یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۰۰
منبع: روابط عمومی برنامه
آرزوی داریوش فرهنگ برای «واروژ سینمای ایران»

آرزوی داریوش فرهنگ برای «واروژ سینمای ایران»

داریوش فرهنگ گفت: آرزو می‌کنم واروژ کریم‌مسیحی (کارگردان پرده آخر) هر چه زودتر سلامتی‌اش را بازیابد، چون جای او خیلی خالی است. ۷ سال طول کشید تا او فیلم اولش را بسازد، ۱۸ سال طول کشید تا فیلم دومش را بسازد و تا به امروز ۱۸ سال طول کشیده که اگر قرار است فیلم سومش را بسازد. واقعاً یعنی چه؟

به گزارش ایسنا،طبق گزارش رسیده، برنامه کلاسیک‌های کانون با «سفر» بهرام بیضایی و «سلندر» واروژ کریم مسیحی به همت کانون کارگردانان سینمای ایران و موزه سینمای ایران و با همکاری فیلمخانه ملی ایران، غروب روز شنبه، ۱۷ مردادماه سال جاری، در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد.

کامران قدکچیان، علی ژکان، احمد امینی، نادر مقدس،داوود موثقی، حسن آقاکریمی، داوود خیامی، حمید هنری، عزت اله رمضانی‌فر، سیاوش چراغی پور، نسترن نصرتی
محمدعلی سجادی، بیژن میرباقری، علی لقمانی، علیرضا حسینی، باقر مرادی، مسعود میمی، محمدرضا عرب ، فاطمه محمدی مدیرعامل موزه سینما و... از جمله حاضران بودند.
 

در ابتدای نشست، اصغر نعیمی درباره تفاوت این برنامه کلاسیک‌های کانون با برنامه‌های پیشین این رویداد گفت: این جلسه به دلیل خاصی به شکل دیگری برگزار می‌شود، بنابراین لازم است تا درباره انتخاب فیلم‌ها و شأن نمایش آن‌ها توضیحاتی را ارائه کنم. هدف از برگزاری این نشست، نمایش یکی از آثار کارگردان سخت‌کوش و خوش‌نام سینمای ایران، واروژ کریم مسیحی، است و اثر مورد نظر کانون، بر مبنای روال برنامه کلاسیک‌های سینمای ایران، «پرده آخر»، آخرین ساخته این فیلمساز بود. کارگردان اثر نظر دیگری داشتند و علاقه‌مند بودند تا به جای «پرده آخر»، «سلندر» به نمایش درآید، زیرا احساس می‌کردند که کمتر دیده شده است. همچنین فکر می‌کنم به علت حس قدرشناسی که در این هنرمند نسبت به استاد درگذشته سینمای ایران، بهرام بیضایی، که تأثیر مشخصی در کارنامه واروژ کریم مسیحی داشته است، «سفر» به نمایش دربیاید وگرنه قصد ما بر پخش «پرده آخر» و «سلندر» بود. این‌چنین شد که ما از پیشنهاد ایشان استقبال کردیم و این را به فال نیک گرفتیم، چون فیلم «سفر» هم نمایش‌های معدودی داشته است. وحید موسائیان برای پیدا کردن نسخه خوبی از «سفر» که ترمیم شده و قابل نمایش باشد، تلاش فراوانی کردند. همچنین، از همین‌جا از مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تشکر می‌کنم که این نسخه باکیفیت را در اختیارمان گذاشتند.

نعیمی درباره دلیل عدم حضور واروژ کریم مسیحی، کارگردان «سلندر»، در برنامه کلاسیک‌های کانون عنوان کرد: روال این برنامه‌ها این‌گونه است که اگر فیلمی را نمایش می‌دهیم که کارگردان آن در قید حیات است، برنامه با حضور خود کارگردان برگزار می‌شود تا گفت‌وگویی بین سازنده اثر و مخاطبان شکل بگیرد. متأسفانه، واروژ کریم مسیحی به‌رغم علاقه‌ای که به حضور در این جمع داشتند، به دلیل بیماری‌ای که دچار آن شدند و ضعفی که به سراغشان آمده است، از همگی عذرخواهی کردند، چون حضور در این جمع برایشان میسر نبود، ولی این موضوع باعث نمی‌شود که ما او را غایب در جمع خودمان بدانیم، بنابراین از همه می‌خواهم که برای سلامتی واروژ کریم مسیحی آرزوهای خوب کنیم و از همه دعوت می‌کنم به پاس یک عمر فعالیت سخت‌کوشانه و صادقانه این هنرمند بایستید و او را تشویق کنید تا انرژی مثبت این تشویق به ایشان منتقل شود.
سپس ویدیویی از شهرام جعفری‌نژاد، منتقد شناخته‌شده سینما، راجع به ویژگی‌های واروژ کریم مسیحی پخش شد.
شهرام جعفری‌نژاد درباره نکات بارز فعالیت‌های واروژ کریم مسیحی عنوان کرد: راجع به واروژ کریم مسیحی به ذکر چند نکته مهم به صورت فهرست‌وار اکتفا می‌کنم. واروژ کریم مسیحی وارث شایسته مسیر قابل‌توجه ارامنه در تاریخ سینمای ایران است. حتماً می‌دانید که ارامنه عزیز در سینمای ما نقش قابل‌توجهی، به‌ویژه در امور فنی، داشته‌اند که می‌توان از جمله آن‌ها به مقوله کارگردانی، فیلمبرداری، تدوینگری و صدابرداری اشاره کرد. واروژ یکی از آخرین حلقه‌های فعال ارامنه در سینمای ایران است که بار دیگر توجه ما را به نقش آن‌ها در باروری سینمای ایران جلب می‌کند. نکته دیگر درباره واروژ، پایمردی و ایستادگی او در دستیاری کارگردانی برای کارگردانان مطرحی همچون بهرام بیضایی است. این در حالی است که او پس از چند سال به سادگی می‌توانست اولین فیلم بلند خودش را بسازد، ولی سال‌ها و سال‌ها در کنار بیضایی، در شرایط سخت و با مشکلاتی که فیلم‌های این کارگردان با آن دست و پنجه نرم می‌کردند، ایستاد و همچنان از او آموخت، به‌طوری که دیر وارد عرصه ساخت فیلم بلند سینمایی شد.
او افزود: نکته دیگر تعداد فیلم‌هایی است که ساخته و کیفیت و کمیت آن است.

وی ادامه داد: واروژ ۳ فیلم کوتاه و ۳ فیلم بلند ساخته است که خیلی کم است و از این جهت بد و غمبار برای ما و تاریخ سینمای ایران است که کسی با توانایی‌های واروژ این تعداد فیلم را ساخته باشد. اگر به بهره‌وری این میزان ویژگی مثبت نسبت به تعداد آثار دقت کنید، مثلاً کسی ممکن است ۱۰ فیلم ساخته باشد، ولی ۲ فیلمش خوب باشد، پس بهره‌وری آن ۲۰ درصد حساب می‌شود. از ۳ فیلم بلندی که ساخته، ۲ فیلم خیلی خوب هستند و یکی که «سلندر» است، به اذعان همه بهترین فیلم کوتاه تاریخ سینمای ایران است. همچنین، «پرده آخر» یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای ایران است، بنابراین با همین تعداد اندک، بهره‌وری بالای ۵۰ درصد دارد که کارنامه بسیار ارزشمندتری از کسانی دارد که تعداد زیادی فیلم ساخته‌اند و بی‌ارزش است. منهای اینکه ماندگاری آثار را کمیت نه، بلکه کیفیت آن‌ها تعیین می‌کند. آخرین نکته هم این است که واروژ به هر کاری تن نمی‌دهد و هیچ‌وقت از استانداردهای خودش خارج نمی‌شود. فکر می‌کنید این انبوه آثاری که این روزها در سینماها و شبکه‌های نمایش خانگی دیده می‌شود، به او کم پیشنهاد شده است؟ او به سادگی می‌توانست چندین تا از این‌ها را ساخته باشد، ولی به هر کاری تن نمی‌دهد و می‌خواهد به سلیقه خودش کار کند. از این رو سعی می‌کند خودش را با تدوین و فعالیت‌های دیگر سرگرم کند. موارد دیگری هم هست که اینجا فرصتش نیست و هر کدام از موارد گفته‌شده کافی است تا یک شخصیت در طول زندگی‌اش ماندگار شود و حالا فکر کنید تجمیع این موارد در یک نفر چقدر غرورانگیز است. من همیشه به ۴۰ سال دوستی با واروژ کریم مسیحی افتخار می‌کنم و خیلی خوشحالم که در دورانی زندگی کردم که او هم در آن دوران زندگی می‌کرد. و سخن آخر اینکه منتظر بعدی‌ات هستیم، واروژ عزیز.
در ادامه، اصغر نعیمی از داریوش فرهنگ، نویسنده، کارگردان سینما و بازیگر فیلم «سلندر»، و سیروس حسن‌پور، کارگردان سینما و بازیگر فیلم «سفر»، دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرند.

نشست کانون کارگردانان


