فرانک کیانپور، خبرنگار در یادداشتی نوشته است:
اگر بخواهیم از میان چهرههای ماندگار روزنامهنگاری جهان کسی را مثال بزنیم، اوریانا فالاچی یکی از نخستین نامهایی است که به ذهن میرسد؛ خبرنگاری که مصاحبه را به یک گفتوگوی ساده محدود نکرد و پرسش را به ابزاری برای کشف حقیقت تبدیل کرد. فالاچی به ما یادآوری میکند که خبرنگار قرار نیست فقط آنچه را میبیند ثبت کند؛ باید بتواند پشتِ آنچه دیده میشود را هم ببیند. او به سراغ آدمهای قدرتمند میرفت، اما مجذوب قدرت نمیشد.
سؤال میپرسید، حتی وقتی پرسیدن آسان نبود؛ و شاید مهمتر از آن، حاضر نبود کنجکاوی حرفهای خود را فدای مصلحت لحظهای کند.
امروز، در روزگاری که سرعت انتشار یک خبر گاهی از سرعت بررسی صحت آن بیشتر شده، این نگاه بیش از همیشه اهمیت دارد. خبرنگار واقعی کسی نیست که فقط زودتر از دیگران خبر را منتشر کند؛ کسی است که اجازه نمیدهد سرعت، حقیقت را قربانی کند.
در روزگاری که یک جمله میتواند در چند ثانیه هزاران بار بازنشر شود، مسئولیت خبرنگار سنگینتر از گذشته است. یک تیتر میتواند امید بسازد یا نگرانی ایجاد کند؛ یک روایت میتواند مسئلهای فراموششده را دوباره به افکار عمومی برگرداند و یک سؤال درست میتواند مسئولان را وادار به پاسخگویی کند.
شاید به همین دلیل است که خبرنگاری هنوز، با وجود همه تغییرات تکنولوژیک، به یک ویژگی قدیمی نیاز دارد: شجاعت پرسیدن. نه شجاعت برای جنجالآفرینی؛ نه برای دیدهشدن؛ بلکه شجاعت پرسیدن آن سؤال سادهای که شاید خیلیها ترجیح دهند پرسیده نشود.
اوریانا فالاچی خبرنگاری را به میدان مواجهه با انسانها و واقعیتها برد؛ جایی که خبرنگار باید هم گوش شنوا داشته باشد، هم چشم تیزبین و هم ذهنی که بهراحتی قانع نشود.
امروز، در روز خبرنگار، شاید بهترین تبریک به خبرنگاران این نباشد که بگوییم «موفق باشید»؛ بلکه این باشد: همیشه کنجکاو بمانید. سؤالهایتان را از دست ندهید. حقیقت را فدای سرعت نکنید و اجازه ندهید عادت، جای پرسشگری را بگیرد. چون رسانه، پیش از آنکه با دوربین و میکروفن و صفحه نمایش معنا پیدا کند، با یک سؤال آغاز میشود و خبرنگار، همان کسی است که هنوز میپرسد: «چرا؟»
انتهای پیام

