شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۱
منبع: نمایندگی ایلام
تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سلامت روان جامعه ایلام

در کرسی آزاداندیشی جهاددانشگاهی ایلام بررسی شد:

تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سلامت روان جامعه ایلام

ایلام (ایسنا) - عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام در کرسی آزاداندیشی سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی ایلام با تأکید بر انجام سیاست‌های اقتصادی درست گفت: اگر سیاست‌گذاری‌های اقتصادی با اقناع فکری جامعه صورت گیرد یقیناً بحران اجتماعی حادی شکل نخواهد گرفت و این همان توجه به پیشگیری قبل از درمان است.

 حمزه نظرپور، عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام امروز شنبه ۱۰ مرداد در ابتدای برگزاری کرسی آزاداندیشی با موضوع تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سلامت روان جامعه که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی واحد استان ایلام برگزار شد، به چالش سلامت روان در جوامع کنونی به عنوان «امری مخدوش شده» اشاره کرد و گفت: سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را تعادل بین احساسات، افکار و رفتارها تعریف می‌کند، یعنی ما در برخورد با چالش‌های زندگی احساس کنترل و آرامش داشته باشیم و مبتنی بر آن تفکر، احساسات را کنترل کنیم.

وی خاطرنشان کرد: وقتی رفتاری برخلاف انتظار از غیر دیده می‌شود این سوال مطرح می‌شود که چرا فلانی این رفتار را انجام داد. این سوال همان سوق دادن افراد به طرف بهداشت روان است که عوامل متعددی بر روی به هم خوردن بهداشت روان و سلامتی روان نقش دارند که یکی از آنها پیاده سازی سیاست‌های اقتصادی در جامعه است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام با اشاره به اینکه سنجه‌های ارزیابی اقتصاد شاخص‌هایی مانند رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم یا سطح درآمدها است که حلقه‌ مفقوده این امر در کنار این سیاست گذاری‌ها و تصمیم سازی‌ها، نادیده گرفته شدن سلامت روان است، خاطرنشان کرد: در کنار مباحثی که در پیشبرد اهداف و شکوفایی اقتصادی نقش دارند کسی به سلامت روانی افراد جامعه توجه نمی‌کند. به عنوان نمونه چند سال قبل با افزایش قیمت بنزین، موجی از اعتراض‌های خیابانی به راه افتاد و زندگی خیلی از افراد جامعه تحت تاثیر نظر تصمیم گیرانی قرار گرفت که قبل از اجرای برنامه، حواسشان به اقناع مردم از نظر روانی نبود.

نظرپور با تأکید بر اینکه تصمیمات تیم‌های اقتصادی در شکوفایی روان و آرامش روانی آنها نقش دارد و هر چقدر این امر مهم مورد بی‌توجهی قرار بگیرد و صرف اقتصاد اندیشی باشد، می‌تواند سلامت روان جامعه را با تنش روبرو کند، اظهار کرد: وقتی سیاست‌های اقتصادی منجر به یکسری بی‌ثباتی‌ها شود و تورم لجام گسیخته ایجاد کند و نرخ بیکاری را بالا ببرد نه تنها سلامت روان افراد بلکه امنیت وجودی آنها را با مخاطره مواجه می‌کند که از همین جا یکسری فروپاشی‌ها ابتدا در روان فرد و بعد در زوایایی مختلف جامعه مثل خانواده رخ می‌دهد.

وی افزود: وقتی بحران مالی در زندگی افراد پیش می‌آید و به عنوان نمونه، اقساط وی عقب می‌افتد زندگی شهروندان دچار بی‌نظمی مالی می‌شود. بنابراین بی‌ثباتی پیش آمده، توزان راونی جامعه را به هم زده و فرد را وارد تنش‌های معیشتی می‌کند و در واقع زیربنای سلامت روانی فرد را دچار مشکل می‌کند. در صورتی که وقتی جامعه با سلامتی روان بالا طی طریق کند و اهدافش را دنبال کند، شاهد جامعه‌ای با بهره‌وری بالا، خلاق، شکوفا و البته بالا رفتن آستانه تحمل و تاب آوری اقتصادی هستیم.

تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سلامت روان جامعه ایلام

وی تصریح کرد: بیکاری و فقر به عنوان مهم‌ترین مباحث اقتصادی مورد بحث قرار می‌گیرند، این یک اشتباه است که این مقوله در قالب عدد و رقم سنجیده می‌شود. ما آنها را با میزان از دست رفتن معنا در زندگی شخص و میزان ناامنی در ساختار خانواده بسنجیم چرا که اقتصاد موتور محرک جامعه تلقی می‌شود که روان جامعه سوخت آن است که اگر سوخت دستخوش فساد بشود موتور جامعه علیرغم بهترین سیاست‌های اقتصادی هم از حرکت جا می‌ماند و نمی‌تواند نقش خود را در زندگی بشر ایفا کند.

محمدرضا عزیزی، دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه ایلام به عنوان سخنران اول کرسی آزاداندیشی با بیان اینکه موضوع مورد بحث در مرز مشترک بین اپیدمیولوژی اجتماعی و روان شناسی بالینی با سیاست‌های اقتصادی است، گفت: صحبت از سیاست‌های اقتصادی، ذهن را به سمت بودجه، تورم اقتصادی و اشتغال می‌رود اما سیاست‌های اقتصادی هیچ وقت در سطح اعداد و ارقام و نمودار نمی‌ماند و نتیجه‌ی هر تصمیم اقتصادی دیر یا زود وارد خانه‌های مردم و روابط اعضا می‌شود و در سطح امید، اضطراب و سلامت روان خود را نشان می‌دهد.

وی با بیان اینکه اقتصاد فقط جیب مردم نیست، مسئله ذهن و روان آنها است، ادامه داد: اگر اقتصاد بتواند ثبات ایجاد کند، فرصت شغلی ایجاد کند، قدرت خرید را بالا ببرد و آینده را قابل پیش بینی بکند یقیناً نتیجه آن رشد اقتصادی صرف نیست پیامد آن آرامش روانی، امید به زندگی و تقویت کرامت انسانی است. اما اگر اقتصاد به گونه‌ای باشد که فقر، بیکاری و احساس بی‌پناهی را افزایش بدهد نتیجه آن علاوه بر کوچک شدن سفره مردم، موجب فرسایش روانی جامعه نیز می‌شود.

عزیزی افزود: ایلام استانی با ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های بالا است ولی با درآمد اندک و محدودیت در فرصت‌های شغلی. بدین جهت نمی‌توان از سلامت روان حرف زد و نقش سیاست های اقتصادی را نادیده گرفت.

این دانشجوی دانشگاه ایلام گفت: طبق گزارش رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳ متوسط درآمد سالیانه خانوار شهری در استان ایلام دویست و چهارده میلیون بوده است این عدد در مقیاس ماهیانه کمتر از ۱۸ میلیون است. اهمیت این آمار نشان می دهد درآمد یک خانوار ایلامی در پایین‌ترین رتبه کشوری است. یعنی خانواده شهری ساکن ایلام در مقایسه با بسیاری از نقاط دیگر کشور با منابع مالی کمتر  باید نیازهای اساسی زندگی را تامین کند. در این صورت درآمد فقط یک شاخص اقتصادی نیست و از دیدگاه روانشناسی اجتماعی یک منبع مداوم فشار روانی خانواده است که نه تنها از رفاه کمتری برخوردار است بلکه دائماً در معرض اضطراب تصمیم گیری‌ها می‌باشد.

وی افزود:  این اضطراب مداوم، زمینه‌ساز افسردگی، فرسودگی روانی و حتی کاهش سرمایه اجتماعی می‌شود که در تصدیق این امر، سازمان بهداشت جهانی در گزارش‌های اخیر تاکید کرده که فشارهای اقتصادی، ناامنی مالی، بی‌ثباتی شغلی و محرومیت اجتماعی از عوامل تهدید کننده سلامت روان است یعنی بین شرایط اقتصادی نامطلوب و آسیب پذیری روانی رابطه جدی وجود دارد. بنابراین وقتی فرد در استانی با پایین‌ترین سطح درآمدی در کشور قرار می‌گیرد طبیعی است فشارهای روانی ناشی از معیشت در او بیشتر باشد در چنین شرایطی سلامت روان دیگه صرفاً یک موضوع فردی یا پزشکی نیست بلکه به یک مسئله ساختاری تبدیل می‌شود.

این دانشجوی مهندس برق با اشاره به اینکه حلقه اتصال اقتصاد و روان، اشتغال فرد به عنوان منبع درآمد، هویت، احساس مفید بودن، استقلال مالی، منزلت اجتماعی و امید به آینده است، خاطرنشان کرد: بیکاری یا ناامنی شغلی علاوه بر اینکه خسارتهای مالی دارد بی‌شک به شخصیت و اعتماد به نفس فرد هم آسیب می‌زند.

وی به گزارش منتشر شده در بهار ۱۴۰۴ با استناد به داده‌های مرکز آمار ایران اشاره کرد و گفت: نرخ بیکاری در استان ایلام حدود ۹/۹ درصد بوده است در حالی که میانگین کشوری در همین بازه ۷.۳ درصد بوده، این فاصله شاید در ظاهر فقط ۲.۶ درصد به نظر برسد اما در واقع تعداد بیشتری از جوانان سرپرست خانوار و جویندگان کار در استان ایلام با تجربه بلاتکلیفی، تأخیر در ورود به بازار کار یا ناپایداری شغلی مواجه‌اند.

عزیزی به ایجاد شغل پایدار و شرافتمندانه برای جوانان استان اشاره کرد و گفت: وقتی فرصت‌های شغلی محدود باشد فشارهای ناشی از بیکاری یا اشتغال ناپایدار باعث می‌شود آثار مخرب گسترده‌تری بر خانواده و جامعه وارد شود چرا که جوانی که شغل ندارد در تصمیم‌گیری برای ازدواج، ادامه تحصیل، تشکیل خانواده و پذیرش مسئولیت اجتماعی دچار تردید می‌شود یا پدری که درآمد ناپایدار دارد در تامین نیازهای خانواده دچار فشار مستمر می‌شود؛ مادری که بار روانی مشکلات معیشتی را در خونه مدیریت می‌کند در معرض فرسودگی قرار می‌گیرد پس آثار سیاست‌های اقتصادی فقط در سطح بازار کار باقی نمی‌ماند و به درون روابط خانوادگی و عاطفی نفوذ پیدا می‌کند.

وی تصریح کرد: بر اساس پژوهش‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال ۱۴۰۰ نرخ بروز خودکشی در استان به ازای هزار نفر، ۱۷ نفر بوده و در برخی مناطق مثل هلیلان به بیش از دو برابر رسیده است. بدیهی است که خودکشی یک پدیده تک عاملی نیست بلکه عوامل خانوادگی، فرهنگی، شخصیتی، روان‌پزشکی، اجتماعی و محیط همگی در شکل گیری این آسیب نقش دارد اما فشارهای اقتصادی، احساس بی‌آیندگی، بیکاری، ناتوانی در تامین نیازهای پایه و فرسایش امید؛ همگی می‌تواند به عنوان عوامل تشدید کننده عمل کنند.

