در طرح «نوین تغذیه» بر اساس ماده ۷۳ ضوابط اجرایی بودجه، یارانه دانشجویی باید به دانشجو یا ارائهدهنده خدمات پرداخت شود. بر همین اساس، در قانون بودجه سال ۱۴۰۵ سازوکاری پیشبینی شده که یارانه غذا مستقیماً به کیف پول الکترونیکی دانشجویان واریز خواهد شد. در این طرح، دانشجو هنگام رزرو هر وعده غذایی، حدود ۱۵ درصد هزینه را پرداخت میکند و مابقی از محل یارانه دولت به کیف پول وی واریز میشود. پس از دریافت غذا توسط دانشجو، مبلغ مربوطه از کیف پول به حساب تأمینکننده یا پیمانکار تهیه غذا منتقل خواهد شد.
این طرح در حالی در دست بررسی است که تغییر شیوه تأمین غذای دانشجویان، دیدگاهها و پرسشهای مختلفی را درباره نحوه اجرا، میزان حمایت مالی و آینده خدمات تغذیه دانشگاهها مطرح کرده است. بر اساس این طرح، به جای اختصاص یارانه تغذیه به دانشگاهها و ارائه غذا در قالب سلفهای دانشجویی، اعتبار مربوط به غذا به دانشجویان پرداخت میشود تا آنان بتوانند از رستورانهای طرف قرارداد دانشگاهها غذای مورد نیاز خود را تهیه کنند. هرچند این طرح هنوز نهایی نشده و جزئیات اجرایی آن در حال بررسی است، اما تغییر در یکی از مهمترین خدمات رفاهی دانشگاهها، موجب شده است موضوع تغذیه دانشجویان بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.
در نگاه نخست، ایده پرداخت مستقیم یارانه میتواند به معنای افزایش حق انتخاب دانشجویان و کاهش تصدیگری دانشگاهها باشد؛ اما مسئله فقط تغییر شیوه پرداخت یارانه نیست، بلکه پرسشهایی نیز مطرح میشود؛ آیا مبلغ یارانه با هزینه واقعی یک وعده غذای استاندارد همخوانی خواهد داشت؟ اگر قیمتها همگام با تورم افزایش پیدا کند، تکلیف دانشجویی که توان پرداخت مابهالتفاوت را ندارد چه خواهد شد؟ آیا این تغییر میتواند کیفیت خدمات رفاهی را ارتقا دهد یا در عمل چالشهای تازهای برای دانشجویان ایجاد خواهد کرد؟ آیا آزادی بیشتر در انتخاب غذا، به معنای رفاه بیشتر است یا ممکن است به افزایش فشار اقتصادی، تفاوت در کیفیت تغذیه و حتی تغییر بخشی از سبک زندگی دانشجویی منجر شود؟ وضعیت دانشجویان خوابگاهی، کیفیت و سلامت غذا و نقش دانشگاه در نظارت بر این فرایند نیز از دیگر موضوعاتی است که ذهن بسیاری از دانشجویان را درگیر کرده است.
در همین راستا، ایسنا برای بررسی ابعاد مختلف طرح نوین تغذیه، با محمدرضا میرشیر -دبیرکل شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد- و چندتن از دانشجویان به گفتوگو نشسته است تا دیدگاهها، دغدغهها و ارزیابی آنان از اجرای احتمالی این طرح را بررسی کند که در ادامه میخوانید.

نقش نظارتی دانشگاه در طرح جدید؛ تمامی امور اجرایی بر عهده پیمانکاران بخش خصوصی قرار میگیرد
محمدرضا میرشیر در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه اصلیترین دلیلی که وزارت علوم و سازمان امور دانشجویان را به سمت اجرای طرح نوین تغذیه سوق داده، مسئله بدهیهای دانشگاههاست، اظهار کرد: مسئولان وزارت علوم معتقدند هزینههای تغذیه دانشجویان نسبت به گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است؛ هرچند تاکنون درصد دقیق این افزایش اعلام نشده است. این هزینهها از بودجه دانشگاهها تأمین میشود و همین موضوع موجب شده سهم کمتری از بودجه به حوزههای آموزشی، پژوهشی و سایر فعالیتهای توسعهدهنده نظام آموزش عالی اختصاص یابد. بر همین اساس، طرحی با عنوان «طرح نوین تغذیه» تدوین شده که به گفته مسئولان وزارت علوم، مصوبه سازمان برنامه و بودجه بوده و از سوی مجلس شورای اسلامی ابلاغ شده است؛ از اینرو سازمان امور دانشجویان صرفاً مجری این طرح است و نقشی در تصمیمگیری آن نداشته است.
وی افزود: ایده اصلی طرح نوین تغذیه بر این اساس است که یارانه دانشجویی، بهجای آنکه به دانشگاهها پرداخت شود، مستقیماً در اختیار دانشجویان قرار گیرد و آنان با مراجعه به رستورانهای آزادی که دانشگاهها با آنها قرارداد منعقد میکنند، غذای خود را سفارش دهند و سازمان امور دانشجویان نیز درصدی از هزینه را تا سقفی مشخص پرداخت کند. در این میان، چند مسئله وجود دارد که محور اصلی نقدهای شورای صنفی به این طرح را تشکیل میدهد. نخستین مسئله، نقش دانشگاه است. در شیوه پیشین، دانشگاهها مجری اصلی ارائه خدمات تغذیه بودند، قراردادها را منعقد میکردند و بر اجرای آنها نظارت داشتند؛ اما در طرح جدید، دانشگاه صرفاً نقش نظارتی خواهد داشت و تمامی امور اجرایی بر عهده پیمانکاران بخش خصوصی قرار میگیرد. بدین ترتیب، نقش دانشگاه در این فرایند کمرنگتر میشود، سیاست خصوصیسازی گسترش مییابد و بودجه نیز بهصورت مستقیم به دانشجو اختصاص پیدا میکند که این رویکرد با سیاستهای کلی هدفمندسازی یارانهها در کشور همسو است.
میرشیر با بیان اینکه یکی از مزیتهای این طرح، افزایش حق انتخاب دانشجویان است، اظهار کرد: در شیوه گذشته، دانشجو تنها امکان انتخاب میان یک یا دو نوع غذای سلف را داشت، اما در این طرح میتواند از میان گزینههای متنوعتری غذای مورد نظر خود را انتخاب کند. افزون بر این، حذف واسطهها و افزایش شفافیت نیز از دیگر مزیتهای طرح به شمار میرود؛ چراکه با حضور بخش خصوصی، احتمال هدررفت منابع مالی در حوزه تغذیه کاهش مییابد. با این حال، این تغییر برای کارکنان فعلی ادارات تغذیه دانشگاهها پیامدهای اجتماعی منفی به همراه دارد؛ زیرا در ایام تعطیلی دانشگاه، شرکتهای خصوصی بابت روزهایی که فعالیتی انجام نمیشود، هزینهای به آنان پرداخت نخواهند کرد، در حالی که پیش از این حقوق آنها تأمین میشد. از سوی دیگر، از منظر مالی، هزینه کمتری از بودجه دانشگاهها به این حوزه اختصاص خواهد یافت.
دبیرکل شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: یکی از آسیبهای جدی این طرح، وضعیت شهرهای کوچک است. در شهرهای بزرگی مانند مشهد و تهران این دغدغه کمتر وجود دارد، اما در شهرهای کوچک، تعداد محدودی از پیمانکاران توانایی راهاندازی رستوران در دانشگاهها را دارند و در نتیجه، نوعی انحصار شکل میگیرد. محدود بودن تعداد پیمانکاران، رقابت را از میان میبرد و دانشگاهها را ناگزیر میکند برای واگذاری امتیاز به آنها، از بخشی از سختگیریهای مربوط به استانداردها صرفنظر کنند که این مسئله میتواند به کاهش کیفیت غذا منجر شود.
وی ادامه داد: شکاف طبقاتی نیز از دیگر آسیبهای این طرح است. در شیوه گذشته، دانشجویان فارغ از توان مالی خود، از میان دو نوع غذا انتخاب میکردند و تفاوت محسوسی میان آنان وجود نداشت؛ اما در طرح جدید، دانشجوی کمبضاعت ناچار به انتخاب غذای ارزانتر و دانشجوی برخوردار قادر به سفارش غذای گرانتر خواهد بود و این تفاوت بهوضوح نمایان میشود. چنین وضعیتی میتواند به تعمیق شکاف طبقاتی و بروز آسیبهای اجتماعی منجر شود و حتی زمینه سوءتغذیه دانشجویان کمبرخوردار را فراهم کند؛ زیرا این دسته از دانشجویان ناچار خواهند شد غذاهایی با ارزش تغذیهای پایینتر مصرف کنند.
میرشیر با تأکید بر اینکه این طرح در جزئیات خود با ابهامات فراوانی روبهرو است، تصریح کرد: با وجود آنکه قرار است این طرح از ابتدای مهرماه اجرا شود، هنوز جزئیات دقیق آن، از جمله میزان یارانه، تناسب آن با نرخ تورم و نحوه تضمین اجرای موفق آن مشخص نشده است. همچنین اگر اجرای طرح با شکست مواجه شود، مشخص نیست مسئولان چه برنامهای برای بازگشت به شیوه پیشین یا ارائه جایگزین خواهند داشت. یکی از مهمترین چالشهای سیاستهای هدفمندسازی یارانهها نیز همواره این بوده است که مبلغ یارانه ثابت باقی میماند، در حالی که قیمتها بهطور مستمر افزایش مییابد.
وی افزود: برای نمونه، ممکن است در ابتدای سال مبلغ ۳۵۰ هزار تومان برای وعده ناهار در نظر گرفته شود، اما ۶ ماه بعد، همین مبلغ به دلیل تورم، بخش قابل توجهی از ارزش واقعی خود را از دست بدهد و پیمانکار بخش خصوصی نیز قیمت غذا را افزایش دهد. در چنین شرایطی، دانشجو ناچار خواهد شد غذاهای ارزانتر را انتخاب کند. متأسفانه در این طرح، هیچ اشارهای به نحوه تأثیر نرخ تورم بر میزان یارانه اختصاصیافته نشده و این موضوع میتواند در آینده به یکی از چالشهای جدی تبدیل شود.