داریوش فرهنگ درباره معنی نام واروژ با اشاره به خوش‌آوایی آن گفت: حیف می‌دانم حالا که واروژ اینجا نیست، چند کلمه‌ای درباره‌اش صحبت نکنم. البته شهرام جعفری‌نژاد هر آنچه لازم بود گفته شود را گفت. من از همان اول می‌خواهم شروع و توجه شما را به اسم او جلب کنم. واروژ اسم خوش‌آوایی است و در هر گویش و زبانی به راحتی قابل تلفظ است و به معنی آغاز زندگی است. این دوست نازنین من، دوست نازنین سینما و دوست نازنین اهالی سینما، خیلی زود کار حرفه‌ای سینما را در سال ۱۳۵۱ و در فیلم «رگبار» ساخته بهرام بیضایی شروع کرد و این شانس را داشت که به عنوان دستیار کارگردان با این همیشه استاد کار کند.
فرهنگ درباره سختی ساخت «سلندر» و نقشی که او بازی کرد، اظهار داشت: راجع به نحوه شکل‌گیری «سلندر» باید بگویم که قرار شد من و واروژ سریال «سربداران» را بسازیم و استاد بنویسد و ما بسازیم و من کمک واروژ باشم. واروژ گفت که گفتند همین‌طوری که نمی‌شود سریال بسازی؟ باید یک فیلم کوتاه بسازی تا ببینیم چند مرده حلاجی. درست است که دستیار بهرام بیضایی و کامران شیردل، امیر نادری، بهمن فرمان‌آرا و غیره بودی، ولی بیا یک فیلم ۳۰ دقیقه‌ای بساز تا ببینیم چه‌کاره‌ای. با واروژ دست دادیم و گفتیم آغاز خوبی است. هم خوشحال شدیم و هم خوش‌باور. اول از همه راجع به انتخاب بازیگر صحبت شد و من یک جوان سیاه‌چرده لاغراندام در کنار محمد مطیع، که روحش شاد، که فربه بود و قرار بود نقش دو مغول وحشی را بازی کنیم. به واروژ گفتم مطمئنی که جثه من به این نقش می‌خورد؟ گفت حلش می‌کنیم. سپس عبدالله اسکندری، طراح گریم، را صدا زد و از او مشورت خواست. اسکندری هم پیشنهاد تراشیدن سر را داد و گفت یک تکه مو پشت سرت آویزان می‌کنیم. من با واروژ از سال ۱۳۵۵ رفیق بودم و گفتم قبول. انجام بده. واروژ در بحث لباس هم گفت لباست را طوری می‌سازیم که ابهت خاصی به تو بدهد. در نتیجه، سر صحنه همیشه ۲ نفر لباس مرا حمل می‌کردند، از بس که سنگین بود و ۴۰ کیلو وزن داشت. آن موقع مبحث دستیار صحنه و لباس مطرح نبود. گفتم لباس سنگین است. گفت تازه باید اسب‌سواری هم کنی. گفتم من تا حالا اسب‌سواری نکرده‌ام. جواب داد که سوار بر اسب باید تیراندازی هم کنی. گفتم چه کاری نباید بکنم؟ همه کارهای سخت جهان را که باید انجام بدهم. پذیرفتیم و باید می‌پذیرفتیم. برای ساخت فیلم هم به یک کاروانسرای متروکه در ۷۰ کیلومتری تهران رفتیم. برای ۷۰ روز. «سلندر» یک فیلم تکنیکی بسیار قوی و بسیار شنیداری است. آن کاروانسرای متروکه مثل شهر سوخته و گروگان‌گرفته در عمق تمام تصاویر خودنمایی می‌کند که این دو تا مغول این وحشی‌گری را انجام می‌دهند. با هر مصیبتی که بود، فیلم ساخته شد، ولی خبری از سریال «سربداران» برای ما نشد.

نشست کانون کارگردانان


فرهنگ در سخنان پایانی، راجع به وقفه‌های پیش‌آمده برای واروژ کریم مسیحی برای ساخت فیلم‌هایش گفت: آرزو می‌کنم واروژ هر چه زودتر سلامتی‌اش را بازیابد، چون جای او خیلی خالی است. ۷ سال طول کشید تا او فیلم اولش را بسازد، ۱۸ سال طول کشید تا فیلم دومش را بسازد و تا به امروز ۱۸ سال طول کشیده که اگر قرار است فیلم سومش را بسازد. واقعاً یعنی چه؟

سیروس حسن‌پور راجع به نحوه ورودش به سینما و آشنایی با بهرام بیضایی گفت: داستان آشنایی من با سینما از یک زمین فوتبال خاکی شروع شد. برادر بزرگ‌تر من که خارج از کشور است در آن تیم بازی می‌کرد و ما به واسطه همکاری با ایرج رامین‌فر، برادر خانم بهرام بیضایی، با بزرگسالان آن تیم هم فوتبال بازی می‌کردیم. یک روز بهرام بیضایی و مرحوم منصور جعفری، که در سایر مواقعی که ایشان کار می‌کرد، او کنارشان بود و نقش تهیه‌کننده یا مدیر تولید را داشت، به زمین فوتبال ما آمدند و من فکر کردم برای انتخاب تیم برای مسابقات است و آن موقع حدود ۸ ساله بودم. بهرام بیضایی گفت که یک فیلم به اسم «عمو سیبیلو» می‌سازیم و آشنایی من با بیضایی از اینجا شروع شد. من کنجکاو شدم و او اعلام کرده بود که دنبال چند بازیگر برای نقش کودک است. آمدم و اطلاعات را به هم‌محله‌ای‌هایم دادم و گفتم آن‌ها دارند راجع به فیلم صحبت می‌کنند. یکی از بچه‌ها گفت که شوهرخاله من در یک فیلم بازی کرد و در تمام مدت به همه ساندویچ و چلوکباب می‌دادند. دوباره پیش گروه فیلمبرداری برگشتم و آغاز همکاری من با بیضایی در فیلم «عمو سیبیلو» بود. من در آن فیلم نقش شیپورچی را داشتم و بعد از آن فیلم «رگبار» هم کار کردم.
او راجع به نحوه حضورش در فیلم «سفر» عنوان کرد: فیلم «رگبار» که تمام شد، آن زمان بیضایی ژیان داشت و دنبال من و دوست هم‌بازی من، عباس، در «سفر» آمدند که جایش امروز در اینجا خالی است. بیضایی آن روز گفت که می‌خواهم یک فیلم بسازم و خیلی فیلم سختی است. شما دو نفر توانایی بازی در آن را دارید؟ ما در جواب گفتیم مثل آن دو فیلم، این را هم بازی می‌کنیم و کاری ندارد. پس من به واروژ می‌سپارم که بیاید و یک مدتی دیالوگ‌ها را با شما دو نفر تمرین کند. حدود ۲۵ روز واروژ کریم مسیحی می‌آمد و از صبح تمام دیالوگ‌ها را با ما تمرین می‌کرد. وقتی هم که فیلمبرداری شروع شد، تمام تکیه‌گاه من و عباس در آن دوران واروژ بود و البته دوستان خوبی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودند و افراد بسیار فرهنگی در آنجا فعالیت داشتند. بعد از فیلم «سفر» هم آخرین فیلمی که فرصت همکاری با بهرام بیضایی را داشتم، «چریکه تارا» بود. از آنجا به بعد بود که علاقه من به فعالیت در سینما بیشتر شد و آن هم به علت روحیاتی بود که واروژ داشت.
اصغر نعیمی، واروژ کریم مسیحی را دستیار کارگردانی وفادار نامید و گفت: واروژ کریم مسیحی واقعاً انسان نمونه‌ای بود؛ قبل از اینکه فیلمساز بشویم، به عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز فعالیت می‌کردیم و همیشه در ذهن‌مان واروژ کریم مسیحی را به مثابه یک فرد وفادار و کسی که به راحتی «آری» برای فیلم ساختن نمی‌گوید تصور می‌کرده‌ایم و این مهم‌ترین ویژگی بود که واروژ داشت و بدون اینکه مصاحبه و جایی آن را بیان و ابراز کند، این ویژگی به عنوان یک تجربه در اختیار نسل ما قرار گرفت، یعنی ما فکر می‌کردیم معنای دستیار خوب، وفادار بودن به کیفیت اثر و سازنده اثر، یعنی کارگردان، است و الزاما به این معنی نیست که هر دستیار کارگردان خوبی به هر قیمت و به سرعت وارد فیلمسازی بشود. آن موقع یک شوخی بین ما بود که می‌گفتیم واروژ کریم مسیحی ۲۰ سال طول کشید تا فیلم اولش را بسازد، بنابراین نباید عجله کرد. از این نظر می‌خواهم بگویم که واروژ کریم مسیحی روی یک نسل تأثیر گذاشت.
در ادامه، به پاس سال‌ها تلاش واروژ کریم مسیحی، کارگردان نامدار سینمای ایران، از این هنرمند با اهدای لوح سپاس موزه سینمای ایران تقدیر به عمل آمد و فاطمه محمدی، مدیرعامل موزه سینمای ایران، آن را به علی ژکان به نیابت از واروژ کریم مسیحی تقدیم کرد.

در پایان بهناز شیربانی، پشت تریبون قرار گرفت و متن لوح سپاس موزه سینمای ایران را به شرح زیر قرائت کرد:
عالیجناب واروژ کریم مسیحی
«این نشان، به پاس سال‌ها تلاش، آفرینش هنری و صیانت از خاطره‌ها و تصویرهای ماندگار این سرزمین به شما تقدیم می‌شود.
نامتان در تاریخ هنر ایران‌زمین همواره ماندگار»
در انتها، فیلم‌های «سفر» ساخته بهرام بیضایی و «سلندر» ساخته واروژ کریم مسیحی، ترمیم و بازسازی‌شده به همت فیلمخانه ملی ایران، به نمایش درآمد.

آرزوی داریوش فرهنگ برای «واروژ سینمای ایران»

نشست کانون کارگردانان

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری