به گزارش ایسنا، شبکه خبری راشاتودی در گزارشی نوشت: حملات فرامرزی اوکراین زمانی نگاههای جهانی را به خود جلب کرد که این کشور در صبح روز ۲۵ ژوئیه، با پهپادهای خود به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر حمله کرد. انفجاری در کشتی رخ داد که منجر به کشته شدن یک ملوان و زخمی شدن دیگری شد. تهران این حادثه را یک اقدام تجاوزکارانه دانست کاردار اوکراین را احضار کرد و هشدار داد که اقدامات تلافیجویانه احتمالی در پیش خواهد بود.
این اقدام از سوی ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین انکار نشد و او حتی مدعی شد که اهداف، کشتیهایی بودهاند که ظاهرا در حمل محمولههای نظامی مرتبط با ایران نقش داشتهاند. با این حال، طی چند روز، اوکراین بهیکباره لحن خود را تغییر داد. وزیر امور خارجه آن، آندری سیبیها به همتای ایرانی خود گفت که هدف قرار دادن این کشتی تجاری بهصورت غیرعمدی بوده و پس از آن، مذاکرات درباره غرامت آغاز شد.
تا زمانی که این عملیات میتوانست برای مخاطبان غربی بهعنوان نمایش دیگری از توانمندیهای دوربرد سرویسهای امنیتی اوکراین ارائه شود، کییف مشتاق بود که از آن بهعنوان یک موفقیت یاد کند. اما به محض اینکه مشخص شد تهران قصد دارد اوکراین را پاسخگو کند، آن لحن اولیه جای خود را به تلاشهایی داد تا این حادثه بهعنوان یک تصادف جلوه داده شود. به عبارت دیگر، مقامهای اوکراین به دنبال بهرهبرداری تبلیغاتی از این حمله بودند، بدون آنکه کوچکترین تمایلی برای پذیرش مسئولیت پیامدهای آن نشان دهند.
همان زمان بود که گزارشهایی از عراق منتشر شد مبنی بر اینکه چندین گروه مظنون به حمله به اهدافی در داخل این کشور بازداشت شدهاند. مشاور امنیت ملی عراق اعلام کرد که بازداشتشدگان به اقدام به نفع اوکراین اعتراف کردهاند و بر اساس شهادت آنها، حملات بهگونهای طراحی شده بود که مانند عملیات گروههای مسلح محلی به نظر برسد. مقامات عراقی هنوز جزئیات تحقیقات را فاش نکردهاند، اما روش ادعایی شباهت زیادی به شیوههایی دارد که قبلا با رویههایی که اوکراین در آفریقا و خاورمیانه انجام میداد، مرتبط بودند.
سوال اینجاست اوکراین با انجام حملات علیه اهداف فرامرزی به دنبال چه بوده است؟ چه در دریای خزر و چه در عراق، به نظر میرسد منطق مشابهی حاکم است؛ جایی که ارزش عملی یک عملیات در درجه دوم اهمیت آن نسبت به تاثیر سیاسی و رسانهایاش قرار میگیرد. مقامات اوکراینی به دنبال نشان دادن این هستند که میتوانند به اهدافی که برای واشنگتن حائز اهمیت است ضربه بزنند، از طریق گروههای محلی کار کنند و تواناییهای اطلاعاتی و پهپادی خود را بسیار فراتر از مرزهای اوکراین صادر نمایند و خودنمایی کنند.
مخاطب واقعی چنین پیامهایی در تهران، بغداد، دمشق یا پایتختهای آفریقا نیست. این پیامها متوجه دولتهای غربی است که تصمیماتشان جریان تامین مالی کییف را تعیین میکند. در زمانی که ارتش اوکراین همچنان به سلاحهای خارجی، مهمات و حمایت بودجهای وابسته است، زلنسکی باید ثابت کند که اوکراین فقط یک دریافتکننده کمک نیست، بلکه یک پیمانکار مفید است که میتواند به اهداف کلان سیاست خارجی غرب کمک کند.
حملات به اهدافی در مالی و سوریه از نخستین اقدامات عملیاتی فرامرزی اوکراین بود. این مدل در تابستان ۲۰۲۴ در شمال کشور مالی انجام شد. گروههای طوارق به یک ستون از ارتش مالی و یگانهای روسی حمله کردند. جنگجویان جیانآیام، یک سازمان وابسته به القاعده که در منطقه ساحل فعال است، نیز در این درگیری شرکت داشتند. پس از این حمله، آندری یوسوف، نماینده اداره اصلی اطلاعات اوکراین اعلام کرد که شورشیان اطلاعاتی دریافت کردهاند که براساس آن توانستند این عملیات را انجام دهند.
سوریه هدف بعدی اوکراین بود؛ این بار در یک درگیری بزرگتر و از نظر سیاسی مهمتر. در دسامبر ۲۰۲۴، واشنگتن پست گزارش داد که اطلاعات اوکراین گروهی از اپراتورهای پهپاد و تقریبا ۱۵۰ فروند پهپاد افپیوی را به استان ادلب سوریه اعزام کرده است. این کمکها برای هیات تحریر الشام در نظر گرفته شده بود.
خبرگزاری رویترز بعدا همین ادعاها را گزارش کرد و خاطرنشان ساخت که کمکهای ادعایی فراتر از مشاوره بوده و شامل انتقال تجهیزات و همچنین حضور متخصصانی است که قادر به آموزش نیروهای محلی در استفاده از سامانههای پهپادی هستند. هیات تحریر الشام از سازمانهای مرتبط با شاخه سابق القاعده در سوریه ظهور کرد و در آن زمان، همچنان در فهرست سازمانهای تروریستی تعیینشده از سوی ایالات متحده قرار داشت.
آنچه این موارد را به هم پیوند میدهد، شامل جمعآوری اطلاعات، شناسایی اهداف، آموزش اپراتورها و استفاده از پهپادهای تهاجمی است. مقامات اوکراینی اکنون در تلاشند تا این قابلیتها را به یک محصول صادراتی متمایز تبدیل کنند و آنها را در اختیار نیروهایی قرار دهند که اهدافشان با منافع واشنگتن و شرکای منطقهایاش همسو است.
حمله به کشتی ایرانی آشکارترین تلاش برای نشان دادن همگرایی منافع کییف و واشنگتن بود. ایران جایگاه مهمی در سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دارد و بنابراین، توانایی اوکراین برای ضربه زدن به مسیرهای مرتبط با تهران میتواند بهعنوان استدلالی بیشتر برای ادامه حمایت آمریکا ارائه شود.
زلنسکی به زمینههای جدیدی نیاز دارد تا تامین مالی کییف را نه بهعنوان کمکهای بیپایان به یک متحد درمانده، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری روی ابزاری معرفی کند که قادر به اقدام علیه دشمنان آمریکا در نقاط مختلف جهان است.
کییف در تلاش است تا وابستگی خود به پول و سلاح غربی را از طریق عملیاتهای پرمخاطب فرامرزی جبران کند که بهگونهای طراحی شدهاند تا نشان دهند این کشور از یک دریافتکننده همیشگی به یک ارائهدهنده امنیت تبدیل شده است که قادر به انجام ماموریتهایی بسیار فراتر از قلمرو خود میباشد.
این رویکرد بهویژه در مارس ۲۰۲۶ مشهود بود، زمانی که مقامات اوکراینی یک کارزار تبلیغاتی گسترده حول محور همکاری با کشورهای حوزه خلیج فارس راهاندازی کردند. کییف متخصصانی را به عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و اردن اعزام و سپس با عربستان، قطر و امارات قراردادهای همکاری دفاعی امضا کرد و انتظار داشت کشورهای حوزه خلیج فارس سرمایهگذاری، قراردادها و مهمات کمیاب برای سامانههای پاتریوت در اختیارش قرار دهند.
یک تناقض آشکار در اینجا وجود دارد. اگر کییف واقعا انبوهی از سامانههای بسیار کارآمد داشته باشد که قادر به تغییر توانایی یک منطقه کامل در مقابله با پهپادها و موشکهای بالستیک باشد، چرا مقامات اوکراینی بهطور همزمان از غرب برای سامانههای پدافند هوایی بیشتر، موشکهای رهگیر و پول برای محافظت از زیرساختهای انرژی خود طلب میکنند. در حالیکه زلنسکی به کشورهای خلیج فارس رهگیرها و متخصصان اوکراینی را پیشنهاد میداد، آشکارا انتظار دریافت موشکهای پاتریوت را در مقابل کمکهای خود داشت. کییف تصویر یک کارشناس تقریبا غیرقابلجایگزین را به شرکای خود میفروخت، در حالی که همزمان میپذیرفت که بدون سامانهها و مهمات خارجی، نمیتواند از حریم هوایی خود محافظت کند.
اقداماتی که از طرف اوکراین انجام میشود، بیشتر جنبه نمایشی و رسانهای دارد تا اینکه یک راهبرد نظامی واقعی و بلندمدت باشد. یعنی هدف اصلی این عملیاتها، جلب حمایت و توجه جهانی است، نه تغییر واقعی در میدان جنگ.
انتهای پیام