میرشیر گفت: افزون بر این، این طرح تاکنون حتی بهصورت آزمایشی در یک یا دو دانشگاه اجرا نشده است و اگر از ابتدای مهرماه بهطور همزمان در تمامی دانشگاههای کشور به اجرا درآید، ممکن است پیامدهای جدی به همراه داشته باشد. در صورت موفق نبودن طرح، احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده دانشجویی وجود دارد؛ زیرا تغذیه، یکی از مهمترین مطالبات دانشجویان است. از اینرو، اجرا نشدن طرح بهصورت پایلوت و تعمیم مستقیم آن به همه دانشگاههای زیرمجموعه وزارت علوم، یکی از مهمترین ایرادهای این طرح به شمار میرود. همچنین ازدحام دانشجویان در ساعات اوج مراجعه به رستورانها، به دلیل فرایند زمانبر انتخاب و سفارش غذا، میتواند از دیگر مشکلات احتمالی اجرای این طرح باشد.
دبیرکل شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه در این طرح، دانشجویان سنواتی بهطور کامل از دریافت یارانه تغذیه حذف خواهند شد، اظهار کرد: در برخی رشتههای دشوار، از جمله تعدادی از رشتههای مهندسی، دانشجویان ممکن است ناچار به استفاده از سنوات شوند. در شرایط فعلی، این دانشجویان با پرداخت هزینهای بیشتر و بر اساس نرخهای صندوق رفاه، همچنان امکان دریافت غذا را دارند؛ اما در طرح جدید، با توجه به اینکه یارانه مستقیماً به دانشجو پرداخت میشود، وزارت علوم یارانه تغذیه دانشجویان سنواتی را حذف خواهد کرد و احتمالاً تنها برای ترم نخست سنوات، تسهیلاتی در نظر گرفته میشود و پس از آن، یارانه تغذیه آنان بهطور کامل حذف خواهد شد.

دانشجویان درباره تغییر شیوه تأمین غذا چه میگویند؟
در ادامه زهرا کریمی -یک دانشجوی رشته پرستاری ساکن شهر مشهد- در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: به نظر من مهمترین مسئله این است که هنوز مشخص نیست مبلغ یارانهای که قرار است به دانشجو پرداخت شود، با قیمت واقعی غذا همخوانی دارد یا خیر. با شرایط فعلی بازار، اگر این مبلغ متناسب با تورم افزایش پیدا نکند، دانشجو مجبور میشود بخش قابل توجهی از هزینه غذا را از جیب خود پرداخت کند و این برای بسیاری از دانشجویان، بهویژه دانشجویان خوابگاهی، ساده نیست.
وی افزود: شاید در نگاه اول حق انتخاب بیشتر، نکته مثبتی باشد، اما برای کسی که در خوابگاه زندگی میکند، همیشه امکان رفتن به رستوران یا تهیه غذا از بیرون وجود ندارد. سلف دانشگاه دستکم این اطمینان را میداد که هر روز یک وعده غذای در دسترس وجود دارد. اگر این نظم از بین برود، ممکن است بعضی از دانشجویان به دلیل هزینه یا کمبود وقت، وعدههای غذایی خود را حذف یا به غذاهای ارزانتر و کمکیفیتتر روی بیاورند. یکی دیگر از نگرانیهای من، کیفیت و سلامت غذاست. در سلف دانشگاه حداقل انتظار میرفت دانشگاه بر کیفیت غذا نظارت داشته باشد، اما اگر قرار باشد رستورانهای مختلف مسئول تهیه غذا باشند، باید مشخص شود چه نهادی بر کیفیت، بهداشت و قیمت آنها نظارت خواهد کرد.
سپس رویا علیزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد کشاورزی ساکن خوابگاه با تاکید به تورم و قیمتهای واقعی غذا، به ایسنا گفت: این مبلغ عملاً نمیتواند پاسخگوی نیاز معیشتی دانشجو باشد. هزینه یک وعده غذای استاندارد (که هم حجم کافی داشته باشد و هم کیفیت قابل قبول) آنقدر بالا رفته که یارانه مستقیم بیشتر شبیه یک «کمکهزینه جزئی» است تا پوشش واقعی مخارج. وقتی قیمت مواد غذایی روزبهروز بالا میرود، اگر مبلغ یارانه ثابت بماند یا متناسب با تورم بهروزرسانی نشود، خیلی زود ارزشش را از دست میدهد و در نهایت دانشجو مجبور میشود از کیفیت یا تعداد وعدههای غذایی خود کم کند.
وی ادامه داد: در ظاهر ممکن است بگویند آزادی انتخاب بیشتر میشود، اما در واقعیت برای خیلی از دانشجوها نتیجهاش کاهش قدرت خرید است. وقتی پول کافی نباشد، «انتخاب» معنی خودش را از دست میدهد؛ یعنی دانشجو مجبور میشود به جای توجه به نیازهای تغذیهای و سلامت بدنش، صرفاً بر اساس قیمت پایین تصمیم بگیرد. این شرایط قطعاً باعث گرایش بیشتر به سمت غذاهای بیکیفیتتر و ارزانقیمت میشود که شاید سیرکننده باشند، اما از نظر ارزش غذایی مناسب نیستند.
این دانشجوی ارشد کشاورزی با بیان اینکه برای دانشجوی خوابگاهی بهویژه کسی که امکانات پختوپز ندارد یا وقت آشپزی ندارد، این تغییر بسیار سخت و در مواردی غیرعملی خواهد بود، خاطرنشان کرد: سلفسرویس حداقل یک نظم مشخص داشت: وعده مشخص، قیمت مشخص و دسترسی تضمینشده. اما با حذف آن، دانشجو باید هر روز دغدغه تهیه غذا را داشته باشد و به سراغ رستورانهای اطراف برود که هم گرانتر هستند و هم همیشه در دسترس نیستند؛ موضوعی که میتواند منجر به حذف برخی وعدهها یا پناه بردن به تنقلات کمارزش شود.
علیزاده افزود: اگر مبلغ یارانه نتواند هزینه غذا را کامل پوشش دهد، فشار مالی سنگین و مستقیم بر بودجه ماهانه دانشجو تحمیل خواهد شد. دانشجو معمولاً درآمد ثابتی ندارد و هزینههایش (مانند رفتوآمد، کتاب، جزوه و خوابگاه) مشخص است. وارد شدن هزینه اضافی برای غذا، تعادل این بودجه محدود را کاملاً به هم میزند و دانشجو مجبور میشود از سایر نیازهای اساسی خود بزند که این خود استرس مالی دائمی و شدیدی ایجاد میکند. وقتی دانشگاه نظارت مستقیم خود بر پخت غذا را حذف کند، سلامت دانشجو به بازار آزاد واگذار میشود. برای جلوگیری از این بحران، باید سازوکار نظارتی دقیقی روی رستورانهای آزاد طرف قرارداد اعمال شود؛ بهخصوص نظارت بر کیفیت مواد اولیه، رعایت اصول بهداشتی در مراحل آمادهسازی، کنترل زمان پخت و بهویژه زمان توزیع غذا تا زنجیره سلامت و کیفیت آن تا رسیدن به دست دانشجو از بین نرود.
مریم امینی -دانشجوی کارشناسی مهندسی کامپیوتر از دانشکاه فردوسی مشهد- ساکن شهر مشهد در ادامه با اعلام رضایت خود از این طرح، تصریح کرد: من فکر میکنم دانشجو باید حق انتخاب بیشتری داشته باشد. خیلی وقتها غذای سلف مطابق سلیقه همه نبود و اگر امکان انتخاب میان چند رستوران وجود داشته باشد، رضایت دانشجویان هم بیشتر خواهد شد. البته موفقیت این طرح به مبلغ یارانه بستگی دارد. اگر این مبلغ متناسب با افزایش قیمتها اصلاح شود، میتواند فشار مالی زیادی به دانشجو وارد نکند، اما اگر ثابت بماند، همین مزیت حق انتخاب هم عملاً از بین میرود.
وی افزود: به نظر من دانشگاه هم نباید نقش خود را کاملاً کنار بگذارد و لازم است بر قیمت و کیفیت رستورانهای طرف قرارداد نظارت مستمر داشته باشد. این دانشجو درباره فضای سلف نیز گفت: شاید بخشی از تعاملات دانشجویی کمتر شود، اما به نظر من این مسئله آنقدر جدی نیست که اصل طرح را زیر سؤال ببرد. اگر اجرای طرح درست باشد، میتواند بخشی از ساختار رفاهی دانشگاه را هم بهروزتر کند.
سپس محمدی -دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی- با بیان اینکه این طرح هم فرصت دارد و هم تهدید، به ایسنا گفت: از یک طرف، آزادی انتخاب بیشتر میتواند رضایت دانشجویان را افزایش دهد، اما از طرف دیگر اگر میزان یارانه با هزینه واقعی غذا هماهنگ نباشد، بسیاری از دانشجویان ناچار میشوند غذاهای ارزانتر انتخاب کنند و این موضوع مستقیماً بر کیفیت تغذیه آنها اثر میگذارد.
وی ادامه داد: برای دانشجویان خوابگاهی موضوع فقط انتخاب غذا نیست، بلکه دسترسی هم اهمیت دارد. اگر رستوران طرف قرارداد در فاصله زیادی از خوابگاه باشد یا در ساعات مشخصی خدمات ارائه دهد، دانشجو عملاً امکان استفاده مناسب از این طرح را نخواهد داشت. به همین دلیل قبل از اجرا باید زیرساختهای آن بهطور کامل فراهم شود.
این دانشجو با اشاره به فضای سلف دانشگاه گفت: سلف فقط محل غذا خوردن نبود و بخشی از تعاملات روزانه دانشجویان در همان فضا شکل میگرفت. علاوه بر این، به نظر من مهمترین دغدغهای که در این طرح باید مورد توجه قرار گیرد، نظارت بر کیفیت و سلامت غذاست. اگر دانشگاه دیگر مجری مستقیم نباشد، باید سازوکار مشخصی برای رسیدگی به شکایت دانشجویان و کنترل کیفیت رستورانها وجود داشته باشد تا مسئولیت سلامت دانشجویان کمرنگ نشود.