عزیزی در ادامه با بیان اینکه نمی‌شود سلامت روان در ایران را فقط با نسخه درمانی یا صرفاً با توصیه‌های فرهنگی روانی اصلاح کرد، گفت: با داشتن چند ویژگی، سیاست گذاری اقتصادی می‌تواند به سلامت روان جامعه کمک کند که یکی از آنها عدالت محوری است. وقتی استانی با این حجم از ظرفیت انسانی و جغرافیایی همچنان پایین‌ترین سطح درآمد را تجربه می‌کند به این معناست که توزیع فرصت و منابع عادلانه نبوده و همین بی‌عدالتی ادراک شده، یکی از منابع مهم نارضایتی و فرسایش قوانین است. دوم اینکه سیاست اقتصادی باید ثبات آفرین باشد یعنی ترس از آینده را کاهش بدهد و سوم اینکه سیاست اقتصادی باید اشتغال‌ساز و به ویژه اشتغال پایدارآفرین باشد.

وی افزود: سیاست گذاری اقتصادی باید پیوست سلامت روان داشته باشد به این معنا که هر طرح اقتصادی عمرانی یا هر توسعه محوری فقط از نظر سود مالی سنجیده نشود بلکه بررسی گردد که چه اثری بر کیفیت زندگی، احساس امنیت، انسجام خانوادگی و آرامش روانی مردم خواهد داشت.

سعید شاه‌محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه ایلام به عنوان دومین سخنران به زندگی جمعی افراد در جامعه و به تبع تاثیرپذیران از سیاست گذاری‌ها بخصوص مقوله سیاست اقتصادی اشاره کرد و گفت: در علم اقتصاد؛ سیاست گذاری بحثی پرتکرار و کانونی است همانگونه که بحث کنش اجتماعی در جامعه شناسی مهم است. حال اینکه یکی از بحث‌های مهم سیاست‌های اقتصادی صحبت از رفاه اجتماعی است که مواردی همچون تورم، توسعه اقتصادی و پیشرفت را شامل می‌شود. اما سلامت روان شامل یک وضعیت نرمال فردی است که فرد بتواند بدون دغدغه فکر کند، خودش را با شرایط تطبیق دهد و به راحتی کنشگری نماید.

تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر سلامت روان جامعه ایلام

وی با اشاره به اینکه باید بین سیاست‌های اقتصادی و سلامت روان ارتباط وجود داشته باشد، افزود: اقتصاد را برای فرد که یک موجود اجتماعی است، سیاست گذاری کنند نه با یک نگاه از بالا به پایین. تصمیم گیری اقتصادی نباید بر حوزه‌های مختلف اجتماعی به عنوان یک امر کلی اتخاذ شود. چرا که بی‌توجهی به حیات اجتماعیه منجر به آسیب زدن به سلامت افراد خواهد شد.

این دانشجوی دانشگاه ایلام در ادامه به جمع تعداد استان‌ها در کشور ایران و البته رابطه مرکز محوری آن اشاره کرد و گفت: تصمیماتی که در مرکز کشور اتخاذ می‌شود بر استان‌ها تاثیر می‌گذارد.

شاه‌محمدی با طرح مجدد سوال که چگونه مولفه‌ای مانند اقتصاد بر سلامت روان تاثیر می‌گذارد، ادامه داد: سیاست‌گذاری اقتصادی بدون در نظر گرفتن زندگی اجتماعی اتخاذ می‌شود. وقتی اجتماعات دارای محدوده جغرافیایی هستند و براساس آن سبک زندگی در آن زیست جهان تعریف شده است و افراد طبق عادت‌وارهایی که دراند در آن محدود جغرافیایی رشد می‌کنند بنابراین وقتی سیاست‌گذاری‌ها مرکز محور باشند و برای تمام کشور و بدون در نظر گرفتن سبک‌های زندگی در محدوده‌های جغرافیایی استان‌ها باشد نتیجه‌ای جزء ملموس بودن نرخ تورم در استان ایلام نیست.

