سیدحسین سیدموسوی در گفتوگو با ایسنا درباره امکان عمومیسازی دانش و نقش دانشگاهیان در ارتقای آگاهی عمومی، اظهار کرد: به اعتقاد من اساسا نمیتوان برای همه علوم جایگاهی یکسان در حوزه «علم عمومی» قائل شد، زیرا استعدادها و تواناییهای انسانها با یکدیگر متفاوت است و هر فرد در حوزهای خاص توانایی و علاقه بیشتری دارد.
وی ادامه داد: برخی افراد استعداد فعالیت در حوزه ادبیات را دارند، برخی به پزشکی، مهندسی، کشاورزی، روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه، فقه، اصول یا سایر رشتههای تخصصی گرایش پیدا میکنند. هر یک از این علوم نیز دارای مقدمات و پیشنیازهایی هستند که بدون طی کردن آنها، دستیابی به مباحث تخصصی و نتایج عمیق آن علم امکانپذیر نیست.
این استاد فلسفه با اشاره به اینکه علوم تخصصی بر پایه آموزشهای مرحلهای شکل میگیرند، اضافه کرد: در رشتههایی مانند ریاضیات، فیزیک، شیمی و سایر علوم پایه، مباحث به اندازهای تخصصی هستند، که نمیتوان آنها را به شکلی کاملاً ساده و عمومی در اختیار همه افراد جامعه قرار داد. البته این به معنای بیفایده بودن اطلاعرسانی درباره این علوم نیست، بلکه باید میان خود دانش تخصصی و نتایج و کاربردهای آن تفاوت قائل شد.
سیدموسوی خاطرنشان کرد: به عنوان مثال، لزومی ندارد عموم مردم جزئیات پیچیده دانش هستهای یا مباحث تخصصی جراحی چشم را بدانند، اما میتوان آثار، فواید، کاربردها و نقش این علوم را در زندگی روزمره برای آنها توضیح داد. در واقع آنچه قابلیت انتقال عمومی دارد، بیشتر پیامدها و دستاوردهای علوم است تا مباحث فنی و تخصصی آنها.
وی با بیان اینکه در علوم انسانی شرایط متفاوت است، بیان کرد: در حوزههایی مانند فلسفه، روانشناسی، جامعهشناسی و حتی اقتصاد، امکان سادهسازی مفاهیم و ارائه آنها در سطوح مختلف وجود دارد و به همین دلیل این علوم ظرفیت بیشتری برای ارتباط با عموم جامعه دارند.
این استاد فلسفه ادامه داد: امروزه شاهد هستیم که برخی استادان علوم انسانی، مباحث تخصصی را در سطوح مقدماتی، متوسط و پیشرفته تدوین و ارائه میکنند. بهویژه در حوزه فلسفه، تلاشهای ارزشمندی برای آموزش عمومی صورت گرفته و حتی موضوع «فلسفه برای کودکان» نیز طی سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
سیدموسوی با اشاره به روند رو به رشد این اقدامات، اضافه کرد: این حرکتها نشان میدهد که عمومیسازی برخی شاخههای علوم انسانی امکانپذیر است و به نظر میرسد در آینده نیز بیش از گذشته گسترش پیدا کند. این موضوع را نمیتوان به همه رشتههای علمی تعمیم داد، زیرا بسیاری از علوم پایه و تخصصی نیازمند آموزشهای آزمایشگاهی، تجربه عملی و طی کردن مراحل علمی مشخص هستند. به همین دلیل انتقال مستقیم مباحث تخصصی این حوزهها به عموم مردم نه ممکن است و نه ضرورتی دارد.
این استاد فلسفه خاطرنشان کرد: البته حتی در علوم کاربردی نیز میتوان بخشی از دانش را به زبان ساده در اختیار مخاطبان قرار داد. برای نمونه، امروز در حوزه کشاورزی، باغداری و دامداری، توصیههای علمی متعددی به کشاورزان، باغداران و دامداران ارائه میشود، که در واقع همان یافتههای علمی هستند، اما با زبانی ساده و متناسب با نیاز مخاطب بیان میشوند.
سید موسوی درباره نقش دانشگاه در مقابله با انتشار اطلاعات نادرست، ادامه داد: بهتر است به جای اینکه بگوییم «دانشگاهها» باید وارد این عرصه شوند، بگوییم «دانشگاهیان» باید نقشآفرینی کنند و استادان دانشگاه و دانشجویان میتوانند با تشکیل گروهها و شبکههای مختلف در فضای مجازی، اخبار صحیح و تحلیلهای علمی را برای مردم تبیین کنند و در ارتقای سواد عمومی جامعه نقش مؤثری داشته باشند.
وی با بیان اینکه دانشگاهیان به دلیل حضور در میان اقشار مختلف جامعه از ظرفیت مناسبی برای این کار برخوردارند، اضافه کرد: هر یک از آنان میتوانند در میان خانواده، بستگان، دوستان و اطرافیان خود به مرجع قابل اعتماد برای دریافت اطلاعات صحیح تبدیل شوند و از این طریق به کاهش انتشار اخبار نادرست کمک کنند.
این استاد فلسفه تصریح کرد: این روند تا حدودی در جامعه شکل گرفته است، اما هنوز گستردگی و انسجام لازم را ندارد و اگر دانشگاهیان حضور فعالتر و سازمانیافتهتری در عرصه اطلاعرسانی علمی داشته باشند، میتوان انتظار داشت ارتباط میان دانشگاه و جامعه بیش از گذشته تقویت شود.
انتهای پیام

