چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۵
بانوی زبان‌های خاموش

بانوی زبان‌های خاموش

بدرالزمان قریب بود که زبان‌ها را دوباره زنده کرد و به زندگی برگرداند.

به گزارش ایسنا، محمد حسینی باغسنگانی - پژوهشگر فرهنگ و هنر - به مناسبت سالگرد درگذشت، بدرالزمان قریب - ایران‌شناس و کارشناس زبان‌های باستانی - در یادداشتی با عنوان «حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:

«در پهنۀ فرهنگ و ادب ایران‌زمین، نام‌هایی طنین‌انداز است که هر یک گوشه‌ای از تاریخ و هویت این مرز و بوم را جانی دوباره بخشیده‌اند. در این میان، شادروان استاد دکتر بدرالزمان قریب (۱۳۰۸–۱۳۹۹ش) که به حق او را «بانوی زبان‌های خاموش» نامیده‌اند، جایگاهی منحصربه‌فرد دارد. حیات پرثمر او تنها یک مسیر شغلی آکادمیک نبود، بلکه مأموریتی میهنی برای زنده کردن زبانی بود که هزار سال به عنوان «زبان میانجی» در جادۀ ابریشم حاکمیت داشت، اما در وطن به دست فراموشی سپرده شده بود.

اول بار که به شکلی خانوادگی با خانم دکتر قریب آشنا شدیم حدود سی سال پیش بود... با یک تلفن شروع شد و قرار ملاقات برای دیدار و گفت‌وگو درباره کتاب جدیدشان... خانم دکتر نشانی مفصلی داشتند و آدرس دادن ایشان هم عالمی داشت. صفحه دفترچه تلفن را باز کردیم، قبلا نشانی آپارتمان دکتر زرین‌کوب و دکتر قمر آریان همسر استاد بود. زیر همان نشانی نوشته بودیم، مجتمع مسکونی دوما، طبقه ششم، برج آریو واحد شماره ۳۶. بعدها که در خانه حرف می‌زدیم حیرت زده شده بودیم که چه طور می‌شود که در نشانی دو بانوی گرانقدری که ما همیشه با آنها رفت‌و آمد داشته‌ایم، خانم دکتر قمر آریان و خانم دکتر بدرالزمان قریب بلوک دو، طبقه شش و شماره ۳۶ یکسان باشد. در دو گوشه از شهر تهران. از این دست اتفاقات کم می‌افتد که برای خانواده ما افتاد که باعث افتخار همه ماست...

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب

آشنایی و رفت و آمد با بزرگانی این چنین به راستی اتفاقی مهم در زندگی فرهنگی است. یاد و نامشان گرامی باد. مخصوصا این روزها که سالگرد درگذشت دکتر قریب است و درد فقدان چنین نادره‌کارانی را صد چندان می‌کند. به همین مناسبت حرف‌هایی کمتر گفته شده هست که بجاست در جایی ثبت شود.

در این مقاله به بررسی بیست نکته مهم در زندگی و آثار این ادیب و دانشمند فرزانه می‌پردازیم که چهره زن محقق ایرانی را در تراز جهانی دگرگون ساخت.

۱. تبار فرهنگی و بالیدن در خاندان ادب

بدرالزمان قریب در خانواده‌ای ریشه‌دار و فرهنگی زاده شد که علم و دیانت در آن موروثی بود. او نوه محمدحسین شمس‌العلما قریب گرکانی بود؛ دانشمندی که در ادبیات، فقه، اصول و سایر علوم زمانه دستی چیره داشت. این پیشینۀ خانوادگی، نخستین بذر اشتیاق به دانستن را در جان او کاشت. خویشاوندی با بزرگانی چون عبدالعظیم خان قریب (بنیان‌گذار دستور زبان نوین و مردی که آخرین نفس متن در دانشگاه تهران بود) و دکتر محمد قریب (پدر طب نوین اطفال) نشان‌دهنده غنای تباری است که بدری قریب را در فضای نخبگی پرورش داد .

خاندان قریب یکی از اصیل‌ترین و تاثیرگذارترین خاندان‌های علمی و فرهنگی ایران در سده‌های اخیر است که ریشه در روستای گَرَکان (از توابع آشتیان و نزدیک به اراک) دارد. تبار علمی و نسبت خانوادگی شادروان دکتر بدرالزمان قریب با بزرگان این خاندان، به ویژه استاد عبدالعظیم‌خان قریب و دکتر محمد قریب گاه وارونه و اشتباه ثبت شده که نیازمند روشنگری است.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب

پدربزرگ دکتر بدرالزمان قریب، محمدحسین شمس‌العلما قریب گرکانی بود. او دانشمندی ذوالفنون بود که در رشته‌های مختلف از جمله ادبیات، فقه، اصول و سایر علوم زمانه دستی چیره داشت و آثار ارزشمندی از او به جای مانده است. شمس‌العلما نقشی کلیدی در تربیت نسلی از نخبگان در این خاندان ایفا کرد و فضای نخبگی را در تبار قریب نهادینه ساخت. بدرالزمان قریب از اعضای خاندان معروف قریب و خویشاوند نزدیک استاد عبدالعظیم‌خان قریب (بنیان‌گذار دستور زبان فارسی نوین) بود. این پیوند فراتر از نسبت خونی، به حوزۀ آکادمیک نیز کشیده شد؛ به طوری که بدرالزمان در دوران تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران (۱۳۳۳–۱۳۳۶ش)، از محضر استاد عبدالعظیم‌خان قریب به عنوان دانشجو بهره برد و در کلاس‌های ایشان درس آموخت.

همچنین، بدرالزمان قریب چند بار به نگارنده گفته است که در سن چهارده سالگی، زمانی که پدرش با شاعر شدن او موافق نبود، عموی ادیبش (که با توجه به قرائن و شهرت، به عبدالعظیم قریب اشاره دارد) او را به ادامه دادن و سرودن شعر تشویق می‌کرد. دکتر بدرالزمان قریب با دکتر محمد قریب (بنیان‌گذار دانش نوین پزشکی کودکان در ایران) نیز نسبت خویشاوندی نزدیک داشت. او پسر عموی بدرالزمان بوده است. این پیوند به قدری نزدیک بود که بدرالزمان در دوران دانشجویی، تحت تأثیر کودتای ۲۸ مرداد، قصیده‌ای در ستایش دکتر محمد مصدق گفت و توسط پسر عمویش دکتر محمد قریب (که از دوستان نزدیک مهندس بازرگان و دکتر مصدق بود، روایت دیگری هم هست که می گوید عبدالکریم قریب نامه را به دکتر مصدق داده است) به دست ایشان در قلعۀ احمدآباد رساند. دکتر مصدق هم که بسیار خوشنود شده بود در پاسخ، عکسی از خود را با امضا به «خانم بدری قریب» اهدا کرد.

بدرالزمان اول شهریور ۱۳۰۸ در تهران و در این فضای فرهنگی زاده شده پدرش ضیاءالدین قریب، دانش‌آموختۀ علوم سیاسی بود که در وزارت امور خارجه فعالیت می‌کرد و مادرش معصومه (ضیاءالملوک)، زنی دانشور بود که شعر می‌دانست و با زبان عربی آشنایی خوبی داشت‌. این پیشینۀ خانوادگی و تشویق‌های مداوم والدین برای کسب علم، نقش مهمی در موفقیت‌های بعدی او در ایران و آمریکا داشت‌.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
بدرالزمان قریب در مدرسه ژاندارک | عکس از مجموعه پژوهشی چراغداران

۲. تحصیل در دانشگاه تهران؛ شاگردی در عصر طلایی استادان

دوران لیسانس دکتر قریب در دانشگاه تهران، مصادف با حضور نوابغی بود که هر یک استوانۀ ادب فارسی محسوب می‌شدند. او در سال ۱۳۳۶ با کسب رتبه اول فارغ‌التحصیل شد. در این سال‌ها، او در محضر استادانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال‌الدین همایی، ابراهیم پورداود، محمد معین، ذبیح‌الله صفا و پرویز ناتل خانلری درس خواند. این تنوع اساتید باعث شد تا او نه تنها در زبان‌شناسی، بلکه در شناخت متون کلاسیک و سنت‌های فیلولوژیک نیز به کمال برسد.

۳. انگیزه سفر به آمریکا؛ در جست‌وجوی رولاند کنت

اشتیاق قریب به زبان‌های باستانی با خواندن کتاب رولاند کنت، استاد آمریکایی متخصص فارسی باستان، شعله‌ور شد. او با تشویق پورداوود و یارشاطر، با هدف شاگردی نزد کنت راهی دانشگاه پنسیلوانیا شد. اگرچه با رسیدن او به آمریکا متوجه شد که کنت درگذشته است، اما این سفر آغازگر فصلی نوین در زندگی او شد تا سنت ایران‌شناسی کنت را در بستری دیگر ادامه دهد.

۴. دانشگاه پنسیلوانیا و هدایت مارک درسدن

در پنسیلوانیا، پروفسور مارک درسدن که خود ختنی‌شناس و ایران‌شناسی هلندی‌تبار بود، مسئولیت هدایت قریب را بر عهده گرفت. درسدن با تشخیص نزدیکی زبان سغدی و ختنی (هر دو از شاخه شرقی زبان‌های ایرانی میانه)، قریب را به سوی پژوهش در زبان سغدی سوق داد؛ انتخابی که مسیر علمی او را برای همیشه تغییر داد.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
بدرالزمان قریب در پنسیلوانیا، بعد از جشن فارغ التحصیلی به راهنمایی پروفسور مارک درسدن ۱۹۶۰| عکس از مجموعه پژوهشی چراغداران

۵. تجربه میشیگان و شاگردی نزد جورج کامرون

دکتر قریب مدتی را نیز در دانشگاه میشیگان سپری کرد تا آواشناسی بیاموزد. در آنجا او با جورج کامرون، ایلام‌شناس بزرگ و متخصص فارسی باستان که کتیبه‌های بیستون را گرده‌برداری کرده بود، آشنا شد. قریب خاطرات ارزشمندی از بحث‌های تخصصی با کامرون درباره خط میخی و فارسی باستان دارد که نشان‌دهنده عمق نفوذ او در محافل علمی تراز اول آمریکا است.

۶. برکلی و نابغه‌ای به نام هنینگ

یکی از درخشان‌ترین بخش‌های تحصیل او، حضور در دانشگاه برکلی و شاگردی نزد پروفسور والتر برونو هنینگ بود. هنینگ که از نوابغ ایران‌شناسی قرن بیستم به شمار می‌رفت، افسوس ...

خاورشناسی ایران دوست که اگر زنده می‌ماند و فرصت زندگی بیشتری داشت خدمات مهمی به ایران‌شناسی روا می‌داشت. هم او بود که قریب را با پیچیدگی‌های متون تورفان، مانوی و سغدی آشنا کرد. قریب دو سال تمام در کنار هنینگ به واکاوی ساختارهای زبانی پرداخت و هنینگ با وجود بیماری، او را برای اتمام رساله به پنسیلوانیا بازگرداند.
دکتر هنینگ، بی‌نهایت به ایران علاقه داشت و علما و دانشمندان ایرانی را هر جا می‌دید قدرشان را می‌دانست. او روابطی گرم با بزرگانی هم چون استاد سیدحسن تقی‌زاده و دیگر پژوهشگران ارزنده داشته است. بدرالزمان قریب خود همواره با کمال احترام از استادش هنینگ نام برده است. البته نامه‌نگاری‌هایی هم بین این دو استاد ارزنده، تقی‌زاده و هنینگ انجام گرفته است که باید در مجال دیگری به این همکاری‌ها توجه کرد.

پایان‌نامه‌ها و رساله‌هایی که زیر نظر هنینگ، به عنوان آثار اساسی در ایران‌شناسی به سرانجام رسیدند کم نیستند. تعداد دانشجویان هنینگ هم در ایران‌شناسی، مطالعات هندواروپایی و دین‌شناسی تطبیقی هم فهرست بلندبالایی است. در حقیقت پژوهشگران بزرگی مثل یس پیتر آسموسن، ژاک دوشن-گیمن، ریچارد نلسون فرای، ولفگانگ پی. اشمید، شائول شاکد، و شادروان احمد تفضلی هم چون دکتر بدری قریب از دست‌پرورده‌های استاد هنینگ هستند.

مهرداد بهار درباره او گفته است: «او دریای عجیبی از اطلاعات گوناگون بود. برای اثبات نکته‌‏ای می‌‏توانست حتی از زبان چینی دلیل بیاورد. او بی‌‏شک هزارها واژه کلاسیک و مرده زبان فارسی دری را که آنها را تنها در کتاب‌های لغت می‌‏توان دید، به یاد داشت.» هر چند که او با بزرگانی چون دکتر عباس زریاب خویی، رفاقت داشت و از او دعوت کرد تا در سال ۱۳۴۱ کرسی استادی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی را بر عهده بگیرد همچنین که او پذیرفت و به این شهر رفت و با مساعدت والتر هنینگ مدت دو سال در آن دانشگاه به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول بود.

نکته جالبی که به زندگی علمی بدرالزمان قریب و استاد هنینگ مربوط است، این است که در واقع شاگرد آرزوهای علمی استادش هنینگ را برآورده می‌کند. این موضوع بر می‌گردد به خاطرات و نامه‌ها و نکاتی که دکتر قریب از استادش می‌گوید و نیز نامه‌نگاری‌های او با پژوهشگران ایرانی چون تقی‌زاده و تفضلی و مهرداد بهار و دکتر زریاب. خلاصه کنم، در اغلب نامه‌های او می‌توان به خواهش علمی استاد هنینگ هم پی برد. به عنوان نمونه استاد هنینگ در ۴ اکتبر ۱۹۴۲به تقی‌زاده نوشته است که در آرزوی تدوین فرهنگ لغت فارسی میانه یا پهلوی است. او از استاد تقی‌زاده راهنمایی می‌خواهد و مشتاق است که استاد را در لندن ملاقات کند. این آرزو در واقع به سرانجام نرسید و به علت مرگ زودهنگام هنینگ باید گفت این دکتر بدرالزمان قریب است که راه استادش هنینگ را در تهران ادامه داده است.

برنامه دکتر بدرالزمان قریب گرکانی، به روایت  بهروز رضوی و تهیه و تألیف محمد حسینی باغسنگانی را می‌توانید بشنوید:

۷. رساله دکتری: کالبدشکافی نظام فعل سغدی

موضوع رساله دکتری او، «تحلیل ساختاری نظام فعل در زبان سغدی» (۱۹۶۵م)، سنگ بنای مطالعات نوین سغدی بود. این اثر که بعدها به زبان انگلیسی نیز منتشر شد، هنوز هم در دانشگاه‌های معتبری چون برلین به عنوان منبع تراز اول برای دانشجویان تدریس می‌شود. او در این رساله، با رویکردی ساختارگرایانه، گره‌های کوری را از دستور زبان سغدی گشود که پیش از او کسی به آن‌ها نپرداخته بود. این رساله در قالب کتابی هم منتشر شد و تاثیرات خوبی بر زندگی علمی دکتر قریب بر جای گذارد. همین رساله بعدها مقدمه‌ای شد بر نوشتن کتاب فرهنگ لغات سغدی که خود اتفاق مهمی در پژوهش‌های زبان‌شناسی در ایران قرن اخیر است.

۸. زنده کردن زبان‌های خاموش

دکتر قریب معتقد بود که زبان‌ها را می‌توان دوباره زنده کرد و به زندگی برگرداند. ترجمه کتاب «زبان‌های خاموش» اثر یوهانس فریدریش (با همکاری دکتر یدالله ثمره) که برنده جایزه کتاب سال ۱۳۶۶ شد، بازتاب همین تفکر بود. او با رمزگشایی از خطوط باستانی، پیوندی میان گذشته فراموش‌شده و هویت امروز ایرانیان برقرار کرد.

۹. فرهنگ سغدی: شاهکاری بیست ساله

مهم‌ترین میراث او، «فرهنگ سغدی» (سغدی-فارسی - انگلیسی) است که حاصل بیست سال تلاش شبانه‌روزی و بیش از ۱۰ هزار ساعت کار فنی است. این کتاب که ۱۱,۶۱۷ مدخل دارد، حاصل گردآوری واژگان از متون بودایی، مانوی و مسیحی در سراسر جهان است. این اثر چنان عظمتی دارد که اساتید بزرگی چون ورنر زوندرمان و دوشن گیمن در آثار خود به آن ارجاع داده و آن را ابزار اصلی آموزش سغدی می‌دانند.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب

برخلاف تصور عمومی که تألیف «فرهنگ سغدی» را تنها یک پروژۀ شخصی می‌دانند، جرقۀ اصلی این کار از دو ناحیه زده شد. نخست، دعوت دکتر پرویز ناتل خانلری از ایشان به «بنیاد فرهنگ ایران» برای نگارش کتابی دربارۀ زبان سغدی بود. دوم، اعطای بورس تحقیقاتی از سوی شادروان پروفسور ریچارد فرای در دانشگاه هاروارد که طی آن مقرر شد، دکتر قریب برای رسالۀ دکتری خود (تحلیل نظام فعل)، واژه‌نامه‌ای جامع ارائه دهد که همین کار سنگ‌ بنای فرهنگ بیست سالۀ او شد.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
از راست به چپ: دکتر عنایت الله رضا، استاد ریچارد نلسون فرای، دکتر بدرالزمان قریب در حیاط موسسه موقوفات دکتر افشار

تأثیرات متقابل زبان‌های سغدی (به عنوان یکی از زبان‌های ایرانی میانه شرقی) و فارسی (در مقام زبان ایرانی نو غربی) یکی از محورهای اصلی پژوهش‌های دکتر بدرالزمان قریب بوده است. این تعاملات در حوزه‌های واژگانی، ساختاری و تاریخی قابل توضیح است. زبان سغدی به دلیل جایگاه ویژه خود به عنوان «زبان میانجی» (Lingua Franca) در جاده ابریشم، تأثیر واژگانی گسترده‌ای بر زبان فارسی، به ویژه در دوران متقدم ادبیات فارسی در خراسان و ماوراءالنهر داشته است.

دکتر قریب قوانینی را برای شناسایی این وام‌واژه‌ها پیشنهاد کرد؛ مثلاً کلماتی که در آن‌ها خوشه صامت -ḡd- (مانند آروغده) یا -bd- وجود دارد، اگر در واژگان سغدی یافت شوند، وام‌واژه محسوب می‌شوند. همچنین کلماتی که در سغدی صامت داشته‌اند، در فارسی به ل تبدیل شده‌اند؛ مانند لنج از ēnč سغدی به معنی بیرون کشیدن یا پالیز از pryz سغدی به معنی باغ.

واژگان مهمی همچون آغاز، کشاورز، نغز به معنی خوب و نیکو، چغز به معنی قورباغه، فغ به معنی بت/خدا، خاتون، بساک و سنگ‌سار ریشه سغدی دارند که وارد فارسی شده‌اند.

دکتر قریب با بررسی دقیق شاهنامه فردوسی و لغت فرس اسدی، واژگان سغدی متعددی را شناسایی کرد که پیش از آن منشأ آن‌ها ناشناخته بود. او معتقد بود حدود ۱۰ درصد از وام‌واژه‌های مورد استفاده فردوسی ریشه سغدی دارند که نشان‌دهنده نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی قلمرو سغدی با خاستگاه فارسی دری است.

تأثیر زبان‌های غربی (پهلوی و فارسی) بر سغدی از مباحثی است که همواره در حوزه نفوذ فکری دکتر قریب بوده است. تعامل این دو زبان یک‌سویه نبوده و زبان سغدی نیز به شدت تحت تأثیر زبان‌های ایرانی غربی (فارسی میانه و پارتی) قرار داشته است.

نام‌های هفته: نام روزهای هفته در متون سغدی کاملاً از فارسی میانه وام گرفته شده است؛ برای مثال واژه میر (ایزدمهر) برای یکشنبه و ماخ (ماه) برای دوشنبه به کار می‌رفت که مستقیماً از سنت‌های غربی ایران وارد سغد شده بود.

اصطلاحات دینی و دولتی: بسیاری از القاب و اصطلاحات سیاسی مانند شانشای (شاهنشاه) یا اصطلاحات مانوی در متون سغدی، ریشه در زبان‌های پهلوی و پارتی دارند.

یکی از نکات بدیع در آثار دکتر قریب، اشاره به شباهت‌های ساختاری در نظام فعلی است. این کار را حتی در مکالمات روزمرده هم به کار می‌برد. او در واقع سخنگوی رسمی زبان‌های منقرض شده یا رو به نابودی است.

نفوذ فارسی دری: با قدرت گرفتن امرای فارسی‌زبان در خراسان و ماوراءالنهر، فارسی به زبان رسمی، ادبی و اداری تبدیل شد و سغدی را به حاشیه راند.

میراث زنده: امروزه تنها یادگار زنده این تعاملات، گویش یغنابی در تاجیکستان است که با وجود تفاوت با سغدی میانه، به عنوان تنها بازمانده این شاخه زبانی شناخته می‌شود و به درک بهتر پیوندهای کهن سغدی و فارسی کمک می‌کند. دکتر قریب ثابت کرد که بسیاری از عناصر فرهنگی و زبانی که امروزه «فارسی» تلقی می‌شوند، در واقع میراث مشترکی هستند که از زبان سغدی به زبان فارسی منتقل شده و هویت فرهنگی ایران بزرگ را غنا بخشیده‌اند؟ژ.

۱۰. شناسایی لغات سغدی در شاهنامه

یکی از نکات بدیع در آثار دکتر قریب، شناسایی وام‌واژه‌های سغدی در شاهنامه فردوسی و لغت فرس اسدی است. او با دقت نظر خود ثابت کرد که بسیاری از واژگان مهجور شاهنامه، ریشه در زبان سغدی دارند که به دلیل مجاورت جغرافیایی سغد با خراسان به زبان فارسی راه یافته بودند. این کشف، افق جدیدی در شاهنامه‌پژوهی گشود.

۱۱. تسلط بر ادیان باستانی: بودا و مانی

نام دکتر قریب با مطالعات ادیان باستانی گره خورده است. او با ترجمه متن «وسنتره جاتکه» (داستان تولد بودا به روایت سغدی)، ظرایف آیین مهایانه را برای ایرانیان تشریح کرد. همچنین در پژوهش‌های مانوی خود، به تحلیل دقیق ثنویت زروانی و عناصر غنوسی در این آیین پرداخت و اهمیت اعداد در اسطوره‌شناسی مانوی را تبیین کرد.

چند اشاره بر  روش دکتر قریب در رمزگشایی متون بودایی و مانوی

روش دکتر بدرالزمان قریب در واکاوی و رمزگشایی متون باستانی، به‌ویژه آثار بودایی و مانوی، بر پایۀ پیوندی میان «فیلولوژی کلاسیک متن‌محور» و «زبان‌شناسی تاریخی - ساختاری» استوار بود. او متن را در کانون توجه قرار می‌داد و معتقد بود که رمزگشایی از زبان‌های خاموش تنها از طریق ترجمه میسر نیست، بلکه مستلزم کالبدشکافی نظام‌مند ساختارهای دستوری و واژه‌شناختی است. قریب در رسالۀ دکتری خود با عنوان «تحلیل ساختاری نظام فعل در زبان سغدی»، برای نخستین بار قواعد زیربنایی افعال سغدی را تبیین کرد تا کلیدی برای خوانش صحیح متون دشوار فراهم آورد. روش عملیاتی او شامل گردآوری دقیق واژگان از متون مختلف در طول دو دهه بود که منجر به تدوین «فرهنگ سغدی» با بیش از یازده هزار مدخل شد. او در این اثر، هر واژه را با حرف‌نویسی، آوانویسی (که خود در آن پیشگام بود)، ریشه‌شناسی و ارجاعات دقیق به مآخذ دینی ارائه داد تا ابهامات صوتی و معنایی متون را برطرف سازد. از دیدگاه دکتر قریب، زبان‌های خاموش را می‌توان دوباره زنده کرد و به زندگی بازگرداند؛ ایده‌ای که در ترجمۀ کتاب «زبان‌های خاموش» یوهانس فریدریش به وضوح منعکس شده است.

در حوزۀ تخصصی ادیان، روش قریب بر تحلیل «تخصصی شدن خطوط» و پیوند میان «زبان، دین و فرهنگ» بنا شده بود. او در پژوهش‌های خود نشان داد که پیروان هر آیین در آسیای میانه، خط خاصی را برای نگارش متون خود برگزیده‌اند؛ به طوری که بوداییان از خط ملی سغدی، مانویان از خطی مقتبس از سریانی و مسیحیان از خط استرانجلی استفاده می‌کردند. چنانکه قبلا هم به اشاره گفتیم در رمزگشایی متون بودایی مانند «وسنتره جاتکه»، روش او مبتنی بر مراجعۀ مستقیم به نسخه‌های اصلی در زبان‌های چینی و سانسکریت بود. او معتقد بود که مترجمان سغدیِ بودایی اغلب به ترجمۀ واژه به واژه یا آوانویسی صرف اصطلاحات مبهم چینی بسنده کرده‌اند و بدون درک ریشه‌های هندی و چینی، فهم دقیق این متون غیرممکن است. در مقابل، قریب در رمزگشایی متون مانوی، رویکردی تطبیقی را برمی‌گزید و می‌کوشید نشان دهد که اسطوره‌شناسی مانی، اگرچه ریشه در ثنویت زروانی و زرتشتی دارد، اما از نظر ساختاری با مفاهیم غنوسی و رمزپردازی‌های عددی پیوند خورده است. او با رمزگشایی از تمثیل‌های مانوی و مقایسۀ آن‌ها با متون عرفانی فارسی و شاهنامه، ثابت کرد که سغدیان با اتخاذ سیاست آزادی دینی، محیطی برای تعامل و انتقال این مفاهیم میان شرق و غرب فراهم کرده بودند. این روشِ چندبعدی، دکتر قریب را قادر ساخت تا نه تنها کلمات، بلکه جهان‌بینی و هویت فرهنگی اقوام جادۀ ابریشم را بازسازی کند.

۱۲. خوانش کتیبه خشایارشا در شیراز

پس از بازگشت به ایران و تدریس در دانشگاه شیراز، او موفق به بازخوانی کتیبه‌ای تازه یافت شده از خشایارشا به خط میخی شد. این لوحه سنگی که دو روی آن با ۲۶ سطر نوشته شده بود، با دقت علمی او بازخوانی و ریشه‌شناسی شد و نتایج آن در مجلات معتبر بین‌المللی مانند ایرانیکا آنتیکوا به چاپ رسید.

۱۳. بنیان‌گذاری نخستین کرسی سغدی‌شناسی در ایران

دکتر قریب در سال ۱۳۵۰، نخستین کرسی مستمر آموزش زبان سغدی را در دانشگاه تهران بنا نهاد. تا پیش از او، سغدی در ایران مفهومی گنگ و مبهم بود، اما او با تربیت نسلی از شاگردان که امروز خود استادان این رشته‌اند (مانند دکتر زرشناس و دکتر اسماعیل‌پور)، این دانش را در ایران نهادینه کرد.

۱۴. مدیریت گروه گویش‌شناسی فرهنگستان

او به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مدیریت گروه گویش‌شناسی را بر عهده داشت. در زمان تصدی او، طرح‌های عظیمی برای گردآوری گویش‌های مناطق مختلف ایران (از فارس تا بلوچستان) اجرا شد و مجله تخصصی گویش‌شناسی پایه‌گذاری شد.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
بدرالزمان قریب در جمع اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی | عکس از مجموعه پژوهشی چراغداران

۱۵. عضویت در مجامع بین‌المللی تراز اول

یکی از افتخاراتی که همیشه دکتر قریب را شادی می‌بخشید حضور بین المللی ایشان در رخدادهای علمی روز دنیا بود. مرجعیت جهانی دکتر قریب باعث شد تا او عضو افتخاری بسیاری از مجامع علمی باشد، از جمله:

انجمن آسیایی (Société Asiatique) پاریس .

انجمن بین‌المللی کتیبه‌های ایرانی (Corpus Inscriptionum Iranicarum) لندن .

انجمن ایران‌شناسان اروپا (Societas Iranologica Europaea)

۱۶. تاثیر متقابل زبان فارسی و سغدی

او از نخستین محققانی بود که به تاثیرات ژرف و متقابل سغدی بر فارسی دری تأکید داشت. قریب نشان داد که سغدی به عنوان زبان میانجی جاده ابریشم، نه تنها بر واژگان، بلکه بر ساختار برخی افعال و زمان‌ها در فارسی (مانند گذشته نقلی) نیز تاثیر گذاشته است.

۱۷. جایزه افشار؛ قالیچه ابریشم به پاس ۶۰ سال خدمت

در سال ۱۳۸۷، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، هفدهمین جایزه تاریخی و ادبی خود را به دکتر قریب اهدا کرد. دریافت قالیچه ابریشمی که نام او بر آن بافته شده بود، نمادی از قدردانی ملی برای شش دهه قدم زدن در راه‌های صعب‌العبور علم بود.

۱۸. برگزیده شدن به عنوان چهرۀ ماندگار

در دومین همایش چهره‌های ماندگار (۱۳۸۱ش)، دکتر قریب به عنوان یکی از مفاخر علمی ایران برگزیده شد. این افتخار، در کنار دریافت چندین باره جایزه کتاب سال، نشان‌دهنده تایید علمی آثار او در بالاترین سطوح علمی و دانشگاهی بود. وقتی استاد قریب در این سال به عنوان چهره ماندگار حضور یافت یکی از ناب‌ترین لحظات زندگی او بود. اشتیاق را می‌شد در چهره و رفتارش دید و به وجودش افتخار کرد. او بعد از این سال نشاط بیشتری یافت و مقالات و کتاب‌های بیشتری نوشت که نشان‌دهنده روحیه شورانگیز ایشان بود.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
دکتر بدرالزمان قریب بعد از معرفی شدن به عنوان چهره ماندگار | عکس از مجموعه پژوهشی چراغداران
حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب
دکتر بدرالزمان قریب بعد از مراسم چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۱ | عکس از مینا موسوی | مجموعه پژوهشی چراغداران

۱۹.  شاعری با تخلص «بدری»

پشت سیمای این دانشمند سخت‌کوش، روحی شاعرانه در جلا و درخشش بود. او از چهارده سالگی شعر می‌گفت و اشعارش در قالب‌های کلاسیک و با مضامین انسانی و میهنی، در کتاب «زنان سخنور» چاپ شده است. قصیده او برای دکتر مصدق در ایام کودتا، گواهی بر دغدغه‌های اجتماعی اوست. شعر طاق بستان او را خاص و عام می‌شناسند. شعر دریایی او برای خودش دریایی اس. شعر یکی از زیباترین اتفاقات برای بدرالزمان قریب بوده است. استاد فتح‌الله مجتبایی می‌گوید البته از تفرش تا گرکان و آشتیان همه طبع شعر داشته‌اند اما به نظر می‌رسد، شعر میراث خاندان ایشان است. او با شعر زنده است. زیباترین لحظات زندگی او را شعر روایت و همراهی می‌کند و هر خط و کلامی با او دست آخر به ایستگاه شعر می‌رسد. اسم شعر که می‌آید بدرالزمان قریب گل از گلش می‌شکفد و به مانند نیلوفری روی به خورشید می‌شکفد و شادی می‌کند. لحظاتی که نگارنده شاهد آن بوده غیر قابل وصف است. لذتی است فراتر از تعریف شعر و ادب... به قول استاد زرین کوب به وصف در نیاید ...

۲۰. دگرگون ساختن چهره زن محقق در ایران

دکتر بدرالزمان قریب با مرجعیت جهانی در حوزه‌ای دشوار همچون سغدی‌شناسی، عملاً ثابت کرد که زن ایرانی می‌تواند در نوک پیکان تحقیقات بین‌المللی قرار گیرد. او که تنها زن عضو پیوسته فرهنگستان بود، با منش متواضعانه و دقت علمی‌اش، الگویی برای نسل‌های آینده شد تا بدانند دانش، مرز جنسیتی نمی‌شناسد.

در شرح این آنات چند موضوع هست که باید درباره آنها کمی بیش از این توضیح داد. با توجه به شناختی حدود سه دهه، از دکتر بدرالزمان قریب، بر این نکته تاکید می‌کنم که همت بلند اولین و دومین نسل از شاگردان استاد فروزانفر و همایی موضوع پیش پا افتاده‌ای نیست و می‌باید مورد پژوهش جدی قرار گیرد. چه انگیزه‌ای این طیف از شاگردان یعنی چهره‌های درخشانی چون خانلری، صفا، حمیدی شیرازی، زرین‌کوب، یوسفی، ریاحی، دبیرسیاقی، مهدوی دامغانی، شهیدی ، شفیعی کدکنی، دانشور، سجادی، متینی، گوهرین، ستوده، مرتضوی، مهدی محقق از نسل او و نیز بزرگانی چون مهرداد بهار و بدرالزمان قریب از نسل دوم را تا این حد میدان‌دار و موثر بار آورده است. چه حرف‌هایی در این کلاس‌ها رد و بدل شده یا چه رازی در کار این دو دوره از دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه تهران است که تا این حد چشم‌ها را به خود جلب کرده و خیره کننده است. دکتر حسین خطیبی نوری، دستیار ملک‌الشعراء بهار در دانشگاه تهران در گفت‌وگویی ضبط شده با نگارنده پاسخ این پرسش را چنین داده است که: «میدان رقابتی که بزرگترین عالمان و اندیشمندان تراز اول آن سال‌ها چون بهار و فروزانفر و همایی باعث این اشتیاق به کسب افتخارات بیشتر شد.» این نکته می‌تواند به عنوان موضوعی جدی، برای پایان نامه تحصیلی دانشجویان مشتاق، مد نظر قرار گیرد.

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب

حاشیه بر حیات فرهنگی و درخشش علمی دکتر بدرالزمان قریب

.............................