وی افزود: باید سیاست‌گذاری‌ها با در نظر گرفتن قشربندی‌های اجتماعی و محدوده‌های جغرافیایی باشد تا شاهد عوارض‌های تصمیم‌گیری های کلی برای حیات‌های اجتماعی متعدد نباشیم و چه بسی همین الان شاهد نتایج تصمیم‌های کلی در میان جامعه کوچکی مثل ایلام با تاخیر در سن ازدواج، افزایش خشونت، بالا رفتن نرخ طلاق، حاشیه نشینی و ... هستیم. 

این دانشجوی رشته جامعه شناسی با تاکید بر رابطه فضا و زندگی عادی کنشگران جامعه، خاطر نشان کرد: ما به عنوان یک موجود اجتماعی که در شهر و روستا زندگی می‌کنیم؛ سازنده‌ این فضا هستیم و این فضای اجتماعی از سیاست گذاران اقتصادی تاثیر می‌گیرند، به عنوان نمونه سبک زندگی جوان الان در خانه پدری با سبک زندگی در مسکن مهر متفاوت خواهد بود. وقتی شکل زندگی‌ها تغییر می‌کند طبیعی است با حیات اجتماعی قبلی نمی‌خواند، تعارض پیش می‌آید و روان افراد جامعه سلامت نخواهد بود.

عرفان مهدی‌زاده دانشجوی کارشناسی مهندسی برق دانشگاه ایلام به عنوان سومین سخنران کرسی آزاداندیشی؛ از سلامت روان به عنوان داشتن امید، احساس امنیت، حس ارزشمندی و باور به آینده روشن یاد کرد و گفت: وقتی باور به آینده یا احساس امنیت در فرد کمرنگ باشد تاثیر آن فقط روی یک فرد نیست بلکه تمام جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه استان ایلام از حیث شاخص‌های سلامت روان و به عنوان نمونه آمار خودکشی و دگرکشی وضعیت نگران کننده‌ای دارد، افزود: آیا در وضعیت پیش آمده فقط اقتصاد مقصر است؟ نه چرا که اگر اینگونه بود سایر استان‌های کم برخوردار نیز چنین شرایطی را تجربه می‌کردند. بنابراین مقوله‌ی خودکشی یا سلامت روان جامعه یک چرخه است و محصول یک زنجیره از موارد مختلف مانند تورم، بیکاری، ناامیدی نسبت به آینده، فشارهای اجتماعی، اختلافات خانوادگی، احساس بی عدالتی، دسترسی محدود به سلامت روان و کاهش امید است. که اقتصاد در همه این موارد شرط هست، اما نه شرط لازم.

مهدی‌زاده ادامه داد: نداشتن امید به آینده مهمترین آسیبی است که جوان ایلامی با آن روبرو است؛ مولفه‌ای که خیلی از درآمد مهم‌تر بوده چرا که آینده علاوه بر اینکه برای این جوان قابل پیش بینی نیست، فرصت‌های برابر وجود ندارد، فشار روانی بیش از حد است و اینجاست ک

وی با اشاره به اینکه اقتصاد ضعیف یکی از عوامل افزایش دهنده خطر است، افزود: تاثیر اقتصاد، مستقیم روی جامعه نیست اما سه معیار اساسی که باعث می‌شود اقتصاد بر روی سلامت روان تاثیرگذار باشد، شامل احساس کنترل بر زندگی، احساس پیشرفت و احساس امید هستند.

مهدی‌زاده یادآوری کرد: وقتی تورم بالا می‌رود در حالی که درآمد شخص ثابت است، این احساس که کنترل زندگی از دست او در رفته است شکل می‌گیرد و موجب اضطراب می‌شود. وقتی فرد بیکار است یا نابرابری‌های شغلی وجود دارد افراد در مقام مقایسه قرار می‌گیرد و در نهایت جوان احساس ناامیدی نسبت به آینده پیدا خواهد کرد و اینجاست که یک مسئله اقتصادی تبدیل به مسئله روانی می‌شود.

این دانشجوی دانشگاه ایلام با تاکید بر پیشگیری بهتر از درمان است و اینکه با وضعیت پیش آمده چکار کنیم، گفت: بهتر است به سلامت روان در مدرسه، دانشگاه و خانواده اهمیت داد و البته به تغییر سیاست‌های کلی نیز تاکید کرد. همچنین حرکت مردم به سمت اتاق‌های مشاوره و روانشناسی عادی سازی شود و آسین شناسی کنیم چرا وقتی جوانان ما که بین سن‌های ۱۹ تا ۲۹ سالگی به دنبال ساختن آینده هستند چرا باید در این بازه زمانی فشارهای مختلف را روی خود احساس کند.

وی یادآور شد: سه نقد اصلی در این بحث وجود دارد یکی تاکید بیش از حد بر درمان به جای پیشگیری است، دوم؛ ضعف هماهنگی بین دستگاه‌ها مانند نهادهای آموزشی، بهداشتی، رسانه‌ای، دانشگاه‌ها و نهادهای اجتماعی است که به جای هم افزایی، موازی با یکدیگر فعالیت می‌کنند و سوم؛ کمبود سیاست‌گذاری ویژه جوانانی است که بیشترین آسیب مورد توجه این گروه سنی است.

مهدی‌زاده در پایان خاطر نشان کرد: نمی‌توان هیچ نهادی را به تنهایی مقصر بحران پیش آمده دانست اما انتظار می‌رود برای داشتن ایران بهتر و شکوفاتر، حوزه‌های مختلف از اقتصاد گرفته تا آموزش و ... مانند چرخ دنده‌های یک موتور در راستای ضعیف کردن بحران پیش آمده عمل کنند.

دکتر نظرپور در بخش دوم صحبت‌های خود، با طرح این سوال که در دوره بحرانی جنگ تحمیلی سوم که افراد با انواع و اقسام اضطراب‌ها و مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردیم، شاهد حذف ارز ترجیحی از سوی دولت بودیم؛ آیا برایمان مهم نبود یا مانند این بود که دست ما را از کتف درآوردند؟ ادامه داد: برای افراد جامعه درد ایجاد شد و افراد را دچار مشکل و مسائل روحی روانی و دچار وسواس خاطر می‌کند. وقتی حقوق مزایا پایین باشد و تورم در بالاترین جایگاه، این فعل تبدیل به یک سیاست اشتباه و بحران‌ساز می‌شود.

وی با اشاره به اینکه متاسفانه هیچ وقت به دنبال حل مشکلات اقتصادی به صورت علمی و آکادمیک نبوده‌ایم، افزود: سالیانه مبلغی به تناسب روی حقوق کارمند می‌رود تا به اصطلاح تورم را جبران کند اما براساس اقتصاد جهانی وقتی اعلام می‌شود قیمت بنزین افزایش می‌یابد، اعلام خبر فی نفسه ۳ درصد تورم ایجاد می‌کند بنابراین سیاست‌گذاری‌های اشتباه ما را ناخواسته وارد یک چالش می‌کند و امکان دارد تمام زوایای زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد.

نظرپور یادآوری کرد: سیاست گذاری‌های اشتباه، سلامت روان ما را دچار مشکل می‌کند و به صورت ناخودآگاه من که آدم سالمی هستم اینقدر فشار را روی دوش خود احساس می‌کنم که به جای عادی صحبت کردن، داد می‌زنم. بدین جهت وقتی جامعه را مدیریت می‌کنیم، نیاز داریم از تصمیم‌گیری‌های احساسی، غریزی و سلیقه‌ای فاصله بگیرم و به سمت علمی بودن آن برویم چرا که همیشه پشت علم، منطق وجود دارد. چه بسی وقتی با انسان حرف مبتنی بر منطق و استدلال زده می‌شود، اقناع شده و با یک آمادگی ذهنی از قبل به سراغ عملیاتی کردن یک تصمیم می‌توان رفت.

وی به حذف یارانه‌ها در ادوار گذشته و پیامدها و مشکلاتی که کماکان ادامه دارد، اشاره کرد و گفت: چرا باید اتصاد ما مبتنی بر دلار باشد، اگر بر ما تحمیل شده است برای مقابله با آن چه سیاستی در پیش گرفته شده است؟ افراد جامعه تاوان این سیاست اشتباه را در شغل، زندگی و مراودات پس می‌دهد. در حالی که پیاد سازی سیاست‌های برای افراد جامعه‌ای است کع می‌خواهید پشت شما باشند، مولد و اشتغال‌زا باشند، مالیات را پرداخت کنند و ... پس چرا نباید سلامت روان جامعه در سیاست گذاری‌ها و تصمیم سازی‌ها لحاظ شود؟

این استاد دانشگاه ایلام عنوان مورد بحث کرسی آزاداندیشی را سه دسته تقسیم بندی کرد و گفت: یک دسته از مسئله، اختلالات استرس محورند که شایع‌ترین واکنش‌های بی‌ثباتی اقتصادی می‌تواند بحث اضطراب عمومی باشد و اینکه شخص مدام نگرانی دارد که آینده مالی من چطور می‌شود، آیا من سرپرست خانوار با این بی‌ثباتی‌ها، فردا روزی می‌توانم مایحتاج حداقلی خانواده را فراهم کنم یا باید استرس این را داشته باشم از مخارج زندگی بزنم، کولر ماشینم را روشن نکنم تا سوخت کمتری مصرف شود تا به امور دیگر مالی منزل برسم. این نگرانی‌های مدام همراه ما اضطراب مالی هست که یک نوع استرس خاصی است که مستقیماً از عدم توانایی در مدیریت بدهی‌های ما ناشی می‌شود که اگر دو قسط ما به هر دلیلی عقب افتاد نظم زندگی، نظم عمومی، نظم مالی کلاً به هم می‌خورد و این باعث بهم خوردن حالت‌های آرامش روانی و روحی ما می‌شود.

نظرپور ادامه داد: این بحث، صحبت از اختلال استرس پس از سانحه در بحران‌های اقتصادی است که فرد دچار بحران ناگهانی اقتصادی می‌شود. به عنوان نمونه مستاجری که پس از ۲۰ سال از طرف صاحب خانه جواب می‌شود به این بهانه که اگر منزلم را بفروشم فلان میلیارد تومن می‌کند پس چرا منتظر ماهی فلان رقم باشم، حال اینکه صحبت مستاجر این است که نمی‌توانم با این وضعیت تورم لجام گسیخته،  اجاره‌ی بیشتر بدهم و زندگی من با مخاطره روبرو شده است. و یا حبابی که در بازار ماشین هست و اینکه حق من داشتن ماشین خوب است، برای داشتن ماشین باید برویم در سایت ثبت نام کنیم. در قرعه‌کشی اسم ما بیرون نمیاد و از طرفی نظاره‌گر تصویری در تلویزیون مبنی بر دپوی ماشین هستیم. اما وقتی شمای دولت برای من سیاستی می‌پیچید که من را عملاً با مشکل مواجه می‌کنید و زندگی و نظم عمومی من را به هم می‌ریزد.

وی از اختلالات نوع دوم، به اختلالات خلقی اشاره کرد و گفت: این استرس مزمن‌تر است که حالت اضطراب شدیدتر می‌شود. اینکه احساس ناامیدی از آینده یک جمله معروف از سوی دانشجوهاست و به یک آسیب هم در دانشگاه شده است و می‌شنویم که آقا من درس بخوانم برای چی.؟ شما که درس خواندید به کجا رسیدید. وقتی فارغ التحصیل ما بدون شغل می‌ماند دردی را حس نمی‌کند اما طرف با مدرک دکتری حقوق بیکار می‌ماند و می‌بیند مدیر دفتر مثلاً فلان شعبه دادگستری ادبیات فارسی خوانده و مشغول به کار است این درد دارد و ناامیدی، از دست دادن انگیزه برای کار، احساس بی‌ارزشی و... به مشکل اساسی این فرد تبدیل می‌شود و این نشات گرفته از سیاست‌های بد اقتصادی است.

نظرپور با بیان اینکه اقلیم حاکم بر استان ایلام، باعث یک سری تغییرات سریع در خلق و خوی افراد آن می‌شود، خاطرنشان کرد: یکی از علت‌های عمده‌ آن بحث نوسانات شدید اقتصادی است یعنی فشار محیطی باعث می‌شود که ما هم ناخودآگاه در این قضیه قرار بگیریم.  من دانشجو داشتم سر کلاس ناراحت شده پرخاشی کرده، و برام سوال شده که چرا اینقدر بد رفتار کرد؛ اینکه پسری آرامی بود. بعد از کلاس با هم نشستیم صحبت کردیم از مشکلات شدید اقتصادی حرف زد و اینکه گفت چندین شب است نمی‌خوابم تا گاوی که دارم بزاید و دیشب گوساله مرده به دنیا آمد. بنابراین وقتی بحران‌های اقتصادی شکل بگیرد ما دچار نوسان خُلقی می‌شویم. چرا که شخص در ابتدایی‌ترین مسئله‌اش مانده و شما نمی‌توانید با این شخص در آرامش صحبت کنید.

این استاد دانشگاه به دسته سوم اختلالات که مربوط به شخصیت و روابط اجتماعی است اشاره کرد و افزود: در صحبت‌ها به مصرف مواد مخدر، قلیان، سیگار و... اشاره شد آیا واقعا سیگار کشیدن مشکل را حل می‌کند؟  قطعاً نه. اما افراد برای فرار از واقعیت‌های تلخ اقتصادی یا مدیریت استرس ناشی از فقر به سمت این خود درمانی‌های اشتباه می‌روند. چه بسی فشار اقتصادی که یکی از اصلی‌ترین عوامل تنش در خانواده است منجر به اختلالات رفتاری در کودکان نیز بشود.

وی تصریح کرد: وقتی حس خودکارآمدی کاهش می‌یابد فرد احساس می‌کند برخلاف تلاشی که دارد، نمی‌تواند نسبت به محیط پیرامونی خود کنترل داشته باشد و منجر به نوعی درماندگی خود آموخته می‌شود.

استاد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه ایلام ادامه داد: قبل از جنگ تحمیلی سوم یک اغتشاش خیابانی شکل گرفت به عنوان نمونه در خیابان شهدا چند بانک آتش زده شد. بعضی از این بانک‌ها ملک شخصی بودند. صاحب ملک افراد اغتشاشگر را قسم می‌دهد که آقا آتش نزنید ملک شخصی است اما شخص خاطی بخاطر حقارتی که خودش از نظر اقتصادی تحمل کرده الان کف خیابان آمده و جواب می‌دهد. این شخص به دلیل سیاست‌گذاری دولت به این وضع افتاده است، آیا دولت سیاست حمایتی برای این قشر جامعه در نظر گرفته است؟ وقتی حمایتی از سوی دولت نیست فرد دچار مشکل روحی روانی خواهد شد.

نظرپور گفت: بنابراین فشار اولیه اقتصادی ما را وارد یک سری اضطراب‌ها و استرس‌ها می‌کند، مرحله بعد فشار مزمن است که ما را وارد فاز افسردگی و درماندگی می‌کند و فاز سوم مرحله فروپاشی است، اینکه من به سمت مصرف مواد مخدر، کشیدن سیگار و قمه کشیدن یا دیگرکشی و خودکشی می‌روم و در نهایت منجر به آن دسته از آسیب‌های اجتماعی می‌شود که روند تخریبی را به صورت کامل انجام می‌دهد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها