دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۳
آینده انرژی ایران با اندیشه‌های عمیق‌تر در جهت گذار از تفکر تولیدمحوری رقم می‌خورد

یک کارشناس حوزه انرژی:

آینده انرژی ایران با اندیشه‌های عمیق‌تر در جهت گذار از تفکر تولیدمحوری رقم می‌خورد

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس حوزه انرژی با بیان اینکه بحران فعلی کشور، محصول کمبود منابع نیست، بلکه نتیجه‌ مستقیم شکست در مدیریت تقاضا و نرخ بالای تلفات در شبکه است، گفت: آینده انرژی ایران نه در توسعه‌ میادین نفت و گاز، بلکه در اندیشه‌های عمیق‌تر برای افزایش بهره‌وری و گذار از تفکر تولیدمحوری به مدیریت‌محوری رقم خواهد خورد.

امیرحسین هاشمی‌جاوید، گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه ایران با در اختیار داشتن حدود ۱۷ درصد ذخایر گاز طبیعی و نزدیک به ۹ درصد ذخایر نفت جهان، یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های انرژی دنیا به شمار می‌رود، اظهار کرد: متاسفانه ایران، در زمستان با کمبود گاز، در تابستان با ناترازی برق و در تمام سال با رشد افسارگسیخته مصرف و هر روز با اتلاف میلیاردها دلار سرمایه ملی دست‌به‌گریبان است. این یک تناقض ساده نیست؛ یک شکست راهبردی است.

وی با تأکید بر اینکه مسئله ایران کمبود منابع نیست، بلکه کمبود حکمرانی کارآمد انرژی است، افزود: انرژی را ارزان استخراج می‌کنیم، ارزان می‌فروشیم، بی‌محابا مصرف می‌کنیم و گران‌ترین هزینه را با کاهش رشد اقتصادی، خاموشی، آلودگی هوا، افت سرمایه‌گذاری و فرسایش امنیت انرژی می‌پردازیم.

هاشمی‌جاوید بیان کرد: در جهان امروز، قدرت کشورها دیگر فقط با میزان ذخایر نفت و گاز سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با توانایی آن‌ها در تبدیل هر واحد انرژی به بیشترین ارزش اقتصادی اندازه‌گیری می‌شود؛ اینجاست که فاصله ایران با اقتصادهای پیشرو آشکار می‌شود.

ایران با وفور اتلاف انرژی مواجه است

این کارشناس مسائل انرژی با اشاره به شاخص «شدت انرژی» به عنوان یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی عملکرد بخش انرژی، تصریح کرد: شدت انرژی به معنای مقدار انرژی موردنیاز برای تولید یک واحد تولید ناخالص داخلی است که متأسفانه تصویر ایران در این شاخص، تصویری هشداردهنده است.

هاشمی‌جاوید تصریح کرد: بر اساس آخرین گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) و بانک جهانی، شدت مصرف انرژی ایران حدود ۱.۸ تا ۲ برابر میانگین جهانی و نزدیک به سه برابر متوسط کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) است. به بیان ساده، اقتصاد ایران برای تولید یک دلار ارزش‌افزوده، کم‌وبیش دو برابر میانگین جهان و چند برابر اقتصادهای پیشرفته، انرژی مصرف می‌کند. این فاصله، نشانه وفور منابع نیست؛ بلکه نشانه ضعف شدید بهره‌وری است.

وی ادامه داد: این یعنی اگر یک کارخانه در آلمان، ژاپن یا کره جنوبی با مصرف یک واحد انرژی محصولی تولید کند، بسیاری از واحدهای تولیدی ایران برای تولید همان ارزش اقتصادی، چند برابر انرژی بیشتری مصرف می‌کنند. این تفاوت، نتیجه اختلاف در فناوری، مدیریت، بهره‌وری و سیاست‌گذاری است، نه تفاوت در استعداد یا ظرفیت اقتصادی. ایران با کمبود انرژی روبه‌رو نیست؛ با وفور اتلاف انرژی مواجه است.

چرا یارانه انرژی، پرهزینه‌ترین تصمیم اقتصادی ایران است؟

هاشمی‌جاوید با اشاره به ابعاد پنهان مصرف بی‌رویه انرژی در کشور، تأکید کرد: وقتی از مصرف بالای انرژی صحبت می‌کنیم، بسیاری تصور می‌کنند علت آن، توسعه صنعتی است؛ اما واقعیت کاملا متفاوت است. اقتصاد ایران هنوز فاصله چشمگیری با اقتصادهای بزرگ صنعتی دارد، اما از نظر مصرف انرژی، در زمره بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان جهان قرار گرفته است.

وی با استناد به آمارهای بین‌المللی افزود: ایران با کمتر از یک درصد جمعیت جهان، حدود ۶ تا ۷ درصد از کل گاز طبیعی دنیا را مصرف می‌کند و پس از آمریکا و روسیه، در ردیف بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان گاز جهان قرار دارد. این آمار به‌خودی‌خود یک هشدار ملی است؛ نه به این دلیل که مردم ایران بیش از دیگران به رفاه دست یافته‌اند، بلکه به این دلیل که ساختمان‌ها انرژی را هدر می‌دهند، تجهیزات بازده پایینی دارند، صنایع فرسوده هستند و قیمت‌های یارانه‌ای، انگیزه اصلاح رفتار مصرف را از بین برده‌اند.

این کارشناس حوزه انرژی خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها، هر مترمکعب گاز به موتور تولید ثروت تبدیل می‌شود؛ اما در ایران، بخش بزرگی از آن پیش از آنکه ارزش اقتصادی خلق کند، در بخاری‌های غیراستاندارد، پنجره‌های غیراستاندارد، موتورخانه‌های ناکارآمد و تجهیزات و ماشین‌آلات فرسوده دود می‌شود. این فقط اتلاف انرژی نیست؛ بلکه به معنای واقعی کلمه، اتلاف سرمایه نسل‌های آینده است.

آینده انرژی در اندیشه‌ برای افزایش بهره‌وری و گذار از تفکر تولید به مدیریت رقم می‌خورد

یارانه بدون بهره‌وری، اسراف را نهادینه می‌کند

هاشمی‌جاوید با انتقاد از سیاست‌های قیمتی در حوزه انرژی گفت: سال‌ها تصور کردیم ارزان نگه داشتن انرژی، نشانه حمایت از مردم است؛ اما امروز باید صادقانه بپذیریم که یارانه بدون بهره‌وری، نه عدالت می‌آورد و نه رفاه؛ بلکه اسراف را نهادینه می‌کند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که تقریباً هیچ کشور موفقی در مدیریت انرژی، تنها با تکیه بر افزایش تولید به این موفقیت نرسیده، بلکه آن‌ها ابتدا مصرف را اصلاح کرده‌اند.

وی با اشاره به الگوهای جهانی مدیریت مصرف بیان کرد: در اروپا، خانوارها هزینه واقعی انرژی را پرداخت می‌کنند. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله سوئد، فنلاند، اتریش، دانمارک، آلمان، سوئیس، فرانسه و هلند از کشورهایی هستند که خانوارها بالاترین هزینه اسمی انرژی را می‌پردازند. نکته کلیدی اینجاست که همین سازوکار، مصرف را کنترل کرده، سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی را توجیه‌پذیر کرده و شدت مصرف انرژی را به شکل محسوسی کاهش داده است. در مقابل، ارزان بودن انرژی در ایران، اگرچه در ظاهر به نفع مصرف‌کننده است، اما در عمل انگیزه نوسازی تجهیزات، بهبود عایق‌بندی ساختمان‌ها، توسعه فناوری‌های کم‌مصرف و سرمایه‌گذاری در بهره‌وری را تضعیف کرده است. نتیجه این روند روشن است؛ قبض‌ها شاید کوچک‌تر باشند، اما هزینه واقعی آن را اقتصاد ملی، صنعت، محیط‌زیست و نسل‌های آینده پرداخت می‌کنند.

هاشمی‌جاوید با اشاره به فرصت‌های سوخته در حوزه تجدیدپذیرها گفت: یکی از تلخ‌ترین تناقض‌های اقتصاد انرژی ایران، فاصله عمیق میان ظرفیت و واقعیت است. ایران در کمربند خورشیدی جهان قرار دارد؛ بسیاری از مناطق کشور در طول سال بیش از ۳۰۰ روز آفتابی دارند، از این رو، ظرفیت فنی چشمگیری برای توسعه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی در کشور وجود دارد، اما سهم این مزیت طبیعی در سبد برق کشور، همچنان ناچیز است.

این کارشناس مسائل انرژی افزود: در حالی که بر اساس آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، منابع تجدیدپذیر اکنون حدود یک‌سوم برق جهان را تولید می‌کنند و در اتحادیه اروپا این سهم به حدود نیمی از تولید برق رسیده است، سهم نیروگاه‌های خورشیدی، بادی و سایر منابع تجدیدپذیر در ظرفیت عملیاتی برق ایران همچنان کمتر از آن چیزی است که ظرفیت‌های طبیعی کشور ایجاب می‌کند.

هاشمی‌جاوید با تأکید بر اینکه جهان با شتاب در حال تغییر پارادایم‌های انرژی است، تصریح کرد: دنیا با شتاب از سوخت‌های فسیلی عبور نمی‌کند، بلکه با شتاب، بهره‌وری را جایگزین اسراف می‌کند. چین، هند، عربستان، امارات و حتی کشورهای فقیرتر از ایران، میلیاردها دلار برای توسعه برق خورشیدی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ زیرا دریافته‌اند که امنیت انرژی قرن بیست‌ویکم فقط از دل چاه نفت بیرون نمی‌آید، بلکه از پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی، شبکه‌های هوشمند و سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی نیز عبور می‌کند. ایران نیز امروز ناگزیر است تجدیدپذیرها را نه یک انتخاب زیست‌محیطی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و امنیتی بداند.

وی با اشاره به نقش ساختمان‌ها در تشدید ناترازی گاز، بیان کرد: بخش چشمگیری از بحران گاز ایران، نه در میدان‌های گازی، بلکه در دیوارهای ساختمان‌ها پنهان شده است. در روزهای اوج سرمای زمستان، بیش از ۷۰ درصد گاز طبیعی کشور در بخش خانگی، تجاری و عمومی مصرف می‌شود؛ سهمی که در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته به مراتب پایین‌تر است، زیرا ساختمان‌ها مطابق استانداردهای سخت‌گیرانه انرژی ساخته می‌شوند و تجهیزات گرمایشی آن‌ها، راندمان بسیار بالاتری دارند.

هاشمی‌جاوید افزود: در ایران اگرچه مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان سال‌هاست وجود دارد، اما اجرای ناقص آن، ضعف نظارت، استفاده از پنجره‌های غیراستاندارد، عایق‌بندی ناکافی و موتورخانه‌های کم‌بازده، باعث شده میلیون‌ها مترمکعب گاز، پیش از آنکه به رفاه واقعی تبدیل شود، از دیوارها، سقف‌ها و پنجره‌ها به هدر برود. این یعنی ما فقط گاز نمی‌سوزانیم؛ بلکه در حال گرم کردن هوای آزاد و هدر دادن سرمایه ملی هستیم. در کشورهای اروپایی، برچسب انرژی ساختمان و لوازم خانگی یک توصیه نیست، بلکه یک الزام قانونی و اقتصادی است. مصرف‌کننده در آن کشورها می‌داند که خرید یک وسیله کم‌بازده، سال‌ها هزینه بیشتری به او تحمیل خواهد کرد؛ اما در ایران، فاصله میان استانداردهای موجود و اجرای واقعی آن‌ها، همچنان یکی از حلقه‌های مفقوده در مسیر تحقق بهره‌وری انرژی است.

ناترازی انرژی؛ زنگ خطر امنیت اقتصاد ملی

این کارشناس حوزه انرژی با تأکید بر لزوم ارتقای زیرساخت‌های شبکه توزیع، اظهار کرد: انرژی فقط زمانی ارزش اقتصادی دارد که سالم به دست مصرف‌کننده برسد. هر کیلووات‌ساعت برقی که در مسیر انتقال تلف می‌شود، به این معناست که سوختی بیهوده در نیروگاه سوزانده شده، آب بیشتری مصرف شده، آلودگی بیشتری تولید و سرمایه بیشتری از جیب مردم و دولت خارج شده است.

وی با اشاره به وضعیت شبکه برق کشور افزود: در طول دو دهه اخیر، صنعت برق ایران توانسته است تلفات شبکه را به حدود ۹ تا ۱۰ درصد کاهش دهد؛ پیشرفتی که چشمگیر است، اما این رقم همچنان از بسیاری از کشورهای دارای زیرساخت‌های مدرن، که تلفات آن‌ها به‌طور معمول بین ۴تا ۶ درصد است، بالاتر است. شاید این اختلاف چند درصدی در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما در مقیاس شبکه برق ایران، هر یک درصد کاهش تلفات، معادل آزادسازی صدها مگاوات ظرفیت تولید و صرفه‌جویی میلیاردها تومان سرمایه‌گذاری جدید است. به همین دلیل، توسعه شبکه هوشمند، نوسازی تجهیزات انتقال و توزیع و دیجیتالی‌سازی مدیریت شبکه، دیگر یک پروژه فنی نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیت انرژی کشور محسوب می‌شود.

هاشمی‌جاوید نسبت به ساده‌انگاری در مواجهه با ناترازی انرژی هشدار داد و گفت: برخی تصور می‌کنند ناترازی انرژی فقط به معنای خاموش شدن چراغ خانه‌ها یا افت فشار گاز در زمستان است. این تنها بخش قابل مشاهده ماجراست؛ بخش پنهان بحران، در خطوط تولید کارخانه‌ها، کاهش صادرات، افت سرمایه‌گذاری، تعطیلی صنایع انرژی‌بر و کاهش رشد اقتصادی خود را نشان می‌دهد.

وی تأکید کرد: برآوردهای مراکز پژوهشی داخلی نشان می‌دهد که محدودیت تأمین برق و گاز، سالانه صدها هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت وارد می‌کند؛ خسارتی که مستقیماً در آمار رشد اقتصادی، اشتغال، تولید صنعتی و درآمدهای صادراتی منعکس می‌شود. به همین دلیل، ناترازی انرژی دیگر صرفاً یک مسئله فنی نیست؛ بلکه یک ابرچالش در حوزه امنیت ملی و پایداری اقتصاد ایران است که نیازمند بازنگری فوری در حکمرانی مصرف و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی است.

هاشمی‌جاوید در تبیین راهکار گذار از بحران، بر ضرورت تغییر پارادایم از تولیدمحوری به بهره‌وری‌محوری تأکید کرد: بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاری انرژی در ایران این بوده است که سال‌ها تولید را جایگزین بهره‌وری کرده‌ایم. هر زمان مصرف افزایش یافته، نخستین راه‌حل، توسعه میدان‌های نفت و گاز، ساخت نیروگاه جدید یا واردات سوخت بوده است؛ در حالی که در اغلب اقتصادهای موفق، ارزان‌ترین و سریع‌ترین منبع انرژی، همان انرژیِ صرفه‌جویی‌شده است.

آینده انرژی در اندیشه‌ برای افزایش بهره‌وری و گذار از تفکر تولید به مدیریت رقم می‌خورد

وی با اشاره به تجربیات جهانی در زمینه مدیریت مصرف افزود: امروز کم‌وبیش همه کشورهای توسعه‌یافته، مدیریت تقاضا را به یکی از ارکان امنیت انرژی تبدیل کرده‌اند. تعرفه‌های پلکانی، قیمت‌گذاری زمان‌مند، کنتورهای هوشمند، مشوق‌های مالی برای نوسازی تجهیزات، استانداردهای سخت‌گیرانه ساختمان و بازارهای بهینه‌سازی انرژی، رفتار مصرف‌کننده را اصلاح کرده‌اند؛ نه با اجبار، بلکه با طراحی هوشمندانه سازوکارهای اقتصادی.

این کارشناس مسائل انرژی با ورود به بحث حساس اصلاح قیمت‌ها تصریح کرد: در ایران نیز مسئله صرفا اصلاح قیمت نیست. اگر افزایش قیمت بدون توسعه حمل‌ونقل عمومی، نوسازی ساختمان‌ها، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، اصلاح تجهیزات و ایجاد ابزارهای مدیریت مصرف انجام شود، نه بهره‌وری افزایش می‌یابد و نه عدالت محقق خواهد شد. اصلاح قیمت باید آخرین حلقه یک بسته اصلاحات ساختاری باشد، نه نخستین و تنها ابزار سیاست‌گذاری.

هاشمی‌جاوید با نگاهی به تحولات ژئوپلیتیکی جهان، مفهوم جدید امنیت انرژی را تبیین کرد و گفت: تحولات ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر، از جنگ اوکراین گرفته تا تنش‌های خاورمیانه، یک واقعیت را آشکار کرده است؛ امنیت انرژی دیگر مترادف با فراوانی منابع نیست. کشوری ممکن است بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار داشته باشد، اما اگر زیرساخت‌های آن فرسوده باشد، شدت مصرفش بالا باشد، شبکه انتقالش ناکارآمد باشد و اقتصادش انرژی را به ارزش افزوده تبدیل نکند، همچنان در معرض ناامنی انرژی قرار خواهد گرفت.

این کارشناس انرژی با اشاره به اهمیت موضوع در هر سناریوی سیاسی آینده، تأکید کرد: ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ چه در سناریوی تداوم فشارهای خارجی و چه در سناریوی کاهش تنش‌ها و گشایش در روابط بین‌المللی، مسئله اصلی تغییر نخواهد کرد؛ یعنی بهره‌وری. اگر تحریم‌ها ادامه یابد، بهره‌وری به ابزار بقا تبدیل می‌شود. اگر تحریم‌ها کاهش یابد و سرمایه و فناوری وارد کشور شود، باز هم بهره‌وری تعیین می‌کند که این فرصت به توسعه پایدار تبدیل شود یا بار دیگر در چرخه مصرف بی‌رویه و سرمایه‌گذاری‌های کم‌بازده مستهلک شود. به بیان دیگر، توافق یا تنش، هیچ‌یک جایگزین اصلاح ساختار حکمرانی انرژی نخواهد شد.

آینده انرژی ایران نه در چاه‌های عمیق‌تر، بلکه در اندیشه‌های عمیق‌تر رقم خواهد خورد

هاشمی‌جاوید با اعلام پایان دوران وفور منابع، خاطرنشان کرد: واقعیت این است که مسئله ایران، بحران کمبود انرژی نیست؛ بلکه با بحران بهره‌وری، حکمرانی و تصمیم‌گیری روبه‌رو است. سال‌ها با اتکا به وفور منابع، تصور کردیم که می‌توان ناکارآمدی را با تولید بیشتر جبران کرد؛ اما امروز ناترازی برق، کمبود گاز، افت فشار شبکه، آلودگی هوا، تعطیلی صنایع و کاهش رقابت‌پذیری اقتصاد، همگی یک پیام مشترک دارند: دوران حکمرانی بر پایه وفور منابع به پایان رسیده است.

وی با تغییر دیدگاه نسبت به ارزش انرژی، گفت: از این پس، هر مترمکعب گاز صرفه‌جویی‌شده، ارزشی بیش از یک مترمکعب گاز تولیدشده دارد؛ زیرا بدون سرمایه‌گذاری سنگین، بدون مصرف آب بیشتر و بدون انتشار آلاینده، ظرفیت جدیدی برای اقتصاد ایجاد می‌کند.

هاشمی‌جاوید، راهکار خروج از این وضعیت را در قالب یک استراتژی واحد و منسجم ترسیم و اظهار کرد: کشور به یک نقشه راه ملی بهره‌وری انرژی نیاز دارد؛ نقشه‌ای که در آن، بهینه‌سازی مصرف، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، نوسازی صنایع، اجرای کامل مبحث ۱۹ ساختمان، هوشمندسازی شبکه‌های برق و گاز، اصلاح تدریجی و هدفمند نظام یارانه انرژی، توسعه بازار خدمات انرژی (ESCO)، ارتقای استاندارد تجهیزات و فرهنگ‌سازی عمومی، اجزای یک راهبرد واحد باشد؛ نه پروژه‌هایی پراکنده و مقطعی.

این کارشناس انرژی با خطاب قرار دادن تصمیم‌گیران کشور، بر ضرورت گذار از تفکر سنتی به تفکر نوین تأکید و خاطرنشان کرد: تصمیم‌گیران کشور باید بپذیرند که آینده انرژی ایران، نه در چاه‌های عمیق‌تر، بلکه در اندیشه‌های عمیق‌تر رقم خواهد خورد. قدرت واقعی یک کشور، فقط به حجم ذخایر نفت و گاز آن وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن در خلق ثروت از هر واحد انرژی بستگی دارد. اگر امروز برای اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری و بازآفرینی حکمرانی انرژی تصمیمی شجاعانه گرفته نشود، فردا ناچار خواهیم شد هزینه این تعلل را با رشد اقتصادی کمتر، سرمایه‌گذاری ضعیف‌تر، خاموشی‌های گسترده‌تر، آلودگی بیشتر و کاهش رفاه عمومی بپردازیم.

هاشمی‌جاوید بر محدود بودن بازه زمانی برای اصلاحات تأکید و تصریح کرد: ایران هنوز فرصت دارد؛ از کشوری که انرژی را مصرف می‌کند، به کشوری تبدیل شود که از انرژی، ارزش خلق می‌کند، اما این فرصت، همیشگی نیست. در اقتصاد انرژی، همان‌گونه که در تاریخ، ملت‌هایی که اصلاح را به تأخیر می‌اندازند، معمولا هزینه آن را چند برابر می‌پردازند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها