اسد بابایی، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی روز سه شنبه ۲۰ مرداد در این نشست با تأکید بر پیوند ناگسستنی اقتصاد و فرهنگ گفت: اگر اقتصاد، صنعت و اتاق بازرگانی را از فرهنگ جدا کنیم، نمیتوان انتظار داشت که فرهنگ و زیرساختهای فرهنگی بهتنهایی مسیر توسعه و بالندگی را طی کنند.
وی با اشاره به نقش فعالان اقتصادی و تجار تبریز در توسعه زیرساختهای فرهنگی اظهار کرد: ارتباط میان اقتصاد و فرهنگ موضوعی جدی و تاریخی است و اسناد موجود نشان میدهد بسیاری از بزرگان اقتصادی تبریز در شکلگیری و توسعه نهادهای فرهنگی این شهر نقش داشتهاند.
وی از انتشار سندی تاریخی درباره مشارکت مردم و فعالان اقتصادی تبریز در شکلگیری کتابخانه ملی ایران خبر داد و گفت: این سند تاکنون منتشر نشده و بهزودی منتشر خواهد شد. در این سند اسامی افرادی که برای شکلگیری کتابخانه ملی ایران کمک مالی کردهاند، ثبت شده است.
بابایی ادامه داد: در میان این افراد نام بزرگان و چهرههایی همچون حاج محمد نخجوانی، محمدعلی حیدرزاده، دکتر صفیزاده، حاج آقا صادقی، شرکت روشنایی تبریز، بانو اعظم مراجعی و کارخانه چرمسازی خسروی دیده میشود که برخی از آنها در آن زمان مبالغ قابل توجهی برای شکلگیری کتابخانه اهدا کردهاند.
وی در ادامه افزود: در مجموع نام ۱۰۷ نفر از بزرگان تبریز در این فهرست ثبت شده است که از جمله آنها میتوان به دکتر گنجویان، دکتر تهامی، خاقانی شادگان، ابوالقاسم همگانی، علی فخینژاد، علی گلی صدرالاشرفی، اسماعیل ناصحزاده، حاج محمدعلی مصطفایی، دکتر جواد عادلنگی، حاج جوادزاده نظامی و دکتر آزمون اشاره کرد.
وی با اشاره به نقش تاریخی تجار و فعالان اقتصادی تبریز در توسعه فرهنگی گفت: بسیاری از افرادی که در این فهرست قرار دارند، از بزرگان اقتصادی، تجاری و اجتماعی شهر بودند و مشارکت آنان نشان میدهد که اقتصاد و فرهنگ در تاریخ تبریز همواره ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتهاند.
مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی ادامه داد: تبریز با حمایت همین بزرگان، در حوزه کتاب و کتابخوانی نیز پیشگام بوده و نخستین کتابخانه رسمی و مدرن شهر با تلاش علیاصغر تربیت شکل گرفت و در ادامه، کتابخانه ملی تبریز نیز با حمایت تجار و فعالان اقتصادی توسعه یافت.
وی با تأکید بر اینکه نمیتوان نقش اقتصاد، صنعت و اتاق بازرگانی را در توسعه فرهنگی کمرنگ دید، اظهار کرد: امروز نیز خیران و فعالان اقتصادی در این مسیر حضور دارند و با اقدامات خود نامشان را در تاریخ فرهنگی شهر ماندگار میکنند.
وی با اشاره به نمونهای از مشارکت خیران در توسعه کتابخانههای عمومی گفت: خانواده دکتر منی با ساخت یک ساختمان مدرن برای کتابخانه، زمینه استفاده روزانه حدود ۸۵۰ نفر از این مجموعه را فراهم کردهاند. همچنین این خانواده در محله پدری خود در مراغه نیز اقدام به ساخت کتابخانه کردهاند.
بابایی خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده است که بدون پشتوانه اقتصادی نمیتوان به بالندگی و توسعه فرهنگی دست پیدا کرد و مسئولیت اجتماعی صنایع و بنگاههای اقتصادی میتواند نقش مهمی در تقویت زیرساختهای فرهنگی داشته باشد.
