که دانشگاه‌های ایران در سال‌های اخیر آن اندازه که باید در حوزه اندیشه‌ورزی و تولید پژوهش‌های اثرگذار موفق نبوده‌اند. دانشگاه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند، که پژوهش‌هایی تولید کند که مبنای تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری قرار گیرد، اما باید توجه داشت که سیاست‌گذاری وظیفه دانشگاه نیست.

عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران با تأکید بر تفکیک نقش دانشگاه و دولت، اضافه کرد: کار دانشگاه، اندیشیدن، تحلیل کردن و تولید دانش است، یعنی باید مسائل جامعه را به‌صورت علمی مطالعه کند و نتایج تحقیقات را در اختیار دولت، بخش خصوصی و سایر نهادهای تصمیم‌گیر قرار دهد، که آنان بر پایه این یافته‌ها سیاست‌های اجرایی تدوین کنند. بنابراین اگر سیاست‌های عمومی با مشکلاتی مواجه است، نمی‌توان همه مسئولیت را متوجه دانشگاه دانست.

اجلالی درباره اینکه چرا علوم انسانی و علوم اجتماعی بیش از سایر رشته‌ها با این شکاف مواجه شده‌اند، بیان کرد: به نظر من اساس این پرسش نیز تا حدی نیازمند بازنگری است، اما اگر بخواهیم به آن پاسخ دهیم، باید توجه کنیم که علوم انسانی ماهیتی متفاوت با علوم فنی و مهندسی یا علوم پایه دارد. موضوع علوم انسانی انسان، فرهنگ، سیاست، باورها، ارزش‌ها و ساختارهای اجتماعی است، بنابراین طبیعی است که فعالیت در این حوزه با محدودیت‌های بیشتری همراه باشد.

وی خاطرنشان کرد: پژوهشگران علوم انسانی برخلاف متخصصان بسیاری از رشته‌های دیگر، همواره با موضوعاتی سروکار دارند، که مستقیماً با فرهنگ عمومی، سیاست، دولت و ساختارهای اجتماعی گره خورده است. در نتیجه فضای لازم برای اندیشیدن آزادانه و طرح دیدگاه‌های متفاوت همواره با محدودیت‌هایی مواجه بوده و همین موضوع بر میزان تولید اندیشه اثر گذاشته است.

این جامعه‌شناس ادامه داد: در چنین شرایطی بسیاری از پژوهشگران ناچارند فعالیت‌های علمی خود را تا حدودی با سیاست‌های جاری تطبیق دهند و این مسئله به‌طور طبیعی دامنه خلاقیت و نوآوری را محدود می‌کند. اندیشه زمانی رشد می‌کند، که آزادی علمی، امکان نقد و فضای مناسب برای پژوهش وجود داشته باشد.

اجلالی یکی دیگر از عوامل ضعف علوم انسانی در ایران را کم‌توجهی تاریخی به این حوزه دانست و گفت: در نظام آموزشی کشور طی دهه‌های گذشته بیشترین توجه به رشته‌های پزشکی، مهندسی و علوم فنی معطوف بوده است. بسیاری از خانواده‌ها موفقیت تحصیلی را در ورود به این رشته‌ها می‌دانستند و دانش‌آموزان مستعد نیز عمدتاً به همان سمت هدایت شدند.

وی اضافه کرد: در حالی که علوم انسانی بیش از آن‌که صرفاً یک رشته کاربردی باشد، به تفکر، خلاقیت و اندیشه‌ورزی نیاز دارد. تولید علم در این حوزه با افزایش تعداد دانشجو محقق نمی‌شود، بلکه مستلزم حضور تعداد محدودی از پژوهشگران برجسته، خلاق و آزاداندیش است که بتوانند ایده‌های نو خلق کنند و فهم تازه‌ای از جامعه ارائه دهند.

عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران بیان کرد: در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، به‌ویژه در اروپا، اندیشه‌هایی که در علوم انسانی شکل می‌گیرد، تنها در محیط دانشگاه باقی نمی‌ماند، بلکه وارد عرصه سیاست، فرهنگ، هنر، رسانه و زندگی اجتماعی می‌شود و بر تصمیم‌گیری‌های کلان اثر می‌گذارد. در واقع مهم‌ترین مأموریت علوم انسانی، «فکرسازی» است، فرآیندی که به شرایط مناسب و آزادی علمی نیاز دارد.

دسترسی به اطلاعات یکی از مهم‌ترین مشکلات پژوهشگران علوم اجتماعی در ایران است

اجلالی با اشاره به چالش‌های پژوهش میدانی در علوم اجتماعی، خاطرنشان کرد: پژوهش در جامعه‌شناسی و برخی رشته‌های علوم انسانی اساساً با سایر علوم تفاوت دارد. آزمایشگاه جامعه‌شناس، خود جامعه است. او باید دائماً در میان مردم حضور داشته باشد، با گروه‌های مختلف اجتماعی ارتباط برقرار کند و به اطلاعات دقیق و گسترده آماری و اجتماعی دسترسی داشته باشد.

وی ادامه داد: دسترسی به اطلاعات یکی از مهم‌ترین مشکلات پژوهشگران علوم اجتماعی در ایران است. در بسیاری از موارد، داده‌هایی که برای انجام یک تحقیق ضروری است، به دلایل مختلف از جمله نگاه‌های امنیتی، محرمانه تلقی شدن اطلاعات یا حتی برخی ملاحظات اداری، در اختیار پژوهشگران قرار نمی‌گیرد.

عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران اضافه کرد: از سوی دیگر، انجام تحقیقات میدانی نیز با دشواری‌هایی همراه است. در بسیاری از مواقع مردم نسبت به پرسش‌های پژوهشگران با تردید نگاه می‌کنند و این پرسش برایشان ایجاد می‌شود، که چرا چنین اطلاعاتی جمع‌آوری می‌شود. همین مسئله فرآیند گردآوری داده را برای جامعه‌شناسان دشوارتر از بسیاری از رشته‌های دیگر کرده است.

اجلالی خاطرنشان کرد: در علومی مانند شیمی یا مهندسی، پژوهشگر عمدتاً در آزمایشگاه یا کارخانه فعالیت می‌کند، اما جامعه‌شناس باید در متن جامعه حضور داشته باشد، درست همان‌گونه که خبرنگار برای دسترسی به واقعیت‌های اجتماعی ناچار است در میدان حضور پیدا کند. اگر این امکان فراهم نباشد، طبیعی است که کیفیت پژوهش نیز کاهش یابد.

وی با اشاره به مقایسه علوم انسانی و علوم طبیعی، بیان کرد: برخی تصور می‌کنند اگر علوم انسانی نسبت به علوم فنی و طبیعی عقب‌تر است، به معنای ناکارآمدی آن است، در حالی که این تفاوت تا حد زیادی ریشه تاریخی دارد. حتی در اروپا نیز رشد علوم انسانی بسیار دیرتر از علوم طبیعی آغاز شد و شکل‌گیری نظریه‌های معتبر اجتماعی زمان زیادی برد.

این جامعه‌شناس ادامه داد: تا سال‌ها پس از جنگ جهانی دوم نیز جامعه‌شناسی در کشورهای پیشرفته از برخی سوگیری‌ها و محدودیت‌ها رنج می‌برد و هنوز هم نمی‌توان ادعا کرد، که جامعه‌شناسی جهانی کاملاً بی‌طرف و فراگیر شکل گرفته است. پژوهشگران همچنان در تلاش هستند نظریه‌هایی ارائه دهند، که بتواند با در نظر گرفتن فرهنگ‌ها و جوامع مختلف، تصویری جامع از مسائل اجتماعی جهان ارائه کند.

اجلالی اضافه کرد: بنابراین اینکه علوم اجتماعی نسبت به علوم طبیعی مسیر پیچیده‌تر و کندتری را طی کرده‌اند، موضوعی طبیعی است، اما این واقعیت نباید باعث شود از تقویت این حوزه غفلت کنیم، زیرا توسعه پایدار بدون اندیشه اجتماعی امکان‌پذیر نیست.

وی در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان اعتماد جامعه به دانشگاه را تقویت کرد، گفت: من اساساً با این گزاره که جامعه به دانشگاه بی‌اعتماد شده است، موافق نیستم. به اعتقاد من، چنین برداشتی بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، ناشی از برخی نگاه‌ها و برداشت‌های خاص است.

عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران ادامه داد: تجربه شخصی من نیز نشان می‌دهد، که مردم همچنان برای دانشگاه و دانشگاهیان اعتبار و احترام قائل هستند. حتی در فعالیت‌های اجتماعی و مدنی نیز مشاهده کرده‌ام، که وقتی افراد متوجه می‌شوند شخصی عضو هیئت علمی دانشگاه است، اعتماد بیشتری به او نشان می‌دهند و سخنانش را با دقت بیشتری می‌شنوند و جامعه همچنان دانشگاهیان را نسبت به بسیاری از گروه‌های دیگر، از جمله سیاستمداران، معتبرتر می‌داند و این نشان می‌دهد، که سرمایه اجتماعی دانشگاه همچنان حفظ شده است.

اجلالی تصریح کرد: آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، فراهم کردن شرایطی است که دانشگاه بتواند بدون محدودیت‌های غیرضروری، نقش واقعی خود را در تولید اندیشه، نقد علمی و ارائه راه‌حل برای مسائل کشور ایفا کند، زیرا هر اندازه امکان پژوهش آزاد، دسترسی به اطلاعات و حمایت از اندیشه‌ورزی بیشتر شود، دانشگاه نیز اثرگذاری بیشتری بر توسعه جامعه خواهد داشت.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها