ممکن است مخاطبی یک خبر را جستوجو اما پیش از ورود به سایت روزنامه، خبرگزاری یا شبکه تلویزیونی، خلاصهای از آن را با هوش مصنوعی دریافت کند. چند ثانیه بعد نیز ممکن است همان رویداد را در قالب ویدئو یا پست در شبکه اجتماعی مشاهده کند و حتی تحلیل فرد دیگری را درباره آن بخواند. در چنین شرایطی، زمانی که مخاطب به گزارش اصلی میرسد، ممکن است خبرنگار و رسانه خبری که آن اطلاعات را تولید کرده، کمرنگترین بخش این مسیر باشد.
خبرنگار همچنان گزارش میکند، تحریریه همچنان فعال است و خبر همچنان تولید میشود اما آنچه میان خبر و مخاطب قرار دارد، در حال تغییر است.
مخاطبان از سایت رسانهها فاصله میگیرند
در بخش بزرگی از دوران دیجیتال، مدل توزیع خبر ساده بود؛ رسانهها، خبر را در سایت خود منتشر، موتورهای جستوجو مخاطبان را به سمت آن هدایت و شبکههای اجتماعی نیز امکان دیده شدن مطالب را برای مخاطبانی فراهم میکردند که شاید بهطور مستقیم به سایت رسانه مراجعه نمیکردند اما این رابطه اکنون در حال تغییر است. شبکههای اجتماعی و ویدئویی برای نخستینبار در جهان به پرکاربردترین روش دسترسی به اخبار آنلاین تبدیل شدهاند.
این روند به معنای از بین رفتن صنعت خبری نیست، بلکه مسئله مهمتر نحوه توزیع خبر است؛ ممکن است مخاطب خبری گزارش خبری را در قالب ویدئویی در اینستاگرام یا توضیح یک خبرنگار را در تیکتاک و دیگر شبکههای اجتماعی مشاهده کند بنابراین خبرنگار خبر را تولید میکند اما ممکن است رسانه تولیدکننده خبر، دیگر رابطه مستقیمی با وی نداشته باشد.
تغییرات فقط به شبکههای اجتماعی محدود نیست بلکه شیوه جستوجوی اطلاعات نیز در حال تغییر است. برای سالها، موتورهای جستوجو عمدتا نقش واسطه را داشتند، کاربر سوال خود را مطرح و فهرستی از لینکها را دریافت میکرد و سپس تصمیم میگرفت وارد کدام سایت شود اما اکنون هوش مصنوعی این روند را تغییر داده است.
قابلیت پاسخگویی هوش مصنوعی گوگل و حالت هوش مصنوعی این شرکت، پاسخهای ترکیبی را بهطور مستقیم در محیط جستوجو ارائه میکنند. بنابراین ممکن است کاربر پاسخ خود را دریافت کند، بدون آنکه به منبع اصلی مراجعه کند. این روند برای مخاطب میتواند راحت باشد، اما برای رسانهها سوال مهمی ایجاد میکند؛ اگر پاسخ کافی باشد، چرا مخاطب باید روی لینک کلیک کند؟
نتایج پژوهشی نشان داد، در جستوجوهای گوگل که شامل قابلیت پاسخگویی هوش مصنوعی گوگل بودند، کلیک کاربران بر منابع ذکر شده در این پاسخها تنها حدود یک درصد بازدیدها بود. همچنین نمایش پاسخهای هوش مصنوعی با کاهش کلیکها و افزایش احتمال پایان یافتن جستوجوی کاربران همراه بوده است. این پژوهش درباره وبگردی عمومی انجام شده و بهطور مستقیم تاثیر آن بر رسانههای خبری را بررسی نکرده است با این حال، روند موجود را نشان میدهد.
مدل سنتی جستوجو چنین بود؛ جستوجو ← لینک ← کلیک ← رسانه، اما مدل جدید جستوجو ← پاسخ، است و همین مرحله حذفشده میتواند برای صنعت خبر اهمیت اقتصادی زیادی داشته باشد.
نتایج گزارش «روندهای روزنامهنگاری، رسانه و فناوری ۲۰۲۶» نشان میدهد که ترافیک جستوجوی گوگل به سمت ناشران در جهان ۳۳ درصد کاهش یافته و ترافیک گوگل دیسکاور نیز ۲۱ درصد افت کرده است. این کاهش تنها به هوش مصنوعی نسبت داده نمیشود و تغییرات موتورهای جستوجو و رفتار مخاطبان نیز در آن نقش دارند.
اگر خبررسانی رسانه برای پاسخ دادن به سوال مخاطب استفاده شود، اما مخاطب هرگز وارد سایت آن رسانه نشود، رسانه ممکن است ارزش اقتصادی را که پیشتر از طریق بازدید مستقیم به دست میآورد، دریافت نکند. خبرنگار بخش پرهزینه کار را انجام داده، اما کلیک ممکن است نصیب جای دیگری شود.
تولیدکنندگان محتوا به کانال خبر تبدیل شدهاند
این تحول تنها در موتورهای جستوجو رخ نمیدهد. شبکههای اجتماعی نیز شیوه توزیع اطلاعات را تغییر دادهاند. یوتیوبرها، پادکستسازها، تولیدکنندگان محتوای تیکتاک، نویسندگان خبرنامهها، مفسران و خبرنگاران مستقل، مخاطبان خود را ایجاد کردهاند. این افراد لزوما خبرنگار به معنای سنتی نیستند و فعالیت آنان از تحلیل و توضیح تا تحقیق و پوشش تخصصی را دربرمیگیرد.
نتایج مرکز پژوهشی «پیو» اعلام کرد که ۲۱ درصد بزرگسالان بهطور منظم اخبار را از اینفلوئنسرهای خبری در شبکههای اجتماعی دریافت میکنند. این رقم در میان افراد ۱۸ تا ۲۹ ساله به ۳۸ درصد میرسد. این روند لزوما به معنای جایگزینی تولیدکنندگان محتوا با خبر نیست بلکه نشان میدهد نحوه توزیع خبر، اطلاعات و تفسیر در حال تغییر است.
تولیدکنندگان محتوا میتوانند رابطهای مستقیم و شخصی با مخاطب ایجاد کنند. مخاطبان ممکن است یک کانال یوتیوب، خبرنامه، حساب اینستاگرام یا پادکست را به دلیل اعتماد یا علاقه به شیوه روایت یک فرد دنبال کنند. بنابراین رقابت فقط میان روزنامهها و اینفلوئنسرها نیست بلکه میان مدلهای مختلف توزیع خبر است.
دسترسی با مالکیت مخاطب یکی نیست

این شرایط رسانهها را وادار میکند مفهوم «مخاطب» را دوباره بررسی کنند. یک میلیون بازدید با یک میلیون خواننده یکسان نیست. یک میلیون دنبالکننده نیز لزوما به معنای یک میلیون نفر نیست که وارد سایت رسانه شوند. همچنین خبری که میلیونها نفر در یک پلتفرم مشاهده میکنند، ممکن است ارزش اقتصادی بسیار کمتری برای رسانه تولیدکننده داشته باشد نسبت به مخاطب کوچکتری که بهطور مستقیم وارد سایت میشود و دوباره بازمیگردد.
دسترسی با مالکیت یکی نیست. ترافیک با وفاداری یکی نیست. دنبالکننده لزوما خواننده نیست و دیده شدن منبع لزوما به معنای کلیک نیست. مخاطب مستقیم میتواند خبر دیگری بخواند، در خبرنامه ثبتنام کند، حساب کاربری بسازد، عضو شود، هزینه اشتراک بپردازد و دوباره به رسانه بازگردد. اما فردی که تیتر یک رسانه را در فیدی الگوریتمی میبیند، ممکن است در لحظه بعد از آن عبور کند. در حالت اول، رابطه تا حد زیادی در اختیار رسانه است اما در حالت دوم، این رابطه بیشتر در اختیار پلتفرم قرار دارد.
تلاش رسانهها برای بازگشت به مخاطب مستقیم
به همین دلیل، رسانهها بیش از گذشته روی خبرنامهها، عضویت، اشتراک، اپلیکیشنها، پادکستها، رویدادها و دیگر روشهای ارتباط مستقیم با مخاطبان سرمایهگذاری میکنند. بر اساس گزارش «روندهای روزنامهنگاری، رسانه و فناوری ۲۰۲۶»، اشتراک و عضویت، همچنان مهمترین محور درآمدی ناشران تجاری بوده و ۷۶ درصد پاسخدهندگان آن را در اولویت قرار دادهاند.
هدف، بازگشت به گذشته نیست، بلکه ایجاد رابطهای است که خود رسانه آن را در اختیار داشته باشد. خبرنامه برای رسیدن به مخاطب به الگوریتم شبکههای اجتماعی وابسته نیست. اعلانهای اپلیکیشن نیز به رتبهبندی موتورهای جستوجو وابسته نیستند. مخاطبی که نام یک رسانه را بهطور مستقیم جستوجو میکند نیز منتظر پیشنهاد یک الگوریتم نمیماند. این مخاطبان ممکن است تعداد کمتری باشند، اما میتوانند ارزشمندتر تلقی شوند زیرا تغییر تصمیم یک پلتفرم بهسادگی نمیتواند آنان را از رسانه جدا کند.
توزیع خبر به بخشی از صنعت خبر تبدیل میشود

برای سالها، توزیع خبر بهعنوان مرحلهای پس از پایان کار خبری در نظر گرفته میشد. خبرنگار گزارش، سردبیر آن را ویرایش میکرد و خبر منتشر میشد. سپس گروه شبکههای اجتماعی، تیم جستوجو یا بخش بازاریابی تلاش میکردند راهی برای جذب مخاطب به خبر پیدا کنند اما جدایی میان تولید و توزیع خبر دیگر بهسادگی امکانپذیر نیست.
نتایج گزارش تحقیقی مهم ممکن است به مقاله، ویدئو، پادکست، خبرنامه، محتوای شبکههای اجتماعی و مطالب پسزمینه نیاز داشته باشد. این به معنای تبدیل خبرنگار به بازاریاب نیست بلکه نشان میدهد رسانهها باید مسیر یک خبر از زمان شکلگیری تا لحظه مواجهه مخاطب با آن را در نظر بگیرند. به همین دلیل خبرنگاران تشویق میشوند بیشتر مانند تولیدکنندگان محتوا رفتار کنند.
تمرکز بر توزیع نباید اصل خبررسانی را تحتالشعاع قرار دهد. خبرنگار ممکن است روزها یا هفتهها برای پیدا کردن منابع، بررسی اسناد، گفتوگو با افراد، حضور در جلسات، سفر، طرح پرسشهای دشوار و تایید اطلاعات زمان صرف کند همچنین نوشتن گزارشهای تحقیقی نیز ممکن است ماهها طول بکشند.
هوش مصنوعی میتواند یک تحقیق را خلاصه کند، تولیدکننده محتوا میتواند درباره آن صحبت کند و شبکه اجتماعی میتواند آن را توزیع اما هنوز کسی باید گزارش را تولید کند. اسناد اختصاصی، گزارشهای میدانی، دانش تخصصی، تحقیقات و اطلاعاتی که دیگران در اختیار ندارند، همچنان ارزشمند هستند. تناقض اصلی اینجاست، هرچه ارزش خبررسانی اصیل بیشتر میشود، کنترل رسانهها بر مسیر رسیدن آن به مخاطب کمتر میشود.
نبرد آینده بر سر رابطه با مخاطب است
آینده روزنامهنگاری فقط به این بستگی ندارد که هوش مصنوعی چقدر قدرتمند شود، شبکههای اجتماعی چقدر گسترش پیدا کنند یا ترافیک جستوجو چقدر کاهش یابد. بخشی از این آینده به توانایی رسانهها برای ایجاد رابطهای با مخاطب بستگی دارد که با تغییر پلتفرمها از بین نرود.
رسانهها باید محتوایی تولید کنند که مخاطب فعالانه به دنبال آن باشد، نه اینکه فقط بهطور اتفاقی با آن مواجه شود. آنها باید برندهایی بسازند که بتوانند با شخصیتهای شناختهشده رقابت و کانالهای مستقیمی ایجاد کنند که با تغییر الگوریتمها از بین نروند. برای سالها این تصور وجود داشت که کافی است رسانه خبر را منتشر تا اینترنت خواننده را پیدا کند. این وعده اکنون در حال کمرنگ شدن است.
طبق گزارش وبسایت ژورنالیسم، اینترنت همچنان میتواند مخاطب را پیدا کند، اما رسانه دیگر لزوما تعیین نمیکند این مسیر از کجا آغاز شود، مخاطب ابتدا چه چیزی ببیند یا اصلا به منبع اصلی برسد یا خیر. بحران بعدی صنعت خبر شاید کمبود خبرنگار نباشد؛ بلکه از دست دادن مسیر میان خبرنگار و مخاطب باشد. رسانههایی که این تفاوت را زودتر درک کنند، ممکن است همانهایی باشند که از مرحله بعدی تحول رسانهای عبور میکنند.
انتهای پیام

