یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۶
مرز میان خودابرازی و محدودشدن هویت در آرایش نوجوانان

مرز میان خودابرازی و محدودشدن هویت در آرایش نوجوانان

خراسان رضوی (ایسنا) - یک روان‌پزشک و روان‌درمانگر گفت: آرایش زمانی به رشد هویت کمک می‌کند که یکی از راه‌های خودابرازی باشد و هنگامی محدودکننده می‌شود که به اصلی‌ترین منبع تعریف خود و پذیرفته‌شدن نزد دیگران تبدیل شود.

علی ثاقبی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به افزایش تمایل نوجوانان به آرایش، اظهار کرد: برای ارزیابی دقیق این موضوع باید میان افزایش واقعی آرایش و افزایش مواجهه نوجوانان با فرهنگ ظاهرمحور تفاوت گذاشت. شواهد درباره گسترش محتوای زیبایی در شبکه‌های اجتماعی روشن است، اما داده‌های کافی وجود ندارد که بگوییم میزان آرایش در میان همه نوجوانان و در همه جوامع قطعاً افزایش یافته است. آنچه بدون تردید تغییر کرده، محیطی است که نوجوان در آن ظاهر خود را می‌بیند و ارزیابی می‌کند.

وی ادامه داد: نوجوانی دوره پاسخ‌دادن به پرسش‌هایی مانند «من چه کسی هستم؟»، «چگونه می‌خواهم دیده شوم؟» و «به کدام گروه تعلق دارم؟» است. بنابراین، تغییر لباس، مدل مو و آرایش می‌تواند بخشی از کاوش هویتی باشد. آرایش لزوماً نشانه نارضایتی از ظاهر خود یا مشکل روان‌شناختی نیست، بلکه ممکن است شکلی از خلاقیت، جست‌وجوی لذت، تجربه زیبایی، استقلال و ورود نمادین به دنیای بزرگسالی باشد.

این روان‌پزشک و روان‌درمانگر با بیان اینکه نوجوان امروزی در فضایی رشد می‌کند که ظاهر او دائماً ثبت، مقایسه و ارزیابی می‌شود، افزود: نوجوان هر بار که تلفن همراهش را باز می‌کند، با چهره‌هایی انتخاب‌شده، آرایش‌شده و ویرایش‌شده روبه‌رو می‌شود و ممکن است واقعیت عادی خود را با محصول نهایی دیگری مقایسه کند. الگوریتم‌ها نیز محتوای جذاب‌تر و پرمخاطب‌تر را بیشتر نمایش می‌دهند و طیف محدودی از چهره، پوست و فرم بدن را به‌عنوان ظاهر مطلوب تثبیت می‌کنند.

ثاقبی افزود: نیاز به تعلق به گروه همسالان نیز می‌تواند آرایش را به یکی از نشانه‌های پذیرفته‌شدن تبدیل کند. صنعت زیبایی هم گاهی ویژگی‌های طبیعی دوره نوجوانی مانند جوش، منافذ پوست یا تفاوت فرم چهره را به‌صورت «نقص» معرفی و سپس محصولی برای اصلاح آن عرضه می‌کند. در ایران نیز احتمالاً عواملی مانند برجسته‌بودن چهره در فضای عمومی، گسترش شبکه‌های تصویری و تفاوت میان هنجارهای رسمی، خانوادگی و گروه‌های همسالان مؤثرند؛ هرچند برای اظهارنظر آماری دقیق به پژوهش‌های داخلی بیشتری نیاز داریم.

وی تأکید کرد: این پدیده را نمی‌توان صرفاً به سطحی‌شدن نوجوانان یا کاهش اعتمادبه‌نفس آنان نسبت داد. گرایش به آرایش در نقطه تلاقی هویت‌یابی طبیعی، فرهنگ رسانه‌ای، بازار زیبایی، فشار همسالان و نیاز به تعلق و دیده‌شدن شکل می‌گیرد.

این روانپزشک در پاسخ به این پرسش که آیا آرایش نوجوان صرفاً ناشی از علاقه به زیبایی است یا می‌تواند نقابی برای در امان ماندن از قضاوت دیگران باشد، بیان کرد: هر دو حالت ممکن است و گاهی هم‌زمان وجود دارند. نوجوان ممکن است از رنگ، طراحی و مهارت آرایش لذت ببرد و درعین‌حال بخواهد جوش یا ویژگی‌ای را که از آن خجالت می‌کشد، بپوشاند. حتی خود نوجوان نیز همیشه از همه لایه‌های انگیزه‌اش آگاه نیست.

چهار کارکرد اصلی آرایش در نوجوانی

دکتر ثاقبی با اشاره به اینکه آرایش می‌تواند چند کارکرد اصلی داشته باشد، توضیح داد: کارکرد نخست، خلاقانه و زیبایی‌شناختی است؛ یعنی لذت‌بردن از رنگ‌ها، هماهنگ‌کردن آن‌ها با لباس و بیان سلیقه شخصی. کارکرد دوم، هویتی و ارتباطی است؛ یعنی نشان‌دادن علاقه به یک سبک، گروه یا خرده‌فرهنگ و انتقال پیامی درباره استقلال و تعلق اجتماعی. کارکرد سوم نیز تنظیم هیجان است؛ یعنی ایجاد احساس آمادگی، بهبود موقت خلق یا افزایش احساس کنترل پیش از ورود به یک موقعیت اجتماعی.

وی با تأکید بر کارکرد دفاعی و ایمنی‌بخش آرایش گفت: در این وضعیت، نوجوان تصور می‌کند چهره طبیعی او ناقص یا سزاوار تمسخر است و برای کاهش اضطراب و جلوگیری از قضاوت آرایش می‌کند. آرایش اضطراب را موقتاً کم می‌کند، اما ممکن است ترس اصلی را حفظ کند؛ زیرا نوجوان فرصت پیدا نمی‌کند ببیند آیا واقعاً بدون آرایش طرد خواهد شد یا خیر. این چرخه خودتقویت‌کننده از باور منفی درباره چهره آغاز می‌شود، به ترس از قضاوت و آرایش برای احساس امنیت می‌رسد و اضطراب را موقتاً کاهش می‌دهد؛ اما چون پیش‌بینی ذهنی نوجوان آزموده نمی‌شود، وابستگی او به آرایش افزایش پیدا می‌کند.

این روان‌پزشک و روان‌درمانگر خاطرنشان کرد: سلامت این رفتار را باید با میزان آزادی و انعطاف‌پذیری نوجوان سنجید، نه با مقدار آرایش. والدین بهتر است به‌جای پرسیدن «چرا این‌قدر آرایش می‌کنی؟» بپرسند: «آرایش برای تو چه معنایی دارد؟»، «وقتی آرایش نداری چه احساسی پیدا می‌کنی؟» و «اگر مطمئن بودی کسی تو را قضاوت نمی‌کند، باز هم به همین شکل آرایش می‌کردی؟»

ظاهر در خدمت هویت یا هویت در خدمت ظاهر؟

ثاقبی با اشاره به اینکه آرایش می‌تواند هم به رشد هویت کمک کند و هم آن را محدود سازد، مطرح کرد: تفاوت این دو مسیر در این است که آیا نوجوان ظاهر خود را برای کشف و بیان خویش به کار می‌گیرد یا برای هماهنگ‌شدن با الگویی بیرونی. هویت در نوجوانی از راه آزمایش، انتخاب و بازنگری شکل می‌گیرد. نوجوان ممکن است سبکی را امتحان کند، از آن لذت ببرد و سپس آن را تغییر دهد یا کنار بگذارد.

وی تأکید کرد: آرایش در این حالت نوعی آزمایشگاه هویت است؛ راهی برای اینکه فرد ببیند چگونه می‌خواهد خود را نشان دهد و چه چیزی واقعاً با سلیقه او هماهنگ است. اما اگر هدف اصلی نوجوان شبیه‌شدن به معیار مسلط زیبایی و جلوگیری از قضاوت باشد، ظاهر دیگر زبان بیان هویت نیست؛ بلکه هویت در خدمت اصلاح و نمایش مداوم ظاهر قرار می‌گیرد.

این روان‌پزشک و روان‌درمانگر ادامه داد: انتخاب شخصی نیز در خلأ شکل نمی‌گیرد. نوجوان ممکن است صادقانه بگوید «برای دل خودم آرایش می‌کنم»، اما سلیقه او در محیطی شکل گرفته باشد که پیوسته یک نوع چهره مشخص را زیبا یا قابل‌قبول معرفی می‌کند. این واقعیت، انتخاب او را بی‌اعتبار نمی‌کند، اما نشان می‌دهد مرز میان سلیقه شخصی و فشار اجتماعی درونی‌شده همیشه کاملاً روشن نیست.

ثاقبی افزود: نوجوان ممکن است خود را عمدتاً از طریق جذابیتش تعریف کند و درنتیجه علایق، روابط، ارزش‌ها و توانایی‌هایش به حاشیه بروند. در اینجا «ارزشمندی وابسته به ظاهر» شکل می‌گیرد. اهمیت‌دادن به ظاهر طبیعی است، اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که فرد فقط در صورتی خود را ارزشمند بداند که زیبا، بی‌نقص و مورد تأیید دیده شود. در این وضعیت، یک جوش، عکس نامطلوب یا نظر منفی فقط ناراحتی درباره ظاهر ایجاد نمی‌کند؛ بلکه کل احساس ارزشمندی او را متزلزل می‌سازد.

وی در پایان اضافه کرد: نوجوانی که خود را از طریق دوستی، اخلاق، دانش، هنر، ورزش، شوخ‌طبعی و مسئولیت‌پذیری نیز تعریف می‌کند، در برابر تغییر ظاهر و نظر دیگران مقاوم‌تر است. بنابراین، آرایش زمانی به رشد هویت کمک می‌کند که یکی از راه‌های خودابرازی باشد و هنگامی محدودکننده می‌شود که به اصلی‌ترین منبع تعریف خود و پذیرفته‌شدن نزد دیگران تبدیل شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها