علیرضا مهدیه در گفتوگو با ایسنا در خصوص افزایش بهرهوری تولید در صنعت، بر لزوم تغییر رویکرد از «تولید سنتی» به «مدیریت هوشمند منابع» تأکید و در پاسخ به این پرسش که بیشترین هدررفت صنعت ایران در کدام بخش است؟، اظهار کرد: در تمامی بخشهای صنعت هدررفت وجود دارد و این مسئله مختص به یک مورد خاص نیست. در حال حاضر، بهرهوری نیروی انسانی و میزان بازدهی افراد به دلیل فرسودگی در روحیه و انگیزه، پایین است که این امر سبب شده که نیروی انسانی، هدایتگر ماشینی باشد که شرایط مطلوبی ندارد. طبیعتا در چنین وضعیتی، زنجیره از تأمین تا تحویل با خروجی نامطلوب مواجه خواهد شد.
وی در تبیین علت بالاتر بودن قیمت تمامشده محصولات ایرانی نسبت به رقبایی نظیر چین و ترکیه، عنوان کرد: نیروی انسانی مناسب، تنها یکی از شاخصهای قیمت تمامشده و تولید است و همه آن نیست. در شاخصهایی چون تکنولوژی، کارایی و بهرهوری ضعف وجود دارد و در شاخص مهمتری به نام زیرساختهای اقتصادی تولیدمحور، اصلا شرایط خوبی نداریم.
مهدیه با ارائه راهکارهایی برای واحدهای صنعتی متوسط که فاقد بودجههای کلان هستند، بیان کرد: فرهنگسازی و آموزش سبب جلوگیری از هرگونه هدررفت زمان و سرمایه با هدف رسیدن به ارزش افزوده بالاتر شود. بهرهگیری از فناوری و استفاده از فناوریهای نوین بهروز در صنعت، بهینهسازی فرآیندها برای رسیدن به بهترین متد برای چیدمان خطوط تولید، شیفتبندی و جایگزینی نیروها، مدیریت داراییها به نوعی بهروزرسانی موجودیهای مالی، تعمیر و نگهداری فراتر از مدلهای پیشگیرانه و مدیریت واقعی ضایعات با رویکرد استفاده از آنها در چرخه تولید، از دیگر الگوهای عملیاتی برای واحدهای صنعتی متوسط فاقد بودجههای کلان است. ارتقای انگیزه و رضایت کارکنان به عنوان سرمایههای انسانی با استفاده از ابزارهای مالی و روانی نیز از دیگر اقدامات در این حوزه است.
این تحلیلگر صنعتی با اشاره به بحران انرژی در صنعت گفت: سرانه مصرف انرژی در ایران بالا نیست، اما شدت مصرف انرژی در کشور ما با میانگین جهانی بسیار متفاوت است. به این معنا که یارانههای انرژی متناسب با تولید ما نیست و تولید ارزش چندانی ندارد. راهکار این است که طبق مدلهای بهینهسازی، مصرف انرژی تعدیل و تولیدات افزایش یابد تا خروجی بهرهوری در شاخص انرژی ملموس شود.
مهدیه درباره انطباق مدلهای تحقیق و توسعه (R&D) جهانی با صنعت سنتی ایران تصریح کرد: تغییر در مدلهایی که سالها بر مبنای علم بر روی آنها کار شده، علمی نیست. این امر زمانی تأثیرپذیر است که تا جای ممکن به استانداردهای جهانی نزدیک و در همان مسیر حرکت کنیم؛ حتی اگر مجبور باشیم با زمان بیشتری پیش برویم.
وی درباره فاصله صنعت و دانشگاه نیز خاطرنشان کرد: فاصله صنعت با دانشگاه، همان فاصله فارغالتحصیلان با تخصص است. تنها راهکار در این زمینه توجه بیشتر به آموزشهای تخصصی و کاربردی و پرورش نیروهای ماهر و نوآور مورد نیاز صنایع است.
این تحلیلگر صنعتی در پاسخ به این پرسش که آیا دیجیتالسازی خطوط تولید فرسوده توجیهپذیر است یا خیر؟، گفت: دیجیتالسازی فرآیندهای تولیدی در خطوط قدیمی نیازمند اضافه کردن سختافزارها و نرمافزارهایی است که شاید مقرونبهصرفه نباشند. بهترین مسیر، مسیری است که زودتر به بهرهوری واقعی برسد؛ اگر پروژهای گران است، باید به سمت ارزانسازی بخشها حرکت کرد تا مواد اولیه و ظرفیتهای فعلی حفظ شوند و در آینده همانها نیز از دسترس خارج نشده و گرانتر تهیه نشود.
انتهای پیام

