رضا سلیماننوری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به جایگاه جشن «چله تموز» در فرهنگ ایران باستان، اظهار کرد: چله تموز که با عنوان «چله بزرگ» نیز شناخته میشود، یکی از جشنهای کهن ایرانی است که امروزه تقریباً به دست فراموشی سپرده شده، در حالی که در گذشته بخشی از چرخه طبیعی زندگی مردم و بهویژه کشاورزان را تشکیل میداد.
وی با بیان اینکه شادی در فرهنگ ایران باستان جایگاهی بنیادین داشته است، ادامه داد: در اندیشه ایرانیان کهن، زندگی بر پایه شادی و نشاط استوار بود و غم و اندوه و گریه امری اهریمنی و برخلاف خواست خداوند تلقی میشد. از همین رو مردم در مناسبتهای مختلف گرد هم میآمدند که با مهرورزی، همدلی و برگزاری جشنها، زندگی را با نشاط بیشتری سپری کنند.
این خراسان پژوه اضافه کرد: همانگونه که از نام این جشن برمیآید، چله تابستان یا چله تموز، ۴۰ روز پس از آغاز فصل تابستان برگزار میشد. شرایط اقلیمی ایران به گونهای بود که در بسیاری از مناطق، کشاورزان تا آن زمان محصولات خود را برداشت کرده بودند و به همین دلیل این جشن را میتوان آیینی برای سپاسگزاری از نعمتهای الهی و پایان بخشی از فعالیتهای کشاورزی دانست.
سلیماننوری با اشاره به پیشینه تاریخی این آیین، بیان کرد: اگر این فرضیه را بپذیریم که جشن چله تموز با برداشت محصول پیوند داشته است، میتوان قدمت آن را به دوران یکجانشینی و آغاز کشاورزی در ایران نسبت داد. بسیاری از جشنهای طبیعی که در ابتدا با هدف سپاسگزاری از خداوند و درخواست برکت بیشتر برگزار میشدند، به مرور زمان جنبه آیینی و فرهنگی پیدا کردند و به بخشی از هویت ایرانی تبدیل شدند.
وی خاطرنشان کرد: جشن چله تموز در اصل یک جشن کشاورزی است که با ایزد «تیشتر»، ایزد باران و کشاورزی، ارتباط دارد. این آیین از یادگارهای دوران بسیار کهن ایران بزرگ به شمار میرود و اگرچه زمان دقیق شکلگیری آن مشخص نیست، اما ریشههای آن را باید در اسطورههای دوره مهری و حتی سنتهای کهنتر جستوجو کرد.
این خراسانپژوه ادامه داد: چله تموز با گرمترین روزهای سال و تغییرات طبیعی فصل تابستان ارتباط دارد. ماه تموز در تقویم سریانی و گریگوری تقریباً با دهم مردادماه انطباق پیدا میکند و همین مسئله نشاندهنده پیوند این جشن با گاهشماریهای کهن و آیینهای مرتبط با کشاورزی و چرخه طبیعت است.
اقلیم و سبک زندگی؛ دو عامل ماندگاری چله زمستان
سلیمان نوری درباره علت ماندگاری شب یلدا و در مقابل کمرنگ شدن چله تابستان، اضافه کرد: عوامل متعددی در این زمینه نقش داشتهاند، اما مهمترین آنها شرایط اقلیمی و سبک زندگی مردم بوده است. در گذشته کشاورزان و دامداران در زمستان، بهویژه در شب چله، فرصت و فراغت بیشتری داشتند و همین موضوع امکان برگزاری مراسم و دورهمیهای خانوادگی را فراهم میکرد.
وی بیان کرد: سرمای زمستان نیز موجب میشد اعضای خانواده بیشتر در فضاهای بسته کنار یکدیگر باشند و همین همنشینی، زمینه اجرای آیینها، قصهگویی، شاهنامهخوانی و دیگر برنامههای شاد را فراهم میکرد، در حالی که در میانه تابستان مردم همچنان درگیر فعالیتهای روزانه و کشاورزی بودند و فرصت کمتری برای برگزاری مراسم گسترده داشتند.
این خراسان پژوه با اشاره به اینکه خراسان از معدود مناطقی است که هنوز نشانههایی از این آیین را حفظ کرده است، خاطرنشان کرد: در تقویم محلی بیرجند و گناباد، تموز یا «چله بزرگ» تابستان از اول تیرماه آغاز میشود و تا دهم مرداد ادامه دارد و پس از آن «چله خرد» تابستان تا پایان مرداد ادامه پیدا میکند.
سلیمان نوری ادامه داد: در جنوب خراسان نیز تقسیمبندی مشابهی وجود دارد، بهگونهای که از اول تیر تا دهم مرداد را «چله تموز»، از دهم مرداد تا پایان ماه را «چله خرد»، از اول دی تا دهم بهمن را «چله کلو» و از دهم بهمن تا پایان این ماه را «چله خرد» مینامند که نشان میدهد مفهوم «چله» در فرهنگ بومی منطقه جایگاه ویژهای داشته است.
خراسان؛ یکی از آخرین حافظان چله تموز
وی با اشاره به بازتاب این آیین در ادبیات عامه خراسان، اضافه کرد: یکی از نمونههای آن، شعر مشهور محلی است که میگوید، «نه از شو مو منالم نه از روز، نه از یلدا گیله درم نه چله تموز»، شعری که نشان میدهد چله تموز در کنار شب یلدا، مفهومی شناختهشده در فرهنگ مردم بوده است. در گذشته نیز روزهای پس از نوروز را به دو دوره چهلروزه تقسیم میکردند، چهل روز نخست را «چله معتدل» و چهل روز بعد را دوره گرما میدانستند و پس از آن، چله تموز آغاز میشد، که گرمترین روزهای سال را در بر میگرفت.
سلیمان نوری درباره آیینهای مرتبط با چله تموز، خاطرنشان کرد: در گذشته مردم در این ایام چند روز مراسم ویژه برگزار میکردند. دود کردن اسپند در آغاز روز، آبپاشی و شستوشوی ورودی خانهها، دورهمیهای شبانه، شاهنامهخوانی و خواندن دیگر متون حماسی، پخت شیرینیهای خانگی توسط زنان و اجرای رقصهای آیینی از جمله رسوم این جشن بود.
وی ادامه داد: هرچند بسیاری از این آیینها امروز از میان رفتهاند، اما هنوز در برخی مناطق مانند روستای زیبد گناباد، با تغییراتی نسبت به گذشته، بخشی از این مراسم برگزار میشود و همین موضوع نشان میدهد، که امکان احیای این میراث فرهنگی همچنان وجود دارد.
احیای چله تموز؛ فرصتی برای پاسداشت هویت فرهنگی
این خراسان پژوه با تأکید بر اهمیت بازخوانی آیینهای کهن ایرانی، اضافه کرد: تنوع و تکثر آیینها و رسوم، یکی از مهمترین عوامل غنای فرهنگی هر جامعه است. فرهنگ ایرانی نیز در طول تاریخ، به واسطه همین پشتوانه غنی، توانسته در برابر چالشها و تحولات مختلف مقاومت کند و در عین تعامل با فرهنگهای دیگر، هویت خود را حفظ کند. در دنیای امروز که بسیاری از جوامع با بحران هویت، چالشهای فرهنگی و تغییر سبک زندگی مواجه هستند، بازگشت به آیینها و سنتهای بومی میتواند علاوه بر حفظ هویت فرهنگی، زمینه شناخت بهتر ظرفیتهای فرهنگی ایران را نیز فراهم کند.
وی خاطرنشان کرد: آیینها تنها بیانگر گذشته نیستند، بلکه شیوه زندگی امروز ما را نیز شکل میدهند. آنها به رفتارهای فردی و اجتماعی معنا میبخشند، ارزشهای تازه خلق میکنند و حتی میتوانند در تغییر برخی الگوهای رفتاری جامعه نقشآفرین باشند. همانگونه که شب یلدا امروز نماد همدلی، محبت، امید و غلبه روشنایی بر تاریکی است، چله تموز نیز میتواند پیامآور سپاسگزاری از نعمتهای الهی، پاسداشت طبیعت و تقویت همبستگی اجتماعی باشد.
سلیمان نوری اضافه کرد: اصل و درونمایه هر آیین قابلیت آن را دارد که در قالبهای جدید و متناسب با نیازهای جامعه امروز بازآفرینی شود. این موضوع نه تنها موجب حفظ میراث ناملموس ایران خواهد شد، بلکه زمینه پذیرش تنوع فرهنگی و تقویت گفتوگوی میان نسلها را نیز فراهم میکند.
وی تصریح کرد: آیینها نقش مهمی در ایجاد تعادل اخلاقی در جامعه دارند و بسیاری از ارزشهای انسانی همچون احترام به دیگران، یاری متقابل، وفای به عهد، تکریم سالمندان، مراقبت از کودکان، عشق به میهن، عدالتخواهی، ایثار و همدلی از طریق همین مراسم به نسلهای بعد منتقل میشود. از این رو احیای جشنهایی مانند چله تموز، صرفاً بازگشت به یک سنت تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای حفظ هویت فرهنگی، تقویت انسجام اجتماعی و انتقال ارزشهای ماندگار ایرانی به نسلهای آینده است.
انتهای پیام

