به گزارش ایسنا، ایرج ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز و در خانوادهای اهل موسیقی به دنیا آمد. پدرش با ردیف موسیقی ایرانی آشنا بود و او را از کودکی با آواز آشنا کرد. ایرج همچنین در مجالس تعزیه حضور پیدا کرد و از خوانندگان و تعزیهخوانانی که با دستگاههای موسیقی ایرانی آشنا بودند، بهره برد. بعدها به تهران آمد و نزد ابوالحسن صبا آموزش دید و از همین مسیر بود که به فضای حرفهای موسیقی و رادیو راه پیدا کرد.
اما آنچه ایرج را به صدایی فراتر از محافل تخصصی موسیقی ایرانی تبدیل کرد، فقط توانایی او در اجرای آواز نبود؛ بلکه قابلیت او برای قرار گرفتن در بسترهای گوناگون موسیقایی بود. صدای پرقدرت و شفاف او میتوانست در یک آواز سنتی با تحریرهای طولانی و جملهبندیهای آوازی خودنمایی کند و بعد، روی ملودیای ریتمیک و ارکسترال بنشیند و با زبان موسیقی روز سخن بگوید.
یکی از نمودهای حضور ایرج در موسیقی عامهپسند را میتوان در سینمای دهه ۴۰ دنبال کرد؛ دورهای که صدای او در شماری از فیلمهای سینمایی شنیده شد. «گنج قارون» از شناختهشدهترین نمونههاست؛ فیلمی که محمدعلی فردین در آن به جای صدای ایرج لبخوانی کرد. به این ترتیب، صدای ایرج در کنار تصویر فردین قرار گرفت و بخشی از قطعات موسیقایی این فیلم با صدای او در میان مخاطبان آن دوره شناخته شد.
چند سال بعد، همین انعطاف را میتوان در «من یه پرندهام» نیز شنید؛ قطعهای که آهنگسازی آن به حسین صمدی نسبت داده شده است. این بار ایرج در فضایی قرار میگیرد که فاصلهاش با موسیقی پاپ روز کمتر است. ملودی روان و تکرارشونده، در کنار صدای آوازی ایرج، ترکیبی میسازد که نه کاملاً در چارچوب موسیقی سنتی قرار میگیرد و نه از ریشههای آوازی او جدا میشود.
«دامن کوه بلند» نیز یکی دیگر از نمونههای حضور ایرج در فضای موسیقی ارکسترال و ریتمیک است؛ جایی که صدای او در کنار تنظیم و ارکستراسیون پاپ، وجه دیگری از تواناییهایش را نشان میدهد. این نوع قطعات یادآور این واقعیتاند که مرز میان «خواننده موسیقی سنتی» و «خواننده ترانههای عامهپسند» در موسیقی ایران همیشه آنقدر روشن نبوده که امروز تصور میکنیم. ایرج از خوانندگانی بود که میتوانست از یک سو با منطق آواز ایرانی حرکت کند و از سوی دیگر خود را با ملودی، ریتم و ارکستر موسیقی روز هماهنگ کند.
و شاید همینجا بتوان به یکی از ویژگیهای اصلی صدای ایرج رسید: انعطاف. او فقط صدایی پرقدرت نداشت؛ میدانست با این صدا چه کند. میتوانست آن را در اوج و در تحریرهای سنگین به کار بگیرد، اما در یک ترانه عاشقانه نیز آن را نرمتر و صمیمیتر کند.
این ویژگی در قطعه «کبوتر حرم» به شکل دیگری خودش را نشان میدهد. اگر بخش مهمی از شهرت ایرج با ترانههای پرتحرک سینمایی و قطعات شاد گره خورده باشد، «کبوتر حرم» مخاطب را به سوی چهرهای آرامتر از او میبرد؛ خوانندهای که در فضای آئینی و معنوی، از هیجان و نمایش فاصله میگیرد و بر بیان آرام و مناجاتگونه تکیه میکند.
به این ترتیب، وقتی به مجموعهای از قطعات ایرج نگاه میکنیم، با یک مسیر خطی و ساده مواجه نیستیم. «گنج قارون» ایرجِ سینما و صدای زندگی عامهپسند دهه ۴۰ را نشان میدهد؛ «ای کبوتر ناله سر کن» وجه سوزناک و آوازی او را آشکار میکند؛ «من یه پرندهام» از تواناییاش برای همراه شدن با موسیقی پاپ و سلیقه مخاطب عام خبر میدهد.

