کارگردان نمایش «الکترا» یکشنبه ۲۹ شهریور در نشست خبری، با اشاره به آمادهسازی این نمایش، اظهار کرد: «الکترا» حدود ۹ ماه تمرین داشت و قرار بود بهمن و اسفند سال گذشته روی صحنه برود، اما به دلیل شرایط آن زمان این اتفاق نیفتاد. اکنون قرار است از هفتم مهرماه اجراها آغاز شود و مدت اجرای نمایش نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ روز خواهد بود که به استقبال مخاطبان بستگی دارد.
علی فتوحی درباره رده سنی مخاطبان این نمایش گفت: این نمایش موضوعی بزرگسال دارد، اما معتقدم از کودک هشت ساله تا افراد ۱۰۰ ساله میتوانند آن را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند و از هشت سال به بالا امکان تماشای نمایش وجود دارد. همچنین قرار است پیش از اجرای عمومی، اجرایی برای هیأت منتقدان داشته باشیم تا نقدهای خود را درباره اثر بنویسند و حتی در روز نخست اجرا، این نقدها را با مخاطبان به اشتراک بگذاریم.
وی با بیان اینکه داستان «الکترا» حدود ۳۰۰ سال پیش از میلاد نوشته شده است، گفت: با وجود قدمت این اثر، اصل داستان بسیار معاصر و مرتبط با مسائل روزمره انسان است و به هیچ عنوان کهنه نشده است. دلیل انتخاب این اثر نیز این است که به نظرم ما در عرصه تئاتر رسالت داریم و به جامعه بدهکاریم که آثار مطرح جهان را به مخاطبان معرفی کنیم.
وی ادامه داد: الکترا برای نخستینبار با ترجمه ترکی آذربایجانی و در قالب کلاسیک روی صحنه میرود و فکر میکنم مخاطب تبریزی و آذربایجانی بهراحتی میتواند با آن ارتباط برقرار کند؛ چراکه علاوه بر جذابیت داستانی، از نظر بصری نیز ظرفیتهای زیادی دارد.
کارگردان نمایش با اشاره به پیوند این اثر با آیینهای باستانی اظهار کرد: داستان به تاریخ باستان بازمیگردد. ما در طول فعالیت تئاتری خود، به برخی از این رویدادها عنوان «رویداد تئاتر باستان» میدادیم، اما بعد متوجه شدم بخش قابل توجهی از رویدادهای یونان باستان در مناطق ترکنشین و منطقه آناتولی اتفاق افتاده است. از طرفی، آیینها و مراسمی که در آن مناطق برگزار میشده، نزدیکیهایی با فرهنگ ما دارد و برای مخاطب آشناست.
وی افزود: داستان «الکترا» در این اجرا بر سه مرحله سوگ، خشم و عدالت استوار شده و سوفوکل نیز نگاه متفاوتی به آنچه امروز با عنوان عقده الکترا شناخته میشود، دارد. همچنین هشت بازیگر اصلی، هشت نفر در گروه همسرایان و در مجموع نزدیک به ۵۲ نفر در پشت صحنه و روی صحنه در این پروژه حضور دارند.
تلاش برای حفظ هویت تراژدی سوفوکل
دراماتورژ و مشاور کارگردان نمایش، درباره روند آمادهسازی این اثر گفت: ما در محتوا و اصول تراژدی وارد تغییر نشدیم و بیشتر به ساختار دست زدیم. متن را از ۱۵۰ دقیقه به ۹۰ دقیقه رساندهایم تا مخاطب راحتتر با اثر همراه شود، اما هویت متن کاملاً حفظ شده است. کارگردان از ابتدا میخواست اثر کاملاً کلاسیک پیش برود و از نظر معنایی تغییری در آن ایجاد نشود. به همین دلیل تلاش کردیم ضمن کوتاه کردن متن، ساختار و معنای اصلی اثر حفظ شود.
مهدی ولیزادهفرد با اشاره به تغییر زبان تئاتر در تبریز طی سالهای اخیر، گفت: در دهه اخیر زبان تئاتر تبریز تغییر کرده و آثار بسیاری به زبان ترکی روی صحنه رفتهاند. این نگاه که زبان فقط وسیله ارتباط است، از نظر من درست نیست. زبان صرفاً ابزار نیست، بلکه جهان را خلق میکند و دیدگاه ایجاد میکند. زبان فقط مجموعهای از واژهها نیست، بلکه انسانها با این صداها هویت اجتماعی، فردی و انسانی خود را شکل میدهند.
وی استقبال مخاطبان از اجرای آثار ترکی را اتفاقی قابل توجه دانست و گفت: استقبال مخاطب از این تغییر زبان در تئاتر، اتفاق فرخندهای است و ارتباط خوبی نیز ایجاد شده است. آثار ترکی زیادی، چه کلاسیک و چه مدرن و فولکلور، روی صحنه رفتهاند، اما به اندازه کافی زبان را به چالش نکشیدهاند و به نظر من همچنان به کارهای بیشتری در این زمینه نیاز داریم.
وی افزود: در این اثر تلاش کردیم نمایش را با تمام ویژگیهای منحصر به فردش روی صحنه ببریم و برای من جذاب است که ببینم زبان ما با این تراژدی چگونه مواجه خواهد شد. پاسخ این پرسش نیز روی صحنه تئاتر شکل خواهد گرفت.
«الکترا»؛ اثری برای ماندگاری در زبان آذربایجانی
مترجم نمایش نیز درباره ترجمه این اثر اظهار کرد: این اثر پیش از این در کشور آذربایجان و در سال ۱۹۵۰ ترجمه شده بود و ترجمه قابل قبول و زیبایی بود. متن از الفبای لاتین به الفبای عربی منتقل شده بود و خوشبختانه لازم نبود کار را از صفر آغاز کنیم. در این نسخه، بیشتر تغییرات، ویرایش و آداپته کردن متن انجام شد و نگاه من بیشتر زبانی بود. تلاش کردم ترجمه متنی باشد که برای نسلهای آینده نیز به یادگار بماند.
آیدین سردارینیا افزود: پس از تحویل متن به گروه نیز، با توجه به نیازهای اجرا، متن تا حدودی سادهتر و محاورهایتر شد. همزمان با اجرای نمایش، متن ترجمه نیز چاپ و منتشر خواهد شد، اما میان نسخه اجرایی و نسخه چاپی تفاوتهایی وجود دارد؛ چراکه زبان اجرای صحنهای به زبان شفاهی و محاوره نزدیکتر است، در حالی که نسخه چاپی با زبان کلاسیک آذربایجان ارائه میشود.
رقص در خدمت روایت «الکترا»
طراح حرکات و کورئوگرافر نمایش، نیز درباره حضور حرکت و رقص در این اثر گفت: یکی از آرزوهای من این بود که بتوانم تئاتر و رقص را با یکدیگر ترکیب کنم و آن را روی صحنه به نمایش بگذارم، اما متأسفانه در ایران آکادمی یا آموزشگاه مشخصی برای آموزش کورئوگرافی وجود ندارد و فرد ناچار است دانش خود را به صورت شخصی به دست آورد.
فریبا سهرابی تصریح کرد: این نخستین تجربهای است که یک اثر کلاسیک با این شیوه و به زبان ترکی روی صحنه میرود و همچنین نخستینبار است که در یک اثر تراژدی، رقص به این شکل حضور پیدا میکند. رقص در این نمایش کاملاً در راستای اثر است و جنبه تزئینی ندارد، بلکه در بطن کار قرار گرفته، از خط نمایشی خارج نمیشود و صرفاً برای ایجاد هیجان مضاعف در مخاطب نیست.
موسیقی «الکترا»؛ بازسازی صداهای یک دوره تاریخی
آهنگساز نمایش، درباره موسیقی این اثر گفت: وقتی با یک اثر کلاسیک مواجه هستیم، معمولاً مشخص است که چه ساز و موسیقیای میتوان استفاده کرد، اما در اثری که داستان آن به پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، نه نت مشخصی در اختیار داریم و نه صدای ضبطشدهای از آن دوره وجود دارد و کار دشوار میشود.
محمد ملکیاصل تشریح کرد: باید بررسی میکردیم که در آن دوره چه سازهایی وجود داشته و چه صداهایی میتوانسته در چنین فضایی شکل بگیرد. این مسئله بهویژه در این نمایش که بر فرم کلاسیک تأکید دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. با استفاده از مطالعات، حافظه ذهنی و نظر کارگردان و همچنین پرسوجو و تحقیق تلاش کردم موسیقی کاملاً در خدمت نمایش باشد و امیدوارم بتواند فضای مورد نظر اثر را برای مخاطب ایجاد کند.
بازگشت پس از پنج سال دوری از صحنه با «الکترا»
بازیگر نقش الکترا نیز درباره حضور خود در نمایش اظهار کرد: حدود پنج سال بود که به نوعی از صحنه خداحافظی کرده بودم و در این مدت مسیر هنری خود را در حوزه جواهرسازی دنبال کردم. در کنار آن نیز با کهنالگوها و اسطورهها درگیر بودم و از این طریق بخشی از جای خالی تئاتر را پر میکردم. سپس به صورت اتفاقی و بدون هیچ انتظار خاصی با کارگردان دیدار کردم و پس از مدتی درگیر این پروژه شدم. در نهایت تصمیم گرفتم به صحنه تئاتر برگردم.
بیتا آزادیفر ادامه داد: بازی کردن نقش الکترا و جان بخشیدن به این شخصیت، آرزوی هر بازیگر زن است. اسطورهشناسی نیز کمک زیادی کرد تا به این کاراکتر برسم. حدود دو سال درگیر مطالعه و تحقیق درباره اسطورهشناسی بودم و این مطالعات در رسیدن به شخصیت و فضای نمایش بسیار مؤثر بود.
چالش بازی در یک تراژدی کلاسیک
دیگر بازیگر نمایش، درباره حضور در این پروژه گفت: بازیگران جاهطلبیهای خود را دارند و وقتی چنین پیشنهادی مطرح میشود، نمیتوان بهراحتی آن را رد کرد. شاید نقش من خیلی اصلی نباشد، اما به هر حال در روند نمایش مؤثر است و حضور در تیمی که همه چیز در آن حسابشده و در جای خود قرار گرفته، برای من ارزشمند بود و با افتخار این کار را پذیرفتم.
علی پوریان، افزود: تراژدیهای کلاسیک ویژگیهایی دارند که در بسیاری از آثار دیگر نمیبینیم. در این آثار، کاراکترها معمولاً با یک نیروی فراطبیعی درگیر هستند و همین موضوع چالشهای خاص خود را برای بازیگر ایجاد میکند.
تلاش برای انتقال مفاهیم نمایش در طراحی پوستر
قریشی، طراح پوستر نمایش، نیز درباره روند طراحی پوستر نمایش اظهار کرد: این پروژه برای من تجربهای بسیار ارزشمند بود. در مسیر طراحی، مشورتها و گفتوگوهای زیادی با عوامل داشتیم و تلاش کردیم خواستههای گروه را به شکلی گویا و شفاف و از طریق نشانهها به مخاطب منتقل کنیم. تلاش کردیم این نشانهها به گونهای انتخاب شوند که مخاطب بتواند فضای کلی اثر و ویژگیهای آن را دریافت کند.
دغدغه تأمین مالی تئاتر
تهیهکننده نمایش «الکترا»، نیز با اشاره به وضعیت سرمایهگذاری در تئاتر گفت: متأسفانه تئاتر هنوز به بلوغ لازم در میان همه اقشار جامعه نرسیده است تا سرمایهگذاری در این حوزه به شکل گسترده انجام شود. میزان فروش بلیت و تعداد مخاطب نیز هنوز به اندازهای نیست که بتواند سرمایهگذاران را به شکل جدی وارد این حوزه کند.
به گزارش ایسنا، محمد پژوهان افزود: با این حال، من به دلیل حضور یک تیم قدرتمند در این پروژه وارد شدم. هر فردی که توان و قدرت دارد، باید به این حوزه ورود کند تا فرهنگ تهیهکنندگی در تئاتر و هنر نهادینه شود و عوامل و هنرمندان بتوانند بدون دغدغه، یک اثر هنری تولید کنند. دلخوشی ما این است که یک اثر خوب و ارزشمند به زبان مادری در شهرمان روی صحنه برود.
انتهای پیام
