به گزارش ایسنا، کتابهای بسیاری درباره فنون و دستورالعملهایی برای نوشتن منتشر شده است و در فضای مجازی بسیاری به فراخور تجربیات خود توصیههایی را برای علاقهمندان به این حرفه ارائه کردهاند که همه مفید هستند. سایت پورتالیست نیز مجموعهای از توصیههای ضروری نویسندگی را بنابر تجربه نویسندگان حرفهای ارائه کرده است تا به شما در خلق یک داستان زیبا کمک کند؛ البته با این تاکید که مانند هر قانون نویسندگی، شما مجاز هستید این قوانین را هر طور که صلاح میدانید، زیرپا بگذارید.
۱. هر چیزی را که نوشتهاید اما دوست ندارید، دور نیندازید
فرض کنید اولین پیشنویس خود را تمام کردهاید. بیشتر پیشنویسهای اول مثل سیبزمینی زشت و بدمزه هستند اما میدانید که در نهایت سیبزمینی سرخکرده خوشمزهای از آن درست میشود. پیش از اینکه بخواهید شروع به آشپزی کنید، باید پوست بکنید، ببرید، رنده کنید و ....
اما برخلاف آشپزی، در نویسندگی قسمتهای اضافی و بهظاهر بهدردنخور را دور نریزید و حتماً آنها را جایی برای روز مبادا نگه دارید. سی. اس. لوئیس در نامهای به دختر جوانی که از او توصیهای برای نویسندگی میخواست، پیشنهاد داد: «وقتی از کار خود راضی نیستید و آن را رها میکنید، چیزی را دور نیندازید (مگر اینکه به طرز ناامیدکنندهای بد باشد). آن را در کشو بگذارید. ممکن است بعداً مفید باشد. بسیاری از بهترین کارهای من، یا آنچه فکر میکنم بهترین کار من است، بازنویسی چیزهایی است که سالها قبل شروع و پس از مدتی رها کرده بودم.»
لوئیس در طول زندگی خود ۳۰ کتاب نوشت، از جمله مجموعه داستانهای «ماجراهای نارنیا». او تعداد زیادی کلمه را منتشر کرده است و پیشنویسهای بیشتری هم در کشوهای میزش خاک میخورند تا شاید بعداً به او الهام ببخشند.
پس آن قسمتهایی را که دوست ندارید جدا کنید و آنها را در جای دیگری ذخیره کنید! شاید بتوانید آن را «بچههای زشت سیبزمینی» یا اگر میخواهید گوتیک باشید «انبار استخوان» بنامید. مثل چشمهای سیبزمینی که پس از کاشت دوباره به سیبزمینیهای جدید تبدیل میشوند، ممکن است روزی این نوشتههای ناپسند به داستانی همهپسند تبدیل شوند.
۲. به خواننده حس بدهید نه واژه
وقتی جملهای زیبا و بینقص را خلق میکنید، خودتان از آن لذت میبرید. اما چه چیزی آن را بینقص میکند؟ به احتمال زیاد، به دلیل جزئیات احساسی زیباست. نالو هاپکینسون، نویسنده داستانهای ادبی و استاد بزرگ دیمون نایت، این را در درس TED-Ed با عنوان «چگونه توصیفی بنویسیم» توضیح میدهد. این حواس شامل چشایی، بویایی، لامسه، شنوایی، بینایی و با کمی اغماض حس حرکت است. نوشته لذتبخش، حواس را به روشی جدید ترکیب میکند که تداعیهای پیچیدهای را برای خوانندگان موجب میشود؛ با این توصیه که از نوشتن جملات و عبارات بدیهی و کلیشهای اجتناب کنید.
هاپکینسون توضیح میدهد: «همیشه به نویسندگان گفته میشود که از کلیشهها دوری کنند زیرا در تصویری که بیش از حد استفاده شده مانند قرمز به رنگ گل سرخ، خواننده هیچ درگیری حسی پیدا نمیکند». او میافزاید: «خواننده را وادار کنید تا حس کند؛ مثلا بنویسید "از ساحل شروع شد. از روزی شروع شد که جیکوب آنت را با آن لباس طرح گیلاسی دید.» و ذهن خواننده درگیر این میشود که تصور کند یک لباس طرح گیلاسی چه شکلی است. ناگهان، خواننده خود را در ساحل احساس میکند و در آستانه عاشق شدن. آنها داستان را هم در سطح غریزی و هم در سطح مفهومی تجربه میکنند و در نیمه راه بازی تخیلی خلق دنیایی زنده و پر از حواس، با نویسنده ملاقات میکنند.»
جزئیات حسی به خواننده اجازه میدهد تا خود را در اثر شما غرق کند، نه اینکه به او گفته شود چه فکری کند. هرچه نوشتن جملهای برای شما جذابتر باشد، خواندن آن سرگرمکنندهتر است.
۳. همیشه وسایل نوشتن بههمراه داشته باشید
هر نویسندهای در این مورد تجربه دارد؛ فکر کنید، در خواب هستید و در رویاها غرق میشوید که ناگهان در ذهن شما جرقهای زده میشود و طرح اولیه داستانی به ذهن شما خطور میکند. از خواب بلند میشوید و با خود فکر میکنید: «وای. این ایدهی خیلی خوبی برای یک رمان است! صبح آن را مینویسم.» اما آیا نویسندهای تا بهحال وجود داشته است که تا صبح ایده خود را به یاد بیاورد؟ من که نمیشناسم. خود من همیشه فراموش میکنم.
و یا شاید این اتفاق به شکلی متفاوت رخ بدهد. شاید در حال سوار شدن به اتوبوس از محل کار به خانه هستید و کسی را میبینید که از پشت ویترین مغازهای کار جالبی انجام میدهد؛ شاید در حال تماشای یک فیلم هستید و شخصیتها کاری انجام میدهند که شما را به یاد موقعیت سختی میاندازد که شخصیت اصلی داستان در آن قرار میگیرد. شاید گربهتان کار واقعاً خندهداری انجام میدهد و شما میخواهید آن را برای بعد نگه دارید. هر یک از این لحظات را ثبت کنید، هر تکه از یک صحنه یا یک ایده، طرح یا حتی یک جمله.
جف وندرمیر، نویسندهی کتابهای نابودی و پرونده بورن، همین کار را انجام میدهد. وندرمیر در نوشتهای که اسرار نویسندگیاش را به اشتراک گذاشته است، میگوید که همیشه یک خودکار و دفترچه یادداشتی همراه خود دارد، و همیشه آنها را روی میز کنار تختش نگه میدارد. آشپزخانهاش هم پر است تکه کاغذهای پراکنده.
وندرمیر مینویسد: «بهویژه در بیست سال گذشته، هیچ ایده یا قطعهای از صحنه یا مشاهده شخصیت یا بخشی از دیالوگ را گم یا فراموش نکردهام؛ زیرا همیشه آن را فوراً نوشتهام. مهم نیست در چه موقعیتی باشم (این شامل زمانی هم میشود که شغل روزانه داشتم).»
این کار نه تنها الهاماتی که به او میشود را حفظ میکند، بلکه ناخودآگاه او را تشویق میکند تا به پرورش آن ایده ادامه دهد.
وندرمیر مینویسد: «اگر ذهن ناخودآگاه شما بداند که قرار است همه چیز را بنویسید و از آنچه به شما میدهد استفاده کنید، عادتی ایجاد میشود که از طریق آن بهطور دایم ایدههای جدید شکل میگیرد. پس دیگر مشکل کمبود ایده نخواهید داشت، بلکه ایدههای زیاد وجود دارند که باید پرورش پیدا کنند.»
نوشتن همه چیز شما را در عادت باز کردن ذهنتان به روی ایدهها، از هر کجا که آمده باشند، نگه میدارد.
۴. عادتهای نوشتن را در خود ایجاد کنید
هر نویسندهای این توصیه را به نوعی دارد، اما اکتاویا باتلر، برنده جایزه نبوغ مکآرتور، شاید قاطعترین نویسنده در این مورد باشد. او در مقالهاش با عنوان «جوش و خروش نویسندگی» میگوید: «الهامات را فراموش کنید. عادت قابل اعتمادتر است. عادت، چه الهام گرفته باشید چه نه، شما را حفظ خواهد کرد. عادت به شما کمک میکند داستانهایتان را تمام کنید و صیقل دهید. الهام این کار را نمیکند. عادت، پشتکار و تمرین است.»
دو عادتی که باتلر توصیه میکند عبارتند از ۱. هر روز مطالعه کنید و ۲. هر روز بنویسید. او میگوید هر روز باید برای این فعالیتها وقت بگذارید.
باتلر تاکید میکند: « زمانی از روز را انتخاب کنید. شاید بتوانید یک ساعت زودتر بیدار شوید، یک ساعت دیرتر بیدار بمانید، یک ساعت از تفریح صرف نظر کنید، یا حتی از ساعت ناهار خود صرفنظر کنید ولی زمانی را هر روز برای نوشتن درنظر بگیرید.»
و اگر وقت مطالعه ندارید، باتلر میگوید گوش دادن به کتابهای صوتی نیز به همان اندازه مطالعه میتواند مفید باشد. (هر دفعه که در فضای مجازی درباره کتابهای صوتی در مقابل کتابهای فیزیکی بحثی مطرح شد، این را بگویید.)
باتلر بر عادت تأکید میکند؛ زیرا کلید عبور از سختیهای زندگی نویسندگی است.
«پشتکار برای هر نویسندهای ضروری است؛ پشتکار برای تمام کردن کار، ادامه دادن به نوشتن علیرغم رد شدن، ادامه دادن به خواندن، مطالعه کردن و نامید نشدن از فروش.»
او میگوید: «استعداد را فراموش کنید. استعداد هر چه بیشتر تمرین کنید، رشد میکند.»
۵. ایدهها