وی با اشاره به اقدامات انجامشده در سالهای اخیر گفت: بخشی از تغییرات و تحولات حوزه کتاب و کتابخوانی در سه تا چهار سال گذشته با استفاده از ظرفیت مسئولیتهای اجتماعی و حمایت صنایع و مجموعههای اقتصادی انجام شده است.
وی افزود: کتابخانه مرکزی تبریز امروز به یکی از بزرگترین تالارهای خلاقیت و مراکز فرهنگی کشور تبدیل شده و در حوزه کودک و نوجوان نیز از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است که بخش مهمی از این اقدامات با حمایت مسئولیتهای اجتماعی انجام شده است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی با اشاره به ساختار کتابخانههای عمومی گفت: کتابخانه عمومی یک نهاد عمومی غیردولتی است و منابع مالی آن محدود است، بنابراین نمیتوان انتظار داشت تمام نیازهای توسعهای کتابخانهها تنها از محل اعتبارات عمومی و سهم نیم درصد درآمد شهرداریها تأمین شود.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی صنایع و بنگاههای اقتصادی میتواند به عنوان یک ظرفیت مهم برای توسعه کتابخانهها و زیرساختهای فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.
وی با اشاره به بازدید اخیر سفیر قزاقستان از کتابخانه مرکزی تبریز اظهار کرد: هفته گذشته سفیر قزاقستان به تبریز آمد و از کتابخانه مرکزی بازدید کرد.
وی از امکانات و میزان استقبال مردم از این کتابخانه بهشدت تحت تأثیر قرار گرفت و درخواست کرد تجربه تبریز در حوزه کتابخانههای عمومی به قزاقستان منتقل شود تا از آن برای ایجاد کتابخانه در آستانه استفاده کنند.
بابایی ادامه داد: سفیر قزاقستان در این بازدید درباره استقبال جوانان تبریز از کتابخانهها و میزان مطالعه آنها پرسشهایی مطرح کرد و این موضوع نشاندهنده ظرفیت فرهنگی تبریز در حوزه کتاب و کتابخوانی است.
وی با اشاره به فعالیت کتابخانهها در زندانهای استان نیز گفت: در استان آذربایجانشرقی پنج زندان را تجهیز کردهایم و برای آنها کتابخانه ایجاد شده است. اتفاق جالب این است که در میان گروههای مختلف، زندانیان از جمله مخاطبانی هستند که استقبال قابل توجهی از کتاب و کتابخانه دارند.
مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی در ادامه از اجرای طرحی برای مشارکت عمومی در توسعه کتابخانهها خبر داد و گفت: طرحی با عنوان «یک دانش» در دست اجراست که بر اساس آن، مردم میتوانند حتی با خرید یک صندلی برای کتابخانه محل زندگی خود در توسعه فضای کتابخوانی مشارکت کنند.
وی افزود: در این طرح، فردی که امکان کمک مالی گسترده ندارد نیز میتواند یک صندلی یا وسیله مورد نیاز کتابخانه را تهیه کند و نام او به عنوان اهداکننده در همان کتابخانه ثبت شود.
بابایی گفت: حتی فردی که ۲۰۰ هزار تومان در اختیار دارد میتواند با خرید یک صندلی کودک در این طرح مشارکت کند و این مشارکت کوچک نیز به عنوان بخشی از جریان توسعه فرهنگ کتابخوانی ثبت خواهد شد.
وی تأکید کرد: توسعه فرهنگ کتابخوانی تنها به کمکهای مالی بزرگ وابسته نیست و هر فردی با هر میزان توانایی میتواند در این مسیر نقش داشته باشد؛ مهم این است که فرهنگ مشارکت و مسئولیت اجتماعی در حوزه کتاب و کتابخوانی تقویت شود.
تاریخ اتاق تبریز تاریخ خاندانهایی است که اقتصاد این شهر را ساختهاند
ساسان نیکرفتار خیابانی، یک جامعهشناس نیز در این نشست با تأکید بر نقش خاندانهای تجاری در شکلگیری و توسعه نهادهای اقتصادی تبریز گفت: تاریخ اتاق تبریز را نمیتوان صرفاً تاریخ یک نهاد دانست، بلکه این تاریخ تا حد زیادی روایت خاندانهایی است که چند نسل در بازار تبریز فعالیت کرده و بخشی از سرمایه اقتصادی و اجتماعی خود را به تهران و اقتصاد ملی ایران منتقل کردهاند.
وی به یک تجربه زیستی خود در مورد تاریخ اتاق تبریز اشاره کرد و افزود: در پژوهشی که در قالب رساله دکتری خود در حوزه جامعهشناسی اقتصادی و توسعه با عنوان «مطالعه کنش اقتصادی تجار تبریز و آذربایجان در دوره مشروطه و حکومت رضاشاه براساس نظریه حکشدگی ترکیبی» انجام دادهام، هرچه بیشتر در اسناد و زندگی تجار تبریز پیش رفتم، یک نکته برایم برجستهتر شد و آن اینکه تاریخ اتاق تبریز را نمیتوان صرفاً تاریخ یک نهاد دانست.
وی ادامه داد: تاریخ اتاق تبریز تا حد زیادی تاریخ خاندانهایی است که اقتصاد این شهر را ساختهاند، خاندانهایی که چند نسل در بازار تبریز حضور داشتند، اعتبار و شبکه اجتماعی داشتند، با قفقاز، عثمانی، روسیه و اروپا تجارت میکردند، در امور عمومی شهر مشارکت داشتند و در نهایت، بخشی از آنان در شکلگیری و اداره نهادهایی مانند مجلس تجارت، اتاق تجارت و اتاق بازرگانی نقش ایفا کردند.
نیکرفتار با اشاره به یافتههای پژوهش خود گفت: تجار تبریز را نباید صرفاً «بازرگان» به معنای امروزی کلمه تصور کرد، آنها بخشی از نخبگان اجتماعی شهر بودند و قدرتشان تنها از سرمایه مالی ناشی نمیشد، بلکه اعتماد، خوشنامی، روابط خویشاوندی، شبکههای صنفی و ارتباطات گسترده تجاری، بخشی از سرمایه اجتماعی آنان را تشکیل میداد.
وی افزود: به همین دلیل، تشکلیابی تجار در تبریز نیز اتفاقی نبود. بررسیهای تاریخی نشان میدهد که بازرگانان تبریز حدود ۱۷۰ سال پیش نخستین اجتماعات و مجالس تجاری را در این شهر شکل دادند و بهتدریج از نظام سنتی «رئیسالتجار» و «ملکالتجار» به سمت یک نظام مشورتی و انتخابی حرکت کردند.
وی با بیان اینکه از دیوانخانه و مجلس تجارتی تا تأسیس اتاق تجارت، با یک روند تاریخی نهادسازی مواجه هستیم، خاطرنشان کرد: نکته قابل توجه این است که حدود ۷۰ سال پیش از تصویب تأسیس اتاق تجارت تبریز در ۲۹ مرداد ۱۳۰۷، فرمان تشکیل نخستین مجلس تجارتی ایران در تبریز صادر شده بود.
این استاد دانشگاه، افزود: بنابراین اتاق تبریز صرفاً یک ساختمان یا سازمان اداری نبود، بلکه محصول یک فرهنگ تاریخی شامل تشکلیابی، مشورت، اعتماد و دفاع جمعی از منافع بخش خصوصی بود.
وی سپس به موضوع مهاجرت برخی خاندانهای تجاری تبریز پرداخت و گفت: پرسش مهم این است که چه اتفاقی افتاد که بخشی از همان خاندانهایی که این نهادها را ساخته بودند، در دهههای بعد تبریز را ترک کردند؟
وی ادامه داد: با بررسی فهرست اعضای هیئت نمایندگان اتاق تجارت و اتاق بازرگانی تبریز با نامهایی مواجه میشویم که هرکدام بخشی از تاریخ اقتصادی این شهر هستند، از جمله خاندانهای آنتیکچی، احمدزاده دهقان، ارومچی، اصغرزاده پارسا، جعفر اصفهانی، ایپکچی، درزهکنانی، رحیمزاده خویی، صدقیانی، صدقیانیزاده و ودودسیدی.
نیکرفتار خیابانی بیان کرد: بررسی اسناد اتاق و روایت خانوادههای این تجار نشان میدهد شمار قابل توجهی از آنان بهتدریج فعالیت اقتصادی خود را از تبریز به تهران منتقل کردند، اما این مهاجرت را نباید صرفاً با یک توضیح ساده اقتصادی، مانند بزرگتر بودن بازار تهران، تفسیر کرد.
وی افزود: تجار تبریز طی چند دهه با جنگ، اشغال نظامی، غارت اموال و حجرهها، بیثباتی سیاسی، تغییر مسیرهای تجارت منطقهای و سپس سیاستهای تمرکزگرایانه دولت مرکزی مواجه شدند. در دوره رضاشاه نیز با اجرای سیاستهایی مانند انحصار تجارت خارجی در سالهای ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ و تمرکز امکانات، اعتبارات و تصمیمگیریهای اقتصادی در تهران، ادامه فعالیت مستقل از تبریز دشوارتر شد.
وی با اشاره به مفهوم «ناامنی نهادی» در پژوهش خود گفت: ممکن است یک تاجر سرمایه داشته باشد، بازار را بشناسد و حتی مشتری نیز داشته باشد، اما اگر احساس کند قواعد بازی دائماً تغییر میکند، امنیت سرمایهاش تضمین نیست و دسترسی او به فرصتهای اقتصادی محدود شده است، رفتار اقتصادی او نیز تغییر خواهد کرد.
این جامعهشناس با اشاره به نمونه حاج جواد درزهکنانی، از اعضای هیئت نمایندگان اتاق تجارت تبریز، اظهار کرد: سرگذشت او نمونهای از چیزی است که در پژوهش از آن با عنوان «فکشدگی اجباری» یاد کردهام.
وی ادامه داد: در مقابل، در خاندان صدقیانی و صدقیانیزاده الگوی متفاوتی مشاهده میشود. نسل اول تا حد امکان در تبریز میماند و بر سرمایه اعتباری و شبکه اجتماعی خود تکیه میکند، اما نسلهای بعدی بهتدریج تهران را بهعنوان محل اصلی فعالیت انتخاب میکنند. با این حال، حتی پس از مهاجرت نیز ارتباط با تبریز کاملاً قطع نمیشود و نوعی شبکه دوکانونی میان تبریز و تهران شکل میگیرد.
نیکرفتار خیابانی گفت: در مورد خاندانهای ارومچی و اصغرزاده پارسا نیز اسناد اتاق تجارت نشان میدهد که مهاجرت در واکنش به بیثباتی بازار و انسداد فرصتهای نهادی اتفاق افتاده است. در مورد خاندان ارومچی، ابتدا سرمایه به تهران منتقل میشود و سپس بهتدریج افراد و شبکه انسانی خانواده نیز همان مسیر را طی میکنند.
وی افزود: خاندان آنتیکچی نیز نمونه دیگری است. این خاندان سالها در هیئت نمایندگان اتاق تجارت تبریز حضور داشت، اما با تمرکز تدریجی اقتصاد در تهران و تغییر شرایط تجارت خارجی، در دهه ۱۳۲۰ به تهران منتقل شد، هرچند برای مدتی ارتباط خود را با بازار تبریز حفظ کرد.
این جامعهشناس درباره خاندان احمدزاده دهقان نیز اظهار کرد: در مورد این خاندان نیز تقریباً همین الگو دیده میشود؛ حضور در هیئت نمایندگان اتاق در دهه ۱۳۱۰ و سپس انتقال فعالیت به تهران در دهه ۱۳۲۰.
وی تأکید کرد: بنابراین، با یک یا دو مورد استثنایی روبهرو نیستیم، بلکه با یک الگوی تاریخی مواجهیم.
نیکرفتار خیابانی با بیان اینکه «سرمایه فقط پول نیست»، گفت: این تجار زمانی که از تبریز رفتند، تنها پول خود را با خود نبردند، بلکه شبکه، تجربه، دانش تجارت، اعتبار خانوادگی، ارتباطات بینالمللی و مهمتر از همه، یک فرهنگ اقتصادی را نیز با خود منتقل کردند.
وی افزود: به همین دلیل بسیاری از خاندانهای تبریزی پس از مهاجرت، در تهران و بعدها در اقتصاد ملی ایران دوباره به بازیگران مهم اقتصادی تبدیل شدند. این همان چیزی است که در رساله از آن به عنوان «بازحکشدگی» یاد کردهام.
این جامعهشناس توضیح داد: تاجر از محیط اقتصادی و اجتماعی قبلی خود جدا میشود، اما در محیط جدید از صفر شروع نمیکند؛ بلکه شبکههای خویشاوندی و اعتماد را بازسازی کرده، با دیگر مهاجران تبریزی ارتباط برقرار میکند و سرمایه اجتماعی گذشته خود را در محیط جدید به کار میاندازد.
وی ادامه داد: از این منظر، مهاجرت این خاندانها را میتوان نوعی انتقال مرکز ثقل سرمایه اقتصادی و اجتماعی از تبریز به تهران دانست.
نیکرفتار خیابانی با اشاره به اهمیت مطالعه تاریخ اتاق تبریز گفت: وقتی فهرست هیئت نمایندگان دورههای مختلف را بررسی میکنیم، نباید فقط به دنبال نام افراد باشیم؛ پشت هر نام، یک خاندان، یک شبکه اقتصادی و گاه چند نسل فعالیت تجاری قرار دارد.
وی خاطرنشان کرد: خاندانهایی مانند صدقیانی، درزهکنانی، رحیمزاده خویی، ودودسیدی، ارومچی، آنتیکچی و احمدزاده دهقان صرفاً اسامی یک فهرست تاریخی نیستند، بلکه هرکدام یک پرونده برای فهم تحولات اقتصاد تبریز و حتی اقتصاد ایران محسوب میشوند.
این جامعهشناس با اشاره به کتاب «تاریخ اطاق تبریز» گفت: یکی از ارزشهای مهم این کتاب این است که مواد اولیه چنین پژوهشهایی را در اختیار ما قرار میدهد و میتواند زمینه را برای مطالعه تاریخ اجتماعی و اقتصادی تجار تبریز فراهم کند.
وی تأکید کرد: امروز بیش از گذشته نیازمند آن هستیم که تاریخ اتاق را از سطح «تاریخ سازمان» به سطح «تاریخ اجتماعی و اقتصادی تجار» ارتقا دهیم و بدانیم اعضای هیئت نمایندگان چه کسانی بودند، از کدام خاندانها میآمدند، با چه کشورهایی تجارت میکردند، چه شبکههایی داشتند، چه نسبتی با تحولات سیاسی زمان خود برقرار میکردند، چرا برخی ماندند و برخی رفتند و نسلهای بعدی آنها چه شدند.
نیکرفتار خیابانی گفت: مطالعه این خاندانها در رساله من نشان داد که کنش اقتصادی تجار تبریز را نمیتوان صرفاً با سود و زیان توضیح داد، رفتار آنها در شبکهای از خانواده، بازار، اعتماد، هویت محلی، سیاست دولت، تحولات بینالمللی و تجربههای تاریخی شکل گرفته بود.
وی با اشاره به درسهایی که این تجربه تاریخی برای امروز دارد، اظهار کرد: اگر یک شهر میخواهد سرمایه و کارآفرین خود را حفظ کند، تنها داشتن بازار و امکانات فیزیکی کافی نیست؛ سرمایه به امنیت نهادی، اعتماد، امکان مشارکت و احساس تعلق نیز نیاز دارد.
این جامعهشناس افزود: تاریخ خاندانهای تجاری تبریز نشان میدهد که وقتی این بسترها تضعیف شوند، سرمایه فقط از نظر جغرافیایی جابهجا نمیشود، بلکه شبکهها، تجربهها، مهارتها و نسلهای آینده نیز جابهجا میشوند.
وی در پایان تأکید کرد: تاریخ اتاق تبریز، تاریخ یک نهاد ۱۷۰ ساله نیست، بلکه تاریخ یک فرهنگ اقتصادی ۱۷۰ ساله است، فرهنگی مبتنی بر اعتبار، اعتماد، تشکلیابی و کنش جمعی که در خاندانهای تجاری این شهر نسل به نسل منتقل شده و حتی زمانی که بسیاری از این خاندانها از تبریز مهاجرت کردند، بخشی از آن را با خود به اقتصاد ملی ایران بردند.
نیکرفتار خیابانی گفت: در کنار ثبت تاریخ اتاق، یکی از مهمترین اقداماتی که امروز باید انجام شود، ثبت تاریخ شفاهی خاندانهای تجاری تبریز است تا پیش از آنکه آخرین حلقههای حافظه این خاندانها از میان برود؛ چراکه پشت هر نامی که امروز در اسناد قدیمی اتاق میبینیم، نه فقط یک تاجر، بلکه بخشی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی تبریز ایستاده است.
تمدن با گفتوگو آغاز شد
محمد نژادکاظم، فعال فرهنگی، در این نشست با تأکید بر نقش گفتوگو و فرهنگ در شکلگیری تمدن بشری گفت: تمدن از زمانی آغاز شد که انسانها برای حل نیازها و مسائل خود به گفتوگو، تعامل و همکاری روی آوردند و امروز نیز توسعه اقتصادی و اجتماعی بدون گفتوگو و همکاری امکانپذیر نیست.
وی در سخنانی با اشاره به سیر تحول زندگی بشر اظهار کرد: ما از کتابها آموختهایم که انسان در مسیر رشد خود، گندم را یافت، آن را کاشت و به تدریج با شکلگیری نیازهای جدید، برای حل مسائل خود به دور هم جمع شد.
وی ادامه داد: در ابتدا انسان حتی سخن گفتن را نیز به معنای امروزی بلد نبود و برای انتقال مفاهیم و پیامها از نشانهها استفاده میکرد. برای مثال، زمانی که چیزی را در جایی قرار میداد و میخواست دوباره آن را پیدا کند، علامتهایی روی چوبها ایجاد میکرد و همین نشانهها به تدریج زمینه شکلگیری ارتباطات پیچیدهتر را فراهم کرد.
نژادکاظم افزود: ارتباط انسانها ابتدا با اشاره، ایمان و زبان بدن شکل گرفت و سپس به زبان واقعی، صدا، کلمه و جمله رسید و در نهایت تمدن با گفتوگو آغاز شد، گفتوگویی که بعدها به تفکر و فلسفه نیز منجر شد.
وی با اشاره به نقش فعالیتهای فرهنگی در توسعه جامعه گفت: خوشحالیم که در این مجموعه، فعالیتهای فرهنگی مورد حمایت قرار میگیرد و اتاق بازرگانی نیز از کارهای فرهنگی و اقدامات ارزشمند حمایت میکند.
وی با بیان اینکه اتاق بازرگانی محل گردهمایی بنگاهها و فعالان اقتصادی است، اظهار کرد: تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که هیچ کشوری بدون توجه به اقتصاد و بازار نمیتواند مسیر توسعه را طی کند و برای توسعه، باید بتوان زمینه همکاری و تعامل میان فعالان اقتصادی را فراهم کرد.
این فعال فرهنگی همچنین با اشاره به اهمیت کتاب و مطالعه در انتقال تجربههای بشری گفت: بسیاری از مطالبی که امروز درباره اهمیت گفتوگو، فرهنگ و توسعه مطرح میشود، ریشه در آثاری دارد که سالها پیش درباره آنها مطالعه کردهایم و از آنها آموختهایم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود از تلاشهای هیئتمدیره اتاق بازرگانی تبریز و مجموعه روابط عمومی این اتاق در حوزه فعالیتهای فرهنگی و تاریخی قدردانی کرد و گفت: شاهد بودهایم که در این مجموعه، اسناد معتبر و ارزشمندی پیدا شده که از نظر تاریخی اهمیت بسیار زیادی دارند.
وی خاطرنشان کرد: کشف، حفظ و معرفی چنین اسنادی میتواند بخش مهمی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی تبریز را برای نسلهای آینده حفظ کند و در شناخت گذشته این شهر و نقش آن در اقتصاد کشور مؤثر باشد.
«تاریخ اتاق تبریز» از منابع متعدد و ارزشمندی بهره برده است
علی پاشازاده عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تبریز با اشاره به استفاده گسترده از اسناد و منابع در کتاب «تاریخ اطاق تبریز»، این اثر را پژوهشی ارزشمند دانست و در عین حال بر ضرورت تقویت ارجاعدهی و روششناسی اسناد در چاپهای بعدی این کتاب تأکید کرد و گفت: بخشی از متون و آثار فرهنگی ما توسط بزرگان و فعالان اقتصادی ایجاد شده و بخش عمدهای از آنها نیز توسط همین افراد حفظ و نگهداری شده است؛ موضوعی که نشان میدهد این افراد در شکلگیری و حفاظت از میراث فرهنگی نقش مهمی داشتهاند.
وی ادامه داد: در کنار توجه به نقش این بزرگان در شکلگیری نهادهای اقتصادی، باید به نقش آنان در ایجاد و تقویت مراکز و فعالیتهای فرهنگی نیز توجه کرد.
وی با اشاره به کتاب «تاریخ اطاق تبریز» گفت: امروز برای نقد و بررسی این کتاب در خدمت دوستان هستیم و تلاش میکنم در کنار بیان نقدها، نقاط قوت اثر را نیز مورد توجه قرار دهم؛ چراکه نقد صرفاً به معنای بیان ایرادها نیست و باید نقاط قوت یک اثر نیز دیده شود.
پاشازاده با اشاره به بخش «روشنامه» کتاب اظهار کرد: در این بخش، مؤلف محترم عنوان کرده است که کتاب از «زبان دانشگاهی» برخوردار نیست. شخصاً این واژه را چندان مناسب نمیدانم، زیرا چیزی به نام «زبان دانشگاهی» به معنای دقیق کلمه نداریم و بهتر است از «قالب دانشگاهی» سخن بگوییم.
وی ادامه داد: منظور مؤلف از این تعبیر ظاهراً این است که در کتاب از مباحث نظری به شکل گسترده استفاده نشده است؛ در حالی که بخشی از کتاب که تحت عنوان نظریهپردازی مطرح شده، اتفاقاً از نقاط ارزشمند اثر و یکی از مؤلفههای یک کار پژوهشی دانشگاهی محسوب میشود.
وی با بیان اینکه استفاده از مباحث نظری در مطالعات تاریخی در سطح جهان نیز رایج است، گفت: در بسیاری از آثار تاریخی و پژوهشهایی که توسط استادان دانشگاه در ایران و جهان انجام شده، مباحث نظری و تحلیل تاریخی مورد توجه قرار گرفته است و این موضوع میتواند به غنای پژوهش کمک کند.
عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تبریز با تأکید بر ضرورت توجه به مهارتهای تخصصی دانشجویان تاریخ اظهار کرد: گاهی در آموزش تاریخ، به مباحث نظری بیش از اندازه توجه میشود و از برخی مهارتهای مهم مانند سندشناسی، نسخهشناسی، سکهشناسی و دیگر روشهای تخصصی غفلت میشود، در حالی که این مهارتها نیز باید در آموزش دانشگاهی مورد توجه قرار گیرند.
انتهای پیام