در ادامه ابویثانی -دانشجوی کارشناسی ارشد علوم منابع طبیعی از شهر رشت- به ایسنا گفت: به نظر میرسد این طرح پاسخگوی نیاز دانشجویان نخواهد بود و در صورت افزایش قیمتها قدرت خرید دانشجویان کاهش پیدا میکند. مگر اینکه مبلغ یارانه به نسبت نرخ تورم و تغییر قیمت ها تغییر کند. ممکن است حق انتخاب بیشتری ایجاد شود اما در عمل اگر مبلغ یارانه کافی نباشد یا نظارت درست وجود نداشته باشد دانشجویان مجبور به انتخاب غذاهای ارزانتر و بیکیفیتتر میشوند.
وی افزود: برای دانشجویان خوابگاهی دسترسی منظم به غذای مناسب سختتر خواهد شد. اگر مبلغ یارانه با قیمت واقعی غذا متناسب نباشد یا مراکز طرف قرارداد از نظر تعداد، فاصله یا ساعت فعالیت پاسخگوی نیاز دانشجویان نباشند ممکن است برخی دانشجویان برای کاهش هزینه یا به دلیل دشواری دسترسی از کیفیت یا حتی تعداد وعدههای غذایی خود کم کنند که این موضوع میتواند بر سلامت، تمرکز و عملکرد تحصیلی آنها تأثیر منفی بگذارد. سلف دانشگاه علاوهبر محل صرف غذا فضایی برای تعاملات اجتماعی دانشجویان است. حذف آن میتواند از ارتباطات روزمره و فضای رفاهی دانشگاه بکاهد.
این دانشجو با بیان اینکه اگر مبلغ واریزی هزینه واقعی غذا را پوشش ندهد بخش زیادی از بودجه ماهانه صرف تغذیه خواهد شد و فشار مالی بیشتری مخصوصا برای دانشجویان کمبرخوردار ایجاد میکند، گفت: بخش خصوصی طبیعتاً به دنبال سودآوری است بنابراین در صورت اجرای این طرح باید نظارت دقیق بر کیفیت مواد اولیه، نحوه پخت، رعایت اصول بهداشتی، قیمتگذاری و زمان توزیع غذا توسط دانشگاه و نهادهای مسئول انجام شود تا سلامت دانشجویان به خطر نیفتد و منافع اقتصادی بر سلامت دانشجویان اولویت پیدا نکند.
ابویثانی تصریح کرد: در واقع دغدغه غذا طبق قاعده دانشگاههای دولتی بخشی از خدمات رفاهی دانشجو است. به همین دلیل دانشگاه نباید فقط یارانه بدهد و بقیه مسئولیت را به خود دانشجو واگذار کند بلکه باید دسترسی به غذای سالم باکیفیت و مقرونبهصرفه را نیز تضمین کند. این طرح اگر بدون تأمین بودجه کافی و نظارت مؤثر و مستمر اجرا شود بیشتر به کاهش مسئولیت دانشگاه در قبال رفاه و تغذیه دانشجویان شباهت دارد تا اصلاح ساختار رفاهی.
وی خاطرنشان کرد: یکی از نگرانیهای اصلی من این است که تأمین غذا به دغدغهای دائمی برای دانشجو شود. در حال حاضر سلف تا حد زیادی این نگرانی را برطرف میکند اما با اجرای این طرح دانشجو باید هر روز درگیر هزینه محل تهیه غذا و کافی بودن اعتبار یارانه باشد. این مسئله میتواند بخشی از تمرکز دانشجو را از فعالیتهای آموزشی و پژوهشی بگیرد. از طرفی نگرانم که پس از اجرای طرح هیچیک از طرفها مسئولیت کامل مشکلات را نپذیرند. بخش خصوصی منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار دهد و دانشگاه نیز به دلیل واگذاری طرح نقش خود را به عقد قرارداد محدود کند. در این صورت دانشجو بیشترین آسیب را خواهد دید.
عماد معینیپور -دانشجوی دیگری از دانشگاه فردوسی مشهد در رشته مهندسی عمران- در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: من با اجرای این طرح موافق نیستم، چون فکر میکنم در نهایت فشار اقتصادی بیشتری به دانشجو وارد میکند. تجربه نشان داده هر زمان مبلغی بهصورت یارانه پرداخت شده، بعد از مدتی ارزش آن به دلیل تورم کاهش پیدا کرده است. اگر همین اتفاق این بار هم بیفتد، دانشجو ناچار است بخش بیشتری از هزینه غذا را خودش پرداخت کند.
وی افزود: از طرف دیگر، اگر دانشجو توان پرداخت مابهالتفاوت را نداشته باشد، احتمالاً به سمت غذاهای ارزانتر یا حتی حذف بعضی وعدههای غذایی میرود که این موضوع از نظر سلامت هم نگرانکننده است. همچنین بعید میدانم همه رستورانها کیفیت یکسانی داشته باشند و اگر نظارت کافی وجود نداشته باشد، ممکن است کیفیت غذا هم تحت تأثیر رقابت قیمتی کاهش پیدا کند. به نظر من، این طرح بیش از آنکه اصلاح ساختار رفاهی باشد، نوعی کاهش مسئولیت دانشگاه در قبال تغذیه دانشجویان است و بهتر بود ابتدا در چند دانشگاه به صورت آزمایشی اجرا میشد.
در ادامه مهدی صالحی -دانشجوی دکتری بیوتکنولوژی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد و ساکن خوابگاه-، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: به نظرم مبلغی که قرار است برای یارانه غذا در نظر گرفته شود، با توجه به اینکه قیمت واقعی یک وعده غذا بسیار بیشتر از این مبالغ است، نمیتواند پاسخگوی نیاز دانشجویان باشد. به همین دلیل، اجرای این طرح قطعاً به کاهش قدرت خرید دانشجو و تمایل بیشتر او به مصرف غذاهای ارزانتر و در نتیجه کمکیفیتتر منجر خواهد شد. از طرف دیگر، برای دانشجویان خوابگاهی، دسترسی به غذای مناسب پس از اجرای این طرح بسیار سخت و حتی خیلی سخت خواهد بود و فشار مالی ناشی از افزایش هزینههای غذا نیز قطعاً بسیار زیاد خواهد بود. به نظر من، تعاملات اجتماعی دانشجویان نیز با کاهش حضور در فضای مشترک سلف، پایینتر خواهد آمد.
وی ادامه داد: با حذف سلف، همچنان باید نظارت مستقیم و جدی بر کیفیت و سلامت غذا در رستورانها وجود داشته باشد؛ بهویژه در مورد زمان پخت و زمان توزیع غذا که میتواند نقش مهمی در کیفیت و سلامت آن داشته باشد. من این طرح را گامی در جهت اصلاح ساختار رفاهی نمیدانم. با توجه به گرانیهای گسترده در حوزههای مختلف، احساس میکنم در این طرح نیز جیب و توان مالی دانشجو نادیده گرفته شده و همین مسئله، مهمترین دغدغهای است که باید مورد توجه قرار گیرد.

زهرا حسنیان -دانشجوی ارشد خوابگاهی- در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: من فکر میکنم تغییر شرایط تغذیه برای دانشجویان خوابگاهی خوشایند نخواهد بود. تا امروز قیمت پایین غذای سلف برای من نوعی پشتوانه بود و باعث میشد مطمئن باشم بخش زیادی از هزینههایم صرف غذا نمیشود. بسیاری از دانشجویان حتی زمانی که قیمت غذا بسیار پایینتر از امروز بود نیز برای تأمین هزینه آن مشکل داشتند و طبیعی است که با اجرای این طرح، شرایط برای آنان دشوارتر شود. قطعاً آزادی انتخاب بیشتر میشود، اما مسئله این است که آیا دانشجو قدرت خرید گزینههای مورد نظرش را هم دارد یا خیر. ممکن است بتوانم غذای مورد علاقهام را انتخاب کنم، اما اگر قیمت آن بالا باشد، در نهایت به سراغ غذایی ارزانتر و حتی کمکیفیتتر بروم؛ بهخصوص برای دانشجویانی که شاغل نیستند و به خانواده وابستگی مالی دارند.
وی با اشاره به شرایط دانشجویان خوابگاهی افزود: درباره نحوه دسترسی به غذا بعد از اجرای طرح نمیتوانم پیشبینی دقیقی داشته باشم، اما احتمالاً دانشگاه باید برای مراجعه دانشجویان و دریافت غذا نظم و بازههای زمانی مشخصی تعریف کند. در کنار سلف نیز رستورانها و تریاهای مکمل وجود داشتند که آنها هم زمانبندی مشخصی داشتند. سلف فقط محل صرف غذا نبود و بخش مهمی از معاشرتها و دیدارهای دانشجویی در آن اتفاق میافتاد. خود من بارها دوستان یا هماتاقیهای قدیمی را بعد از مدتها در سلف دیدهام و همین اتفاقها بخشی از جذابیت زندگی دانشجویی بود. حذف چنین فضای مشترکی میتواند از صمیمیت و تعاملات دانشجویان کم کند.
این دانشجوی ساکن خوابگاه درباره فشار مالی نیز اظهار کرد: در مقاطعی حتی موجودی حساب من از هزینه غذای یک هفته کمتر بود، آن هم زمانی که غذا با قیمت پایینی در سلف ارائه میشد. مدتی هم که شاغل نبودم، وابستگی مالی به خانواده برایم دشوار بود و بهخصوص از درخواست مداوم پول برای هزینههای روزمره احساس خوبی نداشتم. به نظرم دانشجویانی که منبع درآمد مشخصی ندارند، با اجرای این طرح بیشتر درگیر مشکلات مالی خواهند شد.
حسنیان گفت: من این طرح را گامی در جهت اصلاح ساختار رفاهی نمیبینم و معتقدم ممکن است رفاه دانشجو را تحت تأثیر قرار دهد. دانشجو نباید در کنار درس، کلاس و سایر مسئولیتها، دغدغه دائمی تأمین غذا و هزینه آن را نیز داشته باشد. به نظر من، مهمترین موضوعی که در این طرح باید مورد توجه قرار گیرد، فشار اقتصادی ناشی از هزینه غذاست؛ مسئلهای که ممکن است با اجرای طرح به یکی از دغدغههای اصلی دانشجویان تبدیل شود.
سپس مهدی محمدی -یک دانشجوی ارشد در رشته روابط بینالملل- به ایسنا گفت: هنوز ابهامهای زیادی درباره این طرح وجود دارد. دانشجویان نمیدانند مبلغ یارانه بر چه اساسی تعیین میشود، آیا متناسب با تورم افزایش خواهد یافت یا خیر و اگر هزینه غذا از مبلغ یارانه بیشتر شود، چه حمایتی از دانشجویان صورت میگیرد. تا زمانی که این موارد شفاف نشود، قضاوت درباره موفقیت یا شکست طرح دشوار است. اصل افزایش حق انتخاب میتواند اقدام مثبتی باشد، اما این موضوع زمانی ارزشمند است که همه دانشجویان، صرفنظر از وضعیت مالی، امکان استفاده برابر از آن را داشته باشند.
وی ادامه داد: اگر اختلاف قیمت غذاها زیاد باشد، ممکن است برخی دانشجویان فقط به دلیل محدودیت مالی، گزینههای کمکیفیتتر را انتخاب کنند و این مسئله در بلندمدت بر سلامت و حتی احساس عدالت در محیط دانشگاه اثر بگذارد. این دانشجوی دکتری افزود: به نظر من دانشگاه همچنان باید مسئولیت نظارت بر کیفیت، بهداشت و قیمت رستورانهای طرف قرارداد را بر عهده داشته باشد. بزرگترین دغدغه من این است که اجرای یکباره چنین طرحی، بدون رفع ابهامها، ممکن است دانشجویان را در عمل با مشکلاتی مواجه کند که پیشبینی نشدهاند.
در ادامه فاطمه احمدپور -دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد- با تاکید بر اینکه باید بین «حق انتخاب» و «حق دسترسی» تفاوت قائل شد، به ایسنا گفت: ممکن است یک دانشجو در ظاهر انتخابهای بیشتری داشته باشد، اما اگر این انتخابها برای همه دانشجویان به یک اندازه در دسترس نباشد، نمیتوان گفت شرایط بهتر شده است. در محیط خوابگاه، بسیاری از دانشجویان برنامه روزانه مشخصی دارند و زمانبندی غذا اهمیت زیادی دارد. گاهی دانشجو بعد از چند ساعت کلاس یا مطالعه، تنها فرصت محدودی برای صرف غذا دارد و وجود یک سیستم مشخص مانند سلف، بخشی از این نیاز را پوشش میدهد. به همین دلیل، تغییر این سیستم باید با شناخت دقیق از سبک زندگی دانشجویان خوابگاهی انجام شود.
این دانشجو افزود: نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله مسئولیتپذیری نهادی است. وقتی دانشگاه مستقیماً غذا ارائه میکرد، دانشجو میدانست برای پیگیری مشکلات باید به چه بخشی مراجعه کند؛ اما در مدل جدید، باید مشخص شود مسئولیت نارضایتی دانشجویان، مشکلات احتمالی رستورانها یا تخلفهای مربوط به کیفیت و قیمت بر عهده چه نهادی خواهد بود. اگر قرار است این طرح اجرا شود، نباید صرفاً با هدف تغییر شیوه پرداخت انجام شود، بلکه باید از قبل مشخص شود چه تضمینی وجود دارد که دانشجویان در شرایط برابر بتوانند از خدمات مناسب استفاده کنند.
دانشجوی دیگری از دانشگاه فردوسی مشهد در رشته معماری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: یکی از مشکلات سیستم فعلی این است که همیشه نیازها و سلیقههای متفاوت دانشجویان را نمیتواند پوشش دهد. بعضی دانشجویان به دلیل شرایط رشته، ساعات حضور در دانشگاه یا حتی مسائل شخصی، ترجیح میدهند گزینههای متنوعتری برای غذا داشته باشند و طرح جدید میتواند این امکان را فراهم کند. البته این به معنای نادیده گرفتن نگرانیها نیست. هر تغییری در ابتدا ممکن است برای دانشجویان ابهام ایجاد کند، اما اگر زیرساختهای لازم فراهم شود، میتوان از فرصتهای آن استفاده کرد.
وی ادامه داد: برای مثال، اگر تعداد رستورانهای طرف قرارداد کافی باشد و خدمات آنها محدود به چند گزینه خاص نباشد، دانشجو واقعاً احساس انتخاب خواهد داشت. گاهی دانشجویان مجبور هستند فقط بر اساس برنامه غذایی اعلامشده تصمیم بگیرند، در حالی که ممکن است آن غذا با شرایط یا ذائقه آنها هماهنگ نباشد. داشتن امکان انتخاب بیشتر میتواند رضایت دانشجو را افزایش دهد، به شرط آنکه تبدیل به انتخاب بین غذای گران و غذای بیکیفیت نشود.
این دانشجو افزود: به نظرم مهمترین موضوع این است که اجرای طرح مرحلهبهمرحله باشد و بازخورد دانشجویان در آن جدی گرفته شود. اگر قرار باشد مشکلات در حین اجرا شناسایی و اصلاح شوند، احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.

فاطمه ارجمند -دانشجوی ارشد رشته تکنولوژی و مهندسی اصلاح بذر- ساکن مشهد ادامه داد: سلف دانشگاه فقط محلی برای صرف غذا نبود. یکی از ویژگیهای مثبت آن این بود که دانشجویان در فضایی مشترک کنار یکدیگر مینشستند، گفتوگو میکردند، میخندیدند و بخشی از تعاملات روزمره آنها در همین فضا شکل میگرفت. حتی برای دانشجویان غیـرخوابگاهی نیز سلف فرصتی بود تا در فاصله بین کلاسها زمانی را به استراحت بگذرانند. اگر قرار باشد این فضا حذف شود، به نظر من بخشی از صمیمیت و تعاملات دانشجویی نیز از بین میرود و محیط دانشگاه تا حدی به فضایی سردتر و خشکتر تبدیل خواهد شد.
وی افزود: من این اتفاق را تا حدی ناشی از ضعف در مدیریت خدمات رفاهی دانشجویان میدانم. احساس میکنم دانشگاه بهتدریج مسئولیت خود را در قبال سلامت، معیشت و رفاه دانشجویان کمرنگتر میکند. این را بهعنوان یک دانشجوی خوابگاهی میگویم که از نزدیک با شرایط زندگی دانشجویان در خوابگاه آشناست و میدانم اجرای چنین طرحی چه مشکلاتی میتواند برای آنها ایجاد کند.
این دانشجو خاطرنشان کرد: مهمترین دغدغه دانشجویان خوابگاهی، بهویژه در شرایط اقتصادی امروز، مسائل مالی است. دانشجوی بومی اگر با افزایش هزینههای غذا مواجه شود، دستکم این امکان را دارد که در برخی روزها از غذای منزل استفاده کند، اما دانشجوی خوابگاهی چنین امکانی ندارد. بسیاری از دانشجویان ساعتهای متوالی در دانشگاه حضور دارند، کلاسهای پشتسرهم دارند و فرصت یا امکان آشپزی برای آنها فراهم نیست؛ بنابراین ناچار میشوند غذای خود را از بیرون تهیه کنند. این موضوع به مرور زمان هزینههای آنها را افزایش میدهد و در پایان ماه فشار مالی قابل توجهی به دانشجو وارد میکند. به نظر من، در تدوین این طرح، شرایط واقعی دانشجویان خوابگاهی آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
مرور دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد که طرح نوین تغذیه، برای دانشجویان تنها یک تغییر در شیوه پرداخت یارانه غذا نیست، بلکه تغییری در یکی از بخشهای مهم خدمات رفاهی دانشگاهها به شمار میرود؛ تغییری که میتواند بر نحوه دسترسی دانشجویان به غذا، کیفیت خدمات و حتی تجربه روزمره آنان از زندگی دانشگاهی اثرگذار باشد. در حالی که برخی دانشجویان افزایش حق انتخاب، تنوع بیشتر غذا و امکان استفاده از ظرفیت رستورانهای مختلف را از نکات مثبت این طرح میدانند، گروهی دیگر نسبت به موضوعاتی مانند میزان یارانه، تأثیر تورم بر قدرت خرید دانشجویان، شرایط دانشجویان خوابگاهی و تضمین کیفیت و سلامت غذا دغدغههایی را مطرح میکنند.
دبیرکل شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد نیز ضمن اشاره به برخی مزیتهای احتمالی این طرح، از جمله افزایش حق انتخاب دانشجویان و تغییر در شیوه مدیریت خدمات تغذیه، بر این باور است که موفقیت آن به جزئیات اجرایی و نحوه پیادهسازی وابسته خواهد بود. بررسی دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد بخش قابل توجهی از دغدغهها نه متوجه اصل ایده پرداخت مستقیم یارانه، بلکه مربوط به چگونگی اجرای آن است؛ اینکه آیا این تغییر میتواند بدون ایجاد فشار مضاعف بر دانشجویان، بهویژه دانشجویان کمبرخوردار و خوابگاهی، انجام شود و آیا سازوکارهای لازم برای حفظ کیفیت، دسترسی و نظارت بر خدمات غذایی پیشبینی خواهد شد.
در مجموع، آنچه از صحبتهای دبیر شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد و دانشجویان به دست میآید، این است که طرح نوین تغذیه با وجود آنکه میتواند فرصتهایی مانند افزایش تنوع و حق انتخاب را ایجاد کند، نیازمند شفافسازی بیشتر درباره جزئیات و پیامدهای اجرایی است. موافقان و منتقدان این طرح هر دو بر یک نکته تأکید دارند؛ اینکه تغییر در یکی از مهمترین خدمات رفاهی دانشگاهها، زمانی میتواند موفق باشد که علاوه بر اصلاح ساختار، شرایط اقتصادی و نیازهای واقعی دانشجویان نیز در تصمیمگیریها مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام

