فوتبال اصفهان سالهاست با وجود برخورداری از دو باشگاه ریشهدار و آکادمیهای مطرح، در معرفی بازیکنان بومی به سطح اول فوتبال ایران با انتقادهایی روبهروست. حمید کاظمی، بازیکن اسبق سپاهان که ۱۷ سال از دوران فوتبالش را در این باشگاه سپری کرده، در گفتوگو با ایسنا از چالشهای فوتبال اصفهان، استعدادسوزی، نقش پررنگ مسائل مالی و لزوم اعتماد بیشتر به بازیکنان جوان سخن گفته است که مشروح مفصل آنرا در ادامه میخوانید:
ابتدا درباره مسیر فوتبالیتان صحبت کنید. فوتبال را از کجا آغاز کردید و چگونه به سپاهان رسیدید؟
فوتبال را از حدود هفتسالگی آغاز کردم. ابتدا یکسال در پلیاکریل اصفهان بازی کردم و در هشتسالگی وارد آکادمی سپاهان شدم. نزدیک به ۱۵ سال در آکادمی حضور داشتم و از همان ردههای پایه افتخار کسب عناوین مختلف را به دست آوردم. در ۱۲ سالگی همراه تیمهای پایه سپاهان قهرمان استان اصفهان شدم. در ردههای ۱۳ و ۱۴ سال نیز همراه سپاهان قهرمان ایران شدیم. در رده نوجوانان هم عنوان قهرمانی ایران را بهدست آوردیم، در رده جوانان نایبقهرمان ایران شدیم و در رده امید نیز یک بار قهرمان ایران شدیم.
چه زمانی به تیم بزرگسالان سپاهان رسیدید؟
در ۱۹ سالگی توسط لوکا بوناچیچ از تیم جوانان به تیم بزرگسالان سپاهان دعوت شدم. البته اولین بازیام در لیگ برتر را فکر میکنم در ۱۸ سالگی مقابل مس کرمان انجام دادم و آن مسابقه نخستین بازی رسمی من با پیراهن سپاهان بود. همراه سپاهان دو بار قهرمان لیگ برتر ایران شدم، در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱. همچنین در سال ۱۳۹۲ همراه سپاهان قهرمان جام حذفی شدیم و در سال ۱۳۹۳ نیز عنوان سومی لیگ برتر را بهدست آوردیم.
بعد از جدایی از سپاهان، مسیر فوتبالی شما چگونه ادامه پیدا کرد؟
سال ۱۳۹۴ با تصمیم خودم از سپاهان جدا شدم و به صبای قم رفتم. یک فصل در لیگ برتر برای صبا بازی کردم. پیش از آن چهار سال در لیگ برتر با سپاهان حضور داشتم. پس از صبای قم، یک فصل دیگر در گیتیپسند بازی کردم. بعد از آن برای انجام خدمت سربازی، دو سال عضو تیم نیرویزمینی تهران بودم. پس از پایان خدمت، پیشنهادی از لیگ برتر عمان دریافت کردم و یک فصل در آن کشور بازی کردم. فصل بسیار خوبی را پشتسر گذاشتم، دو گل زدم، هشت پاسگل دادم و در بین پنج یا شش لژیونری بودم که در لیگ برتر عمان بازی کردند. خداراشکر شرایط بسیار خوبی داشتم و آن تجربه برای من ارزشمند بود.
چرا پس از بازگشت از عمان حضور شما در لیگ برتر ایران ادامه پیدا نکرد؟
بعد از بازگشت به ایران اتفاقاتی افتاد که ترجیح میدهم درباره آن صحبت نکنم. دو پیشنهاد از لیگ برتر داشتم، اما متأسفانه بهخاطر دخالت برخی ایجنتها این انتقالها انجام نشد. همین موضوع باعث شد حتی تصمیم بگیرم فوتبال را برای همیشه کنار بگذارم، اما با کمک برخی دوستان دوباره به فوتبال برگشتم.
سالهای پایانی دوران بازیتان چگونه سپری شد؟
حدود پنج یا شش سال در لیگ دسته سوم بازی کردم، چون دوست نداشتم از اصفهان خارج شوم. دو یا سه فصل در سپاهان نوین حضور داشتم و یک فصل نیز برای سپاهان بازی کردم. دو فصل قبل هم به عنوان کاپیتان سپاهان ب پس از هفت سال موفق شدیم به لیگ دسته دوم صعود کنیم. بعد از آن تصمیم گرفتم با عزت و احترام از فوتبالی که عاشقش بودم خداحافظی کنم و در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۵ به صورت رسمی از فوتبال کنار رفتم.
سالها در فوتبال اصفهان حضور داشتید. مهمترین دغدغهتان درباره وضعیت فوتبال این استان چیست؟
نزدیک به ۲۷ یا ۲۸ سال در فوتبال اصفهان حضور داشتم و از نزدیک شرایط را دیدهام. بهنظر من فوتبال اصفهان شرایط متفاوتی دارد. همیشه گفتم ما اصفهانیها گاهی غریبهپسند هستیم و بیشتر به بازیکنان غیربومی توجه میکنیم. البته فوتبال حرفهای است و نمیتوان گفت نباید از شهرهای دیگر بازیکن جذب شود. در فوتبال اروپا هم میبینیم که بازیکنان از کشورهای مختلف کنار هم بازی میکنند، اما اگر قرار باشد فوتبال اصفهان پیشرفت کند، چارهای جز حرکت به سمت بومیسازی نداریم.
منظورتان از بومیسازی چیست؟
وقتی با دوستانم که سالها در لیگ برتر بازی کردند صحبت میکنم، فکر نمیکنم در کل تاریخ لیگ برتر ایران حتی ۵۰ یا ۶۰ فوتبالیست اصفهانی در این مسابقات بازی کرده باشند. برای استانی با حدود شش یا هفت میلیون نفر جمعیت، این یک فاجعه است. استان اصفهان دو آکادمی بزرگ مانند سپاهان و ذوبآهن را در اختیار دارد و نباید شرایط به این شکل باشد. بهنظر من هر سال باید حداقل سه بازیکن از استان اصفهان وارد لیگ برتر شوند.
هماکنون که ردههای پایه سپاهان را نگاه میکنم، تعداد زیادی بازیکن غیربومی و خوابگاهی حضور دارند. اگر میخواهیم فوتبال اصفهان رشد کند، باید ابتدا روی استعدادهای بومی سرمایهگذاری کنیم. اگر هم قرار است بازیکن غیربومی جذب شود، فقط در دو یا سه پست مورد نیاز باشد، مثلاً یک مهاجم، یک وینگر، یک هافبک یا یک دروازهبان، نه اینکه در همه پستها چندین بازیکن از خارج استان جذب شوند. البته این اتفاق یکشبه رخ نمیدهد و نیازمند زمان است، اما اگر از امروز این مسیر آغاز شود، فوتبال اصفهان در آینده شرایط بهتری خواهد داشت.
به عقیده شما چه عامل دیگری باعث افت فوتبال اصفهان و حتی فوتبال ایران شده است؟
یکی از مهمترین مشکلات، افزایش شدید هزینههای فوتبال است. قبلاً فوتبال بیشتر در اختیار همه اقشار جامعه بود، اما امروز به سمت قشر مرفه رفته است. استعدادهای زیادی را میشناسم که فقط بهدلیل مشکلات مالی فوتبال را کنار گذاشتند. امروز خرید یک جفت کفش فوتبال، مکمل، لباس، هزینه رفتوآمد و حتی رفتن به سالن بدنسازی، فشار مالی سنگینی به خانوادهها وارد میکند. بههمین دلیل بسیاری از استعدادهای واقعی به خاطر فقر از فوتبال فاصله میگیرند و در مقابل افرادی که توان مالی بیشتری دارند، فرصت بیشتری برای حضور پیدا میکنند. این موضوع به فوتبال ایران آسیب زده است.
این موضوع چه تأثیری بر فوتبال ملی گذاشته است؟
به عقیده یکی از دلایل اینکه امروز تیم ملی ایران جزو مسنترین تیمهای جام جهانی است، همین کمبود استعدادهای جدید است. خیلیها میگویند مربیان به جوانها فرصت نمیدهند، اما واقعیت این است که تعداد بازیکنان مستعد نسبت به گذشته کمتر شده است. وقتی جایگزین مناسبی وجود نداشته باشد، طبیعی است که بازیکنان باتجربه همچنان در تیم ملی حضور داشته باشند. این اتفاق فقط به تصمیم مربیان مربوط نیست، بلکه نتیجه کاهش استعدادهایی است که بهدلایل مالی یا مشکلات دیگر از فوتبال کنار میروند.
برخی معتقدند مسائل غیرفنی نیز در فوتبال ایران روی پیشرفت استعدادها تأثیر دارد. شما این موضوع را قبول دارید؟
نمونههایی وجود دارد. بهعنوان نمونه درباره حسیننژاد، من معتقدم کنار گذاشته شدن وی دلایل فنی نداشت و بیشتر به مسائل دیگری برمیگشت که به نقش برخی ایجنتها مربوط میشود. متأسفانه امروز در فوتبال ایران روابط نقش پررنگی پیدا کرده است و همین باعث میشود برخی بازیکنان مستعد نتوانند به جایگاهی که حقشان است برسند. شاید یکی دو نفر مانند حسیننژاد را نام بیاوریم، اما واقعیت این است که در گذشته پشت هر بازیکن ملیپوش، ۲۰ استعداد دیگر وجود داشت، امروز حتی آن صف طولانی استعدادها را هم نمیبینیم.
برخی معتقدند فوتبال ایران با بحران نسل روبهرو شده و تیم ملی نیاز به پوستاندازی دارد. نظر شما چیست؟
به اعتقاد من الان دیگر زمان تغییر نسل در تیم ملی رسیده است. بازیکنانی هستند که چهار یا پنج سال است در جام جهانی بازی میکنند و بعد از پایان جام جهانی اخیر، فکر میکنم دیگر باید یک تغییر اساسی در تیم ملی اتفاق بیفتد. به اعتقاد من تیم ملی نیاز به یک پاکسازی کامل دارد و باید نسل جوان جایگزین نسل فعلی شود. البته این فرآیند زمانبر است و شاید در کوتاهمدت به فوتبال ما آسیب بزند، اما در بلندمدت چارهای جز این نداریم. بارها گفتم که ایران استعدادهای زیادی دارد و حتی امروز هم در ردههای پایه بازیکنان بااستعدادی میبینم، اما مشکل اصلی این است که حاضر نیستیم برای این استعدادها هزینه کنیم.
منظورتان از هزینه کردن برای استعدادها چیست؟
مربیان، باشگاهها یا اسپانسرها حاضر نیستند از بازیکنی که از خانواده کمبرخوردار است حمایت کنند. اگر یک استعداد واقعی کفش، لباس یا حتی هزینه رفتوآمد نداشته باشد، خانوادهاش ترجیح میدهد او به جای فوتبال سراغ کار برود. متأسفانه این اتفاق هر روز بیشتر از قبل در حال رخ دادن است.
پس از نگاه شما مشکل کمبود استعداد نیست؟
استعداد وجود دارد، اما حمایت وجود ندارد. باشگاههای بزرگی مثل سپاهان و ذوبآهن یا باید تستهای استعدادیابی گستردهتری برگزار کنند یا حمایت مالی بیشتری از استعدادهای واقعی داشته باشند. من شخصاً استعدادهای زیادی در فوتبال اصفهان میبینم، اما این بازیکنان به یک اسپانسر قوی نیاز دارند تا هزینههای اولیهشان را تقبل کند. وقتی یک بازیکن حتی پول کفش، لباس یا رفتوآمد ندارد، طبیعی است که خانوادهاش بگوید چرا باید فوتبال را ادامه دهد؟
نقش اسپانسرها را در این موضوع چقدر مهم میدانید؟
تأثیر اسپانسر بسیار مهم است. متأسفانه تعداد اسپانسرهای فعال در فوتبال اصفهان کمتر شده است. حتی همان افرادی هم که میخواستند کار کنند، در بسیاری از مواقع اجازه فعالیت پیدا نکردند و شرایط برایشان فراهم نبود. بهنظر من اگر اسپانسرها روی استعدادهای واقعی سرمایهگذاری کنند، فوتبال اصفهان میتواند دوباره بازیکنان بزرگی تحویل فوتبال ایران بدهد.
دریافت شهریه در ردههای پایه چه آسیبی به فوتبال وارد میکند؟
امروز تقریباً همه تیمهای پایه استان اصفهان از بازیکنان شهریه دریافت میکنند. رقمهایی مانند ۴۰، ۵۰، ۶۰، ۷۰ یا حتی ۸۰ میلیون تومان مطرح است. حالا تصور کنید یک استعداد ناب از خانوادهای کمدرآمد باشد. وقتی خانواده میشنود باید چنین مبلغی پرداخت کند، طبیعی است که از همان ابتدا قید فوتبال را بزند. این یعنی استعدادسوزی، همین بازیکن از همان روز اول از فوتبال حذف میشود، نه بهخاطر مسائل فنی، بلکه فقط به خاطر مشکلات مالی و از طرف دیگر، هزینههای بدنسازی، تمرینات اختصاصی و سایر مخارج هم اضافه میشود و همین باعث شده بسیاری از استعدادهای واقعی از فوتبال فاصله بگیرند.
معتقدید استعدادهای واقعی حذف میشوند و جای آنها را بازیکنان متمول میگیرند؟
دقیقاً همینطور است. امروز خیلی از بازیکنانی که وارد فوتبال میشوند، پشتوانه مالی خانواده را دارند و میتوانند هزینههای سنگین را پرداخت کنند، اما این الزاماً به معنای بااستعداد بودن آنها نیست. در مقابل، استعدادهای واقعی فقط به خاطر مشکلات مالی کنار میروند و این بزرگترین آسیبی است که فوتبال ایران میبیند. با اطمینان میگویم که در اصفهان و شهرهای اطراف آن استعدادهای فوقالعادهای وجود دارد. اگر جستوجو کنیم، بازیکنان بسیار خوبی پیدا میشوند، اما امکانات، حمایت مالی و توان پرداخت این هزینهها را ندارند.
اگر بخواهید یک مطالبه از اهالی فوتبال اصفهان داشته باشید، چه خواهید گفت؟
از همه فوتبالیهای اصفهان خواهش میکنم پول را اولویت اول قرار ندهند. متأسفانه امروز همه چیز به پول خلاصه شده است. قبول دارم فوتبال حرفهای یک صنعت و یک بیزینس بزرگ است، اما در ردههای پایه نباید نگاه صرفاً مالی وجود داشته باشد. خودم در تمام دوران حضورم در ردههای پایه سپاهان حتی یک ریال پول پرداخت نکردم. برعکس، از رده ۱۴ و ۱۵ سال، نوجوانان، جوانان و امید از باشگاه حقوق میگرفتم. اولین حقوقی که از سپاهان گرفتم، اگر اشتباه نکنم، ۱۰۰ هزار تومان بود و آن زمان برای ما ارزش زیادی داشت، اما امروز شرایط برعکس شده و بازیکن پول میدهد تا بازی کند و بهنظر من این یک فاجعه است.
در لیگ برتر هم چنین اتفاقی رخ میدهد؟
بله، متأسفانه این موضوع فقط محدود به ردههای پایه نیست و در برخی موارد حتی در سطوح بالاتر هم دیده میشود. برای من عجیب است که بازیکن برای حضور در یک تیم پول پرداخت کند. اگر کسی واقعاً استعداد داشته باشد و فوتبالیست واقعی باشد، هرگز نباید مجبور شود برای بازی کردن پول بدهد. در تمام دنیا باشگاهها به بازیکن پول میدهند، اما در فوتبال ایران گاهی بازیکن پول میدهد تا وارد تیم شود. این اصلاً منطقی نیست.
حتی بازیکنانی را دیدهام که برای حضور در تیمهای خارجی هم مجبور به پرداخت پول شدهاند، در حالی که در فوتبال حرفهای دنیا چنین چیزی مرسوم نیست. بهنظر من همین روند باعث شده فوتبال ایران روزبهروز افت کند و اگر این وضعیت ادامه داشته باشد، سطح فوتبال ما حتی از بسیاری از کشورهای آسیایی هم پایینتر خواهد آمد. امیدوارم هرچه زودتر این روند اصلاح شود تا دوباره شاهد پیشرفت فوتبال ایران باشیم.
برخی معتقدند هیئت فوتبال و سایر نهادهای متولی نیز باید نقش پررنگتری در حمایت از فوتبال پایه ایفا کنند. نظر شما چیست؟
درباره هیئت فوتبال باید بگویم که آنها مسابقات را برگزار میکنند و وظایف مشخصی دارند، اما یک سؤال برایم وجود دارد، چرا هنوز در فوتبال اصفهان زمین چمن طبیعی استاندارد به اندازه کافی نداریم؟ مثلاً ورزشگاه تختی را نگاه کنید، در نیمه دوم سال شرایط زمین به گونهای میشود که بیشتر شبیه خاک است تا چمن. بسیاری از زمینها هم مصنوعی شدند، در حالی که به نظر من باید ابتدا زیرساختها را اصلاح کنیم.
سپاهان از نظر زیرساخت یکی از بهترین باشگاههای ایران است و واقعاً حرف اول را میزند. ذوبآهن هم امکانات تقریبا مناسبی دارد. با این حال سؤال من این است که این همه هزینهای که در فوتبال میشود، آیا صرف توسعه زیرساختها هم میشود؟ آیا اصفهان یک کمپ بزرگ تمرینی دارد؟ آیا کمپ تخصصی استعدادیابی داریم؟ چرا بخشی از این هزینهها صرف ساخت زمینهای استاندارد، سالنهای بدنسازی، سالنهای تخصصی تمرین و ارتقای امکانات نمیشود؟
چه انتظاری از هیئت فوتبال استان اصفهان دارید؟
اگر هیئت فوتبال از تیمها هزینه دریافت میکند، بهنظرم میتواند هر سال دو مربی خارجی را به اصفهان دعوت کند، کلاسهای تخصصی و آموزشی برگزار کند و دانش مربیان را بهروز نگه دارد. همچنین میتوان هر سال چند استعداد برتر فوتبال اصفهان را به باشگاهها یا آکادمیهای معتبر خارجی معرفی کرد. چنین برنامههایی باعث پیشرفت فوتبال استان میشود. متأسفانه احساس میکنم فوتبال اصفهان برنامهریزی بلندمدت مشخصی ندارد. امیدوارم بخشی از این هزینهها صرف توسعه زیرساختها شود و هیات فوتبال نیز برای لیگ استان برنامهریزی حرفهایتری داشته باشد.
لیگ استان اصفهان را در مقایسه با لیگ تهران چگونه ارزیابی میکنید؟
لیگ استان تهران واقعاً حرفهای برگزار میشود. همه میدانند که لیگ استان تهران یکی از معتبرترین لیگهای کشور است. سطح مسابقات بالاست، امکانات مناسب است، رقابت شدیدی وجود دارد و رسانهها هم پوشش گستردهای از آن دارند، اما فوتبال اصفهان از نظر رسانهای بسیار ضعیف است. همیشه گفتم اصفهان با وجود ظرفیت بالایی که دارد، انگار در یک جزیره قرار گرفته است. بسیاری از فوتبالیستهای شهرهای دیگر شناخته شدهاند، اما بازیکنان اصفهانی کمتر دیده میشوند و حتی فوتبال اصفهان هم آنطور که باید شناختهشده نیست.
منظورتان از ضعف رسانهای چیست؟
پوشش رسانهای فوتبال پایه و حتی فوتبال استان بسیار ضعیف است. رسانههایی هم که فعالیت میکنند، گاهی با محدودیت مواجه میشوند. دیدهام بعضی رسانهها وقتی درباره مشکلات فوتبال استان مطلبی منتشر میکنند، به آنها تذکر داده میشود یا از آنها میخواهند مطلب را حذف کنند. بهنظر من باید اجازه بدهیم رسانهها آزادانه مشکلات فوتبال اصفهان را مطرح کنند. اگر در مسابقهای آمبولانس حضور ندارد، اگر تعداد داوران کافی نیست یا حتی لباس داوران استاندارد نیست، باید این مسائل گفته شود تا اصلاح شوند. نباید طوری رفتار کنیم که انگار همه چیز ایدهآل است، چون واقعاً اینگونه نیست.
باشگاهها در این مسیر چه مسئولیتی دارند؟
از باشگاههایی که شهریه دریافت میکنند خواهش میکنم بخشی از این درآمد را صرف آموزش کنند، چه برای ارتقای دانش مربیان و چه برای بهبود امکانات. همچنین معتقدم باید بیشتر از مربیانی استفاده شود که خودشان سابقه حضور در فوتبال حرفهای داشتهاند. یکی از مشکلاتی که امروز در فوتبال اصفهان میبینم این است که بسیاری از فوتبالیها بیرون از چرخه مدیریت و آموزش قرار گرفتهاند، اما افراد غیر فوتبالی در فوتبال فعالیت میکنند.
بارها در کلاسهای مربیگری دیدهام افرادی فقط برای گرفتن مدرک حضور پیدا میکنند، نه برای یادگیری و آموزش فوتبال. وقتی از آنها میپرسی چرا این مدرک را میخواهند، پاسخ میدهند که برای حضور در یک تیم یا اداره به آن نیاز دارند. در حالی که فلسفه حضور در کلاسهای مربیگری باید یادگیری باشد، نه صرفاً دریافت مدرک. از طرف دیگر، مربیانی را میبینیم که خودشان سابقه فوتبالی ندارند و حتی بعضی از مهارتهای ابتدایی فوتبال را هم به خوبی نمیشناسند. اینها ایرادهایی است که باید اصلاح شود.
سالها در فوتبال بودم و این مسائل را از نزدیک لمس کردم. متأسفانه امروز افراد غیر فوتبالی بیشتر از فوتبالیها در فوتبال حضور دارند، زیرا فوتبالیهای واقعی معمولاً حاضر نیستند زیر بار برخی مسائل بروند و بیشتر به کیفیت کار اهمیت میدهند. البته این حرفها به معنای نادیده گرفتن زحمات هیات فوتبال نیست. آنها هم تلاش میکنند، اما به اعتقاد من ظرفیت پیشرفت بسیار بیشتری وجود دارد و امیدوارم روزبهروز شرایط فوتبال اصفهان بهتر شود.
امسال وضعیت آکادمیهای سپاهان و ذوبآهن را چگونه ارزیابی میکنید؟ سهم بازیکنان بومی در این تیمها چقدر بود؟
تا جایی که اطلاع دارم، امسال در هر دو باشگاه، بهویژه ذوبآهن، تعداد بازیکنان بومی بیشتر از گذشته بود. در سپاهان هم نسبت به سالهای قبل تغییر محسوسی ایجاد شده بود و در ردههای نوجوانان و جوانان، بازیکنان اصفهانی بیشتری حضور داشتند. البته ممکن است برخی از این بازیکنان اصالتاً اهل اصفهان نباشند و فقط در این شهر ساکن شده باشند، اما در مجموع نسبت به سالهای گذشته شرایط بهتر بود. به نظرم آکادمی سپاهان امسال عملکرد بسیار خوبی داشت و در چند رده نیز به مقام قهرمانی رسید. آکادمی ذوبآهن هم عملکرد قابل قبولی داشت، اما مهمتر از نتایج پایه، خروجی این آکادمیهاست. سؤال اصلی این است که چند نفر از این بازیکنان به لیگ برتر میرسند، چند نفر لژیونر میشوند و چند نفر وارد فوتبال حرفهای خواهند شد. این موضوع از هر قهرمانی مهمتر است.
نظرتان حفظ استعدادهای پرورشیافته در باشگاهها چیست؟
امیدوارم این بازیکنان بعد از پرورش در آکادمیها، به باشگاههای دیگر نروند. در سالهای گذشته بارها دیدهایم که سپاهان بازیکنان بااستعدادی را پرورش داده، اما زمانی که به رده بزرگسالان رسیدهاند، راهی تیمهای دیگر شدهاند. به نظر من این یک آسیب جدی است، باشگاهی که برای یک بازیکن هزینه کرده و او را پرورش داده، باید بتواند از ثمره آن هم استفاده کند.
چرا این اتفاق در سپاهان کمتر رخ میدهد؟
باید واقعبین باشیم، سپاهان باشگاه بزرگی است و هوادارانش فقط قهرمانی میخواهند. اگر من هم سرمربی سپاهان باشم، شاید بهخاطر فشار نتیجهگیری، نتوانم به تعداد زیادی بازیکن جوان میدان بدهم، اما ذوبآهن شرایط متفاوتی دارد. این تیم میتواند فرصت بیشتری به جوانان بدهد. وقتی تیم امید ذوبآهن بدون شکست نایبقهرمان کشور میشود و حتی تنها در ضربات پنالتی فینال را واگذار میکند، سؤال اینجاست که چرا تعداد بیشتری از این بازیکنان به تیم بزرگسالان راه پیدا نمیکنند؟
اگر قرار است تیم در پایان فصل رتبه پانزدهم جدول را کسب کند، چرا این مسیر با ۱۰ بازیکن جوان طی نشود؟ به نظر من ذوبآهن ظرفیت این کار را دارد و میتواند نقش مهمتری در معرفی استعدادهای اصفهانی به فوتبال ایران ایفا کند. امروز استعدادهای زیادی تا ردههای جوانان و امید پیش میآیند، اما بعد از آن فوتبالشان تمام میشود و این اتفاق نباید رخ دهد. به اعتقاد من، بازیکنی که از رده جوانان عبور میکند، باید وارد فوتبال بزرگسالان شود. حتی شخصاً با وجود رده امید موافق نیستم، احساس میکنم این رده دیگر کارکرد گذشته را ندارد و بازیکن بعد از پایان دوران جوانان باید مستقیماً وارد فوتبال بزرگسالان شود. امیدوارم شرایطی فراهم شود که در آینده بازیکنان جوان بیشتری را در تیمهای اصلی سپاهان و ذوبآهن ببینیم.
انتخاب قاسم حدادیفر بهعنوان سرمربی تیم ملی جوانان را چطور ارزیابی میکنید؟
اتفاق بسیار خوبی است و برای فوتبال اصفهان هم ارزشمند است که یک مربی اصفهانی هدایت تیم ملی جوانان را بر عهده گرفته است. البته من اعتقاد ندارم چون ایشان اصفهانی است، حتماً باید از بازیکنان اصفهانی استفاده کند. وقتی سرمربی تیم ملی هستید، اولویت اصلی باید موفقیت تیم ملی و اعتبار خودتان باشد، نه تعلقات استانی. قاسم حدادیفر شخصیت فوتبالی بزرگی دارد، کاریزمای بالایی دارد، خودش فوتبالیست باکیفیتی بوده و به نظر من شایستگی حضور در این جایگاه را دارد. بههمین دلیل این انتخاب را به ایشان و فوتبال اصفهان تبریک میگویم و امیدوارم موفق باشد.
در سالهای گذشته بازیکنان مستعدی مانند رضا دهقانی یا محمد پاپی تا مقطعی پیشرفت کردند، اما روند رشدشان متوقف شد. دلیل این اتفاق را چه میدانید؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، یکی از دلایل مهم همین نقش ایجنتها و روابطی است که در فوتبال وجود دارد. اصفهانیها معمولاً آدمهای خودساختهای هستند و کمتر حاضر میشوند برای رسیدن به موفقیت زیر بار هر کاری بروند. در مسیر فوتبال، ارتباطات و مشاوره درست اهمیت زیادی دارد. بهنظرم یکی از ضعفهای ما همین است که ارتباطات حرفهای خوبی برقرار نمیکنیم. خود من هم همیشه اعتقاد داشتم عزت و بزرگی فقط دست خداست و بههمین دلیل حاضر نبودم برای پیشرفت فوتبالی، کار نادرستی انجام دهم، اما واقعیت این است که بعضی بازیکنان از مشاوران و ارتباطات بهتری برخوردار هستند و همین مسئله مسیر پیشرفتشان را هموارتر میکند.
نقش رسانهها را در معرفی استعدادهای اصفهان چگونه میبینید؟
بهنظر من یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال اصفهان، ضعف رسانهای است. چرا نباید فوتبالیستهای اصفهانی دیده شوند؟ چرا بازیکنی که در پایههای یک تیم معمولی در تهران بازی میکند، سریع شناخته میشود اما بازیکنی که در اصفهان عملکرد فوقالعادهای دارد، دیده نمیشود؟ متأسفانه در اصفهان گاهی بهجای حمایت از یکدیگر، تلاش میکنیم همدیگر را پایین بکشیم و این فرهنگ باید تغییر کند.
رسانهها باید استعدادهای فوتبال اصفهان را معرفی کنند، آنها را به جامعه فوتبال بشناسانند و زمینه دیده شدنشان را فراهم کنند. حتی میتوان برنامههای تلویزیونی ویژه فوتبال پایه تولید کرد تا استعدادهای استان بیشتر دیده شوند. در سالهای اخیر هم خوشبختانه مربیان اصفهانی بیشتری به تیمهای ملی راه پیدا کردند که باید از این افراد حمایت کنیم، نه اینکه برای موفقیتشان مانع ایجاد کنیم.
در حال حاضر تعداد بازیکنان اصفهانی حاضر در لیگ برتر را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر سپاهان و ذوبآهن را نگاه کنیم، شاید یکی دو بازیکن اصفهانی در ترکیب یا روی نیمکت حضور داشته باشند. در سایر تیمهای لیگ هم بیشتر بازیکنان نسلهای گذشته هستند که کمکم به پایان دوران فوتبالشان نزدیک میشوند. یک بار با دوستان فوتبالی نشستیم و حساب کردیم، فکر نمیکنم در تمام دوران لیگ حرفهای ایران حتی ۵۰ یا ۶۰ فوتبالیست اصفهانی در لیگ برتر بازی کرده باشند. برای استانی با حدود شش تا هفت میلیون نفر جمعیت، این آمار واقعاً نگرانکننده است و باید برای آن فکری اساسی شود.
و در نهایت صحبتی باقی مانده است؟
سپاهان بخش بزرگی از زندگی من بوده است. امروز ۳۴ سال سن دارم و ۱۷ سال از عمرم را در این باشگاه گذراندم. همیشه میگویم نیمی از وجودم با سپاهان گره خورده و حتی میگویم خونم زرد است (به حالت شوخی). از باشگاه سپاهان، سپاهاننوین، هواداران، مربیان و همه کسانی که در این سالها برای من زحمت کشیدند، صمیمانه تشکر میکنم. امیدوارم سپاهان و سپاهاننوین در ردههای پایه همچنان موفق باشند، بازیکنان بیشتری به فوتبال ایران معرفی کنند و فوتبال اصفهان نیز روزبهروز مسیر پیشرفت را طی کند.
انتهای پیام