منابع 

۱. آموزگار، ژاله. «در ستایش فرزانگی». مجله بخارا، شماره ۷۲-۷۳ (۱۳۸۸): ۱۰۵-۱۱۰. ۲. «اثرشناسی بدرالزمان قریب». ایران‌نامه، سال ۴، شماره ۳-۴ (۲۰۱۹): ۱۱-۱۵. ۳. «بدرالزمان قریب؛ زنی مسلط به کتیبه‌های باستانی». ایندیپندنت فارسی، ۹ مرداد ۱۳۹۹. ۴. بهبهانی، امید. «بررسی تطبیقی مثنوی معنوی با یک تمثیل مانوی». ایران‌نامه، سال ۲۹، شماره ۲ (۲۰۱۴): ۱۳۶-۱۵۲. ۵. پیکار، نصرالدین شاه. نگارش مختصری پیرامون دیدانداز تاریخی زبان و ادبیات سغدی. کانادا: اداره نشرات سیمای شغنان، ۲۰۱۵. ۶. ثمره، یدالله. «شادمانی همکاری با دکتر قریب». مجله بخارا، شماره ۷۲-۷۳ (۱۳۸۸): ۱۱۱-۱۱۳. ۷. «جست‌وجو در سنت ادبی ایران باستان: گفتگو با بدرالزمان قریب». کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره ۶۸ (۱۳۸۲): ۸-۱۷. ۸. درمنی، علی بابایی. «نقش سغدی‌ها در دیپلماسی ابریشم دوران پادشاهی خسرو انوشیروان». فصلنامه تاریخ روابط خارجی، سال ۱۷، شماره ۶۵ (۱۳۹۴): ۳-۲۴. ۹. «دریغا بدرالزمان قریب». خبرگزاری ایسنا، ۹ مرداد ۱۳۹۹. ۱۰. «دلیل شهرت بین‌المللی بدرالزمان قریب». خبرگزاری ایسنا، ۷ مرداد ۱۳۹۹. ۱۱. زرشناس، زهره. «بدر سغدیانه». مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، ۷ مرداد ۱۴۰۲. ۱۲. شکاری نمین، افسانه. «رسالت سوداشن به عنوان بودی‌ستوه در داستان وسنتره‌جاتکه». پژوهشنامه ایران باستان، سال ۱، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۲۳-۳۹. ۱۳. شکری فومشی، محمد. «تحلیل رویکرد زبان‌شناختی بدرالزمان قریب: پیوند سنت فیلولوژیک پنسیلوانیا با احیای سغدی در ایران». پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۹. ۱۴. قریب، بدرالزمان. «کتیبه تازه یافته خط میخی منسوب به خشایارشا». مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال ۱۶، شماره ۱-۲ (۱۳۴۷): ۱-۲۸. ۱۵. قریب، بدرالزمان. «رابطه اسب و سوار در زبان‌های ایرانی». ایران‌نامه، سال ۲۹، شماره ۲ (۲۰۱۴): ۴-۱۲. ۱۶. قریب، بدرالزمان. «طلسم باران از یک متن سغدی». نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان، سال ۷، شماره ۱ (۱۳۴۸): ۹۷-۱۰۹. ۱۷. قریب، بدرالزمان. فرهنگ سغدی: سغدی-فارسی-انگلیسی. تهران: انتشارات فرهنگان، ۱۳۷۴. ۱۸. قریب، بدرالزمان. «هفته در ایران قدیم: پژوهشی در هفت پیکر نظامی و نوشته‌های مانوی». نامه فرهنگستان، سال ۳، شماره ۴ (۱۳۷۶): ۱۱-۳۹. ۱۹. «گفت‌وگو با دکتر بدرالزمان قریب، مولف فرهنگ سغدی». مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، ۲۵ شهریور ۱۳۹۴. ۲۰. مازیار، سحر. «گزارش هفدهمین دوره جایزه بنیاد موقوفات افشار». مجله بخارا (۱۳۸۸): ۱۱۶-۱۲۰. ۲۱. موسوی بجنوردی، کاظم. «بانوی واژه‌ها: یادی از دکتر بدرالزمان قریب». روزنامه اعتماد، شماره ۴۷۳۴ (۱۵ شهریور ۱۳۹۹). ۲۲. نیکنام، پرویز. «بدرالزمان قریب؛ زنی که زبانی را زنده کرد». آسو، ۱۲ آوریل ۲۰۲۳. | مجموعه برنامه های رادیویی دانای کل، گفت و گو با ادبیات، صدسال فرهنگ، دارالفنون، چراغداران و فرزانگان فرهنگ با حضور نامداران فرهنگ و تألیف و تهیه کنندگی محمد حسینی باغسنگانی از سال ۱۳۷۸ تا ۱۴۰۵

ب) منابع انگلیسی

Bubenik, Vit, and Leila Ziamajidi. "Restructuring of the Iranian tense/aspect/mood system." Lingua Posnaniensis ۶۰, no. ۲ (۲۰۱۸): ۷۳-۹۸.

Cathcart, Chundra A. "Dialectal layers in West Iranian: a Hierarchical Dirichlet Process Approach to Linguistic Relationships." Transactions of the Philological Society (۲۰۲۰).

Gharib, Badrolzaman. Analysis of the Verbal System in the Sogdian Language. Tehran: Centre for the Great Islamic Encyclopedia, ۲۰۱۸.

Gharib, Badrolzaman. "A Newly Found Old Persian Inscription." Iranica Antiqua ۸ (۱۹۶۸): ۵۴-۶۹.

Gharib, Badrolzaman. "SOGDIAN LANGUAGE ii. Loanwords in Persian." Encyclopaedia Iranica. Published June ۷, ۲۰۱۳.

Rezai Baghbidi, Hassan. "Iranian and Indian Languages in Contact." The University of Osaka Institutional Knowledge Archive (OUKA) (۲۰۰۹): ۳۵-۴۸.

Sims-Williams, Nicholas. "Sogdian." In Compendium Linguarum Iranicarum, edited by Rüdiger Schmitt, ۱۷۳-۱۹۲. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert, ۱۹۸۹.

Sims-Williams, Nicholas, and Desmond Durkin-Meisterernst. Dictionary of Manichaean Sogdian and Bactrian. Turnhout: Brepols, ۲۰۱۲.

Sims-Williams, Nicholas. "Baga in Old and Middle Iranian." Encyclopaedia Iranica, vol. ۳, fasc. ۴ (۱۹۸۸): ۴۰۴-۴۰۵.

Vaissière, Étienne de la. Sogdian Traders: A History. Translated by James Ward. Leiden: Brill, ۲۰۰۵.

Yoshida, Yutaka. "SOGDIAN LANGUAGE I. DESCRIPTION." Encyclopaedia Iranica. Published November ۱۱, ۲۰۱۶.

Yoshida, Yutaka. "When did Sogdians begin to write vertically?" Tokyo University Linguistic Papers ۳۱ (۲۰۱۳): ۳۷۵-۳۹۴.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری