به گزارش ایسنا، عصر وب ۳ و جهان رباتیک، معادلات دیرپای رسانهای را در هم ریخته و روزنامهنگاران حرفهای را در موقعیتی قرار داده که برای بقا، ناگزیر از بازتعریف نقش خود هستند.
مجید رضاییان ـ استاد ارتباطات و نویسنده کتاب شیوهنامه روزنامهنگاری ـ در گفتوگویی با ایسنا، با نگاهی آسیبشناسانه به «افول مخاطب رسانههای سنتی» در ایران، هشدار میدهد که «توقف در عصر چیستی» و غفلت از «ژانر تحلیلی و عنصر تصویر»، این رسانهها را به حاشیه رانده است. در مقابل، او از ظهور پدیدهای به نام «روزنامهنگاری رباتیک» و رقابت دادهکاوی و رباتها با نیروی انسانی سخن میگوید و راه برونرفت از این بحران را در مهارتآموزی، راستیآزمایی و تعامل هوشمندانه با اینفلوئنسرهای دارای مرجعیت میداند.
عصر وب ۳ و ورود به جهان رباتیک
این استاد ارتباطات در ابتدا درباره ضرورت شناخت دقیق عصر کنونی اظهار کرد که ابتدا باید دانست اکنون در چه عصری واقع شدهایم و توضیح داد: ما در عصر وب ۳ قرار داریم؛ عصری که اصل آن وب هوشمند است.
وی توضیح داد که این فضا به ما میآموزد که وارد جهانی به نام جهان رباتیک شدهایم، جهانی که الزامات خاص خود را به همراه آورده و پیوسته در حال توسعه است و یکی از این الزامات، «روزنامهنگاری رباتیک» محسوب میشود. به همین دلیل روزنامهنگار در این عصر، باید روزنامهنگار، مونتور باشد.
«انسان ـ رسانه» واژهای ناپخته در مقایسه با جهان رباتیک
رضاییان در ادامه دربارهٔ مفهوم انسان ـ رسانه و نسبت آن با جهان رباتیک مطرح کرد: هنگامی از انسان ـ رسانه سخن میگوییم، در واقع به همین جهان رباتیک اشاره داریم؛ جهانی که در آن رقابت دادهکاوی با انسان شکل میگیرد و در عین حال، هوش مصنوعی میتواند معادلهایی برای خود-ارتباطگران (بهقول کاستلز) فراهم آورد. بنابراین، رقابتی جدی میان روزنامهنگار در جهان واقعی و جهان وب - که خود بهتدریج به جهان واقعی بدل میشود - پدید آمده است و از این رو، واژهٔ انسان-رسانه را واژهای دقیق یا پخته ندانست و بهتر دانست که از جهان رباتیک سخن بگوییم.
اینفلوئنسرهای دو دسته با دو روایت متفاوت
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به پدیدهٔ اینفلوئنسرها و بلاگرها اشاره کرد و توضیح داد: در این جهان رباتیک ـ در ادامه اکو سیستم شبکههای اجتماعی ـ با دو دسته از آنها مواجهایم؛ دستهٔ اول، افرادی هستند که در زمینهای خاص مرجعیت دارند و تولید محتوای خود را در همان حوزه انجام میدهند؛ مانند ورزشکاران، هنرمندان یا کارشناسان اقتصادی که در زمینۀ تخصصی خود به تولید محتوا میپردازند. دستهٔ دوم، کسانی هستند که به هر قیمتی میخواهند دیده شوند و فاقد تخصص و مرجعیتاند.
چرا رسانههای ایران مخاطب خود را از دست دادند؟
این استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم دربارهٔ علت افت مخاطب رسانههای حرفهای ایران اظهار کرد: بخشی از این مسئله، عقبماندگی از دنیای جدید است؛ یعنی نتوانستهاند ابتدا با «ذائقهٔ مخاطب» همراه شوند و در ادامه، در چرخهٔ ارتباطی، بهجای پرداختن به «نیاز مخاطب»، همچنان در عصر استاتیک و مرحله «چیستی» (what) ماندهاند.
وی تأکید کرد که رسانههای حرفهای موفق در فضای وب، آنهایی هستند که به دو عنصر داینامیک یعنی «چگونگی» و «چرایی» میپردازند و از صرف گزارش «چه خبر» فراتر میروند.
«روزنامهنگاری تحلیلی» تنها ژانر مسلط در عصر جدید
رضاییان در ادامه، ژانر روزنامهنگاری تحلیلی را تنها ژانر مسلط و عمیق دانست که چراغ آن همچنان روشن خواهد ماند و مطرح کرد که این ژانر، هرچند با چالشهای متعددی روبهروست، اما مسیر اصلیِ بقای رسانههای حرفهای در عصر وب ۳ بهشمار میرود.
وی در بخش دیگری به جدال خرد و تکنولوژی پرداخت و یادآور شد: پیش از سال ۲۰۲۰ - حدوداً سال ۲۰۱۷ - در یک کنفرانس علمی اشاره کرده بودم که متاسفانه جهان به سمت «تشویق به نخواندن» و «تشویق به دیدن» پیش میرود، یعنی گرایش به دنیای تصویر، در وب۳ همچون ایموجیها در شبکههای اجتماعی یا وب ۲، روزبهروز افزایش مییابد.
به همین دلیل، کمپانیهایی مانند متا با ترکیب پلتفرمهای تصویری (اینستاگرام) و متنی (واتساپ و تلگرام) به یک هلدینگ تبدیل شدند و تولد متا دقیقاً با همین نگاه رقم خورد.
در این زمینه بخوانید:
اینفلوئنسرها را تحویل بگیریم/رسانههای اصلی مخاطبشان را از دست دادهاند
تأکید بر تصویر در بستر روزنامهنگاری تحلیلی
مجید رضاییان توصیه کرد که روزنامهنگاران حرفهای بر عنصر تصویر تأکید کنند، اما همچنان در چارچوب روزنامهنگاری تحلیلی باقی بمانند؛ چراکه در جهان وب امروز، مخاطب هرچند بچرخد، ببیند یا بخواند، بهسختی میتواند به عناصر پنجم و ششم (چگونگی و چرایی) دست یابد یا دستکم آنها را بهصورت منسجم دریافت کند.
وی به نمونهٔ موفق تیتر اول واشنگتنپست در پروندهٔ خاشقچی اشاره کرد که در عرض ۶۰ دقیقه، بیش از ۱۰ میلیون و پانصد هزار بازدید در فضای مجازی کسب کرد و این را نشانهٔ توجه به پیگیری و یا تعقیب خبری دانست.
تعامل با اینفلوئنسرهای حرفهای
رضاییان در ادامه، دربارهٔ نحوهٔ برخورد با اینفلوئنسرها و بلاگرها مطرح کرد که رویکرد صحیح، تعامل با دستهٔ حرفهای و دارای مرجعیت است. وی تأکید کرد که رسانههای حرفهای و روزنامهنگاران متخصص، نیازی به توجه به آن دسته از اینفلوئنسرهایی که فاقد تخصص هستند و در مجامع رسمی دعوت میشوند، ندارند و نباید آنان را به رسمیت بشناسند؛ اما با اینفلوئنسرهای حرفهای در حوزههای تخصصی - مانند اقتصاد، بورس، ورزش یا هنر - میتوان ارتباط برقرار کرد و تعامل دوسویه داشت.
راستیآزمایی سلاح روزنامهنگار در جهان دادهکاوی
وی در ادامه توصیه کرد که این تعامل، بهویژه اگر با تقویت حضور در عرصهٔ تصویر همراه باشد، میتواند به جذب مخاطب بیشتر منجر شود و در عین حال، در جهان رباتیک و دادهکاوی که فقدان سندیت و مشروعیت به مراتب بیشتر شده، روزنامهنگار حرفهای میتواند از راستیآزمایی محتوای منتشرشده بهره گیرد و نقاط نادرست را آشکار کرده و روایت صحیح را ارائه دهد.
«مهارتآموزی» و «ژانر روزنامه نگاری تحلیلی» کلید بقاست
این استاد ارتباطات، دو راهبرد کلیدی برای بقا در این جهان را افزایش مهارتآموزی و تأکید بر روزنامهنگاری تحلیلی دانست و اظهار کرد: در جهانی که ترغیب به دیدن و متأسفانه ترغیب به نخواندن حاکم است، تنها از این مسیر میتوان به اعتبار و تأثیرگذاری دست یافت.
در این زمینه بیشتر بخوانید:
پاسخ به نگرانی خبرنگاران
رضاییان در واکنش به نقدهای مکرر خبرنگاران و رسانههای رسمی نسبت به اینفلوئنسرها که معتقدند این افراد جای آنان را گرفتهاند، اظهار کرد: روزنامهنگاران حرفهای باید به خاطر داشته باشند که تعامل با اینفلوئنسرها - با همان تقسیمبندی دوگانهٔ یادشده - ضروری است. وی تأکید کرد که آن دسته از اینفلوئنسرهایی که حرفهای و دارای مرجعیت هستند، شایستهٔ ارتباط و تعامل دوسویه هستند و روزنامهنگاران نیز باید در عرصهٔ تصویر فعالتر ظاهر شوند، اما دلیل موفقیت روزنامهنگار حرفهای، ورود به لایههای چگونگی و چرایی است و اگر این توان با مهارتآموزی بیشتر همراه شود، بهیقین موفقتر خواهد بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد که آن دسته از اینفلوئنسرهای فاقد تخصص، نیازی به رسمیتشناسی از سوی رسانههای حرفهای ندارند، اما رسانهٔ حرفهای و روزنامهنگار متخصص میتواند با یک اینفلوئنسر حرفهای در حوزهٔ تخصصی خود - چه در اقتصاد، چه بورس، چه ورزش و چه هنر - تعامل برقرار کند و این تعامل، به جذب مخاطبان بیشتر منجر خواهد شد.
انتهای پیام

