تقویم که به ۱۷ مرداد میرسد، بار دیگر نام «خبرنگار» بر صفحهای از سال میدرخشد، روزی برای پاسداشت آنان که رسالتشان روایت حقیقت است، اما پشت این نام، دنیایی از خستگیهای ناگفته، دغدغههای بیپایان، فشارهای روحی و مشکلات معیشتی نهفته است، واقعیتی که کمتر دیده میشود و اغلب در میان انبوه پیامهای تبریک و تقدیر، به فراموشی سپرده میشود.
خبرنگار نخستین کسی است که خود را به قلب حادثه میرساند و آخرین نفری است که آنجا را ترک میکند، او در گرمای سوزان تابستان، سرمای گزنده زمستان، میان دود و آتش، در دل سیلاب، زلزله، تصادف، تشییع شهدا، راهپیماییها، نشستهای خبری و رویدادهای تلخ و شیرین جامعه حضور دارد تا مردم، حقیقت را بیواسطه ببینند و بشنوند، ساعت کاری برای خبرنگار معنا ندارد، تعطیلات، مناسبتها و حتی لحظههای آرامش خانوادگی، بارها فدای مسئولیتی میشود که نامش آگاهیبخشی است، خبرنگاران میدوند، مینویسد، میپرسد، پیگیری میکند و گاه بیآنکه دیده شود، صدای مردمی میشود که صدایشان به جایی نمیرسد.
اما آن سوی این رسالت ارزشمند، واقعیتی تلخ جریان دارد، خبرنگارانی که با وجود نقش بیبدیل در شفافسازی، مطالبهگری و آگاهیبخشی، هنوز با مشکلات فراوان معیشتی، درآمدهای اندک، نبود امنیت شغلی، قراردادهای ناپایدار، کمبود حمایتهای صنفی و آیندهای مبهم دست و پنجه نرم میکنند. بسیاری از آنان با عشق به حرفه خود ماندهاند، نه با امید به درآمد یا امنیت شغلی، بلکه عشق، سالهاست جای خالی حمایت را پر کرده، اما این عشق نیز بیتوجهیهای مداوم را تاب نمیآورد.
در کنار این مشکلات، خبرنگاران با چالش دیگری نیز روبرو هستند، چالشی که هر روز بر دشواری کار آنان میافزاید، هنوز هم برخی مسئولان، پاسخگویی به رسانه را یک وظیفه قانونی و اخلاقی نمیدانند، تماسهایی که بیپاسخ میماند، پیامهایی که خوانده میشود اما پاسخی دریافت نمیکند، وعدههایی که هرگز عملی نمیشود و درهایی که به روی خبرنگار بسته میماند، تنها بخشی از واقعیتهای این حرفه است، گاهی خبرنگار برای دریافت سادهترین اطلاعات، ساعتها و حتی روزها زمان صرف میکند، در حالیکه حق مردم برای دانستن، نباید قربانی سکوت، بیتفاوتی یا نبود شفافیت شود.
خبرنگاری، شغلی نیست که با میز و صندلی و ساعت اداری تعریف شود، رسالتی است که با تعهد، شجاعت، صبوری و مسئولیتپذیری معنا پیدا میکند، خبرنگار پل ارتباطی مردم و مسئولان است، صدای مطالبهگران، آیینه دردهای جامعه و راوی امیدها و موفقیتهاست. اگر این پل تضعیف شود، اگر صدای خبرنگار زیر بار مشکلات معیشتی، بیمهریها و بیتوجهیها کمرنگ شود، بیتردید جامعه نیز از حق دانستن و شفافیت آسیب خواهد دید.
۱۷ مرداد، تنها یک مناسبت برای ارسال پیامهای تبریک و گرفتن عکسهای یادگاری نیست، بلکه فرصتی است برای آنکه مسئولان و تصمیمگیران، فراتر از شعارها، به مطالبات واقعی این قشر بیندیشند، از بهبود وضعیت معیشتی و امنیت شغلی گرفته تا تقویت جایگاه حرفهای خبرنگاران و نهادینه کردن فرهنگ پاسخگویی. احترام به خبرنگار، تنها در یک روز از سال معنا پیدا نمیکند، بلکه در پاسخ دادن به پرسشهای او، دسترسی آزاد به اطلاعات، حمایت از امنیت شغلی و فراهم کردن شرایطی است که بتواند بیهراس و بیدغدغه، حقیقت را برای مردم روایت کند.
شاید خبرنگاران بیش از هر قشر دیگری، عادت کردهاند از درد دیگران بنویسند و کمتر کسی از دردهای خودشان مینویسد، اما روز خبرنگار، فرصتی است تا این بار، روایت به خود آنان بازگردد، به انسانهایی که هر روز قلمشان برای مردم مینویسد، اما هنوز بسیاری از خواستههایشان، در سکوت و میان سطرهای نانوشته باقی مانده است.
خبرگزاری ایسنا پای صحبتهای دو تن از خبرنگاران باسابقه چهارمحال و بختیاری نشسته است، وحید رئیسی دهکردی، خبرنگار خبرگزاری ایرنا یکی از خبرنگاران باسابقه استان است.
متن مصاحبه وی بدین شرح است:
در خصوص سابقه کار و نحوه ورود خود به کار خبرنگاری بفرمایید؟
ابتدای سال ۱۳۸۰ از طریق باشگاه رادیویی و تلویزیونی جوان سابق (باشگاه خبرنگاران جوان کنونی) سازمان صدا و سیما وارد دورههای آموزش خبرنگاری شدم و از همان زمان بهصورت عملی تهیه خبر،گزارشهای مکتوب و ویدئویی را آغاز کردم، سپس در واحد مرکزی خبر مشغول به فعالیت شدم و از سال ۱۳۹۳ تاکنون هم بهعنوان خبرنگار خبرگزاری ایرنا مشغول به فعالیت هستم.
مهم ترین چالشهای فعالیت رسانهای بهویژه در استانهای کوچک چیست؟
فعالیت رسانهای بهویژه برای خبرنگاران خبرگزاریها در استانهایی مانند چهارمحال و بختیاری اقتصادی نیست، چون انتشار و انعکاس اخبار رایگان بوده و در استانهای کوچک امور تبلیغاتی و درآمدزایی برای خبرنگاران پیشبینی نشده است.
بهترین و بدترین خاطره دوران کار خبرنگاری شما چه بوده است؟
بهترین خاطرهها مربوط به تهیه گزارشهایی است که مشکل مردم را رفع کند، مانند تهیه گزارشهایی از مناطق بسیار سختگذر چهارمحال و بختیاری از جمله روستاهای دهستان موگویی بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ که هنوز هم شاید نمونه این گزارشها کار نشده است، به این صورت که آن موقع برای تهیه این گزارشها بهعلت نبود جاده و کوهستانی بودن مسیر مجبور بودم دو سه شبانهروز پیادهروی سخت در کوهستان و یا جابجایی با چهارپایان را داشته باشم تا بتوانم یک گزارش از روند زندگی مردمان این منطقه در روستاهایی مانند چین و زرگ تهیه کنم.
مناطقی که هماکنون نیز برای سفر به آنجا باید با خودرو کمکدار مسیری سخت، خاکی و طولانی را سپری کرد، از نمونه گزارشهای این بخش میتوان به گزارش «من نخستین خبرنگاری هستم که وارد روستای زرگ شدم» نام برد که در سومین جشنواره ملی آب و رسانه مقام برتر بخش گزارش را کسب کرد.
تهیه گزارش از فعالیت بانوان در معدن روستای قلعه رشید شهرستان اردل با عنوان «داستان دستان شور" که در طول سال مشغول تهیه نمک(نمکچینی) هستند و در چند جشنواره مقام برتر بخش گزارش را کسب کرد.
تهیه گزارش از هنرصنعت قفلسازی چالشتر که شامل ساخت بزرگترین و کوچکترین قفل جهان، تنها قفل ضد سرقت دنیا و قفل طلای کعبه میشود با عنوان «قفلهای کارگشا» که توانست در چند جشنواره از جمله جشنواره تولیدات ایرنا کشور رتبه برتر بخش گزارش را کسب کند.
اینها همگی گزارشهایی است که پس از انتشار و پیگیری منجر به رفع برخی مشکلات مردمی شد، پس شیرینی و لذت آنها در خاطر مانده است.
بدترین خاطرههای دوران کاری هم مربوط به تهیه خبر از آتشسوزی مدرسه سفیلان شهرستان خانمیرزا در زمستان سال ۱۳۸۳ (آن زمان بخش خانمیرزا جزو شهرستان لردگان بود)، واژگونی اتوبوس دانشآموزان دبیرستان دخترانه پاسداران عفت بروجن در جاده دهدز به لردگان به بروجن در پائیز سال ۱۳۹۱ و زمینلرزه بزرگ و ویرانگر بم در زمستان سال ۱۳۸۲ هست.
توصیه شما به کسانی که به کار خبر علاقهمند هستند و قصد ورود به این کار دارند را دارند، چیست؟
افرادی که علاقه به حرفه خبرنگاری دارند، باید بدانند که این حرفه پولساز نیست، با دردسرها و خطرهای فراوان همراه است و برای موفق شدن در آن باید در کنار مردم باشند.
اگر شما به عنوان وزیر ارشاد مسوولیت داشتید؟ اولین کاری برای خبرنگاران میکردید چی بود؟
لایحهای به مجلس شورای اسلامی تقدیم میکردم تا قانونی تصویب شود که بهموجب آن تمامی رسانههای غیرمجاز جمعآوری یا ساماندهی شود، پس از آن خبرنگاران فعال واقعی را از خبرنگاران غیرفعال جداسازی میکردم و سپس با تشکیل تعاونی خبرنگاران در سطح ملی، یک مرتبه برای همیشه بهمنظور رفع مشکلات معیشتی، بیمه (محاسبه سختی کار) و مسکن خبرنگاران فعال اقدام میکردم.

خانم مرضیه نظریزاده نیز یکی دیگر از خبرنگاران باسابقه چهارمحال و بختیاری که ایسنا پای صحبتهای وی نیز نشسته و متن مصاحبه این خبرنگار در ذیل آمده است.
در خصوص سابقه کار و نحوه ورود خود به کار خبرنگاری بفرمایید؟
بنده دارای مدرک کارشناس ارشد آب هستم، سال ۱۳۹۳ کار خبر را با خبرگزاری فارس شروع کردم و بعد از آن از سال ۱۳۹۵ کارم را با پایگاه خبری جهانبین نیوز ادامه دادم و درحال حاضر علاوه بر آن با خبرگزاری مهر هم همکاری دارم.
ورودم به کار خبر به پیشنهاد دوست دوران دانشگاهم بود و آن زمان تقریبا هیچ آشنایی با کار خبر نداشتم تا جایی که حتی اخبار رادیو و تلویزیون را هم دنبال نمیکردم و تقریبا در حین کار آموزش هم دیدم.
بهترین و بدترین خاطره دوران کار خبرنگاری شما چه بوده است؟
از نظر من عشق تنها دلیل ادامه راه یک خبرنگار است، چون دشواری کار خبر زیاد است و تقریبا رابطه مستقیم با روح و روان افراد دارد، اطلاع از اتفاقات ناگوار از نزدیک و قرار گرفتن در کنار درد مردم گاهی کار خبر را دشوار میکند.
هنوز خبری که توانسته عنوان بهترین خبر را در دوره کاریم گرفته باشد اتفاق نیوفتاده است، اما خبر شهادت رهبر شهید، تجاوز به کشور و حمله به مدرسه میناب جزو تلخترین اخباری است که تا این مدت کار کردهام، البته تا قبل از این، اخبار دیگری بوده، اما حالا فقط این سه خبر را میتوانم نام ببرم.
توصیه شما به کسانی که به کار خبر علاقهمند هستند و قصد ورود به این کار دارند را دارند، چیست؟
عشق و علاقه برای ورود به کار خبر اهمیت بالایی دارد، زیرا سختی کار بالا، گاهی چنان توان افراد را میگیرد که اگر علاقه نباشد فرد از ادامه راه باز میماند.
امروز دیگر همه به این نتیجه رسیدهاند که رسانه خط مقدم جنگ سخت و نرم است، خبرنگاران باید فارغ از مشکلات باشند تا بتوانند به انعکاس درد مردم و مبارزه در این جبهه بپردازند، اما متاسفانه یک خبرنگار با وجود اینکه ۲۴ ساعته کار میکند، تقریبا هیچ حقوق و مزایایی ندارد.
به جز تعداد معدودی از خبرنگاران بقیه حتی بیمه نیز ندارند، از نظر من وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عملا در بحث خبرنگاران منفعل است و آنچه که من در ۱۲ سال خدمتم دیدم تغییر وزیر و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است بدون اینکه اندکی از مشکلات خبرنگاران کاسته شود.
اگر شما به عنوان وزیر ارشاد مسوولیت داشتید؟ اولین کاری برای خبرنگاران میکردید چی بود؟
اگر به جای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم قطعا ساماندهی خبرنگاران را در دستور کار قرار میدادم، زیرا اگر با همین وضعیت ادامه دهیم، تا چند سال آینده دیگر کسی وارد این عرصه نخواهد شد، متاسفانه حقالخبرهای پرداختی به خبرنگاران اصلا متناسب با کارشان نیست و این موضوع تهدید جدی برای شغل و حرفه خبرنگاری است.

اگر پای درد و دلهای خبرنگاران بنشینیم، قطعا دغدغههای این قشر یکسان است، پس از پایان ۱۷ مرداد و خاموش شدن چراغ تبریکها، دغدغههای خبرنگاران همچنان باقی میماند، شاید حتی خودشان نیز وسط روزمرگیها و حجم کار فراموش کنند که مشکلاتشان را پیگیری کنند، میتوان گفت خبرنگاران روایتگران حقیقت و فراموششدگان روزهای بیخبر هستند.
انتهای پیام

