سه‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۶
جزئیات کوچک در روایت، حماسه‌ای بزرگ را شکل می‌دهد

جزئیات کوچک در روایت، حماسه‌ای بزرگ را شکل می‌دهد

گابریلا هیوستون، نویسنده متولد و بزرگ شده در لهستان و دارای کارشناسی ارشد در ادبیات از انگلستان، معتقد است: بیشتر رمان‌های حماسی پرطرفدار برای پرورش شخصیت‌های خود، روش روایی صمیمانه‌تری را با روایت‌های حماسی و کلان درهم می‌آمیزند که عمده پی‌رنگ آنها را شکل می‌دهد.

به گزارش ایسنا، او در مقاله‌ای منتشرشده در سایت ادبی «لیترری هاب» درباره راه‌های یافتن مقیاس مناسب برای یک داستان، تجربیات خود را به اشتراک گذاشته است.

او می‌گوید: رویدادهای جهانی خارج از اراده ما، مرزهای جدیدی را در زندگی روزمره‌مان ترسیم می‌کنند؛ تغییرات اقلیمی، مناقشات جهانی، بحران‌های اقتصادی و بیماری‌های فراگیر هم از نظر فراگیری، وحشتناک و طاقت‌فرسا و هم از نظر جزییات گیج‌کننده‌شان، خفقان‌آور هستند. بسیاری از ما این روزها، به ناچار زندگی‌هایی محصور در دایره‌ای تنگ و محدود را سپری می‌کنیم؛ درحالی که ذهنمان، به‌طور طبیعی به سوی تصاویری کلان از وقایع پرواز می‌کند. این رویارویی میان پرواز ذهن به سوی رویدادهای عظیم و زندگی فردی به‌ناچار محدود، طاقت‌فرسا و هم‌زمان بیهوده به‌نظر می‌رسد.

این نویسنده ادامه می‌دهد: از همین رو، جست‌وجو برای درمان آن، به کشمکشی ذهنی آکنده از تضاد منجر شده است. کتاب‌های بسیاری به تشریح مفهوم دیرفهم «آگاهی ذهنی» پرداخته‌اند و تلاش می‌کنند تا توضیحی برای چگونگی تمرکز بر امور روزمره و ایجاد حس ثبات ارائه کنند. تمرکز بر موضوعات مهم روزمره این نوید را می‌دهد تا شاید بتوانیم سکان زندگی را دوباره به دست بگیریم؛ نه اینکه فقط از ساحل نظاره‌گر وقایع باشیم.

او فکر می‌کند که اصل مقیاس کلان و خورد، درباره داستان‌نویسی نیز صدق می‌کند. از دور می‌توانیم ببینیم که شخصیت‌ها چگونه در رویدادهای حماسی، همچون مهره‌هایی حرکت می‌کنند اما با نگاهی موشکافانه‌تر به جزییات، جایی که حماسه رخ می‌دهد، ممکن است شخصیت‌ها درمانده یا حتی منفعل به‌نظر برسند. در این حالت، کسانی که با گونه داستان‌سرایی فانتزی آشنا نیستند، اغلب آن را «حماسه» تلقی می‌کنند. مانند رمان «ارباب حلقه‌ها» نوشته تالکین یا «دریای زمین» اثر اورسولا کی. گویین که وقایع داستان‌های آنها سال‌ها طول می‌کشد و شخصیت‌ها به سفرهایی در آن سوی مرزها، از میان دریاها و جنگل‌ها، به سرزمین‌هایی بسیار بسیار دور می‌روند.

هیوستون می‌افزاید: در حماسه‌های پرطرفدار با تصاویر باشکوه‌شان، چیزهای زیادی برای دوست داشتن وجود دارد؛ با این وجود، اکثر رمان‌های حماسی سبک روایی صمیمانه‌تری را برای پرورش شخصیت با روایت رویدادهای بزرگ که پی‌رنگ داستان را شکل می‌دهند، تلفیق می‌کنند. شخص من، از داستان‌هایی با رویدادهای بزرگی که در آنها جنگ یا مصیتی عظمیم با زندگی‌های فردی عجین می‌شود، مانند «گریشاورس» نوشته لی باردوگو یا رمان‌های «رابین هاب» لذت می‌برم. عناصر داستانی که در آنها وجود دارد و من بسیار دوست دارم، تغییرات کوچک و تدریجی شخصیت‌ها و پیوندهایی است که به‌تدریج و به آرامی در طول زمان ایجاد می‌شوند. دیدن اینکه واکنش آنها به رویدادهای روزمره چیست و کجا دست به انتخاب می‌زنند، در مقیاس کوچک و چگونگی شکل‌گیری سفر آنها آنها در مقیاسی بزرگ‌تر بسیار جذاب است.

او همچنین می‌گوید: در کتاب‌های فوق‌العاده «فیتز و دلقک»، مجادلات و کشمکش‌های بزرگ زورمداران که به‌طرز هوشیارانه‌ای به آنها پرداخته شده‌ و همیشه هیجان‌انگیز هستند، در بستر روابط لطیف میان شخصیت‌ها جلوه‌ای شگرف پیدا می‌کنند. در اینجا هیچ شتابی وجود ندارد؛ عشق و وفاداری در طول زمان به‌دست می‌آیند و رفتارهای کوچک بیش از اعمال قهرمانانه معنا دارند. البته، طولانی بودن رمان «رابین هاب» به ایجاد زمینه برای تغییر در فیتز عجول و خودخواه و دلقک گوشه‌گیر کمک به‌سزایی می‌کند. شکوه جنگ‌ها و درگیری‌های داستان ممکن است به‌مرور زمان کم‌رنگ شود اما درس‌هایی که فیتز از معملم‌هایش، استاد اسب‌ها و پس از آن جلاد سلطنتی به‌آرامی فرا می‌گیرد، ماندگار هستند. دلبستگی تدریجی فیتز به آنها و واکنش محتاطانه آنها به این احساسات، قانع‌کننده‌ترین جنبه‌های این مجموعه داستانی هستند.

این نویسنده ادامه می‌دهد: من در نوشته‌هایم به‌طور طبیعی به فضایی صمیمی‌تر گرایش بیشتری دارم؛ به ثبت تغییرات کوچک در شخصیت‌ها، درحالی که جاه‌طلبی‌هایشان با زندگی روزمره در تضاد قرار می‌گیرد. نخستین اثر من، با الهام از اساطیر اسلاو، «زنگ دوم» به‌عمد در مقیاسی بسیار صمیمی و کوچک نوشته شده است؛ روابط دو جامعه کوچک که در اساس، از جهان جدا افتاده‌اند. تنگناهراسی محیط برایم این امکان را فراهم کرد تا زندگی روزمره شخصیت‌هایم را دقیق‌تر بررسی کنم؛ زیرا، به همان اندازه که از ماجراهای بزرگ در جهان لذت می‌برم، در نوشته‌هایم بیشتر به اینکه چگونه تغییرات کوچک و تدریجی در زندگی شخصیت‌ها به تغییرات بزرگ منجر می‌شوند، اهمیت می‌دهم.

این نویسنده ادامه می‌دهد: اگر چه داستان «زنگ دوم» پیش از همه‌گیر شدن بیماری کرونا نوشته شده است، برای خودم جالب است که چطور به شکلی ناخواسته با شرایط دوران کرونا تناسب پیدا کرد. اگرچه هر روز با دوستان و اعضای خانواده‌ام در سراسر جهان در ارتباط هستم، زندگی شخصی‌ام به همان محدوده زندگی محل سکونتم خلاصه می‌شود. اکنون تمامی گذرگاه‌ها و خیابان‌های اطراف محل سکونتم را به‌خوبی می‌شناسم و در جست‌وجوی تنوع و تازگی به تمام جزئیات درختان و دیوارهای خانه‌ها توجه می‌کنم؛ البته دنیاهای وسیع‌تری هم وجود دارد اما فعلا دور از دسترس من است و فقط به یادم می‌آورد که چقدر همه چیز محدود و محصور احساس می‌شود؛ گویی در قفسی گرفتار شده‌ام.

او می‌افزاید: داستان کتاب «زنگ دوم» پیرامون زندگی شخصیت‌هایی است که تحت سلطه قدرت فراگیر خرافات و ترس آنها از افسانه‌های مربوط به «استریگا»ها، انسان‌هایی با دو قلب و برخوردار از نیروهایی ناشناخته، دور می‌زند؛ نیروهایی که نه تنها در ذهن انسان‌هایی که طردشان می‌کنند، بلکه در آگاهی به آن، خودشان را نیز به هیولا تصور می‌کنند. برای این موجودات، خودشناسی ممنوع است؛ قلب‌های دوگانه استریگا به ترس، خشم و شادی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند و مهار کردن آنها نیازمند انضباط شخصی و خویشتنداری است. اگر یک استریگا نتواند بر خود مسلط شود، سایه‌اش که با طبیعت و نور ناسازگار است، هویتش را بر دیگران برملا می‌کند و از آنجایی که این موجودات در ذهن خود، خودشان را ذاتا شرور می‌دانند، هرگونه خودشناسی به مصلحت جامعه نبوده و مجازات در پی دارد. بنابراین، «استریگا»ها به‌طور مداوم بدن خود را بررسی می‌کنند و می‌آموزند که به هرگونه تزلزل در خویشتنداری واکنش نشان دهند. این نظارت مداوم به مرور زمان از محدوده خود خارج شده و جست‌وجو برای نقض قوانین به وسواسی فراگیر و بنیان اصلی روابط اجتماعی آنها تبدیل می‌شود؛ در اینجا با موشکافانه‌تر نگاه کردن و ثبت جزئیات از زاویه‌ایی نزدیک‌تر، توانستم تغییرات جزیی در نوع  نگاه و کنش‌های آنها را روایت کنم.

هیوستون معتقد است: شباهتی غیر منتظره میان این جنبه از رمان و فضای واقعی دوران کرونا وجود داشت؛ قرنطینه‌ها و قوانین ناشی از همه‌گیری و فضایی که مقرراتی که برای مصلحت و سلامتی ما وضع شده بودند اما با کوچک‌ترین امور و رفتارهای روزمره تداخل پیدا می‌کردند. البته همچون همه مقرارت دیگر، کسانی بودند که از قوانین سرپیچی می‌کردند که این موضوع باعث سرخوردگی کسانی می‌شد که محدودیت‌ها را پذیرفته بودند؛ نتیجه این تضادها، به ترویج فرهنگی دامن می‌زد که گزارش دادن قانون‌گریزها عملی اخلاقی محسوب می‌شد. وقتی دیگران را نه به چشم هم‌نوع بلکه به عنوان تهدید و خودمان را کلانتر خودخوانده بدانیم، حس خفقان‌آور حاکم بر زندگی بیش‌از پیش خودنمایی می‌کند.

او می‌گوید: در بحث تغییرات روایی در داستان، زاویه دید نویسنده به کوچک‌ترین جزئیات زندگی روزمره بیشتر نزدیک می‌شود. هم‌زمان با کوچک‌تر شدن جهان‌های شخصی ما، اهمیت جزئیات بیشتر و ارزش کنش‌های کم‌اهمیت دوچندان می‌شود. به شخصه دوستدار فرآیند روایتی هستم که طی آن تغییرات بزرگ از دل رویدادهای کوچک و کم اهمیت سر برمی‌آورند؛ رخ‌دادهایی که فقط با نگاهی به گذشته به اهمیت آنها پی می‌بریم. به عبارتی، امر خارق‌العاده از دل امر عادی زاده می‌شود؛ تغییری کوچک باعث تغییری بزرگ می‌شود و امر عظیم از دل امور ناچیز زاده می‌شود. همان‌گونه که تک‌تک واژگان یک رمان بزرگ را شکل می‌دهند، شخصیت‌های یک داستان نیز در بستر لحظه به لحظه زندگی‌شان پرورش پیدا می‌کنند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری