چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۵
مدارا در ضعف و مبارزه در قدرت با سیره امامان همخوانی ندارد

الویری در گفت‌وگو با ایسنا تبیین کرد:

مدارا در ضعف و مبارزه در قدرت با سیره امامان همخوانی ندارد

مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) با رد این نگاه که ائمه(ع) در ضعف مدارا می‌کردند و در قدرت می‌جنگیدند، تأکید کرد: جهاد حکمی تعطیل‌ناپذیر است که شکل آن بر اساس شرایط تغییر می‌کند؛ اما در روابط با جبهه باطل، به کارگیری واژه "مصالحه" نادرست است و باید از تعابیر "آتش‌بس" یا "مذاکره" استفاده کرد.  

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن الویری- مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) - در گفت‌وگو با ایسنا، به نقد پیش‌فرض دوگانه «مدارا و صلح‌طلبی در شرایط ضعف در برابر قیام و مبارزه در شرایط قدرت» پرداخت و با اشاره به سیره معصومان(ع)، بر تعطیل ناپذیری حکم جهاد و تنوع اشکال آن تأکید کرد و نقش رهبری را در تشخیص مصداق کنونی جهاد تعیین کننده دانست.

نقد دوگانه مدارا در ضعف و مبارزه در قدرت

الویری در پاسخ به پرسش اول، با رد صریح این دوگانه اظهار کرد: این دوگانه از اساس با تفکر دینی و سیره عملی ائمه معصوم(ع) همخوانی ندارد. نه اینگونه است که در شرایط ضعف فقط به دنبال صلح و مدارا باشیم و در شرایط قدرت فقط به جنگ با ظلم بپردازیم. حتی در موضع قدرت، عفو و بخشش داریم که اگرچه روایات آن ناظر به تعاملات فردی است، اما در خوانش جمعی و اجتماعی می‌تواند خط مشی برای کلان جامعه و حکومت باشد. همچنین در موضع ضعف، ائمه(ع) متناسب با شرایط، ستم‌ستیزی داشتند.

وی افزود: آنچه در فرهنگ دینی به عنوان یک بنیان نظری قطعی، گریزناپذیر و تعطیل ناپذیر داریم، حکم جهاد است؛ یعنی کوشش و سختکوشی برای حفظ آرمان‌های دینی. این حکم هرگز رنگ تعطیل به خود نمی‌گیرد، اما می‌تواند در قالب‌های گوناگون ظاهر شود: گاهی مبارزه نظامی، گاهی صلح، گاهی مدارا، گاهی کار علمی، گاهی کار سیاسی کم هزینه‌تر، گاهی تقیه، گاهی کنار کشیدن از جامعه و گاهی پذیرش ولایتعهدی یک خلیفه غاصب (مانند آنچه امام رضا(ع) انجام داد).

الویری با اشاره به مصادیق عینی در نظام جمهوری اسلامی اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب، مفاهیمی مانند "جهادسازندگی"، "جهاد کشاورزی" و "جهاددانشگاهی" را داریم و رهبر معظم انقلاب نیز تعبیر "جهاد تبیین" را به کار بردند. همچنین دفاع مقدس ۸ ساله و حتی شهدای اخیر جان برکف از آرمان‌ها دفاع کردند، همگی مصادیق جهاد هستند. بنابراین جهاد چه در موضع قدرت و چه در موضع ضعف، یک حکم تعطیل ناپذیر است و تنها شکل آن تغییر می‌کند.

وی تأکید کرد: تنوع رفتارهای اهل بیت(ع) را نباید به ضعف یا قدرت آنان برگردانیم، بلکه باید از منظر شرایط و اقتضائات حفظ دین نگاه کنیم. اگر حفظ دین ایجاب کند که جان بدهیم، حتی در موضع ضعف، مبارزه مسلحانه می‌کنیم؛چنانکه امام حسین(ع) چنین کرد. امام حسن(ع) نیز به خاطر ضعف نبود که صلح کرد،بلکه شکل جهاد را تغییر داد و هرگز جهاد را ترک نکرد. آن دسته از شیعیان که امام را به "خوارکننده مؤمنان" خطاب کردند،توجه نداشتند که ایشان جهاد را ترک نکرده، بلکه شکل آن را متناسب با شرایط تغییر داده است.

تفاوت مصالحه در فقه و روابط بین‌الملل؛ پیشنهاد واژه "آتش‌بس"به جای "مصالحه"

الویری در پاسخ به پرسشی درباره بهره‌گیری از مذاکره و مصالحه برای کاهش تنش‌ها و دفاع از هویت و منافع جامعه اقلیت، با تأکید بر لزوم دقت در واژگان گفت: پاره‌ای از اختلافات و نزاع‌ها از کژتابی واژگان ناشی می‌شود. تعبیر "مصالحه" در فقه و رفتارهای اقتصادی-اجتماعی معنایی دارد و در روابط بین‌الملل معنایی دیگر. در فقه، مصالحه مانند جایی که کارگر و کارفرما بر سر دستمزد اختلاف دارند و با گذشت از طلب یکدیگر، اختلاف را برچیده و رابطه را به مودت تبدیل می‌کنند. اما در روابط بین‌الملل، صلح به این معنا نیست. قرآن نیز "صلح" را به این معنا به کار نبرده است. تعریف رایج امروز از صلح این است که "صلح ادامه جنگ در لباسی دیگر و جنگ ادامه صلح در لباسی دیگر" است، که با تلقی فقهی تفاوت اساسی دارد.

وی افزود: اگر تصور کنیم که کشور ما می‌تواند با جبهه استکبار اختلافات را کنار بگذارد و رابطه مودت‌آمیز برقرار کند، اساساً قابل تصور نیست، زیرا جریان حق و باطل نقطه مشترکی ندارند که به صلح برسند. اما اگر واژه "مصالحه" را کنار بگذاریم، مفاهیمی مانند "آتش‌بس"، "مذاکره" و "مهادنه" (به تعبیر فقهی) یا "سلم" قابل تصور و دفاع پذیر است. پیامبر(ص) گفت‌وگوهای زیادی با قبایل اطراف مدینه داشتند و حتی صلح «حدیبیه» نیز یکی از مصادیق گفت‌وگوست؛ در آنجا نیز جهاد ترک نشد، بلکه شکل آن به "ترک مخاصمه" تغییر یافت و با پذیرش پاره‌ای از شروط و امتیازدهی، زمینه سازی شد که جریان حق با قوت بیشتری ادامه دهد.

جهاد با اشکال مختلف؛ مذاکره به عنوان یکی از اشکال جهاد

الویری با یادآوری سه پیش فرض اساسی گفت: نخست اینکه جریان حق و باطل دو جریان قوی در طول تاریخ هستند که تا نفخ صور (به تعبیر مولوی) با هم آشتی ندارند. دوم اینکه جهاد حکم قطعی و تعطیل ناپذیر الهی است. سوم اینکه جهاد می‌تواند اشکال مختلف داشته باشد. بنابراین اگر به هر دلیل احساس کردیم که شرایط نظامی، همراهی مردم، همدلی کشورهای اسلامی یا سلطه تبلیغاتی دشمن، اجازه جهاد نظامی را نمی‌دهد، می‌توانیم جهاد تبیینی، فرهنگی، رسانه‌ای، حقوقی و حتی مذاکره را جایگزین کنیم. استفاده از ابزار مذاکره به عنوان یکی از اشکال جهاد، در سیره معصومان(ع) نیز سابقه دارد.

وی در ادامه، با اشاره به فضای سیاست‌زده کشور، بر نقش تعیین کننده رهبری در تشخیص نوع جهاد تأکید کرد و گفت: ملاک تشخیص اینکه اکنون زمان جنگیدن است، مذاکره کردن، امتیاز دادن (مانند امام حسن(ع)، امام رضا(ع) و پیامبر(ص) در صلح حدیبیه) یا شهید شدن (مانند امام حسین(ع)) چیست؟ این تشخیص به دو دلیل بر عهده رهبری است: اول، قانون اساسی کشور، جنگ و صلح را از اختیارات رهبری قرار داده است. دوم، برای ما که باور دینی داریم، رهبری معظم با هوشمندی و هوشیاری تشخیص می‌دهد؛ همانگونه که امام خمینی(ره) در مقطع پذیرش قطعنامه ۵۹۸ انجام دادند و تشخیص ایشان ملاک بود. اینکه بعداً بگوییم چه کسی فشار آورد یا چه کسی اثر گذاشت، اهانت به امام است. تشخیص امام، تشخیص ولی جامعه است.

الویری تأکید کرد: اگر رهبری به هر دلیلی تصمیم نهایی را بگیرد که تفاهم‌نامه امضا شود یا نشود، جنگ شود یا نشود، مذاکره صورت بگیرد یا نگیرد، ملاک همان تصمیم است، چه با نگاه دینی و چه با نگاه برون دینی. اگر اینگونه نگاه کنیم، اختلاف نظر بنیادی نگران کننده‌ای نخواهیم داشت و تنوع دیدگاه‌های کارشناسی مانعی ندارد؛ زیرا در عرصه عمل، نمی‌توان به همه نظرات متعدد عمل کرد و کسی که این حق و جایگاه را دارد، رهبری جامعه است. به نظر بنده، می‌توان از ابزارهای مذکور در مسیر جهاد فی سبیل‌الله که آغاز کرده‌ایم، به خوبی بهره برد.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری