آخرین بار که تیم فوتسال مسسونگون لیگ برتر را فتح کرد، کرونا تازه تازه بار و بندیلاش را جمع کرده بود، ارزش دلار چیزی حدود ۴۵ هزار تومان بود و تب آرژانتینیها در پی فتح سومین جام جهانی کماکان در بوئنوس آیرس داغ بود و آتشین.
سه-چهار سال بیجامی و در عین حال حضور در جمع مدعیان، شاید برای یک تیم متوسط روبه بالا آمار قابل قبولی تلقی شود اما برای مس نه. برای مسی که ادعای فوتسالاش میشود برای مسی که پنج دوره لیگ را درو کرده و بر سکوی نخست آسیا تکیه زده، این روند دردمند است و فاجعهبار.
تصمیمات نکبت
مس البته در تمام این سالها و بالاخص سه سال اخیر اسیر تصمیمات تازه و غریبی شده است. تصمیماتی که این تیم را فرسنگها از قهرمانی دور و به لبهی پرتگاه راند.
بعد از آخرین لبخند قهرمانی، رسول خطیبی، سکان مدیریت را تحویل یاسر نجفزاده داد. دوران نجفزاده تنها در قیاس با دورههای بعدی، کمی بهتر از بد بود. جملگی مدیران مس بعد از نجفزاده به غیر از مدیریت فعلی که هنوز عملکردش عریان نشده، باشگاه را به تگنای فروپاشی پرتاب کردند.
نقی نصیری یکی از عجیبترین دوران ادوار مختلف باشگاه مس را رقم زد. از حضور بستگان نزدیک سران باشگاه در تیمها گرفته تا آشفتگی بیمرز تیم فوتبال مس که احتمالاً در جریان یکی از عجایب عدم صدور کارت بازی، نبود البسه، فقدان زمین بازی و یا حتی انجام یک بازی به میزبانی تبریز در ارومیهقرار گرفته باشید. البته مدیر ورزقانی مس پس از کنار رفتن از این سمت بیخیال داستان نشد و به عنوان رئیس هیات مدیره به فعالیت خود ادامه داد و جدیداً از جمع سران مس کنار رفته است.
با حذف فوتبال از بین رشتههای فعال باشگاه مس، آنها به گفته خودشان دست بازتری در فوتسال و والیبال خواهند داشت. البته از قرار معلوم مدیران قبلی میلیاردها بدهی به میراث گذاشتهاند. به طوری که حتی گفته میشود باشگاه مس، دو برابر بودجه فعلی بدهی دارد.

افول مس و پیشرفت رقبا
از این ها که بگذریم بهتر است بدانیم روند روبه نزول نارنجیها و دوری سه ساله از کسب عنوان قهرمانی یک شبه اتفاق نیفتاده است. آنها به تدریج به این بلا دچار شدهاند. برای مثال، پاییز ۱۴۰۳ درحالی که علاوه بر سکوها، دیوارههای سالن پورشریفی هم مملو از جمعیت بود، مس برای نخستین بار در طول تاریخ در خانه مغلوب گیتی شد. بازی برگشت نیز با برتری شاگردان محمد کشاورز همراه شد تا در نهایت روبانهای جام آن فصل به رنگ سرخ درآید و نه نارنجی.
علاوه بر افت محسوس در کسب نتیجه برابر رقیب دیرینه، تیمهایی همچون گهرزمین، سنایچ ساوه، فولاد زرند و... نیز در فصول اخیر در قامت رقبای جدی قد علم کردند تا کار مس دشوارتر از قبل شود.
حذف فوتبال و بهبود مشکلات؟
حال و با حذف تیم فوتبال که به گفته سران باشگاه مس، بخش عظیمی از سرمایهها را به خود اختصاص داده بود، مسیها میتوانند انرژی و سرمایه خود را بیشتر معطوف فوتسال و والیبال کنند. ولوآنکه والیبال مس جان کند تا لیگ برتری شود؛ خواه ناخواه فوتسال مس برند این باشگاه است و بس. با همین تئوری منطقه حکم میکند بیشترین تمرکز و انرژی صرف سالنیبازان مس شود.
با این حال سران باشگاه مس به سراغ کادرفنی بومی و در راس آن بهرهگیری از فرهاد فخیم که فصل گذشته اختلافش با علیرضا افضل سرمربی وقت مسیها حسابی غوغا به پا کرد، به استقبال فصل جدید میروند. البته مس در بازار نقلوانتقالات تابستانی زنبیل پرباری نداشته و بیشتر به تمدید با بازیکنان فعلی تکیه کرده است.
زنبیل خالی در بازار نقلوانتقالات
با مرور وضعیت مس در بازار نقلوانتقالات تابستانی درمییابیم که این تیم، این روزها، بیشتر شبیه تیمی است که آیینه را مقابل خود گرفته و از دیدن تصویرش جا خورده. سه ستاره رفتهاند؛ سه بازیکن ملیپوش، سه ستون، سه نشانه از ثبات. بهروز عظیمی، مهدی مهدیخانی و سجاد یوسفخواه صرفا سه بازیکن ساده نبودند که نامشان را خط بزنی و بروی سراغ بعدی. آنها بخشی از شمایل تیم بودند؛ بخشی از استخوانبندی تیم و بخشی از فردایی که قرار بود از راه برسد. رفتنشان فقط کم شدن سه مهره نیست، فرو ریختن بخشی از برنامههای اساسی و پایه تیم بود.
ماجرا اما به رفتن ختم نمیشود. در فوتبال و فوتسال، گاهی مصیبت اصلی، خود فقدان نیست؛ واکنشی است که بعد از آن نشان میدهید و مس سونگون، فعلا، واکنشی نشان نداده که بوی یک تیم بزرگ بدهد. باشگاه مس تا اینجا فقط قرارداد چند بازیکن فصل قبل را تمدید کرده که مهدی جاوید و مهدی رستمیها در زمره بهترین تمدیدیها هستند. اما تمدید، وقتی جانشینی در کار نباشد، راه هوشمندانهای برای متوقف کردن افول بیش از حد است و نه برای بازگشت به اوج.
تراژدی دقیقا از همین جا شروع میشود. تیمی که روزی عادت داشت بازار را تکان بدهد، حالا در موضعی ایستاده که فقط میخواهد کمتر آسیب ببیند. این دیگر آن مس سونگون فاتح و بیاعتنا به رقبا نیست؛ این تیمی است که از موضع قدرت پایین آمده و حالا دارد با دستهای خالی، خاطراتش را ورق میزند. باشگاهی که زمانی متر و معیار قدرت در فوتسال ایران بود، امروز به جایی رسیده که دوستدارانش به جای خیال قهرمانی، بیتاباند و نگران.
این سقوط، ناگهانی و اتفاقی نیست. هیچ قدرتی یکشبه از هم نمیپاشد. افول، معمولاً آرام میآید؛ با چند تصمیم غلط، با چند تعلل بیموقع، با چند اشتباه که در لحظه کوچک به نظر میرسند و بعد، یک روز بیدار میشوی و میبینی از آن هیبت سابق، فقط اسمش مانده و بس. مس سونگون هم انگار سالهاست دارد از همان پیچ خطرناک رد میشود؛ بیآنکه کسی فرمان را محکمتر بگیرد. نتیجه روشن است؛ رقیب نزدیکتر شده، بعد سبقت گرفته، و حالا خود مس مانده با این پرسش که چطور به نقطهای رسیده که باید دوباره از نو شروع کند.

قرعهی خوش شانسی
شانس البته با قرعهی مسیها یار بوده و آنها دست کم در سه دیدار ابتدایی، بازیهای ملایمتری دارند. شاگردان فخیم فصل را با پذیرایی از پردیس قزوین آغاز میکنند و سپس در قرچک به مصاف نگین تندیس میروند. گرچه دیدار با شهرداری ساوه در هفته سوم ساده به نظر میرسد اما نارنجیپوشان در ادامه باید طی دو دیدار سنگین برابر پالایش نفت اصفهان و گهرزمین سیرجان به میدان بروند.
سونگونیها در پنج هفته پایانی وارد دالان ترسناک میشود، جایی که آنها به ترتیب با سن ایچ ساوه، گیتی پسند اصفهان، فولاد زرند ایرانیان، پالایشگاه نفت شازند و پالایش نفت بندرعباس رو به رو خواهند شد.
یک سر و هزار سوال
دوستداران مس حق دارند مضطرب باشند. البته این نگرانی از جنس بدبینی نیست. وقتی سه بازیکن مهم میروند و به جایش فقط خبر تمدید میآید، تردید از در و دیوار ذهن میبارد. سوالها زیادند و پاسخها کم. قرار است چه کسی این خلا را پر کند؟ کدام خرید قرار است وزن از دسترفته تیم را برگرداند؟ کدام نشانه قرار است ثابت کند باشگاه مس هنوز خودش را مدعی میداند؟ اگر قرار باشد پاسخ همه اینها در سکوت گم شود، آن وقت دیگر نگرانی یک حس نه بلکه یک واقعیت است.
به گزارش ایسنا، مس سونگون امروز بیشتر از بازیکن، به تغییر نگاه نیاز دارد. تیم بزرگ را فقط با گذشتهاش نمیسنجند. جامهای قبلی، امتیاز فصل بعد را تضمین نمیکنند. نامها، اگر با تصمیمهای درست همراه نباشند، فقط تبدیل میشوند به یادگاری و فوتسال، بیرحمتر از آن است که به افتخارات قدیمی تعظیم کند. اگر باشگاه مس همین مسیر را ادامه دهد، فاصلهاش با روزهای روشن نه کمتر میشود و نه ثابت میماند؛ بیشتر میشود و بیشتر، فصل به فصل و قدم به قدم.
آنچه فعلاً دیده میشود، تصویر یک بازسازی امیدوارکننده نیست؛ تصویر تیمی است که ضربه خورده و هنوز نمیداند از کدام سمت باید خودش را جمع کند. مسسونگون اگر میخواهد دوباره به قامت یک مدعی برگردد، باید خیلی زود از این وضعیت تدافعی بیرون بیاید. وگرنه این تابستان، فقط یک فصل نقلوانتقالاتی ضعیف نخواهد بود و میتواند شروع دورانی باشد که در آن نارنجیپوشان هر سال بیشتر از شکوه گذشتهشان فاصله بگیرند.
انتهای پیام

