چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۵۱
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
مشروطه از تبریز جان گرفت؛ روایتی از نقش آذربایجان در تاریخ معاصر ایران

به مناسبت فرارسیدن سالروز صدور فرمان مشروطه:

مشروطه از تبریز جان گرفت؛ روایتی از نقش آذربایجان در تاریخ معاصر ایران

آذربایجان شرقی (ایسنا) - در حالی که مشروطه معمولاً با نام چهره‌هایی چون ستارخان و باقرخان شناخته می‌شود، پژوهشگران معتقدند نقش تبریز در این نهضت بسیار فراتر از چند شخصیت تاریخی است؛ شهری که زمینه‌های فکری، فرهنگی و اجتماعی آن دهه‌ها پیش از صدور فرمان مشروطیت شکل گرفته بود و پس از آغاز استبداد صغیر نیز به تنها کانون مقاومت در کشور تبدیل شد.

نهضت مشروطه را نمی‌توان بدون نام تبریز و آذربایجان روایت کرد. هرچند صدور فرمان مشروطیت در تهران رقم خورد، اما بسیاری از زمینه‌های فکری این نهضت سال‌ها پیش در آذربایجان شکل گرفته بود و پس از به توپ بستن مجلس نیز این تبریز بود که با مقاومت مردم خود، چراغ مشروطه را روشن نگه داشت. به مناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت، ایسنا در گفت‌وگو با پژوهشگران تاریخ، نقش آذربایجان در شکل‌گیری، تداوم و پیروزی این نهضت را بررسی کرده است.

نقش تبریز در انقلاب مشروطه غیرقابل انکار است 

پژوهشگر، فعال رسانه‌ای و نویسنده سه جلد کتاب «تاریخ مطبوعات ایران» و پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه نقش تبریز و آذربایجان در انقلاب مشروطه «غیرقابل انکار» است، اظهار کرد: شکل‌گیری اندیشه مشروطه را نباید تنها به سال‌های منتهی به صدور فرمان مشروطیت محدود کرد، بلکه این جریان ریشه در دوره ولیعهدی عباس‌میرزا دارد؛ زمانی که تلاش برای نوسازی کشور، آشنایی با دستاوردهای جهان جدید و ضرورت اصلاح ساختارهای حکمرانی آغاز شد.

محمد عزیزی‌راد با اشاره به تأثیر اصلاحات آن دوره افزود: از دل همین جریان، شخصیت‌هایی مانند امیرکبیر، امیرنظام و دیگر اصلاح‌طلبان برخاستند و به تدریج اندیشه قانون‌خواهی و آگاهی نسبت به تحولات جهان در جامعه ایران گسترش یافت. مردم آرام‌آرام دریافتند که در کشورهای دیگر، قانون، حقوق شهروندی و شیوه‌های نوین اداره کشور در حال شکل‌گیری است و ایران نیز نمی‌تواند از این تحولات دور بماند.

وی ادامه داد: برخلاف تصویری که گاه از دوره قاجار ارائه می‌شود، نمی‌توان این دوره را صرفاً سیاه یا سفید دید. هرچند مشکلات فراوانی وجود داشت، اما ورود مظاهر تمدن جدید، سفرهای ناصرالدین‌شاه به اروپا، گسترش ارتباط ایرانیان با قفقاز، عثمانی و اروپا و همچنین توسعه آموزش نوین، زمینه‌های تغییرات اجتماعی را فراهم کرد.

وی با اشاره به نقش تبریز در این تحولات گفت: تأسیس مدارس جدید، به‌ویژه با تلاش میرزا حسن رشدیه، نقطه عطفی در گسترش سواد عمومی بود. تا پیش از آن، آموزش در انحصار گروه‌های محدودی قرار داشت، اما با توسعه مدارس، آگاهی عمومی افزایش یافت و همزمان مطبوعات نیز رونق گرفتند؛ دو عاملی که نقش مهمی در شکل‌گیری مطالبه‌گری اجتماعی و زمینه‌سازی برای نهضت مشروطه داشتند.

عزیزی‌راد جنبش تنباکو را نیز یکی از مهم‌ترین مقدمه‌های انقلاب مشروطه دانست و گفت: این جنبش نشان داد که قدرت شاه مطلق و تغییرناپذیر نیست و مردم می‌توانند در برابر تصمیم‌های حکومت بایستند. همچنین اندیشمندانی مانند میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله با طرح ایده «قانون»، زمینه فکری مشروطه را تقویت کردند؛ هرچند حکومت وقت تحمل چنین اندیشه‌هایی رانداشت. همچنین جامعه ایران در آن دوره جامعه‌ای مذهبی بود و بدون همراهی علمای آگاه، امکان پیشبرد مشروطه وجود نداشت. 

وی با رد این دیدگاه که مشروطه ساخته و پرداخته قدرت‌های خارجی بوده است، گفت: هرچند انگلیس تلاش کرد از تحولات ایران به سود منافع خود بهره ببرد و بعدها نیز با روسیه بر سر تقسیم حوزه نفوذ در ایران به توافق رسید، اما ریشه‌های مشروطه در مطالبات مردم برای عدالت‌خواهی و قانون‌گرایی قرار داشت و این نهضت بر پایه خواست عمومی جامعه شکل گرفت، نه اراده دولت‌های خارجی.

عزیزی افزود: اختلاف منافع روسیه و انگلیس سبب شد هر دو کشور در مقاطع مختلف در تحولات ایران نقش‌آفرینی کنند، اما پس از توافق ۱۹۰۷ میلادی، منافع مشترک آنان بر حمایت از یک مشروطه واقعی غلبه کرد؛ زیرا استقرار کامل قانون و مجلس می‌توانست امتیازهای استعماری هر دو قدرت را به خطر بیندازد.

وی با اشاره به روی کار آمدن محمدعلی‌شاه و آغاز استبداد صغیر گفت: با به توپ بستن مجلس، تقریباً در سراسر کشور شعله‌های مشروطه خاموش شد، اما تبریز استثنا بود. در شرایطی که بسیاری از شهرها امکان مقاومت نداشتند، مردم تبریز ایستادند و اجازه ندادند نهضت مشروطه از میان برود؛ مقاومتی که بعدها مسیر بازگشت مشروطه را هموار کرد.

وی با اشاره به مقاومت مردم تبریز در دوران استبداد صغیر، این مقطع را سرنوشت‌سازترین فصل تاریخ مشروطه دانست و گفت: پس از به توپ بستن مجلس، تقریباً در سراسر کشور صدای مشروطه خاموش شد، اما در تبریز این جریان زنده ماند. ستارخان با پایین کشیدن پرچم‌های سفید تسلیم از محله امیرخیز، بار دیگر روحیه مقاومت را در شهر زنده کرد و مردم تبریز ۱۱ ماه در برابر محاصره و قحطی ایستادگی کردند.

این نویسنده افزود: مردم تبریز در آن روزها سخت‌ترین شرایط را تحمل کردند، اما حاضر نشدند از آرمان مشروطه دست بکشند. همین مقاومت سبب شد دیگر نقاط کشور نیز دوباره جان بگیرند و نیروهای مشروطه‌خواه از گیلان و بختیار برای فتح تهران حرکت کنند. اگر تبریز مقاومت نمی‌کرد، احیای مشروطه بسیار دشوار و شاید ناممکن بود.

وی با اشاره به نقش ستارخان و باقرخان اظهار کرد: هرچند این دو چهره به نمادهای نهضت تبدیل شدند، اما نباید فراموش کرد که مشروطه حاصل فداکاری هزاران مجاهد، روحانی، روشنفکر، بازرگان و مردم عادی بود که در کنار یکدیگر ایستادند.

وی در ادامه به حوادث پس از فتح تهران اشاره کرد و گفت: با وجود نقش تعیین‌کننده مجاهدان آذربایجان در پیروزی مشروطه، آنان در ادامه با بی‌مهری روبه‌رو شدند. واقعه پارک اتابک، زخمی شدن ستارخان و کنار گذاشته شدن تدریجی نیروهای آذربایجانی، از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ مشروطه است.

عزیزی‌راد همچنین به اشغال آذربایجان توسط نیروهای روسیه تزاری و سال‌های دشوار پس از آن اشاره کرد و افزود: این منطقه سال‌ها زیر فشار نیروهای بیگانه قرار داشت و بسیاری از آزادی‌خواهان و مشروطه‌طلبان جان خود را از دست دادند. با این حال، اندیشه آزادی‌خواهی در آذربایجان از میان نرفت و در ادامه در نهضت شیخ محمد خیابانی نیز تداوم پیدا کرد.

به گفته وی، تاریخ مشروطه تنها روایت یک انقلاب سیاسی نیست، بلکه روایت تلاش مردمی است که برای قانون، عدالت و مشارکت در سرنوشت خود مبارزه کردند و آذربایجان در همه این مراحل نقشی محوری بر عهده داشت.

زمینه‌های فکری تبریز برای شکل‌گیری مشروطه

یک تاریخ‌شناس تبریز نیز در گفت وگو با ایسنا با بیان اینکه تبریز پیش از آغاز نهضت مشروطه، بیش از هر شهر دیگری برای پذیرش این تحول آماده بود، اظهار کرد: آذربایجان به واسطه همجواری با قفقاز، روسیه و عثمانی، زودتر از سایر نقاط ایران با اندیشه‌های نو، آزادی‌خواهی و تحولات سیاسی آشنا شد. از سوی دیگر، تبریز به عنوان شهر ولیعهدنشین، محل رفت‌وآمد رجال سیاسی، دیپلمات‌ها و بازرگانان بود و همین موقعیت، زمینه انتقال اندیشه‌های جدید را فراهم کرد.

کریم میمنت‌نژاد افزود: از نظر فرهنگی نیز تبریز پیشگام بود؛ نخستین چاپخانه، نخستین روزنامه‌ها و بسیاری از نهادهای فرهنگی جدید در این شهر شکل گرفت و همین عوامل موجب شد جامعه تبریز آمادگی بیشتری برای پذیرش اندیشه مشروطه و قانون‌خواهی داشته باشد.

وی با اشاره به کم‌توجهی تاریخ‌نگاری رسمی به نقش تبریز در انقلاب مشروطه گفت: اگر آثار احمد کسروی را کنار بگذاریم، سهم تبریز در بسیاری از روایت‌های تاریخی کمرنگ شده است؛ در حالی که کتاب‌های «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده ساله آذربایجان» بخش مهمی از واقعیت‌های این نهضت را ثبت کرده‌اند.

وی ادامه داد: برای نمونه، نقش انجمن ایالتی تبریز در تدوین متمم قانون اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که این انجمن بند به بند پیشنهادهای خود را به مجلس ارائه می‌کرد و در شکل‌گیری متمم قانون اساسی نقش اثرگذاری داشت. همچنین مقاومت ۱۱ ماهه مردم تبریز و سختی‌هایی که مردم در جریان محاصره شهر تحمل کردند، در بسیاری از روایت‌های تاریخی تنها به نام ستارخان و باقرخان خلاصه شده است.

این پژوهشگر، انجمن ایالتی تبریز را یکی از مهم‌ترین تجربه‌های مردم‌سالاری در تاریخ معاصر ایران دانست و گفت: پس از آغاز استبداد صغیر، این انجمن عملاً به یک دولت محلی تبدیل شد و وظایفی همچون جمع‌آوری مالیات، اداره امور شهری، انتخاب مسئولان، رسیدگی به شکایت‌های مردم و حتی برقراری ارتباط با دولت مرکزی را برعهده داشت. اعضای انجمن از میان اصناف، بازاریان، روحانیان و چهره‌های مورد اعتماد مردم انتخاب شده بودند و تجربه‌ای کم‌نظیر از مشارکت مردمی در اداره امور را رقم زدند.

وی با تأکید بر اینکه تاریخ مشروطه نباید تنها به نام ستارخان و باقرخان محدود شود، اظهار کرد: علی مسیو از چهره‌های اثرگذار این نهضت بود که با بهره‌گیری از تجربه حضور در خارج از کشور، «مرکز غیبی تبریز» را بنیان گذاشت و در سازماندهی نیروهای مشروطه‌خواه و آموزش مجاهدان نقش مهمی داشت.

میمنت‌نژاد همچنین از سیدحسن تقی‌زاده به عنوان یکی دیگر از شخصیت‌های تأثیرگذار یاد کرد و افزود: ارتباط گسترده او با مطبوعات و محافل سیاسی خارج از ایران، به‌ویژه مکاتباتش با ادوارد براون، موجب شد اخبار مقاومت تبریز در سطح بین‌المللی بازتاب پیدا کند.

وی در ادامه با اشاره به نقش مجاهدان محله‌های تبریز گفت: هر محله تبریز کدخدا و نایب خود را داشت و بسیاری از این نایب‌ها در جریان مبارزات مشروطه جان خود را فدا کردند. پس از تسلط صمدخان شجاع‌الدوله بر تبریز، بسیاری از آنان اعدام یا به شکل‌های فجیع کشته شدند و خانه‌هایشان نیز ویران شد، اما نام و فداکاری آنان کمتر در حافظه عمومی جامعه باقی مانده است.

این تاریخ‌شناس نقش زنان را نیز جدایی‌ناپذیر از پیروزی مشروطه دانست و اظهار کرد: بدون پشتیبانی مادی و معنوی زنان، مقاومت مردم تبریز امکان‌پذیر نبود. زنان تبریز علاوه بر حمایت از خانواده‌های مجاهدان، در تهیه و آماده‌سازی مهمات نیز مشارکت داشتند. برای جلوگیری از مصادره فشنگ‌ها، قطعات آن به صورت جداگانه از قفقاز وارد می‌شد و دختر علی مسیو با همکاری زنان تبریزی، کار مونتاژ و آماده‌سازی فشنگ‌ها را برعهده داشت.

وی افزود: حضور زنان تنها به پشتیبانی محدود نبود؛ برخی از آنان با لباس مردانه در کنار مجاهدان جنگیدند. روایت دختری که پس از زخمی شدن، هویت خود را برای ستارخان آشکار کرد، یکی از نمونه‌های ماندگار حضور زنان در تاریخ مشروطه است؛ روایتی که نشان می‌دهد زنان نیز دوشادوش مردان برای آزادی و قانون‌خواهی مبارزه کردند.

میمنت‌نژاد مقاومت مردم تبریز را نقطه عطف نهضت مشروطه دانست و گفت: پس از به توپ بستن مجلس، تقریباً در سراسر کشور شعله مشروطه خاموش شد، اما تبریز اجازه نداد این چراغ خاموش شود. اگر مقاومت مردم این شهر، به‌ویژه ایستادگی ستارخان و یارانش در محله امیرخیز، ادامه پیدا نمی‌کرد، امکان احیای دوباره مشروطه در ایران بسیار اندک بود.

وی خاطرنشان کرد: مقاومت ۱۱ ماهه مردم تبریز، الگویی برای دیگر مناطق کشور شد و زمینه حرکت نیروهای مشروطه‌خواه از گیلان و بختیاری به سوی تهران را فراهم کرد. به اعتقاد او، نظام پارلمانی و مردم‌سالاری در ایران، بیش از هر چیز مرهون ایستادگی مردم تبریز است.

وی در پایان، مهم‌ترین میراث مشروطه را نهادینه شدن اندیشه قانون‌گرایی دانست و گفت: مردم آموختند که اداره کشور نباید بر پایه خواست فردی حاکمان باشد، بلکه قانون باید بر همه، از حاکم تا مردم، حاکمیت داشته باشد و همین اندیشه، مهم‌ترین دستاوردی است که نهضت مشروطه برای تاریخ سیاسی ایران به یادگار گذاشت.

بازخوانی مشروطه برای نسل امروز ضروری است

میکائیل جمال‌پور، استاد دانشگاه، نیز در گفت‌وگو با ایسنا با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به نهضت مشروطیت در تبریز اظهار کرد: جای برنامه‌ها، نشست‌ها و فعالیت‌های علمی و فرهنگی مرتبط با مشروطه در تبریز به‌طور جدی خالی است و لازم است برای معرفی و بازخوانی این بخش مهم از تاریخ معاصر ایران اقدامات گسترده‌تری انجام شود.

وی با بیان اینکه روایت درست تاریخ مشروطه باید به نسل امروز منتقل شود، افزود: حتی در محیط‌های دانشگاهی نیز آگاهی از ابعاد مختلف نهضت مشروطه کافی نیست و نباید از معرفی و تبیین این رویداد مهم تاریخی غفلت کرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه مشروطه در تاریخ سیاسی ایران گفت: مشروطه نهضتی کوچک یا مقطعی نبود، بلکه باید آن را در امتداد پیشینه تاریخی و تمدنی ایران بررسی کرد. این نهضت نخستین گام جدی برای مقابله با استبداد داخلی بود؛ تا پیش از آن، فرمان شاه مبنای اداره کشور به شمار می‌رفت، اما با شکل‌گیری مشروطیت، حاکمیت قانون به یکی از مطالبات اصلی جامعه تبدیل شد.

وی ادامه داد: از همین منظر، مشروطه را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران دانست؛ حرکتی که زمینه محدود شدن قدرت مطلقه و شکل‌گیری نظام مبتنی بر قانون را فراهم کرد و مفهوم قانون‌گرایی را به یکی از مهم‌ترین مطالبات جامعه ایرانی تبدیل ساخت.

جمال‌پور با توصیف مشروطه به‌عنوان «نهضتی تلخ و شیرین» اظهار کرد: این نهضت با امید و پیروزی آغاز شد، اما در ادامه نتوانست از دستاوردهای خود به‌خوبی حفاظت کند و تنها چند سال دوام آورد. اختلاف میان رهبران، تغییر در مطالبات و ادبیات جریان مشروطه و بروز شکاف‌های داخلی، از مهم‌ترین عوامل ناکامی این نهضت بود.

وی تأکید کرد: بررسی عوامل موفقیت و شکست مشروطه، می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای امروز داشته باشد؛ از این رو بازخوانی دقیق این تجربه تاریخی و روایت صحیح آن برای نسل جوان، ضرورتی انکارناپذیر است.

به گزارش ایسنا، بیش از یک قرن از صدور فرمان مشروطیت می‌گذرد، اما آنچه از این نهضت در حافظه تاریخی ایران باقی مانده، تنها یک رویداد سیاسی نیست؛ بلکه تجربه‌ای از قانون‌خواهی، مشارکت مردم در اداره جامعه و ایستادگی در برابر استبداد است. تجربه‌ای که بخش مهمی از آن در کوچه‌ها و محله‌های تبریز رقم خورد و همچنان بخشی از هویت تاریخی و سیاسی ایران به شمار می‌رود.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها